فدرستون

بررسی رابطه میان فرهنگ مصرفی،رسانه و بدن

مرلوپونی

بدن زیستمند/وجود فعل و انفعال میان ادراک ها و بدن ها

شیلینگ

معرفی بدن بعنوان یک پدیده زیستی و اجتماعی پایان ناپذیر/مطرح ساختن اندیشه پروژه بودن بدن/فردی شدن بدن

آنتونی گیدنز

تاکید به بدن به مثابه پروژه / بدن بعنوان پایه ای برای پروژه بازتابانه از هویت /بررسی رابطه بدن و هویت /توجه به بدن در ابعاد مختلفی چون:پوشاک و لباس،رژیم ها و خودآرایی

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

مارسل موس

تکنیک های بدن

گفتمان فمنیستی

در این بخش چهار گفتمان مطرح است که در ذیل به آوردن نام این چهار گفتمان بسنده می کنیم :
الف)گفتمان فمنیستی مارکسیستی
ب)گفتمان فمنیستی لیبرالیستی
ج) گفتمان فمنیستی سوسیالیستی
د)رویکرد فرا مدرن به تولید بدن زنانه

یکی از مهمترین عوامل کسب هویت انسان، بدن او است. چرا که بدن اصلی ترین واسطه میان فرد و دنیای خارج است. وجود انسانی در بدو امر دارای یک مظهر بدنی است. البته اعضای مختلف بدن دارای ارزش های مساوی فرهنگی نیستند. صورت بیش از هر عضوی دیگر، محل نمود ارزش ها است. بنابراین احساس هویت شخص، بیش از هر چیز دیگری در بدن فرد به خصوص، صورت وی متجلی است. بدن، شناسایی فرد در رابطه با دیگری را ایجاد می‌کند و عامل نخست شناسایی جنسیت است.که ما در بخش ذیل به توضیح رابطه بین هویت خاصه هویت دینی و بدن و به عبارت بهتر مدیریت بدن می پردازیم :
۲-۱-۲ بخش دوم: هویت دینی
۱-۲-۱-۲تعریف مفاهیم:
هویت
هویت ار نظر تاریخی مبحثی کلاسیک است.مفهوم هویت در رویکردها،گفتمان ها و نظریه ها متنوع و گسترده بوده و از موضوعات محوری شاخه های مختلف معرفت،از فلسفه گرفته تا معارف جدید همچون روانشناسی و جامعه شناسی و علوم سیاسی است.در دهه ۱۹۹۰(هویت) به یکی از چارچوب های وحدت بخش مباحثات روشنفکری و به قول جنکینز به نشانه ای از روزگار ما بدل شده بود (جنکینز،۱۱:۱۳۸۱). هویت مسئله خاص فرد یا جامعه ای نیست، بلکه می‌توان گفت امری جهانی است. در بیشتر جوامع موضوعاتی مانند نوستالژی هویتی، بحران هویتی، سیاست گذاری و برنامه ریزی هویتی و منازعات ناشی از بنیاد گرایی هویتی، بخشی از نیروی برنامه ریزی سیاست گذاران و صاحب نظران را به خود اختصاص داده است (کریمی و هکاران،۳۰:۱۳۹۱). تا به حال برای هویت معانی و تعاریف متعددی ذکر شده است. در جامعه شناسی، واژه هویت به معنای چه کسی بودن است و نیاز به آن، حس شناساندن خود و یک سلسله عناصر فرهنگی و تاریخی را در فرد یا یک گروه انسانی تحریک می کند. هر نوع وابستگی اجتماعی، نمودار بخشی از ویژگی‌های انسان است. این ویژگی‌ها، معرفت و شناخت ابنای بشر را تسهیل می‌کند. (مجتهدزاده، ۱۴۷:۱۳۷۶)
از نظر برگر هویت مفهومی ناظر به حالات و اعمال شخصی است و ریشه در تربیت خانوادگی ،آموخته‌های فرهنگی و باورهای اجتماعی دارد و تشخص و فردیت یک شخص یا یک جامعه را تشکیل می دهد. (برگر،۲۳۶:۱۳۷۵)
روزنبرگ در تعریف هویت انسان در واقع او را موجودی می داند که دارای سه جنبه خود می باشد:
خود موجود:تصویری که هم اکنون از خودمان داریم.
خود دلخواه : تصویری از آنچه که دوست داریم باشیم.
خود وانمودی :شیوه ای که ما در یک موقعیت خودمان را نشان میدهیم (ریتزر،۱۳۷۴: ۲۹۰)
در مجموع هویت را می توان ویژگی یا کیفیتی دانست که موجب تمایز و شناسایی فرد ،قوم و یا جامعه ای از یکدیگر شود .در واقع هویت ،عامل یا عواملی است که فرد را از فردی و گروهی را از گروه دیگر مجزا می کند .(منصورنژاد،۳۱:۱۳۸۵)
دین و هویت: