Tag Archiv: شیوه تدریس

پایان نامه تأثیر روش تدریس تفکر انتقادی بر خلاقیت دانش‌آموزان سوم متوسطه رشته علوم انسانی در درس جامعه‌شناسی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

پیشنهاد طرح پژوهشی پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته‌ی برنامه ریزی درسی

عنوان فارسی:

تأثیر روش تدریس تفکر انتقادی بر خلاقیت دانشآموزان سوم متوسطه رشته علوم انسانی در درس جامعهشناسی

استاد مشاور:

دکتر رحیم  بدری

تابستان 93

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:هدف از انجام پژوهش حاضر تاثیر روش تدریس تفکر انتقادی بر خلاقیت دانش آموزان سوم متوسطه رشته علوم انسانی در درس جامعه شناسی می باشد.روش تحقیق در این مطالعه از نوع نیمه تجربی می باشد و از گروه آزمایش و گواه با پیش آزمون و پس آزمون استفاده به عمل آمده است.جامعه آماری این پژوهش عبارت از دانش آموزان پسر سال سوم متوسطه می باشد که تعداد 50 نفر از آنان(2 کلاس درس)بعنوان نمونه آماری به روش نموه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردیدند.25 نفر از افراد نمونه(1 کلاس درس)بعنوان گروه آزمایش برای اعمال متغبر مستقل(تدریس تفکر انتقادی)به طور تصادفی انتخاب شدند.تعداد 25 نفر از افراد نمونه(1کلاس درس)بعنوان گروه گواه برای آموزش سنتی انتخاب شدند.ابزار اندازه گیری بکار رفته در این پژوهش پرسشنامه خلاقیت عابدی می باشد.آزمون این پژوهش ابتدا در پیش آزمون و سپس در پس آزمون خلاقیت بعد از 8 هفته اجرای متغیر مستقل(تدریس تفکر انتقادی)خلاقیت آنان مورد اندازه گیری واقع گردید.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از کوواریانس استفاده گردید.نتایج نشان دادند که خلاقیت گروه آزمایش که با تدریس تفکر انتقادی آموزش دیده بودند نسبت به گروه گواه که به روش سنتی مورد آموزش قرار گرفته بودند بیشتر بوده و تفاوت بین میانگین های آنها معنا دار است.

فهرست مطالب

عنوان                                                  صفحه

فصل یکم -کلیات تحقیق ……………………..

مقدمه……………………………………

بیان مسئله……………………………….

اهمیت و ضرورت تحقیق……………………….

اهداف تحقیق………………………………

فرضیه ها و سئوالات تحقیق……………………

تعاریف متغیر های تحقیق…………………….

فصل دوم-پیشینه و ادبیات تحقیق………………

مقدمه……………………………………

الف-مبانی نظری تحقیق………………………

روش تدریس………………………………..

روشهای فعال تدریس…………………………

تفکر انتقادی……………………………..

پیشینه مفهومی تفکر انتقادی…………………

ترکیب نظری فلاسفه و روانشناسان در تفکر انتقادی..

تاریخچه مختصری از اندیشه تفکر انتقادی……….

ویژگی های تفکر انتقادی…………………….

فلسفه و تفکر انتقادی(زندگی بر پایه تفکر انتقادی)…

آموزش تفکر انتقادی………………………..

مهارت های تفکر انتقادی…………………….

روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی…………….

مراحل اجرای روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی….

موانع بنیادین تفکر انتقادی…………………

انواع و ابعاد تفکر………………………..

خلاقیت……………………………………

تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی…………….

آموزش خلاقیت………………………………

ویژگی های شخصیتی افراد خلاق…………………

عوامل موثر در خلاقیت……………………….

نقش عوامل محیط آموزشی در خلاقیت……………..

موانع خلاقیت………………………………

اصول ایجاد و پرورش خلاقیت در مدرسه…………..

آموزش و پرورش و خلاقیت……………………..

روشهای آموزشی مناسب برای پرورش خلاقیت………..

پرورش تفکر،رویکردی جدید در فرایند تدریس-یادگیری

نظریه های حامی تدریس،مهارت های و راهبرد های تفکر…

چارچوبی تجویزی برای تدریس تفکر انتقادی………

نقش تکالیف نوشتاری در تدریس تفکر انتقادی…….

تبیین اصول پنجگانه تفکر انتقادی بر اساس نظرات و آرای واتسون و گلیزر………………………………………..

اهمیت آموزش و پرورش دوره متوسطه ……………

ویژگی های دانش آموزان دوره متوسطه…………..

اهد اف دومره متوسطه……………………….

ب-پیشینه تجربی تحقیقات انجام یافته………….

ج-جمع بندی و نتایج تحقیقات نظری و عملی………

فصل سوم-روش شناسی…………………………

مقدمه……………………………………

جامعه آماری و نحوه نمونه گیری و تعیین حجم نمونه

روش تحقیق………………………………..

ابزار های جمع آوری تحقیق اندازه گیری………..

روایی و پایایی وسیله اند ازه گیری…………..

روشهای آماری……………………………..

فصل چهارم-یافته های تحقیق………………….

مقدمه……………………………………

الف-آمارهای توصیفی………………………..

فصل پنجم-نتیجه گیری و پیشنهادات…………….

مقدمه……………………………………

تلخیص نتایج مربوط به آزمون فرضیه های پژوهشی….

بحث و نتیجه گیری………………………….

پیشنهادات پژوهشی و کاربردی…………………

محدودیت های تحقیق…………………………

منابع و مأخذ……………………………..

پیوستها………………………………….

چکیده انگلیسی…………………………….

مقدمه:

یکی از ویژگی‌های اساسی انسان آگاهی از رفتار خود و برخورداری از نیروی تفکر است به عبارت دیگر انسان می‌تواند از رفتار خود آگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور متفاوت از نیروی تفکر خود استفاده کند (شریعتمداری، 1379). اگرچه علاقه به توسعه توانایی‌های تفکر انتقادی در محافل آموزشی پدیده‌ای جدید نیست و منشاء چنین علاقه‌ای به مکتب افلاطون بر می‌گردد (مایرز، ترجمه ابیلی، 1383). متاسفانه علی‌رغم تأکید و توجه به مسأله تفکر در اهداف نظام‌های آموزشی و ادعاهای مسئولان، متصدیان و مجریان آموزشی، در عمل برای تشویق دانش‌آموزان در جهت تفکر و به ویژه به کارگیری تفکر انتقادی اراده و انگیزه کافی وجود ندارد.  معلمان نیز با وجود اظهاراتی که حاکی از پذیرفتن این فرض است که تفکر انتقادی راه را برای آموزش بیشتر و بهتر به همراه می‌کند،  همواره با شیوه‌های قالبی و حذف حقایق و ایجاد محیط خشک انضباطی،  زمینه را برای حفظ کردن اطلاعات درسی فراهم می‌کنند. آنان این نکته را فراموش کرده‌اند که حفظ کردن مطالب و انباشتن ذهن دانش‌آموز از اطلاعات مرتبط و نامرتبط با زندگی واقعی سبب به هدر رفتن هزینه‌ها،  امکانات و قابلیت‌های افراد می‌شود.  برای آنکه نسلی پویا و تلاشگر داشته باشیم، باید شیوه‌های قضاوت درباره جامعه و تفکر در مورد زندگی خویش و دیگران را بیاموزیم (شعبانی، 1387).

اکثریت مدارس متأسفانه به دلیل پیشرفت‌های علوم و فنون و براساس بعضی از رویکردهای روان‌شناختی، توجه خود را بیشتر به انتقال اطلاعات و حقایق معطوف کرده و از تربیت انسان‌های متفکر و خلاق فاصله گرفته‌اند (شعبانی، 1382)،  اما خوشبختانه در سال‌های اخیر روان‌شناسان پرورشی و دیگر صاحب‌نظران از تأکید زیاد مدارس بر انتقال دانش و اطلاعات به دانش‌اموزان انتقاد کرده و معلمان را بیشتر به پرورش مهارت‌های اندیشیدن و تفکر در یادگیرندگان سفارش کرده‌اند (سیف، 1379).

هسته اصلی فرآیند تدریس، ترتیب دادن محیط‌هایی است که در آن شاگردان بتوانند با یکدیگر تعامل کنند و چگونه یادگرفتن را بررسی نمایند.  الگوی اصلی تدریس توصیف یک محیط یادگیری است. دامنه این توصیف موارد استفاده بسیاری همچون برنامه‌ریزی تحصیلی و آموزشی، واحدهای آموزشی و دروس تا تدوین مطالب آموزشی، کتاب،  تمرینات،  برنامه‌ریزی چند رسانه‌ای و برنامه‌های یادگیری به کمک رایانه وجود دارد.  هدف تدریس افزایش توانایی یادگیری، یا چیزی چند بعدی به نام هوش و خلاقیت است.  برای اینکه فراگیران خوب تربیت شوند و افراد مفیدی در آینده باشند باید متفکر، خلاق، نقاد و دارای بینش علمی باشند.  و این تنها در سایه انتقال اطلاعات به ذهن شاگردان حاصل نمی‌شود بلکه در برنامه‌های مدارس باید روش‌هایی گنجانده شود که از طریق آنها دانش‌آموزان قابلیت‌های چگونه آموختن را از طریق نظم فکری بیاموزند و در زندگی روزمره خود به کار برند و با توجه نقش اساسی محیط‌های آموزشی و روش‌های حاکم بر آنها،  باید به صورتی سازماندهی شوند که دانش‌آموزان را به جای ذخیره‌سازی حقایق علمی با مسائلی که در زندگی واقعی با آنها مواجه می‌شوند درگیر سازند (شعبانی، 1387).

عواملی چون زمینه‌های خانوادگی، برنامه‌درسی،  مواد آموزشی، زبان‌کاربردی، زمان انجام تکالیف درسی شیوه معمول کار در مدرسه،  انگیزش‌های دانش‌آموزان، ادراک معلمان از توانایی کلاس، پایگاه، تحصیلات،  رفتار و روش‌های آموزشی همه و همه در یادگیری دانش‌آموزان نقش دارند.  اما معلم با استفاده از همه این امکانات با ارائه یک روش تدریس مناسب و مطلوب می‌تواند میزان کارایی همه عوامل اثرگذار را دو چندان کند.  لذا نوع تدریس معلم در یادگیری نقش اساسی دارد.  معلمان موفق تنها ارائه‌دهندگان دانش نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به اجرای تکالیف سالم شناختی و اجتماعی وادار می‌کنند و نحوه استفاده مؤثر را به آنان یاد می‌دهند.

 

بیان مسئله

سالهای طولانی است که خلاقیت به عنوان توانمندی عالی ذهنی مورد توجه قرار می گیرد این موضوع مورد توجه فلاسفه، دانشمندان علوم تجربی و دانشمندان علوم نظری و علوم انسانی بوده است.برای گسترش دامنه بررسی خلاقیت روانشناسان به ویژه روانشناسان آموزش و پرورش زحمات زیادی را متحمل شده اند با این همه آنچه از خلاقیت ارائه شده است بیشتر در برگیرنده شیوه های پرورش خلاقیت است و کمتر به این امر که چگونه می توان مبتنی بر خلاقیت عمل کرد پرداخته شده است. هر چند که در تعریف خلاقیت به خاطر پیچیدگی این نوع تفکر توافقی میان صاحبنظران نیست با این حال خلاقیت در لغت به معنای آفرینندگی، نوآوری و بداعت آمده است.یاید توجه د اشت که خلاقیت در مفهوم علمی و فنی شامل فرایند های ذهنی است که منجر به حل مسائل،ایدهای مفهوم سازی و شکل های هنری می شود که بی همتا و بدیع است(صادق زاده،1388). اغلب صاحبنظران اعتقاد د ارند توانایی تفکر خلاق به طور بالقوه و به شکل فطری در انسان به ودیعه گذاشته شده است اما ظهور آن مستلزم پرورش آن است(حسینی،1378). در نظام کنونی آموزش و پرورش متاسفانه تفکر همگرا محور و اساس کار است وتفکر واگرا نه تنها مورد توجه نیست بلکه تضعیف هم می شود در نتیجه وقتی کودک به مرحله بزرگسالی می رسد خلاقیتی در خود احساس نمی کند و قالب های فکری او به همان شکل همگرا در آمده اند دیگر قابل تغییر نیستند و یا دست کم تغییر آن ها مشکل است(کریمی،1385). تربیت و پرورش افراد خلاق ، مبتکر، متفکر ومولد، محور هدف های آموزش و پرورش امروزاست(رئیس دانا،1379).  نظریه عصب شناختی را شاید بتوان یکی از جدید ترین دیدگاه ها درباره ی خلاقیت دانست . در این دیدگاه رابطه ی خلاقیت با مغز و امواج مغزی مورد بررسی قرار می گیرد . بر مبنای این تئوری عمل خلاقانه حاصل تعامل بین دو نیمکره در مغز افراد است.

