• آزمایش
  • تجاریسازی
  • فرآیند توسعۀ محصول جدید از دیدگاه کوپر (۱۹۸۶):
    کوپر (۱۹۸۶) ارائه کننده ۱۳ مرحله در یک مدل میباشد که در نتیجه جداسازی فعالیتهایی نظیر تحقیقات بازار و آنالیز کسب و کار میباشد و از سوی دیگر در یک مدل، کوپر با ترکیبی از مراحل مذکور به ساختار سه مرحلهای دست یافته است :

    1. فعالیتهای توسعۀ ابتدایی
    2. توسعۀ محصول و آزمایش
    3. تجاریسازی

    مطالعات مختلفی بر روی عوامل اساسی موفقیت در توسعۀ محصول جدید انجام گرفته شده است. براون و ایزنهارت[۲۱]۲ (۱۹۹۵) تحقیقات انجام گرفته بر روی عوامل موفقیت یا شکست پروژههای توسعۀ محصول جدید را در سه جریان و عنوان کلی بیان کردهاند. این عناوین شامل برنامهریزی منطقی، شبکههای ارتباطاتی و حل منظم مسایل میباشند. برنامهریزی منطقی و حل منظم مسایل، موضوع بسیار مهمی است که بایستی با دقت، ساختاریافته و منظم بوده و همچنین باید رابطه متناسبی با راهبرد، برنامهریزی و ارتباطات درونی و بیرونی سازمان داشته باشد. پولتن و بارکلی[۲۲]۳ (۱۹۹۸) نیز عوامل موفقیت را در قالب دو طبقه عمده تاکتیکی و راهبردی بیان نمودهاند. از طرفی هنارد و اسزیمانسکی[۲۳]۴ (۲۰۰۱) به اهمیّت راهبرد شرکت و ویژگیهای فرآیندهای توسعۀ به عنوان مواردی که ارتباط زیادی با این دو طبقه کلی دارند، اشاره داشته این محققین ویژگیهای بازار را نیز به عنوان موقعیتهای محیطی بیان داشتهاند که بایستی حتماً مورد ارزیابی قرار گرفته و راهبردهای شرکت با آنها تطبیق پیدا کند.
    بررسیها حاکی از آن است که عوامل اصلی موفقیت پروژه توسعۀ محصول شامل عوامل زیر است: فرآیند ساختارمند توسعۀ محصول جدید (نظیر راهبرد شفاف، راهبردها و برنامههای عملیاتی)، اهداف مشخص، تعریف محصول، دیدگاه بلندمدت (داشتن برنامه برای آینده)، رهبران قوی و توانمند، درک و اطلاع از بازار، پشتیبانی از بازار، پشتیبانی مدیریت ارشد، دخیل بودن مشتری در فرآیند و اهمیّت دادن به وی. از طرفی تأکید محققین بر تیم توسعۀ در موفقیت توسعۀ محصول جدید بسیار مهم است. تیم باید دارای چشماندازی اشتراکی و شفاف باشد. چگونگی شکلگیری تیم و ترکیب و اینکه اعضای تیم بایستی دارای مهارت، تجربه و انگیزه کافی باشند همچنین نیاز تیم به یک رابطه خوب با مدیریت ارشد و قابلیت انعطاف نسبت به تغییرات احتمالی از طرف تیم و انعکاس آن در محصول دارای اهمیّت میباشد. در تحقیق دیگری که توسط کاندمیر و همکاران[۲۴]۱ (۲۰۰۶) انجام شده به مجموعه منابع انسانی، منابع توسعهای، منابع ارزیابی و منابع راهاندازی تقسیم شده است. همچنین یافتهها نشان میدهد مهمترین عوامل برای موفقیت محصول شامل:

    برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

    1. مزیتهای محصول
    2. تعریف محصول و تخصص مورد نیاز قبل از توسعۀ
    3. هم افزایی فناورانه
    4. بازاریابی هستند.

