پیشگیری از موقعیت های جرم با هدف نابود کردن فرصت های جنایی ایجاد می شود و آن شامل ابزاری جهت کاهش فرصت ارتکاب جرم است که به سوی بعضی از اشکال حاد جرم هدایت شده است. این امر نیازمند مدیریت، طراحی یا دستکاری محیط برای ایجاد یک سیستم روشمند است، به گونه ای که تلاش و خطر ارتکاب جرم را افزایش و مزایایی را که در نظر مجرمین جلوه می نماید، کاهش دهد. این روش توسّط تئوری های متعددی که با مسئلۀ جرم مرتبط هستند پشتیبانی می شود که شامل فعالیت منظم و چشم انداز فرصت ها می گردد (صالحی، ۳۲:۱۳۹۰).
تایلور[۷۲] و هارل[۷۳]:
به نظر تایلور و هارل (۱۹۹۶) مجرمین برای اتخاذ تصمیم در خصوص ارتکاب یا عدم ارتکاب یک جرم در یک محل خاص عوامل زیر را در نظر می گیرند(صالحی، ۳۹:۱۳۹۰):
۱- سهولت ورود به محل ارتکاب جرم چقدر است؟
۲- هدف های مورد نظر چه اندازه آسیب پذیر، جذاب و در معرض دید قرار دارند؟
۳- احتمال دیده شدن چقدر است؟
۴- آیا احتمال دارد، در صورت دیده شدن، افراد حاضر در محل بر علیه او واکنشی نشان بدهند؟
۵- آیا برای فرار از محل ارتکاب جرم، راه های مناسب و قابل دسترس وجود دارد؟
کریستوفر الکساندر[۷۴]:
در حالی که کتاب الکساندر با نام «یک زبان الگو» که در سال ۱۹۷۸ به چاپ رسید، بر جرم تمرکز نمی کند، رکن هایی دربارۀ طراحی در این کتاب وجود دارند که می توانند دارای اثرهای پیش گیرنده و کاهندۀ جرم و ترس از جرم باشند. آنچه در این کتاب اهمیت دارد این اندیشه است که افراد خود باید برای اماکن، خیابان ها و محله های شان طراحی کنند. کتاب «یک زبان الگو» بر این اصل مبتنی است که “زبانی” برای طراحی محیطی وجود دارد که به افراد اجازه می دهد تا گونۀ نامحدودی از طراحی را در چارچوب یک نظام رسمی که به آن وحدت و یکپارچگی می دهد، به روشنی تبیین کنند (کلکوهن، ۱۲۰:۱۳۸۷).
الکساندر ساختن فضاهای همگانی کوچکی را در نقاط مرکزی برای پرسه زدن مردم پیشنهاد می کند. فروشگاه ها و دیگر ساختمان های همگانی باید به شکل حاشیه فضاهای باز همگانی به کار روند، و ساختمان ها و فضاهای همگانی باید به روی خیابان باز باشند (کلکوهن، ۱۲۴:۱۳۸۷).
گرگ سویل[۷۵] و گری کلیولند[۷۶] :
گرگ سویل و گری کلیولند در کتاب «نسل دوم پیشگیری محیطی؛ پادزهری برای ویروس اجتماعی سال ۲۰۰۰ طراحی شهری»، بیان می دارند که همان گونه که فضاهای فیزیکی طراحی می شوند، ناحیه های اجتماعی محلیِ کارآمد را باید طراحی کرد. آنها از نظام های کوچک بقا یا ادامۀ حیات دفاع می کنند. این دو پژوهشگر نظام های کوچک و پایدار، بازارهای کوچک و اقتصادهای پایدار محلی را پیشنهاد می کنند. آنان در توصیه برای آینده می گویندکه ما باید مهارت های ساخت و ساز محله ها را در مقیاسی کوچک و محلی گسترش دهیم. این رویداد یک روزه رخ نخواهد داد، بلکه هر گاه که راه حل های پیشگیری محیطی سرانجام، هم محیط های فیزیکی و هم اجتماعی را برای تبدیل به مکان های زیست بومی واقعی در بر گیرند، کیفیت آن دوران را برای جامعه، و برای منطقه هایی که آنان در آن زندگی می کنند، ارتقاء خواهند داد (کلکوهن، ۱۲۰:۱۳۸۷).
در سال ۱۹۹۷ به واسطۀ مقاله ای که توسط این دو پژوهشگر به نگارش در آمد، تئوری پردازان و طرف داران CPTED را ترغیب نمود تا به دنبال اکولوژی اجتماعی CPTED حرکت کنند که این مسئله شامل موضوعات اجتماعی و روان شناختی بود. تئوری پردازان تلاش می کردند تا CPTED را از سطح محیط فیزیکی، ساختمان و محیط ساخته شده فراتر برده و به محیط اجتماعی و جنبه های اجتماعی نیز توجه نمایند. در همین زمان است که نسل دوم CPTED شکل می گیرد (قورچی بیگی، ۲۹:۱۳۸۶).