پژوهشگران معتقدند که بخش چب مغز مسئول آن دسته ازفعالیت های ذهنی است که  می تواند آن ها را در حیطه تفکر همگرا قرار داد.  مانند حافظه محض،  استدلال کلامی،  منطق و یادگیری متکی به حافظه،  در حالی که بخش راست مغز آن دسته از فعالیت های ذهنی را تولید  کنترل و اداره می کند که در دسته ی تفکر واگرا قرار می گیرد.

افراد خلاق هر دو فرایند فکری را با همدیگر ترکیب می کنند. زیرا در خلاقیت به هر دو جنبه فکری نیاز است (حسینی، 1378)تا بتوان در بر هم زدن منظومه جاری اذهان خود در فعالیت های ذهنی مبتنی بر مشکل گشایی و رسیدن به چشم انداز های جدید برای حل مسائل و موضوع های موجود در رشته های مختلف دست یافت(قاسم زاده، 1375). پژوهش های انجام گرفته تایید می کند که آموزش روشهای مختلف تفکر خلاق،بررشد خلاقیت دانش آموزان موثر است. به عنوان مثال خانیان(1359)در تحقیق با هدف بررسی روش بارش مغزی در پرورش خلاقیت دانش آموزان به این نتیجه رسید که بارش مغزی بر رشد خلاقیت موثر است. تورنس(1968)در مطالعه ای عوامل موثر در پرورش خلاقیت را هوش،خانواده،ویژگی های شخصیتی افراد ذکر کرده است.

امروزه در حوزه تعلیم و تربیت و آموزش فراگیران بحث روشهای تدریس یکی از چالش های معلمان محسوب می شود و به کارگیری روش تدریس متناسب با هر ماده درسی از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین خاطر پدیده ی چگونه آموختن آموزش داده می شود(شعبانی،1388) .

دیوئی هدف اصلی تعلیم و تربیت را یادگیری تفکر می داند. پاسکال معتقد است که انسان آشکارا برای تفکر خلق شده است شأن و شوکت او در تفکر است و تمام وظیفه اش هم همین است و چگونگی زندگی آینده ما به چگونگی تفکر ما وابسته است. (احراری،1391). از تفکر انتقادی تعاریف متفاوت شده است که نشان دهنده‌ی تفاوت دیدگاه ها در تعریف این مقوله است.برخی از روانشناسان برای تعریف تفکر انتقادی به طبقه بندی بلوم اشاره کرده اند و تفکر انتقادی را در مهارت های تفکر بلوم قرار داده اند و معتقدند که بر خلاف مهارت های سطح پایین که به دانش و درک مربوط هستند تفکر انتقادی اغلب با سطوح بالا یعنی تحلیل، ترکیب و ارزیابی ارتباط دارد.

برای آموزش و تدریس از راه تفکر انتقادی باید به دانش آموزان کمک کرد تا روحیه نقادی را در فضای کلاسی مطلوب پیش گیرند .در کلاسی که فضای مطلوبی برای سوال کردن،چالش ، زیر سوال بردن راه حلها ، برهان خواهی، توجیه عملیات وجود داشته باشد، زمینه برای تفکر انتقادی و یادگیری از راه تفکر انتقادی فراهم شده است. شایسته است معلمان از دانش آموزان سوالاتی بپرسند که آنان را وادارد تا به ارزشیابی،  بازبینی و عمل بر روی تفکر خویش بپردازند.(جهانی،1383)

اماروش های فعلی ما بیشتر برای انباشتن ذهن دانش آموزان به مطالب تکراری و همچنین تقویت حافظه تلاش می کند و از هدف اصلی خود که تفکر می باشد دور افتاده است. در آموزش و پرورش متکی به حافظه که بحث کمتری در کلاس به منظور بالا رفتن شناخت و قدرت درک دانش آموزن صورت می گیرد ممکن است فراگیر به آزمون ها پاسخ صحیح بدهد ولی استعداد های ذاتی او شکوفا نمی شود(پارسا، 1378)امروزه یکی از متداول ترین روش های آموزشی سخنرانی است روش سخنرانی جنبه های مثبت و منفی فراوانی  دارد. و یکی از عارضه های اساسی این نوع روش تدریس این است که خلاقیت دانش آموزان را تقویت نمی نماید لذا در این طرح می خواهیم تاثیر روش تدریس فعال تفکر انتقادی بر خلاقیت دانش آموزان در یادگیری درس جامعه شناسی در پایه سوم دوره متوسطه رشته علوم انسانی تعیین و بررسی شود.

 

اهمیت و ضرورت مسئله

عصر حاضر عصری است که تحت عنوان عصر انفجار اطلاعات از آن نام برده می شود.  در این دوره اطلاعات از طریق فن آوریهای پیشرفت های همچون اینترنت و شکبه جهانی اطلاع رسانی به وفور یافت می شود،  بنابر این صرف داشتن اطلاعات نمی تواند مفید و کارساز باشد بلکه تجزیه و تحلیل و نحوه کاربرد این اطلاعات حائز اهمیت است. تفکر انتقادی بر پایه ی اطلاعات به تقسیم بندی، تجزیه و تحلیل و کاربرد اطلاعات می پردازد و بر همین اساس با کشف قوانین علمی و ارائه نظریه های جدید به روند تولید علم شدت می بخشد. بنابراین هدف اصلی تعلیم و تربیت بایستی تربیت انسانها متفکر و خلاق باشد(پل،1993). امروزه کارشناسان تعلیم و تربیت اتفاق نظر دارند که تفکر انتقادی نه تنها باید یکی از اهداف تعلیم و تربیت باشد بکله باید بخش لاینفک آموزش درهر مقطعی باشد. زیرا تفکر انتقادی تفکری است که به تحلیل، ارزشیابی و گزینش و کاربرد بهترین راه حل را در انسان به وجود می آورد،  همان چیزی که نیاز دنیای امروز است (فورست،1997)  آموزش تفکر به چیزی بیش از فعالیت های معمولی کلاس درس یعنی انجام دادن تکالیف کتبی پاسخ دادن به پرسش های آخر فصل های کتاب وشرکت در بحث های کلاسی نیازمند است. همه ی روانشناسان پژوهشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های خلاق وشیوه های فکری واگرا را می توان به افراد بویژه کودکان و نوجوانان آموزش داد (سیف،1380). تردیدی نیست که مهم ترین نقشی که والدین در تربیت کودکان خود (و معلمان و مربیان در پرورش دانش آموزان)می توانند ایفا کنند پرورش خلاقیت آنهاست زیرا خلاقیت به نحوی بلامنازعه عامل کلید پیشرفت های بشری است وامکان بروز خلاقیت افراد وقتی مهارت ها و انگیزه خلاقیت در کودکی پرورش یابد بسیار بیشتر است. خلاقیت مخصوص افراد تیز هوش و با استعداد نیست. اگر چه آنهااستعداد بالقوه بیشتری دارند که در راه های خلاق بکاربرند. خلاقیت می تواند و باید جزئی از زندگی همه ی افراد از جمله افراد تیز هوش و با استعداد باشد لیکن مهمترین عامل در خلاقیت انگیزه برای انجام کارهای خلاق است. مهارت های حل خلاقانه مسئله باعث غنای زندگی می شود زیرا با بکارگیری مهارت های حل خلاقانه مسئله راه حل های نو آورانه و افکار جدید برای حل مسئله به ذهن خطور می کند چنین افکاری از راه حل های معمول کاملا متمایز بوده و کیقیت بالاتری دارند از آنجاکه مهارت های حل خلاقانه مسئله افکار تحلیلی و تخیلی را در هم می آمیزد باعث ایجاد تعادل در تفکر می شود. به طور کلی تحقیقات نشان داده اندکه خلاقیت پدیده ی است که کاملا طبیعی و کمابیش در تمام انسان ها وجود دارد (قوشلی، 1384). با توجه به شواهد مختلف بر وجود ظرفیت در همگی افراد و آموزش پذیر بودن خلاقیت اهتمام به آموزش و پرورش خلاقیت در مدارس قطعی و ضروری تلقی می شود. ضرورت مسئله موقعی بیشتر مشخص می شود که در جامعه امروزی خود با توجه به تحلیل منابع طبیعی و محدودیت انرژی و سرمایه به نیروی انسانی نیاز داریم که از منابع محدودبیشترین بهره وری را داشته باشد که این نیروی انسانی خلاق باید در نظام آموزش و پرورش تربیت یابد روش های مرسوم آموزش که بردانش و حافظه تاکید می کند برای میل به این مقصود کافی نیست پس باید از شیوه های جدید تدریس که خلاقیت د انش آموزان را پرورش دهد بهره بگیریم.

اهداف تحقیق

هدف کلی: تعیین تأثیر روش تدریس تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی بر خلاقیت دانش آموزان پایه سوم دوره متوسطه

اهداف جزئی:

1- تعیین تأثیر روش تدریس تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی بر عنصر سیالی (روانی) خلاقیت دانش آموزان.

2- تعیین تأثیر روش تدریس تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی  بر عنصر انعطاف پذیری خلاقیت دانش آموزان

3- تعیین تأثیر روش تدریس تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی بر ابتکار دانش آموزان.

4- تعیین تأثیر روش تدریس تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی بر بسط دانش آموزان.

فرضیه های تحقیق:

1- روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی بر عنصر سیالی خلاقیت دانش آموزان تأثیر دارد.

2- روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی بر عنصر انعطاف پذیری خلاقیت دانش آموزان تأثیر دارد.

3- روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی بر عنصر ابتکار خلاقیت دانش آموزان تأثیر دارد.

4- روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی در درس جامعه شناسی بر عنصر بسط خلاقیت دانش آموزان تأثیر دارد.

تعاریف متغیر های تحقیق:

الف- تعریف مفهمومی

1- روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی[1].

روشی است که به بررسی ارزیابی، اصلاح و دوباره سازی یک مساله می پردازد و به سطوح بالاتر یادگیری یعنی تجزیه و تحلیل و ترکیب مربوط می شود. یعنی آموزش مبتنی بر تفکر انتقادی به فراگیران شامل خلاصه کردن یعنی (خلاصه های کوتاه و نه فشرده به صورت پردازش مفاهیم و مسائل همراه با فن الویت بندی)- تجزیه و تحلیل بر اساس ملاکهای معین- تمرین حل مساله در رویارویی با مسائل- انجام پروژه های خارج از کلاس- شبیه سازی بر اساس واقعیتهای موجود و مورد نظر(هاشمیان نژاد،1380).

2- خلاقیت[2]

خلاقیت عبارت است از حساسیت به مسائل، کمبود ها، مشکلات و خطا های موجود در دانش ، حدس زدن، تشکیل فرضیه های درباره این کمبودها، ارزشیابی وآزمایش این حدس ها و فرضیه ها و احتمالآ اصلاح و آزمون مجددآنها ودر نهایت نتیجه گیری(تورنس به نقل از رمضانی،1388).

3- سیالی یا روانی[3]

عبارت است از تعداد کل پاسخهای مربوط به یک تکلیف تعیین شده در آزمون، یا سیالی را استعداد تولید تعدادی اندیشه یا ایده های فراوان در یک زمان تعریف می کند(سیف،1379).

4- انعطاف پذیری یا نرمش[4]

عابدی به نقل از تورنس، انعطاف پذیری را تعداد مقولاتی میداند که می توان جوابها را در آنها طبقه بندی کرد. به عبارت دیگر، انعطاف پذیری نقطه نظرها در پاسخ های ارائه شده یا تولید اندیشه های متنوع و غیر معمول است (خان زاده، 1358).

5- اصالت یا ابتکار(تازگی)[5]

یعنی دور شدن از چیزهایی واضح و معمولی یا قطع رابطه با تفکر مبتنی بر عادات می داند. ایده های ابتکاری از نظر آماری کم یابند . در واقع برخی محققین ترجیح میدهند به جای ابتکار، اصلاح منحصر به فرد به کار برند(قاسم زاده، 1375).

6- بسط[6]

تورنس(به نقل از حیدری فار فار، 1385 ) بسط را جزئیات بکار رفته یا توجه به جزئیات تعریف میکند.

 تعریف عملیاتی

1- روش تدریس مبتنی بر تفکر انتقادی

در این روش مراحل روش تفکر انتقادی در چهار جلسه به معلمان(دو معلم) آموزش داده شد و بعد معلمان آنان را در کلاس درس اجرا کردند.  که این مراحل شامل زیر می باشد: 1- درک و فهم ن مسئله 2- دست ورزی اطلاعات (ارزشیابی تفکر)3- کاربست اطلاعات داوری شده و 4- ارائه باز خورد و راهبردهای تکمیلی

2- خلاقیت

نمره ای که فر د در آزمون خلاقیت عابدی کسب می کند.

3- سیالی یا روانی

در این پژوهش عبارت است از تعداد پاسخهایی که آزمودنی به بخش سیالی آزمون(سوالات یک تا بیست و دو) تفکر خلاقیت، ارائه می دهد.