    عامل اول بر ۳ عامل دیگر تأثیرگذار است ۱) رضایت مشتری از محصول فعلی ۲) جذابیت محصول برای مشتریان فعلی ۳) جذابیت محصول برای گروههای بزرگتر مشتریان.
    مو و همکاران[۲۵]۲ (۲۰۰۷) در زمینه کسب و کارهای کوچک و متوسط کشور چین، عوامل اساسی موفقیت در توسعۀ محصول جدید را در مدل مراحل سه گانه وینسون[۲۶]۳ بررسی کردهاند. تعداد کل عوامل مورد بررسی در پژوهش ۴۶ عامل بوده که در قالب چهار طبقه کلی فنی، بازاریابی، تجاری و مدیریتی قرار گرفته است.
    در پژوهشی دیگر که توسط سان و وینگ[۲۷]۴ (۲۰۰۵) در زمینه صنعت اسباببازی هنگکنگ صورت گرفته است، از بین ۵۴ عامل موفقیت اولیه، هشت عامل به عنوان عوامل اصلی موفقیت بیان شده است. این عوامل در طول چهار مرحله توسعۀ محصول جدید بوده و عبارتند از: تعریف دقیق بازار هدف (شکلگیری ایده اولیه و طرح مفهومی)، به کارگیری استانداردهای کیفی، اهداف شفاف پروژه و ملاحظه موارد مهم در مراحل اولیه، در مرحله دوم (تعریف محصول و تعیین مشخصات)، ارتباطات داخلی در تیم پروژه، در مرحله سوم (ارائه نمونه اولیه و توسعۀ آن)، تحویل به موقع محصول به مشتری، راهاندازی به موقع، هزینه تولید محصول، در مرحله چهارم (تجاری کردن محصول).
    سوانپورن و اسپیث[۲۸]۱ (۲۰۰۵) نیز در زمینه عوامل موفقیت توسعۀ محصول جدید در صنایع غذایی تایلند تحقیق دیگری را انجام دادهاند که ۱۵ عامل اساسی استخراج شده که این ادبیات را در ۴ طبقه عمده زیر قرار دادهاند: استفاده از تحقیقات بازار در ارزیابی نمونه محصول، استفاده از تحقیقات بازار در هدایت طرحهای تحقیق و توسعۀ، استفاده از تحقیقات بازاریابی قبل از شروع طرحهای تحقیق و توسعۀ و استفاده از تحقیقات بازاریابی در تعیین جایگاه و قیمت گذاری در فاکتور اول (تحقیقات بازاریابی)، تسهیم دانش در داخل تیم، تسهیم دانش در سطح تیمها، توانایی پیگیری اطلاعات محصولات جدید، ارتباطات غیررسمی در طول فرآیند کار، تمرکز ایدههای محصول جدید بر روی شایستگی های شرکت در فاکتور دوم (اطلاعات و ارتباطات)، اعلام محصول جدید به عنوان شایستگی سازمانی، تعهد و حمایت مدیریت ارشد از پروژههای توسعۀ محصول جدید، داشتن برنامه برای توسعۀ محصول جدید و ابزاری برای سنجش توسعۀ محصول جدید در سازمان در فاکتور سوم (برنامهریزی و راهبرد محصول جدید)، ارتباط با عرضهکنندگان مواد اولیه صنایع غذایی و ارتباط با عرضه کنندگان تجهیزات صنایع غذایی در فاکتور چهارم را (حلقههای عرضهکنندگان). بررسی ادبیات موضوع نشان میدهد، علیرغم وجود مدلهای مختلف، یک الگوی واحد برای همه که بتواند تمام نیازمندیهای توسعۀ محصول جدید در همه زمینهها را مهیا کند، وجود ندارد. برای مثال، مدل مرحله دروازه کوپر (۱۹۹۰ و۲۰۰۵ ) مجموعه فرآیند توسعۀ محصول جدید را به پنج مرحله تقسیم میکند: اندیشهپردازی، تعیین اهداف و شایستگیهای بازار و فنی پروژه، به وجود آوردن موارد کسب و کار، بررسی موشکافانه بازار، بررسی نیازهای مشتریان، ارزیابی فنی، تحلیل مالی، توسعۀ، بهکارگیری برنامه توسعۀ محصول جدید و توسعۀ فیزیکی محصول، آزمایش و تصدیق و بعد از تأیید کلیه مراحل انجام پروژه، راهاندازی کامل و تجاریسازی آن.
    رینی[۲۹]۲ (۲۰۰۵) برای تحلیل فرآیند توسعۀ محصول جدید مدل شش مرحلهای را بیان میکند که عبارتند از:
    ایدهپردازی، توسعۀ مفهوم، ایجاد برنامه، طراحی و توسعۀ، تصدیق، تجاریسازی و راهاندازی معمولاً، کل مراحل توسعۀ محصول جدید در قالب چندین مرحله مشخص و فرآیندهای پیوسته اتفاق میافتد. در حالت کلی، توسعۀ محصول جدید در شش گام خلاصه میشود که شامل: ایجاد ایده، غربال ایده، برنامه اجرایی، توسعۀ محصول، آزمایش بازار و تجاریسازی میباشد. با وجود این، در ادبیات موضوع، مراحل و گامها به شکلها و صورتهای دیگری نیز بیان شده است. صرف نظر از تمام تفاوتهای عمده که در تعریف از فرآیند توسعۀ محصول جدید در صنایع مختلف وجود دارد، در بسیاری از کتابهای درسی فرآیند توسعۀ محصول جدید به شکل یک مدل خطی ۸ مرحلهای بیان شده و در ذهن بسیاری از محققان جای گرفته است.
     
