الف. محاسبه ارزش جایگزینی دارایی‌های شرکت مشکل می‌باشد.
ب. تعیین ارزش بازار سهام شرکت‌هایی که عضو بورس اوراق بهادار نیستند و با سهام شرکت‌هایی که عضو بورس اوراق بهادار هستند ولی سهامشان داد و ستد نمی‌شود، مشکل‌ می‌باشد.
ج. در مخرج کسر دارایی‌های نامشهود در نظر گرفته نمی‌شود، بنابراین عملکرد شرکتی که سرمایه گذاری زیادی در دارایی‌های نامشهود کرده است، اغراق آمیز می‌باشد.
د. در نظر نگرفتن ریسک مالی شرکت(همان منبع).
نارسایی‌های مدل‌های ارزیابی عملکرد مبتنی بر سود حسابداری
علیرغم اهمیت زیاد سود، این معیار قابلیت دستکاری دارد و مدیر می‌تواند با انتخاب روش‌هایی، سود را تحریف و دستکاری کند. برخی از شرایطی که در آنها امکان دستکاری سود وجود دارد به شرح زیر است:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

  1. روش ارزیابی موجودی‌ها: مدیر بسته به شرایط می‌‌تواند روش مورد نظر خود را برای ارزیابی موجودی کالا انتخاب کرده و از این طریق سود را دستکاری کند.
  2. روش استهلاک سرقفلی: مبلغ سود حسابداری بسته به روش مورد استفاده شرکت برای تلفیق، متفاوت خواهد‌بود. در صورت استفاده از روش خرید[۳۹]، سرقفلی ترکیبی در ترازنامه تلفیقی نشان داده می‌شود که این سرقفلی باید در طی عمر مفید مستهلک شود. استهلاک سرقفلی سبب ایجاد هزینه استهلاک شده و در نتیجه سود را کاهش می‌دهد. اما در صورت استفاده از روش اتحاد منافع[۴۰]، سرقفلی شناسایی نمی‌شود. بنابراین، مبلغ سود در روش اتحاد منافع بیشتر از سود گزارش شده در روش خرید است. البته لازم به ذکر است که در حال حاضر فقط استفاده از روش خرید مجاز بوده و روش اتحاد منافع در شرایط خاصی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  3. هزینه‌های تحقیق و توسعه: نحوه به حساب هزینه منظور کردن هزینه‌های تحقیق و توسعه نیز بر سود اثر می‌گذارد.
  4. روش استهلاک دارایی‌های ثابت: هزینه استهلاک گزارش شده در صورت سود و زیان تحت تأثیر روش‌های خط مستقیم، مجموع سنوات، نزولی و … برای محاسبه استهلاک است. اگر شرکتی از روش نزولی برای محاسبه استهلاک استفاده کند، هزینه استهلاک در سال‌های اولیه عمر دارایی، زیاد و در سال‌های بعد کاهش می‌یابد. بنابراین، سود نیز در سال‌های نخست، کم و با گذشت زمان افزایش می‌یابد. مدیر با استفاده از این روش می‌تواند عملکرد خود را بهتر نشان دهد در حالی که دلیل بهبود عملکرد روش محاسبه استهلاک انتخابی است.
  5. ذخائر: بر طبق روش تعهدی حسابداری، مدیران هر ساله ذخائری را برای بدهکاران، موجودی کالا، گارانتی‌ها و غیره در نظر می‌گیرند که سبب کاهش سود می‌شود. این ذخایر بیشتر بر مبنای برآورد محاسبه می‌شوند و بنابراین مدیر به راحتی می‌تواند مبالغ را دستکاری کند.
  6. در نظر نگرفتن هزینه سرمایه: ایراد اساسی این معیار این است که تنها به کمیت سود توجه می‌شود در حالی که برای تعیین ارزش واقعی شرکت باید به کیفیت سود نیز توجه کرد. بنابراین اینکه سود با چه میزان سرمایه‌گذاری حاصل شده و هزینه سرمایه چقدر بوده است می‌تواند کیفیت سود حسابداری گزارش شده را تحت تأثیر قرار دهد.
  7. هزینه‌یابی کامل در مقابل کوشش‌های موفقیت آمیز: ایراد دیگری که در مورد مخارج تحقیق و توسعه وجود دارد، این است که اگر به عنوان دارایی ثبت شود ممکن است بعد از زمان کوتاهی ارزش خود را از دست بدهد یا به عبارت دیگر تحقیقات انجام شده با شکست مواجه شود. اگر فعالیت‌های تحقیق و توسعه با شکست مواجه شود چه باید کرد؟ آیا نباید آن را به عنوان هزینه در نظر گرفت؟ به نظر استیوارت پاسخ منفی است زیرا هزینه تحقیق و توسعه ا‏ی که به نتیجه رسیده است شامل هزینه تحقیق و توسعه ای که به نتیجه نرسیده است نیز می شود(استیوارت،۱۹۹۱).