4- بسط

در این پژوهش جزئیات بکار رفته یعنی تصور،  شرح،  توضیح،  تفسیر قسمتهای مناسب یک تصویر یا داستان است که فرد می بایست ضمن پرداختن به اصل موضوع، توانایی رسیدگی و توجه به جزئیات را نیز داشته باشد یا فرد توانایی ایجاد مراحل جزئی، تنوع کاربرد سوالها، عقاید و راه حلها را داشته باشد که سوالات ( بیست و سه تا سی و سه) را شامل می شود.

5- ابتکار

در این پژوهش عبارتست از تنوع پاسخ هایی اصیل و بی همتای که آزمودنی به بخش ابتکار آزمون (سوالات سی و چهار تا چهل و نه) تفکر خلاقیت ارائه می دهد.

6- انعطاف پذیری

در این پژوهش عبارست از تنوع پاسخ هایی که آزمودنی به بخش انعطاف پذیری آزمون (سوالات پنجاه تا شصت) تفکر خلاقیت ارائه می دهد

[1] – Critical thinking

تعداد صفحه :131

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه مطالعه اتواتنوگرافیک چگونگی شکل گیری هویت حرفه ای معلم و دلالت های ضمنی آن در تربیت معلم

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

عنوان

مطالعه اتواتنوگرافیک چگونگی شکل گیری هویت حرفه ای معلم و دلالت های ضمنی آن در تربیت معلم

استاد مشاور

دکتر نعمت اله فاضلی

دکتر غلامرضا حاجی حسین نژاد

بهمن ۱۳۹۲

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

این پژوهش شرح پیچیدگی ها،تفاسیر و تأملات یک معلم درباره چگونگی شکل گیری هویت حرفه ای اوست.در این مطالعه من نقش دو گانهِ سوژه و اُبژه تحقیق را بر عهده داشتم و با نگاهی درونی به شرح تجارب زیسته خود  به منظور شناخت عوامل فرهنگی موثر بر شکل گیری هویت حرفه ای پرداختم. همچنین تاثیر نقش های چندگانه شخصی و حرفه ای خود ، بر شکل گیری هویت حرفه ای را مورد بررسی قرار دادم. پژوهش به روش اتواتنوگرافی انجام گرفت.اتواتنوگرافی رویکردی از پژوهش و نگارش است که درپی توصیف و تحلیل نظام‌مند تجربه‌ی شخصی، به‌منظور فهم تجربه‌ی فرهنگی است.کار جمع آوری داده ها با استفاده از تکنیک های مختلفی چون خط سیر زمانی اتوبیوگرافیکال،وقایع نگاری گذشته،سیاهه برداری از خود، دفتر خاطرات، دفتر یادداشت روزانه ،تقویم شخصی،محصولات فرهنگی،هویت فرهنگی و عضویت فرهنگی،نمودار فرهنگی، نمودار روابط خویشاوندی ، راهبردهای تصویر سازی و مصاحبه انجام شد. برچسب گذاری و طبقه بندی داده ها با استفاده از معیار 4w ( (چه‌کسی، چه‌موقع، چه‌چیزی، کجا)صورت گرفت. در تحلیل داده ها هر سه جنبه تحلیل داده ها در پژوهش ها ی کیفی ؛یعنی«توصیف، تحلیل و تفسیر»  به کار گرفته شدند.این مطالعه اهمیت نوشتنِ فکورانه در زندگی حرفه ای معلمان را نشان می دهد.یافته ها حاکی از آن است که معلمان تنها یک خود نیستند بلکه خودهای چندگانه ای دارند که بر هویت معلمی آنها یا آنچه در کلاس درس انجام می دهند،تاثیر می گذارد.همچنین نتایج مطالعه نشان داد که شکل گیری هویت در فضایی تعاملی و متأثر از گفتمان های مختلف موجود در هر یک از ابعاد تاریخی،سیاسی،اجتماعی و اقتصادی جامعه صورت می پذیرد.

کلید واژه: اتواتنوگرافی،معلم،هویت حرفه ای،تربیت،گفتمان.

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                    صفحه                                        

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………….    ح‌

فهرست مطالب……………………………………………………………………………………………………………  خ

فهرست جدول‌ها…………………………………………………………………………………………………….. .   س‌

فهرست تصاویر و نمودارها………………………………………………………………………………………….  ش‌

فصل نخست: کلیات پژوهش……………………………………………………………………………………….14                                    

1-1. مقدمه………………………………………………………………………………………………………………… 15

1-2. بیان مسئله    …………………………………………………………………………………………………………18

1-3 .اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………………..20

1-4.پرسش های پژوهش…………………………………………………………………………………………….20

1-5 .اهمیت و ضرورت انجام پژوهش………………………………………………………………………….20

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش………………………………………………………………………22

