سرانجام، استیلس و آمبلر [۱۵۵]۴(۱۹۹۴) ویژگیهای شرکت، روابط، استراتژی و محیط را به عنوان عوامل اثرگذار بر عملکرد صادراتی شناسایی کردهاند
رشد جهانی بازارها، تمایل شرکتها به حضور در بازارهای جهانی را افزایش داده است و اغلب آنها بر صادرات به بازارهای خارجی متمایل شدهاند (دیکشا،[۱۵۶]۵ ۲۰۰۹(. این موضوع باعث شده است تا شرکتها دریابند که صرف نظر از کشور، اندازه یا نوع صنعت، مشارکت کردن در بازارهای جهانی یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است (بالابانیس و همکاران،[۱۵۷]۶ ۲۰۰۴ ). یک شرکت ممکن است گاهی به صورت انفعالی نسبت به صدور مازاد تولید خود به خارج از کشور اقدام کند؛ و یا ممکن است برای بسط و گسترش صادرات به یک بازار خاص، به صورت فعال خود را متعهد گرداند. صادرات مستلزم حداقل تغییراتی است که یک شرکت در خط تولید، ساختار شرکت، میزان سرمایهگذاری و یا رسالت شرکت، میدهد (کاتلر و آمسترانگ، ۲۰۰۶). تمایل به ادامه سرمایهگذاریهای صنعتی ضرورت رشد اقتصادی، انگیزه کسب برتری و شهرت در صحنه بازرگانی، تأکید بر ارتقای کارایی و سودآوری، اشباع بازارهای داخلی، سیاست تولید انبوه و نیاز به درآمدهای ارزی، از جمله عواملی هستند که اهمیت بازاریابی بینالمللی در صادرات آشکار میسازند.
تلاش برای تحقیق پیرامون نقش راهکار آمیخته بازاریابی بر عملکرد صادراتی بنگاهها، در اوایل دهه ۶۰ با پژوهش پیشگامانه توکی[۱۵۸]۱ آغاز شد. پس از آن افزایشی آرام اما مستمر در تعداد تحقیقات تجربی متمرکز بر این موضوع رخ داد، تا اینکه در طول دهه ۸۰ تعداد این پژوهشها به اوج خود رسید و البته روند این رشد با توجه به شیوع مسلک مطالعه تجربی، رشد جهشی آزادسازی تجاری و رقابت و ائتلاف در دنیای اقتصاد، در نیمه اول دهه ۹۰، شتاب بیشتری نیز پیدا نمود. سرجمع نتایج ۳۶ مورد از این مطالعات، در قالب یک تجزیه و تحلیل متا، در سال ۲۰۰۱ گردآوری شده است. در این مطالعه جامع، پژوهشگران با رویکردی جالب توجه و با الهام از یافتههای نام آوران حوزه مدیریت (گرینلی، پیرس، اسنف، مینتزبرگ و میلر)[۱۵۹]۲ ابتدا به بیان اصل کلی اثر راهکار بر عملکرد پرداخته و سپس فرضیه خود را با تحدید این اصل به سطح عملیاتی و از منظر بازاریابی صادراتی، بنا نهادهاند. بررسی شواهد اثربخشی برنامههای تشویق صادرات توسط کوتابه و زینکوتا نشان میدهد که با وجود دفاع سازمانهای دولتی از اثربخشی این برنامهها، پژوهشهای دلایلی منطقی و اطلاعات قابل توجهی در مورد محدود بودن و نامشخص بودن و مبهم بودن اثربخشی آنها ارایه میدهند. برخی از پژوهشها بین مشوقهای صادراتی و عملکرد صادراتی رابطه مثبت گزارش کردهاند. اما برخی از مطالعۀها نیز نشان دادهاند، این مشوقها در تحقق اهداف شکست خوردهاند. برخی از پژوهشها نیز نشان دادهاند که مشوقهای صادراتی تأثیر معکوس بر عملکرد صادراتی داشتهاند. پژوهشهای