تصویر (۲-۱) : دیدگاه جاکوبز در مورد اجرای CPTED در خیابان و مغازه
اسکلامو آنجل[۴۲]:
از دیگر نظریه پردازان، می توان از اسکلامو آنجل که همواره تأکید بر اهمیت محیط کالبدی برای پیشگیری از جرم داشت، نام برد. آنجل بر آن بود که با مشخص کردن حدود مالکیت، کاهش و یا افزایش دسترسی به محل و انجام اقداماتی در خصوص نظارت و مراقبت شهروندان و پلیس که از طریق محیط کالبدی صورت می گیرد، در کاهش جرایم تأثیر مستقیم اعمال نمود (صالحی، ۲۷:۱۳۹۰).
آنجل با کتاب «کاهش جرم از طریق طراحی شهری» خاطر نشان کرد که چگونه شهروندان می توانند در جلوگیری از وقوع جرم نقش فعّالی را ایفا کنند، او بیان کرد که استفادۀ بسیار زیاد از یک قسمت شهر، توسط مردم موجب افزایش تعداد ناظران و شاهدان می شود (تصویر ۲-۲). همچنین تراکم پایین کاربری های یک منطقه و محیط سبب کاهش تعداد قربانیان بالقوه ناشی از ارتکاب جرم می شود که هر دو عامل فوق می توانند منجر به ایجاد مانع برای ارتکاب جرم شوند. ولی از طرف دیگر، در مناطق مزبور، به سبب عدم وجود شاهدان کافی، امکان وقوع جرم افزایش می یابد (صالحی، ۲۷:۱۳۹۰).
تصویر (۲-۲) : دیدگاه آنجل در مورد اجرای CPTED در خیابان
کتاب آنجل به این امر اشاره داشت که چگونه شهروندان می توانند نقش فعالی در پیشگیری از جرم داشته باشند. وی کار خود را با مشخص کردن محیط هایی که در آنها قابلیت ایجاد فرصت برای ارتکاب جرم بیشتر بود، آغاز کرد. وی بر این عقیده بود که بعضی از مناطق از میزان جرایم بیشتر در مقایسه با مناطق دیگر برخوردارند، زیرا این مناطق فرصت بیشتری برای مجرمان در جهت ارتکاب جرم فراهم می آورند. به عبارت دیگر مجرمان، آماج های مورد نظر خود را انتخاب می نمایند و در این فرایند، تلاش و خطر رسیدن به نتیجۀ حاصله را کاملاً مورد ارزیابی قرار می دهند. هر چه فرصت و احتمال رسیدن به نتیجۀ حاصله به طور بالقوه بیشتر باشد، احتمال اینکه حداقل یک آماج، بزه دیده شود، بیشتر است (نیومن[۴۳]، ۱۳۲:۱۹۷۳).
همان طور که می بینیم در این دهه، بیشتر فعالیت ها مبتنی بر اثبات رابطه میان محیط فیزیکی و جرم قرار داده شده است. در این دوره با استفاده از اصول شهر سازی و طراحی آن دوره که مبتنی بر خیابان های خلوت و عدم تعامل مردم و اهالی با یکدیگر و عدم نظارت طبیعی بر محله بوده است، آغاز می شود و سپس مفاهیم اولیه CPTED در این دوره شکل می گیرد. در واقع این دوره را می توان دورۀ انتقاد از وضع موجود و تأکید بر توجه به نقش محیط دانست.
۲-۵-۲- دهۀ ۷۰ :
سی.ری جفری[۴۴]:
جفری در اصل عبارت «پیشگیری ازجرم از طریق طراحی محیطی» (CPTED) را ابداع کرد. او همچنین چندین کتاب مؤثر در زمینه جرم و عوامل آن نوشت. اگر چه او اخیراً اظهار داشت، که ابتکار CPTED مدرن اساس کار نیومن است تا کار خودش(صالحی ۴۰:۱۳۹۰).
جفری در کتاب «پیشگیری بزهکاری از طریق طراحی محیطی» پیشنهاداتی برای طراحی شهری ارائه نمود و برای اصلاح طراحی خیابانها، پارکها، ترمینالها، بزرگراهها و… نکاتی بیان کرد تا بدین طریق و با استفاده از این شیوه طراحی، فرصتهای بزهکاری کاهش یابد و از وقوع بزه پیشگیری شود(جیسون، ۶:۱۳۸۷).
اسکار نیومن[۴۵]: (نظریه فضای قابل دفاع[۴۶])
نظریه فضای قابل دفاع اسکار نیومن نیز یک نظریه مهم است. تمام آثار قبلی به ویژه آثار جاکوبز، در اثر اسکار نیومن در سال ۱۹۷۲ تحت عنوان «فضای قابل دفاع» به اوج خود رسیدند. در سال ۱۹۷۰ و در راستای اندیشه های پیشگیری جرم از طریق طراحی محیط، نیومن دیدگاه فضای مقاوم در برابر جرم (فضای قابل دفاع) را مطرح نمود. به نظر وی این ایده به طراحان محیط شهر کمک می کند در ساخت فضاهای کالبدی، به نوعی شهروندان را در کنترل رفتارهای اجتماعی سهیم نمایند. نیومن در این نظریه به خودیاری مردم، بیش از مداخلۀ دولت اهمیت می دهد و همچنین به قابلیت طراحی کالبدی در افزایش سطح نظارت طبیعی مردم توجه بسیار کرده است (رحمت، ۱۱۱:۱۳۸۸).
