۱- ایجاد نشانه گذاری خطوط واضح تر
۲- فراهم نمودن نور مناسب و کافی
۳- کاهش مسیرها و راه های کم تردد و مخفی
۴- اجتناب از غافل گیر شدن (کاهش غافل گیری)
۵- کاهش جداسازی
۶- افزایش مناطق ترکیبی
۷- استفاده از اماکن فعالیت زا
۸- ایجاد حس مالکیت از طریق نگهداری و مدیریت
۹- فراهم نمودن نشانه ها (علامت ها) و تابلو های اطلاعات
۱۰- افزایش طراحی در ساخت محیط اطراف (تن کین هون، ۱۰۶:۱۳۸۵)
۲-۶-۵- نظرات موافق نگرش CPTED :
ر. اموفات[۱۰۹] (۱۹۸۲) متخصص پیشگیری بزهکاری در پلیس سلطنتی سواره کانادا[۱۱۰] برای انجام یک برنامۀ جامع پیشگیری بزهکاری موارد زیر را ضروری میداند:
– با آنکه به نظر میرسد پلیس نباید پشت میزهای برنامهریزی بنشیند و به طراحی محیط های عاری از جرم بپردازد، ولی در دراز مدت این امر بسیار کارآمد و با صرفه خواهد بود، زیرا در این صورت پلیس برای حفاظت از منطقه به منابع کمتری نیاز خواهد داشت.
– تغییرات پیشگیری بزهکاری از طریق طراحی محیطی دایمی است و نیازی به برنامههای هزینه بر همراه با نیروی انسانی و بودجه زیاد نیست. در این زمینه میتوان طراحی تدافعی با استفاده از برنامههای کم هزینه چون برنامه نظارت همسایگی و فعالیتهای مدیریتی مناسب را اجرا نمود (جیسون، ۱۵:۱۳۸۷).
۲-۶-۶- نظرات مخالف نگرش CPTED :
بهنظر کسانی که معتقدند جرم نتیجۀ شرایط اجتماعی چون فقر، بیکاری و… است، اصلاح محیط کالبدی و برنامه های بهبود رفتاری، جایگزین مناسبی برای خدمات اجتماعی بازپروری و اصلاحی نیست، چرا که برنامههای خدمات مشاوره و مددکاری اجتماعی برای مقابله با جرائمی چون تجاوز به عنف و اعتیاد به الکل برنامه نظارت روزانه را تدارک می بینند و سبب ارتقاء سطح آموزش و پرورش و فرصتهای اشتغال میشوند.
برخی اعتقاد دارند دیدگاه پیشگیری بزهکاری از طریق طراحی محیطی تنها ارتکاب جرایم را به نواحی دیگر منتقل میکند. بنابراین زمانی که دستیابی به اهداف مجرمانه با نصب قفل و حفاظ بر روی در و پنجره و یا از طریق نظارتهای دقیق دشوار میگردد، مجرمین به ساختمانهایی مراجعه میکنند که از لحاظ امنیتی ضعیف باشد یا نوع جرم ارتکابی خود را تغییر میدهند. برای مثال وقتی پلیس نیویورک نظارت بر متروها را افزایش داد، میزان دزدی از اتوبوسها افزایش یافت. این مسئله در کتاب گیسون[۱۱۱] و ویلسون[۱۱۲] تحت عنوان «پیشگیری از بزهکاری، نظریه و عمل[۱۱۳]»(۱۹۸۸) بیان شده است (جیسون، ۱۶:۱۳۸۷).
۲-۶-۷- انتقادات و موانع اجرایی CPTED :
در ابتدا باید بگوییم که این تئوری در میان جرم شناسان با استقبال مواجه نشده است و نیز کسانی که در این زمینه به فعالیت پرداخته اند بیشتر معماران، برنامه ریزان و طراحان شهری بوده اند (برای مثال خانم جاکوبز طراح شهری و آقای نیومن معمار بودند). در مورد این که چرا جرم شناسان در این زمینه تمایل کمی داشته اند، سه علت وجود دارد؛ علت اول به خاطر ماهیت جرم شناسی است، زیرا بیشتر تئوری های مرتبط با طراحی از لحاظ نظری از رشته های طراحی و معماری تغذیه می شوند و این امر موجب عدم تعامل میان جرم شناسان و این رشته شده است. علت دیگر تصور اشتباهی است که از ماهیت پیشگیری محیطی از جرم وجود دارد و این امر موجب فراموشی این تئوری شده است. و در پایان شاید بتوان علت عدم تمایل جرم شناسان به این حوزه را در مشکلات اجرایی تغییرات ناشی از طراحی جستجو کرد (مابی[۱۱۴]، ۱۶۹:۱۹۷۷).