2-1. مقدمه………………………………………………………………………………………………………………..23

2-2. معلمان و پژوهش درباره تدریس:از مهارت تا روایت………………………………………………23

          2-2-1. مهارت ،رفتار و نگرش معلمان……………………………………………………………..23

         2-2-2 تفکر معلمی و معلم در زمینه…………………………………………………………………..24

         2-2-3 چرخش روایی ” در پژوهش درباره معلم و تدریس”………………………………….25

2-3 . مرور منابع و متون تخصصی در باره هویت حرفه ای معلم………………………………………25

   2-3-1. جمع بندی مطالعه جامع بیجارد و همکاران(2004)……………………………..30

2-4 . ساخت روایی هویت معلم………………………………………………………………………………….31

2-4-1. روایت های اتوابیوگرافیک وهویت معلم……………………………………………….31

2-4-2 . مطالعات اتواتنوگرافیک و هویت معلم…………………………………………………33

2-5 . اتواتنوگرافی و اثرات درمانی آن………………………………………………………………………….35

2-6 . پژوهش های انجام شده در ایران………………………………………………………………………..36

2-7 . تعیین چارچوب مفهومی…………………………………………………………………………………….37

2-8. تعیین چارچوب نظری…………………………………………………………………………………………39

2-8-1.نومفهوم گرایان…………………………………………………………………………. ………….41

 2-8-2.نظریه های مرتبط با جنسیت……………………………………………………… ………….45

2-8-2- 1. نقد جنسیت در اندیشه نومفهوم گرایان……………………………………46

2-8-2- 2. نظریه نقش…………………………………………………………………………46

2-8-2-3. پارادایم های فمینیستی…………………………………………………………46

2-8-3. رویکرد سازنده گرایانه کالهون (1994)به هویت………………………………………..53

2-8-4. نظریه آنتونی گیدنز درباره هویت……………………………………………………………53

2-8-5. رویکرد تجربی دیویی…………………………………………………………………………….56

2-8-6. نظریه سازنده گرایی………………………………………………………………………………57

2-8-7. نظریه یادگیری ونگر………………………………………………………………………………58

2-8-8. نظریه باختین………………………………………………………………………………………..63

2-9 . بررسی ادبیات اتواتنوگرافی……………………………………………………………………………………68

2-10 . چیستی اتواتنوگرافی……………………………………………………………………………………………72

2-11 . اتواتنوگرافی عینی-تحلیلی یا ذهنی-تفسیری؟………………………………………………………..75

2-12 . تعریف اتواتنوگرافی……………………………………………………………………………………………76

2-13 . چرا اتواتنوگرافی ؟…………………………………………………………………………………………….78

فصل سوم: روش پژوهش……………………………………………………………………………………………..79

3-1 . مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………80

3-2 . مشارکت کنندگان در تحقیق…………………………………………………………………………………..80

3-3 . جایگاه خود و دیگران در مطالعات اتواتنوگرافیک…………………………………………………… 81

3-4 . روش جمع آوری داده ها………………………………………………………………………………………82

          3-4-1 . خط سیرزمانی اتوبیوگرافیکال………………………………………………………………..83

3-4-2 .  وقایع نگاری گذشته(1)……………………………………………………………………….84

3-4-3 .  وقایع نگاری گذشته(2)………………………………………………………………………85

3-4-4. وقایع نگاری گذشته(3)…………………………………………………………………………86

3-4-5.  تکنیک سیاهه برداری از خود(1)…………………………………………………………..86

3-4-6 .  تکنیک سیاهه برداری از خود(2)…………………………………………………………..86

3-4-7.  تکنیک سیاهه برداری از خود(3)………………………………………………………….. 87

3-4-8 .  محصولات فرهنگی…………………………………………………………………………….88

3-4-9 . مصورسازی خود…………………………………………………………………………………88

3-4-9-1 . نمودار روابط خویشاوندی……………………………………………………89

3-4-9-2 . راهبردهای تصویرسازی………………………………………………………..90

3-4-10. جمع آوری داده های خود-مشاهده گرانه: ثبت اتفاقی خودمشاهده گری…….91

3-4-11. داده های خود تاملی (خود- فکورانه) : اولویت ها و  ارزشهای شخصی…….91

3-4-12. داده های خود تأملی (خود- فکورانه): نمودار فرهنگی…………………………….92

3-4-13. داده های خود تأملی (خود- فکورانه): مقایسه با دیگران…………………………..93

3-4-14.داده های خود تأملی(خود- فکورانه):شناخت خود بواسطه دیگر خود- روایتگران..93

3-4-15. دفتر شعر……………………………………………………………………………………………94

3-4-16 . دفتر خاطرات…………………………………………………………………………………….94

3-4-17 . دفتر یادداشت روزانه…………………………………………………………………………..94

3-4-18 . عکس ها و تصاویر ویدیویی……………………………………………………………….95

3-4-19 . مصاحبه…………………………………………………………………………………………….95

3- 5 . برچسب‌گذاری…………………………………………………………………………………………………..98

3-6 .  تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها………………………………………………………………………….100

3-6-1 . توصیف……………………………………………………………………………………………101

3-6-2. تحلیل………………………………………………………………………………………………..101

3-6-3. تفسیر…………………………………………………………………………………………………102

3-6-4 .یادآوری عاطفی…………………………………………………………………………………..102

3-7.کیفیت (روایی و پایایی )……………………………………………………………………………………….104

3-8 . پایایی………………………………………………………………………………………………………………106

3-9. تعمیم پذیری…………………………………………………………………………………………………… 106

3-10. آسیب پذیری……………………………………………………………………………………………………107

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش…………………………………………………………………………………..109

4-1. اولین تصویر……………………………………………………………………………………………………..110

4-2. تصویری دیگر…………………………………………………………………………………………………..111

4-3. مقدمه………………………………………………………………………………………………………………111

4-4.انقلاب اسلامی ……………………………………………………………………………………………………112

4-4-1.گفتمان اسلامی سازی………………………………………………………………117

4-4-2.ترویج فرهنگ حجاب و عفاف………………………………………………….121

4-5.جنگ و تاثیر آن بر شکل گیری هویت……………………………………………………………………122

4-5-1.نسل سوخته…………………………………………………………………………….123

4-5-2.همکاری،تعاون،تربیت سیاسی،وطن دوستی………………………………… 125

4-5-3.پیوند  مدرسه با اجتماع،مسئولیت پذیری دانش آموزان………………….125

4-5-4.آموزش و پرورش ،تحرک اجتماعی،نقش والدین و دانش آموزان……126

4-5-5.جابه جایی در نظام ارزش ها……………………………………………………..128

4-6.گفتمان پاسخگویی و کارآیی……………………………………………………………………..131

4-6-1. گفتمان پاسخگویی و کارآیی و تاثیر آن بر بعد آموزشی………………..131

4-6-2.گفتمان پاسخگویی و کارآیی و تاثیر آن بر  بعد  پرورشی:گسست ایدئولوژیک………………………………………………………………………………………..138

4-6-3.پیامد گفتمان پاسخگویی و کارآیی بر شکل گیری هویت معلم……….140

4-6-3-1.گفتمان مدرنیته:آغاز شکل گیری هویت معلم به مثابه ماشین آموزش…………………………………………………………………………………..141

                    4-6-3-2.پیامد گفتمان معلم به مثابه ماشین آموزش:انجماد معناشناختی،هویت منزوی و در حاشیه معلم ………………………………………………………144