نیومن بر خلاف جاکوبز از توصیف و تجزیه و تحلیل کمی رابطه میان اشکال خاص طراحی و جرم، گامی فراتر نهاد و پیشنهاد های ارزشمندی را در زمینۀ جزئیات طراحی محیط به منظور ایجاد فضای قابل دفاع از طریق افزایش نظارت و مراقبت و کاهش تعداد راه های فرار مجرمین ارائه نمود. جاکوبز بر مراقبت به معنای عام آن تأکید داشت، در حالی که نیومن عقایدش را دربارۀ مراقبت و کاربرد محیط و حمایت از محیط کالبدی بر سلسله مراتبی که در بر دارنده چهار منطقه که حدود آنها به وسیلۀ حصارهایی تعیین شده است بنا نهاد(تصویر ۲-۳) :
۱- فضای عمومی
۲- فضای نیمه عمومی
۳- فضای نیمه خصوصی
۴- فضای خصوصی (روزبنام و ویولیس، ۴۴:۱۳۷۹)
تصویر (۲-۳) : فضای قابل دفاع: که اصول مهم آن را اسکار نیومن طراحی کرد
طبق نظریات نیومن بازداشتن از ارتکاب جرم و کاهش جرایم یعنی:
– توانمندی طراحی کالبدی در ایجاد یک «قلمرو حس مالکیت در فرد» (تقویت غریزۀ طبیعی مالکیت و قلمرو)
– توانمندی طراحی کالبدی در ایجاد موقعیت نظارت و مراقبت شهروندان
– قادر بودن طراحی کالبدی در آگاهی دادن به جدایی حریم های عمومی از خصوصی و نیمه عمومی و نیمه خصوصی
– توانمندی طراحی کالبدی محیط در تشویق شهروندان به حضور در فضاهای عمومی و حفظ آزادی رفت و آمد به مکان های عمومی و حفظ اموال شخصی
– توانمندی طراحی کالبدی به سخت کردن اهداف مجرمانه و منصرف شدن آنها از ارتکاب جرم
– توانمندی طراحی کالبدی به ترغیب حس مسئولیت پذیری شهروندان نسبت به فضاهای عمومی (حشمتی، ۴۴:۱۳۸۲)
این اصول بعد ها توسط دیگران برای پوشش زیرمقوله ها و مفاهیم مرتبط تکمیل شدکه به طور اصولی بر روی “قلمرو”، “نظارت”، “تعریف مرز” و “کنترل دسترسی” به عنوان اصول اساسی فضای قابل دفاع تمرکز کردند (اشنایدر[۴۷] و تدکچین[۴۸]، ۹۲:۲۰۰۲).
نیومن فضای قابل دفاع را این گونه تعریف می کند:
«فضای قابل دفاع»، واژها ی برای سلسله ای از نظام های فضایی شامل، موانع واقعی و نمادین، حوزه های نفوذ تعریف شده و امکان مراقبت بیشتر است که به همراه هم یک محیط را به کنترل اهالی در می آورد. «فضای قابل دفاع» در یک محیط به گونه ای سامان داده می شود که امنیت اهالی، همسایگان و دوستان را تأمین کند. بنابر این «فضای قابل دفاع»، فضایی است که تشخیص و کنترل فعالیت ها را برای اهالی آسان می سازد (صالحی، ۲۹:۱۳۹۰).
نیومن برای توجیه این که در ساختار بعضی از محیط ها، بافت اجتماعی بهتر از دیگر محیط ها جلوه می کند، مدارک آماری قابل توجهی را ارائه کرده است. این داده ها و اطلاعات از مصاحبه با اهالی مناطق و مدیران مجموعه ها، اطلاعات ثبت شدۀ انواع جرم در سازمان مسکن نیویورک و الگوهای مختلف طراحی مجموعه ها به دست آمده اند. از مطالعۀ رابطۀ ویژگی های طراحی و آمار جرم و جنایت، این نتیجه به دست آمده است که بعضی از طرح ها به طور نسبی زمینۀ بهتری را برای وقوع اعمال جنایی ایجاد می کنند. نیومن چهار ویژگی را در طراحی محیط تشخیص داده است که به همراه هم یا به تنهایی می توانند فضا را قابل دفاع سازند. از جمله:
– تعریف روشنی از سلسله مراتب قلمرو، از عمومی تا نیمه عمومی، نیمه خصوصی تا خصوصی
– قراردادن درها وپنجره ها برای ایجاد امکان مراقبت طبیعی از ورودی ها و محوطه های باز
– استفاده از فرم ها و مصالح ساختمانی مناسب برای جمعیت های آسیب
– مکان یابی مجموعه ها در مناطق “سازگار با محیط اطراف” که در آن اهالی احساس تهدید نکنند (صالحی، ۲۹:۱۳۹۰).
به طور کلی فضای قابل دفاع نیومن باعث ترفیع پذیرش عمومی این ایده شد که طراحی معماری و محیطی می تواند بر بزهکاری تأثیر گذارد (کازنس[۴۹]، ۱۳۱:۲۰۰۲).
نیومن به عنوان یک معمار تأکید کار خود را بر طراحی قرار داده بود. او در نظریۀ خود، با عنوان فضای قابل دفاع بر این نکته تأکید داشت که طراحی و شکل فیزیکی با جرم ارتباط معنا داری دارد و این امر را آمار ها تأکید می کنند. نظریۀ فضای قابل دفاع ماهیت پیشگیری از جرم را تغییر داد. اصطلاح فضای قابل دفاع بیان کنندۀ فضا و محیط است که در آن طراحی به نحوی است که به هر یک از اهالی، به عنوان فردی مسئول در محله، اجازه می دهد و حتی آنها را تشویق می کند که اولاً دیده شوند و ثانیاً دیگران را ببینند و بر اعمال و رفتار آنها نیز نظارت داشته باشند (می هو[۵۰]، ۱۹:۱۹۸۶).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.