گرگ سویل انجمن بین المللی CPTED را در سال ۱۹۹۶ تأسیس کرد و اکنون بیش از چهارصد نفر از سی و پنج کشور جهان عضو آن هستند (اشنایدر، ۱۵:۱۳۸۵).
۲-۵-۵- سال ۲۰۰۰ به بعد:
به نظر سورنسن (۲۰۰۰)، افزایش فعالیت ها و به تبع آن افزایش ترافیک پیاده ظاهراً باعث افزایش ریسک جرم(از نقطه نظر هدف مجرمانه) و کاهش ریسک جرم(از نقطه نظر نظارت طبیعی) می شود که این بستگی به میزان ترافیک محلی دارد. افزایش فعالیت های سطح خیابان به وسیلۀ فراهم نمودن تدارکات برای واحدهای مسکونی تحت عنوان واحدهای خرده فروشی، ایده های جدیدی در این راستا، برای کاهش جرم است (وکرل[۷۷] و ویتمن[۷۸]، ۱۹۹۵).
امروزه CPTED توانسته است مقبولیتی جهانی کسب نماید. امروزه CPTED به محیط فیزیکی اشاره دارد و منظور از محیط همان محیط فیزیکی است. بر خلاف مفهوم مورد نظر جفری که مفهوم محیط را به مسائلی چون اکولوژی اجتماعی و مسائل روان شناسی گسترش داد، در واقع در این دوره به این علت که سایر راهکارهای مبارزه با جرم میسر نبوده است، CPTED و پیشگیری وضعی به یکی از دیدگاه های رایج در مورد پیشگیری از جرم مطرح شده و بر سایر انواع پیشگیری اولویت دارد (قورچی بیگی، ۲۹:۱۳۸۶).
۲-۶- مفهوم شناسی CPTED :
در این بخش سعی خواهد شد تا با این اصطلاح بیشتر آشنا شده و ضمن ارائه تعریفی از CPTED ارکان این تئوری را برشمرده و هر کدام را تبیین نموده، نهایت حوزه و قلمرو این تئوری را توضیح داده و به ارزیابی آن پرداخته و انتقادات وارد بر آن را تشریح نماییم.
می توان گفت که نظریه CPTED رهیافت جدیدی است که سابقه ای دیرینه دارد. این نوع رویکرد جدید محیطی جرم، بر این مدار است که بتوان از طریق ساختار کالبدی شهری و طراحی محیط های مصنوع از ارتکاب جرایم جلوگیری نمود. این امر از طریق کاهش پتانسیل طبیعی و کالبدی مناطق شهری در جرم خیزی یا کاهش امکان دهی به وقوع جرم ممکن می شود (محمودی نژاد، ۹۰:۱۳۸۶).
رویکرد محیطی را می توان رویکردی هدفمند در جهت طراحی کارآمد و هوشمندانۀ مؤلفه های محیطی با بکارگیری بهینۀ محیط مصنوع در کاهش جرایم دانست که به طور مؤثری در افزایش سرمایۀ اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و افزایش میزان رضایت شهروندی و بهبود رفاه اجتماعی جامعه، تأثیرگذار است. همچنین بر این موضوع اتّفاق نظر جمعی وجود دارد که این رویکرد در دو بعد کاهش حقیقی جرایم در محیط های شهری از یک سو و افزایش احساس ایمنی و امنیّت در آنها می تواند مؤثّر واقع شود (گرولند[۷۹]، ۲۰۰۰).
به طور کلی رویکرد CPTED را می توان طراحی کارآمد و بکارگیری بهینه کلیه عناصر موجود در محیط مصنوع به منظور کاهش جرایم شهری دانست که به طور مستقیم و غیر مستقیم در ارتقاء کیفیت زندگی و افزایش رضایتمندی شهروندی و بهبود رفاه و سرمایۀ اجتماعی تأثیر بسزایی دارد (کرو[۸۰]، ۲۰۰۰).
۲-۶-۱- مؤلفه ها و اصول پیشگیری محیطی:
نیومن[۸۱] (۱۹۷۳) و اموفات[۸۲] (۱۹۸۳)، شش خصوصیّت اصلی را به مفاهیم اوّلیّۀ CPTED پیشنهاد دادند که در اینجا به عنوان مفاهیم اصلی این رویکرد مورد بررسی قرار می گیرند. این اصول شامل قلمروگرایی، نظارت، کنترل دسترسی، حمایت از فعالیت، مدیریت و مستحکم سازی هدف می باشد.