4-6-3-3.گفتمان امنیتی……………………………………………………………………….148

4-7.تاثیر روابط بر شکل گیری هویت…………………………………………………149

4-7-1.خانواده  :اولین نهاد تاثیرگذار بر شکل گیری هویت حرفه ای…………150

4-7-2.علاقه به معلمی………………………………………………………………………..153

4-8.فرهنگ و تاثیر آن بر شکل گیری هویت………………………………………………………………….160

4-8-1.نمای کلی از فرهنگ…………………………………………………………………160

4-8-2.برخی محصولات فرهنگی  شناسنده(معرف ) فرهنگ……………………162

4-8-3.سبک زندگی……………………………………………………………………………166

4-8-3-1.تقسیم ساعات شبانه روز……………………………………………167

4-8-3-2.چادر و پوشش بسیار ساده معلمی………………………………168

4-8-3-3.الگوی تغذیه و مدیریت بدن………………………………………170

4-8-4.جنسیت:جایگاه زنان در فرهنگ و تاثیر آن بر شکل گیری هویت……171

4-8-4-1.ازدواج تحمیلی………………………………………………………..179

4-9.تحصیل در دانشگاه……………………………………………………………………………………….181

4-9-1. تاثیر برنامه درسی صریح برآماده شدن برای معلمی………………………181

4-9-2. تاثیر برنامه درسی پنهان دانشگاه بر شکل گیری هویت…………………184

4-10.پایان تحصیل در دانشگاه و اضطراب از ورود به مدرسه به عنوان معلم………………………188

4-11.(1375-1374)اولین دوره کاری:معلم ِ تازه کار……………………………………………………….191

4-12.(1379- 1375)دومین دوره کاری: دوران افول در معلمی………………………………………..193

4-13.(1383-1379)سومین دوره کاری :مادرِمعلمِ مهربان………………………………………………..196

4-13-1.زنِ خانه دار و مادرِمعلم…………………………………………………………..201

4-13-2.تاثیر گفتمان مردسالاری بر شکل گیری هویت معلم……………………204

4-13-3.فرهنگ سکوت:پیامد گفتمان های اسلامی سازی،معلم به مثابه ماشین آموزش و مردسالاری…………………………………………………………………………..214

4-1388.14-1383چهارمین دوره کاری :پیوند بین نظر و عمل،ورود به عرصه پژوهش………..222

4-14-1. پیوند بین نظر و عمل…………………………………………………222

4-14-2.ورود به عرصه پژوهش……………………………………………….225

4-15. 1388 تا کنون:اعتماد به نفس،نگاه ِتأملی و فکورانه به پدیده های تربیتی،رشد تفکر انتقادی………..225

فصل پنجم: بحث، نتیجه‌گیری و پیشنهاد‌ها…………………………………………………………………..230

5-1. مقدمه………………………………………………………………………………………………………………..231

۵-۲. پاسخ به پرسش‌های پژوهش…………………………………………………………………………………232

۵-۲-1. پرسش اول :……………………………………………………………………………………….232

۵-۲-2. پرسش دوم :………………………………………………………………………………………241

۵-۲-3. پرسش سوم :………………………………………………………………………………………261

5-3. نتایج فرعی : تاثیر مهم پژوهش بر شکل گیری هویت حرفه ای پژهشگر…………………….266

5-4. محدودیت ها………………………………………………………………………………………………………270

5-5. پیشنهادها:…………………………………………………………………………………………………………..272

منابع فارسی………………………………………………………………………………………………………………..273

منابع انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………….280

مقدمه

موضوع هویت در رشته های مختلف علوم اجتماعی مورد توجه بسیاری طی دهه های اخیر قرار گرفته است(کالهون[1]،1994؛ کانلی و کلندینین1999[2]،اسفارد و پروساک،[3]2005 ).حوزه هایی چون جمعیت و ارتباطات و جنبش های آکادمیک و سیاسی با تغییرات جهانی در ابعاد مختلف سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی روبرو شده اند.این تغییرات بر ساخت اجتماعی،اقتصادی و جنسیتی هویت نیز تاثیر گذاشته اند.

تعلیم و تربیت نیز از این جریان رشد و توسعه مستثنی نبوده و طی 15 سال اخیر در سیاست های آموزشی بسیاری از کشورها اصلاحاتی صورت گرفته(دی[4]،2002،فیش من[5] ،2002،هامرسلی 2002،لیندبلید و پوپ کوئیتز  2004به نقل از سراید[6] ،2007) و چالش هایی در زمینه هویت حرفه ای معلمان پدید آمده است (دی،2002).پیش از آن، سیاست گذاران حوزه تعلیم و تربیت در قرن بیستم بدنبال مبنایی معرفتی[7] برای مدیریت برنامه درسی و تدریس بودند. این نوع دانش قادر به تبیین پیچیدگی های تدریس و تصمیم گیری درباره آن نبود.پژوهشگران نیز به طور معمول به تولید دانش برای مسئولان اداری و کارشناسان و متخصصان بیرونی می پرداختند.آنها نیز از این دانش در طراحی برنامه درسی،متون و کتب درسی،راهنمای معلمان و تعیین قواعدی برای تدریس استفاده می کردند.تصور نظریه قطره چکانی دانش[8] این بود که معلمان می توانند آنچه را که نیاز به دانستنش دارند ،از این ابزارها و با تبعیت از کتابهای راهنمای معلم و رویه ها و دستورالعمل های طراحی شده،بدست آورند.”پنج قانون برای مدیریت کلاس بی نقص”[9] یا “هفت گام تا درسی ایده آل[10]” را می توان نمونه ای از نظریه قطره چکانی دانش برای معلمان دانست(دارلینگ-همند[11]،1996).

در واقع، پژوهش های اولیه درباره تدریس بیشتر برای پژوهشگران مفید بود و نه معلمانی که در جستجوی فهم عمل خویش بودند.مطالعاتِ همبستگی، رابطه نسبتاً کمی بین رفتارهای عمومی تدریس و نمرات آزمونهای چندگزینه ای پیشرفت تحصیلی را نشان می دادند و غالباً نسخه های تجویزی پیشین را در قالب گزاره هایی چون ” معلمان باید …” (دارلینگ-همند[12]،1996)توصیه می کردند. به عبارت دیگر در تربیت حرفه ای معلمان«عقلانیت علمی» یا دانش دقیق حرفه ای بر مبنای عقلانیت تکنیکی ارزش فراوانی داشت که  دانش عملی از آن بهره چندانی نمی برد. در همین زمینه گزارش رند[13] (بال[14]، 2003) اشاره می کند که منابع کافی در باره کلاسهای معلمان و چگونگی بهبود عمل آنها از طریق خود کاوی در دسترس نیست. به حسب این گزارش، بهتر است معلمان دانش زمینه ای را کسب کنند. دانشی که آنها را با یافته های پژوهش های درون نگرانه در تدریس آشنا کند و موجب استفاده بیشترمعلمان و افزایش تلاش آنها شود.در همین راستا بیشتر پژوهش های معاصردرباره تدریس دانش مهارتی[15]،دانش عملی[16]،دانش عملی شخصی[17] و دانش محتوای تربیتی[18] را در بر می گیرد(فنستر ماخر[19]،1994).همه این انواع دانش به دانش معلم در عمل اشاره دارند که فراتر از همه این هاو تجربی و ضمنی است(اروت[20]1985). پژوهش درباره دانش عملی معلمان بر موضوعات بسیاری از جمله بر دانش معلمان از چگونگی شکل گیری هویت حرفه ای شان تاکید می کند.