جدیدتر نشان میدهد، برنامههای تشویق صادرات به جای تأثیر مستقیم بر عملکرد صادراتی شرکت، طی یک فرآیند و به طور غیرمستقیم بر عملکرد صادراتی تأثیر گذاشته. به علاوۀ نحوه تأثیرگذاری این برنامهها بر عملکرد صادراتی هنوز یک سؤال کلیدی است. زینکوتا[۱۶۰]۳ در یک مدل فرآیندی شرح میدهد که برنامههای تشویق صادرات فقط به طور غیرمستقیم بر عملکرد صادراتی تأثیر میگذارند. این برنامهها ابزارهایی برای افزایش منابع، شایستگیها و توانمندیهای سازمانی و مدیریتی هستند. سرینگاهوس و روسن[۱۶۱]۴ نیز اشاره تأثیر برنامههای تشویق صادرات قابلیتهای صادراتی شرکتها را بهبود داده و در نهایت شانس موفقیت شرکتها در بازارهای خارجی را بهبود میدهند. درک رابطه برنامههای تشویق صادرات با عملکرد صادراتی مستلزم بررسی عوامل تعیین کننده و تأثیرگذار بر عملکرد صادراتی است. آبی و اسلاتر عوامل تأثیرگذار بر عملکرد صادراتی را به عوامل مربوط به محیط بیرونی و عوامل مربوط به محیط درونی بخشبندی میکنند. در مدل این دو، عملکرد صادرات تحت تأثیر سه گروه از متغیرهای درونی یعنی مشخصههای شرکت (مانند اندازه شرکت و طرز تلقی مدیریت نسبت به صادرات)، قابلیتهای شرکت (مانند دانش بازاریابی و فناوری) و استراتژی بازاریابی بینالمللی (مانند بازارهای هدف، روش ورود و تطبیق آمیخته بازاریابی با بازارهای هدف) است. به علاوۀ، این دو پژوهشگر تأکید میکنند که عملکرد صادراتی شرکت تحت تأثیر متغیرهای بیرونی نیز است. لئونیدو و همکاران با بررسی سی و
شش پژوهش تجربی، عوامل مؤثر بر عملکرد صادرات موفق را به پنج گروه دستهبندی کردهاند این عوامل عبارتند از:
عوامل مدیریتی
(شخصی، تجربه، نگرش و طرز تلقی، رفتاری و مشخصههای مربوط به تصمیمگیران شرکتهای صادراتی)
عوامل سازمانی
(عناصر مرتبط با مشخصهها، عملیات، منابع و اهداف سازمان)
عوامل محیطی
(فاکتورهایی که محیط عملیاتی و کلان شرکتهای صادر کننده را شکل میدهند)
هدفگیری بازارهای صادراتی
(شناسایی و انتخاب بازارهای هدف بینالمللی)
متغیرهای آمیخته بازاریابی
(استراتژی محصول، قیمت، توزیع و ترفیع)
۲-۲۳ معیارهای اندازهگیری عملکرد صادراتی
در مورد چگونگی اندازهگیری عملکرد صادراتی توافقی وجود ندارد در جدول زیر برخی از متغیرهای که به وسیله آن میتواند به بررسی عملکرد صادراتی شرکتها پرداخت اشاره شده است:
جدول۲- ۵) متغیرهای مؤثر بر عملکرد صادراتی
(منبع: حسینی و همکاران، ۱۳۸۹)

این را هم حتما بخوانید :   پژوهش - بررسی تأثیر توسعۀ محصول جدید و استراتژی های بازاریابی بین الملل بر ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

خارجی داخلی
استراتژی بازاریابی صادراتی
استراتژی کلی صادرات
استفاده از تحقیقات بازار
تطبیق محصول
تطبیق قیمت
شدت ترفیعات
نوع کانال توزیع
ادراکات و گرایشات مدیریت
حمایت و تعهد صادراتی
موانع و مزیتهای درک شده صادرات