    شکل ۲-۲) مدل خطی ۸ مرحلهای فرآیند توسعۀ محصول جدید
    (منبع: کوپر، ۱۹۸۶)
    هندرسون وکلارک[۳۰]۱ (۱۹۹۰) با تقسیم دانش مورد نیاز برای توسعۀ محصولات جدید، نوآوریهایی در راستای دو بعد معرفی نمودند: دانش اجزا و دانش پیوند بین اجزا که آنها این دانش را «دانش معماری» نامیدند.
     
    شکل۲-۳) گونهشناسی نوآوری محصول
    (منبع: هندرسون و کلارک، ۱۹۹۰)
    ۲-۶ مدلهای توسعۀ محصول جدید
    تاکنون مدلهای زیادی برای توسعۀ محصولات جدید به وجود آمده است. برای مثال از مدلهای موجود میتوان به مدلهای آبشاری، مدل راهبرد رقابتی آنسف، مدل بوز و سایرین، مدلهای مارپیچی و … اشاره کرد که در ادامه به تشریح چند نمونه از این مدلها میپردازیم.
    ۲-۶-۱ مدل آبشاری توسعۀ محصول خدماتی جدید[۳۱]۱
    در این مدل با توجه به نوع خدمات با در نظرگرفتن ویژگیهای شدت تماس با مشتری و تنوع خدمات به بررسی جزئی در این زمینه پرداخته میشود. مقیاس شدت تماس به میزان ارتباط بین مشتریان و کارفرما میپردازد. در حالی که مقیاس تنوع، اشکال قابل بروز محصول خدماتی را نمایش میدهد. با توجه به نوع محصول خدماتی، روش مناسبی برای توسعۀ آن انتخاب میشود. روشهای مهندسی تولید برای محصولات خدماتی با شّدت تماس پایین تناسب بیشتری دارد و روشهای علوم رفتاری و اجتماعی برای محصولات خدماتی با شدت تماس بالا مناسبتر است.
     
    شکل۲- ۴) مدل آبشاری