در تصویر (۲-۵ )، مفهوم CPTED به عنوان “پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی” در قالب یک محیط وسیع تر (The wider environment)در مرکز اصول، قلمرو گرایی (Territoriality) ، نظارت (Surveillance) ، کنترل دسترسی control) (Access ، حمایت از فعالیت ( Activity Support) ، مدیریت و نگهداری (Image Maintenance) و مستحکم سازی هدف (Target Hardening) قرار گرفته است.
تصویر (۲-۵) : مؤلفه ها و اصول “پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی” (CPTED)
۱- قلمرو گرایی[۸۳]:
قلمرو گرایی یا استحکام قلمرو بدین معنی است که ما همچون سایر حیوانات، موجودات قلمرو گرایی هستیم. به همین دلیل، ما برای حفاظت از قلمرو خود نسبت به قلمرو دیگران مستعدتریم. مالکیت قلمرو یا ملک برای برانگیختن حس حفاظتی ما بیش از واقعی بودن، نیاز به درک دارد. این امر دلالت بر این دارد که هنگامی که کسی حس مالکیت یا تعلق دارد نه تنها خودش با علاقه از دارایی خود محافظت می کند، بلکه دیگران نیز متوجه می شوند که وی به انجام این کار تمایل دارد. به همین صورت، کسی که مالک چیزی است به احتمال بیشتری مایملک خود را خوب نگهداری می کند و بقیه نیز متوجه تمایل شخص به محافظت از دارایی اش می شوند (آرینگتون، ۳۳۶:۱۳۹۰).
از میان اصول اساسی رویکرد CPTED، “قلمرو” مفهومی را به ذهن متبادر می کند که فضاهای خصوصی را از فضاهای عمومی جدا کرده و بر اساس مالکیت خصوصی شکل می گیرد (گرولند[۸۴]، ۲۰۰۰). این مفهوم از طریق تقویت احساس و روحیه مالکیت در محیط های ساخته شده و مصنوع ممکن می شود که به ایدۀ چتر[۸۵] موسوم است (وکرل[۸۶]، ۱۹۹۵(.
همچنین مفهوم قلمرو گرایی می تواند به عنوان حس مالکیتی که استفاده از فضای اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد، تلقی شود (کازنس[۸۷]، ۲۰۰۲). در راهبردهای CPTED تعیین قلمرو حاکمیت، یک نقش محوری دارد. مردم با احساس مالکیتی که نسبت به اموال و املاک خود دارند از آن محافظت می کنند (البته نسبت به حریم مالکیت دیگران نیز احترام قائلند). قرار دادن حصار، نرده، تابلو و علائم هشدار، حریم های فیزیکی مناسبی هستند که حدود مالکیت و در نتیجه حدود دسترسی را مشخص می کند. لذا با تعیین مالکیت های شخصی می توان موانعی بر سر راه دسترسی مجرمین و متجاوزین ایجاد کرد. همچنین در تحقیقات صورت پذیرفته نیز، افزایش میزان قلمرو و با کاهش میزان جرم ثبت شده و ترس از جرم مرتبط بوده است (صالحی، ۴۲:۱۳۹۰).
تصویر(۲-۶) : وجود حس قلمروگرایی باعث افزایش حفاظت از اموال می گردد(محقق، اراک)
در حقیقت وقتی که ما محله را متعلق به خود می دانیم و در قبال خیابان ها، ساختمان ها و همسایگی ها، مسئولیت داریم، تلاش های مثبت پلیس و دیگر سازمان ها را تقویت می کنیم(تصویر۲-۶). در این صورت جامعۀ ما امن تر خواهد بود؛ زیرا فضاها تحت مراقبت نگهداری شده و کمتر جرم خیز هستند (صالحی، ۴۲:۱۳۹۰).
۲- نظارت[۸۸]:
یکی دیگر از اصول اساسی رویکرد CPTED، نظارت است. طراحی فیزیکی، ظرفیت توسعۀ فرصت های نظارت طبیعی یا غیر رسمی را برای ساکنان دارا می باشد. بر این اساس اگر مجرمان احساس نمایند که به وسیله مردم دیگر مشاهده می شوند، امکان انجام جرم توسط آنها کاهش می یابد. انواع مختلفی از نظارت طبیعی، رسمی یا سازمان یافته (مانند گشت های پلیس) و استراتژی های نظارت مکانیکی (روشنایی خیابان و دوربین های مدار بسته) تشخیص داده شده اند (کازنس[۸۹]، ۲۰۰۸).
الف- نظارت غیر رسمی(طبیعی[۹۰])

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.