کسانی که جرم را معلول شرایط اجتماعی (فقر، بیکاری، خانواده و …) می دانند اعتقاد دارند که محیط در این زمینه نقش مؤثری ندارد، و در مجموع این رویکرد در مورد اصلاح و درمان مجرمان هیچ گونه اثری ندارد. علاوه بر این معماران معمولاً بر جنبه های زیبایی شناختی ساختمان بیشتر از مسایل امنیتی آن تأکید دارند. مانع اجرایی دیگر شاید عدم همکاری پلیس، هزینه بر بودن و مشکل بودن تغییرات محیط فیزیکی باشد. بر مشکلات فوق باید عدم همکاری و مسئولیت پذیری اهالی در اجرای برنامه های پیشگیری، عدم اهمیت ساکنان به طراحی مبتنی بر امنیت و ترجیح مسایل و جنبه های زیبایی ساختمان بر جنبه های امنیتی آن را افزود. در مجموع سه انتقاد به CPTED وارد است:
۱-فرصت مدار بودن: که به دو معنا قابل تصور است، در معنای عام تمام جرایم فرصت مدار محسوب می شوند، یعنی این که ارتکاب جرم در کنار سایر عناصر (وجود مرتکب و نبود مانع) به وجود یک هدف و آماج مناسب یا همان “فرصت[۱۱۵]” نیاز دارد(نجفی ابرندآبادی، ۲۳۹:۱۳۷۷). بنابر این از نظر این دیدگاه همۀ جرایم فرصت دار محسوب می شوند. اما آنچه که منتقدان CPTED از فرصت مدار بودن مطرح می کنند این است که ارتکاب این جرایم نوعاً تابع به وجود آمدن فرصت مناسب به معنی جذب سود یا ضرر و خطر کمتر برای مرتکب است. به بیان دیگر تا فرصت مناسب قابل دسترسی، سودمند و بی خطر برای مرتکب فراهم نگردد، وی دست به ارتکاب جرم نی زند و هنگامی که این شرایط فراهم شود وی به سمت ارتکاب جرم خواهد رفت (قورچی بیگی، ۸۹:۱۳۸۶).
۲- جا به جایی بزهکاری: عبارت است از وقوع مجدد اعمال مجرمانه، پس از اعمال تدابیر پیشگیرانه ای که دشواری ارتکاب یک جرم خاص و یا ریسک دستگیر شدن را افزایش می دهد (نجفی ابرندآبادی، ۱۳۹:۱۳۷۷). انواع جا به جایی بزهکاری عبارت است از جا به جایی فضایی (مکان وقوع جرم)، جا به جایی موقتی (زمان و روز ازتکاب)، جا به جایی تاکتیکی (روش و فنون)، جا به جایی در آماج و جا به جایی در نوع جرم.
البته مشکلات اجتماعی ناشی از جا به جایی بزهکاری را می توان با نظارت بر مناطق و محیط های وسیع تر و مدیریت و برنامه ریزی، دفع نمود. علاوه بر این که جا به جایی مشکلی است که در سایر روش های پیشگیری نیز مطرح بوده و منحصر به CPTED نمی باشد (قورچی بیگی، ۹۱:۱۳۷۶).
۳- مسایل حقوق بشری و اخلاقی: منتقدان بیان می دارند که رویکرد وضعی به پیشگیری از جرم به انگیزه های مجرمان و ریشه های جرم توجهی نداشته، آزادی و حق خلوت تابعان قانون را نقض می کند. یکی از انتقادات وارد بر این نوع پیشگیری این است که اعمال اصول پیشگیری وضعی و CPTED تنها مختص افراد ثروتمند است، زیرا تغییر در محیط و اعمال بسیاری از اقدامات وضعی امری است که تنها افراد ثروتمند از عهدۀ این کار برمی آیند. خود این مسئله موجب آسیب پذیری بیشتر طبقات فقیر می شود (نجفی ابرندآبادی، ۵۹۸:۱۳۸۳). انتقاد دیگری که به CPTED وارد است نقض حقوق و آزادی شخصی افراد است. زیرا این نوع از پیشگیری یعنی تغییر در سبک زندگی و فعالیت روزمره و صرف نظر کردن از برخی حقوق و آزادی ها که تحت تأثیر تدابیر وضعی محدود می شوند، تدابیری که می توانند هر گونه تحرک و یا حتی هر نوع اندیشه ای را با تجهیزات قوی نظارتی الکترونیکی پیشرفته شناسایی و کنترل کنند (قورچی بیگی، ۹۴:۱۳۸۶).