برای رفع ایرادهایی که به هر یک از معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر سود وارد است، پژوهشگران تلاش کردند با معرفی معیارهای جایگزین نقایص مدل‌های مبتنی بر سود حسابداری را برطرف کنند. در ادامه به معرفی این معیارها خواهیم پرداخت.
۲-۷-۴، مدلهای اقتصادی
برای رفع ایرادهایی که به هر یک از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد وارد است، برخی از محققین همچون استیوارت (۱۹۹۱)، باسیدور و همکاران (۱۹۹۷) و باش و همکاران (۲۰۰۳) به جستجو برای ارائه معیار جدیدی برای ارزیابی عملکرد ادامه دادند. با پیدایش نظریه‌هایی در زمینه سود اقتصادی یا سود باقیمانده مدل‌هایی به منظور محاسبه سود اقتصادی پیشنهاد شد(استیوارت، ۱۹۹۱). در این مدل‌ها، سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات و هزینه سرمایه به عنوان سود اقتصادی یا سود باقیمانده تعریف می‌شود. هدف اصلی بنگاه‌ها، حفظ و افزایش ثروت سهامداران است و ارزش آفرینی برای بنگاه‌ها تنها راه نیل به این هدف تلقی می‌شود. بنابراین خلق سود اقتصادی (ارزش افزوده اقتصادی) را که باعث افزایش ارزش سهام در بازار و بهبود ثروت سهامداران می‌شود را می‌توان عامل ارزش آفرینی بنگاه‌ها تلقی کرد(باسیدور و همکاران، ۱۹۹۷). این معیارها در سیر تکاملی خود(ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، ارزش افزوده بازار و سود باقیمانده اقتصادی) تلاش دارند ضمن توجه به پیچیدگی‌های رفتاری مدیران، به ارزیابی عملکرد آنها و تعدیل تضاد منافع پرداخته و اطلاعات موجود در قیمت و بازده سهام را توضیح دهند(باش و همکاران، ۲۰۰۳). در ادامه به تشریح مدل‌های اقتصادی ارزیابی عملکرد خواهیم پرداخت.
۲-۷-۴،الف) ارزش افزوده اقتصادی(EVA)
ارزش افزوده اقتصادی[۴۱] به‌عنوان مهم‌ترین معیار ارزیابی عملکرد توسط استیوارت در سال ۱۹۹۱ معرفی شد. استیوارت(۱۹۹۱) درکتاب خود با عنوان در جستجوی ارزش، مفاهیم ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار را معرفی و مزایای آن را تشریح کرد. این معیار ارزیابی عملکرد به این منظور ارائه و بسط داده شده است که معیاری مربوط‌تر و کارآمدتر از معیارهای ارزیابی عملکرد سنتی مانند سود حسابداری برای منطبق کردن اهداف مدیران و سهامداران و سایر ذی نفعان ایجاد کند(استیوارت، ۱۹۹۱).
ارزش افزوده اقتصادی برابر است با سود پس از کسر تمام هزینه‌ها از جمله هزینه سرمایه. ارزش افزوده اقتصادی یک فرمول مخصوص از مفهوم سود باقیمانده است که برای اولین بار توسط آلفرد مارشال[۴۲](۱۸۹۰) ارائه شد. مارشال سود باقیمانده را برابر سود خالص کل بعد از کسر بهره سرمایه‌گذاری‌های انجام شده توسط سهامداران تعریف کرد(والاس[۴۳]، ۱۹۹۷). بعد از معرفی مفهوم سود باقیمانده، این مفهوم توسط چرچ[۴۴] در سال ۱۹۱۷ وارد تئوری حسابداری و در سال ۱۹۶۰ نیز وارد مباحث حسابداری مدیریت شد (داد[۴۵] و جانز[۴۶]، ۱۹۹۹). بعد از معرفی سود باقی‌مانده شرکت‌های زیادی از آن در ارزیابی عملکرد استفاده می‌کردند.
از آنجایی که سرمایهگذاران در قبال فراهم ساختن منابع مالی و متحمل شدن ریسک تجاری در انتظار دریافت پاداش هستند، سود عملیاتی شرکت باید به منظور خلق ارزش برای سهامداران از هزینه سرمایه فراتر برود. این موضوع که فلسفه زیربنایی ارزش افزوده اقتصادی است، از طریق رابطه زیر بیان می‌شود(باسیدور و همکاران، ۱۹۹۷):
)
(
۱


=
t
t
t
Capital
WACC
NOPAT
EVA
که در آن:
NOPAT = سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات در انتهای دوره t
WACC = میانگین موزون نرخ هزینه سرمایه
Capitalt-1 = مجموع سرمایه به ارزش دفتری در ابتدای دوره t (انتهایt-1)
همانگونه که از فرمول بالا استنباط می‌شود عوامل محرک ارزش[۴۷] در الگوی ارزش افزوده اقتصادی سودآوری عملیاتی شرکت، میانگین موزون هزینه سرمایه و میزان سرمایه بکار گرفته شده می‌باشند.