اجرای دیدگاه پیشگیری جرم از طریق طراحی محیطی با مشکلاتی همراه است. موفات این مشکلات را به شرح زیر بیان کرده است:
۱- برقراری تعادل بین ایمنی و فضا و ساخت و سازها از یک سو و حفظ جنبههای زیبایی شناسی از سوی دیگر، بسیار اهمیت دارد. امنیت زیاد سبب افزایش آرامش روانی میشود و اگر چه طراحی محیطی باید فعالیت مجرمانه را کاهش دهد، در عین حال باید نیم نگاهی نیز به استانداردهای زیبایی شناسی مدنظر معماران، وجود داشته باشد.
۲- در زمینه نحوه نگهداری ساخت و سازها، استاندارد و نظامنامۀ ایمنی اجباری یا اختیاری خاصی وجود ندارد، چرا که رقابت چشم و هم چشمی به مسایل امنیتی تسری پیدا نمیکند. از طرفی نقش مهم معماری در برنامهریزی امنیتی به نحو شایستهای درک نشده است، مالکان به جای اینکه از معماران بناهای خود درخواست کنند تا در طراحی خود مسایل امنیتی را در نظر بگیرند، به دنبال پروانه ساخت و ساز هستند.
۳- از آنجا که معماران نمیدانند در ساختمانهایی که طراحی میکنند چه کسانی زندگی خواهند کرد، بنابراین نمیتوانند آنها را در فرآیند برنامهریزی امنیتی شرکت دهند. از سوی دیگر معماران در طراحیهای خود به ایدههای زیباشناسانه بیشتر از معیارهای پیشگیری از بزهکاری توجه دارند.
۴- پلیس مشارکت مردم را مانعی در فرآیند برنامهریزی میداند و در زمینه برنامه گشت شهروندان که خود بخشی از برنامه پیشگیری از بزهکاری است، مشکلاتی وجود دارد (جیسون، ۱۷:۱۳۸۷).
۲-۶-۸- اجرای CPTED در مناطق تجاری:
مناطق تجاری نقش مهمی را در بیرون آوردن افراد از خانه به خیابان ها و ایجاد فعالیت بازی می کنند. این مراکز موجب سرزندگی شهری شده و کاربری مشروع و قانونی از فضا را افزایش می دهند. این افزایش کاربری خود به افزایش “چشم های ناظر بر خیابان” منجر شده و با افزایش نظارت از میزان جرایم می کاهد. طراحی این مناطق و ترکیب کاربری این مناطق عامل مهمی در امنیت این مناطق محسوب می شود. تأمین امنیت مناطق تجاری و مغازه ها، مخصوصاً در مواقعی که بسته هستند، یکی از نگرانی های عمدۀ پلیس و مالکان است. بعد از بسته شدن مغازه ها و تاریکی هوا، معمولاً مناطق تجاری به مناطق خلوت تبدیل شده که این امر بر آسیب پذیری این مناطق افزوده و ترس از جرم را در عابران افزایش می دهد. حضور مردم و آوردن آنها به خیابان و وجود فعالیت های انسانی در شب می تواند از این آسیب پذیری بکاهد. برای مثال می توان در این مناطق سینما، گالری و رستوران و یا هر مکان فعالیت زای دیگری را ایجاد نمود (تصویر ۲-۱۸).
تصویر (۲-۱۸) : فعالیت شبانه روزی اماکنی مانند پمپ بنزین موجب کاهش آسیب پذیری مغازه های اطراف می گردد(محقق، اراک)
راهکارهای دیگر که بسیار شایع است فعال کردن فضای جلوی مغازه ها است که خود می تواند بر امنیت منطقه و افزایش حضور مردم تأثیر مثبتی داشته باشد. عامل مهم دیگری که بر امن شدن فضا تأثیر می گزارد، راه های دسترسی میان مراکز خرید و مراکز شهری با مناطق مسکونی و سایر مناطق است.
در طراحی مناطق تجاری هدف امنیت و دسترسی آسان و امن به این فضاها است. علاوه بر این که جداسازی فضایی خود می تواند فرصت های مجرمانه بیشتری ایجاد کند، به عبارت دیگر به جای این که سعی نماییم مراکز تجاری را در منطقه تمرکز داده و مناطق مسکونی را در فضاهای دیگر، بهتر است کاربری های مختلف (اما غیر متضاد) را در کنار یکدیگر جمع نماییم (قورچی بیگی، ۱۶۸:۱۳۸۶).
در طراحی مناطق تجاری اهداف زیر باید مد نظر قرار داشته باشند:
کنترل دسترسی: موانع امنیتی را به منظور پیشگیری از دسترس غیر مجاز به محوطۀ ساختمان ها و مناطق داخلی فراهم می کند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.