بخش اعظمی از منابع و متون تخصصی پژوهشی در تربیت معلم، از مفهوم هویت استفاده کرده اند. این منابع شامل مطالعات مربوط به شکل گیری هویت حرفه ای معلمان و مطالعاتی است که روایتهای معلمان، هویت آنها را آشکارمی کند. درباره این مطالعات در فصل دوم رساله بحث خواهد شد.

در این مطالعات تاکید شده که یادگیری تدریس در چارچوب شناخت هویت تدریس شکل می گیرد نه کسب مهارتها وتکنیک ها، زیرا هویت به دانش شخصی افراد از خود و شناخت دیگران از آنها اشاره می کند(دنیل ویکز[21]،2001).فصل مشترک بیشتر این پژوهش ها در این است که در آنها پژوهشگر فردی برخاسته از میدان تحقیق نبوده و از منظری درونی به مسأله شکل گیری هویت معلمی نمی نگرد . در این پژوهش ها عموماً دیدگاه شخص ثالث (پژوهشگر) درباره هویت و اعمال معلم بیان شده است.در واقع،بیشتر مفهوم سازی های صورت گرفته در پژوهشهای تربیتی درباره عوامل مختلف تاثیرگذار بر تعلیم و تربیت به طور عام و کار معلم به طور خاص ،عمدتا مبتنی بر رویکرد بیرونی[22]است ؛یعنی مفاهیم و مقولاتی که برای توصیف،توضیح وتبیین واقعیت های کار معلم و مدرسه ایجاد شده و مورد استفاده قرار می گیرند از درون آن واقعیت ها سرچشمه نمی گیرد  و با ذهنیت و ادراک افراد در گیر درآن ،متناسب نیست.این در حالی است که نظریه یا پژوهش یرای اینکه قابلیت طرح در حوزه آموزش را داشته باشد، باید ارزش عملی و کاربردی داشته باشد.ارزشی که بواسطه تجربه فردی بدست می آید .پیشرفت دانش نیز از توانایی پژوهشگر در برقراری پیوند بین جزئیات ریز مطالعه و دلالتهای کلان آن در افکار و مفاهیم حاصل می شود.اتواتنوگرافی در زیر لوای مطالعه “خود” و مطالعه “خود در ارتباط با دیگری”برای نیل به چنین هدفهایی مناسب است .

در این مطالعه من به عنوان معلمی با 18 سال سابقه کار در آموزش و پرورش وتجربه دبیری زبان انگلیسی(1374، 1375 ،1378 ، 1379 ، 1380 ،1381،1382 ،1384،1385،1386،1387 ،1391)،مدیر(1376،1383)،معاون(1375،1377،1389)،کتابدار (1388)کارشناس پژوهش(1390،1392) و مدرس تربیت معلم(1389تا کنون) می خواهم با استفاده از تجربه های خویش و از منظری درونی عوامل موثر برشکل گیری هویت معلم را روایت کنم .از بعد شخصی این کار هم موجب درک بهتر کارم می شود و هم خودشناسی  مرا در پی خواهد داشت. امّا اتواتنوگرافی تنها به بعد شخصی تجربه های فرد نمی پردازد بلکه تجربه ها را در بستر بزرگتر فرهنگی تحلیل می کند و شناخت اجتماعی را نیز در بر می گیرد ،چنانکه رید داناهای معتقداست :اتواتنوگرافی بواسطه برخورداری از سبک خود نوشت نامه ای، پیوند دهنده شخص و فرهنگ است(رید داناهای[23]،1997). اتواتنوگرافی به معلمان و مدرسان معلمان این امکان را می دهد تا به طور موثری پاسخگوی نیازهای کاربردی تدریس و زندگی روزمره بوده و به نقد و بررسی اینکه چگونه تجربه ها شخصیت و عمل ما را شکل می دهند،بپردازند.از این رو،در این رساله تجارب زیسته پژوهشگر در بستر بزرگتر فرهنگی نیز تحلیل خواهد شد.

 

 

1-2.بیان مساله

هویت معلمی مساله محوری این رساله است.دانش خود یا خودها و روشهای عرضه این خود به دانش آموزان در تدریس امری مهم است. بسیاری از ما معلمان در ارتباط با دانش آموزان در چارچوب افکار و احساسات از پیش تعیین شده و کلیشه ای خود رفتار می کنیم. در بسیاری از این افکار، تصویر صحیحی از واقعیت ها موجود نیست.

دستیابی به دانش هویت حرفه ای و آگاهی از نقاط قوت و ضعف، ترسها، امیال، آرزوها و نیازهای خود و پذیرش صادقانه آنها، کمک می کند ویژگیها و خصوصیات دیگران را واقع بینانه تر دید و پذیرفت. علاوه بر این دانش هویت حرفه ای موجب شناخت بهتر معلم از خود و کارش می گردد.

علاقه من به فهم هویت تدریس از تمایلم برای درک موقعیت در کلاس درس و مدرسه نشأت می گیرد. طی18سال در مدارس مختلف شهر و روستا کار کرده ام و بنا به موقعیتی که در آن قرار گرفته بودم ،فرهنگهای متفاوتی را تجربه کرده و نقش های متفاوتی را پیدا کرده ام .در حوزه خصوصی /شخصی نقش هایی چون فرزند دختر بودن،همسری و مادری را تجربه کرده ام و در حوزه عمومی/حرفه ای نیز نقش هایی چون معلمی و دانشجویی  را ایفا کرده ام. پیراندلو[24]  مثالی ازاین هویتهای شخصی متکثر را در نمایش ” شش شخصیت  در جستجوی یک نویسنده[25] ،1921،1995)ارائه می کند که در آن تصدیق می کند که در واقع هرشخص ،شخصهای بسیاری است،خودهای بسیاری است:

…..هر کدام از ما خود را شخص واحدی می داند.اما این درست نیست… هر کدام از ما اشخاص بسیاری هستیم…..اشخاص بسیار…..بر اساس همه قابلیتهایی که درون ماست…..با برخی مردم ما یک شخص هستیم …..با برخی دیگر، افراد کاملا متفاوتی خواهیم شد….و همیشه در این خیال باطل هستیم که در برخورد با همه ،یک شخص بوده ایم.ما معتقدیم که همیشه و در هر آنچه انجام می داده ایم،یک شخص بیش نبوده ایم.اما این حقیقت ندارد!این حقیقت ندارد! (ص،27).

من برآنم تا با واکاوی تجربیات خویش به فهم بهتری از هویت خود به عنوان معلم و بستر فرهنگی که در آن قرار گرفته ام ،دست پیدا کنم. می خواهم هویت معلمی خود و خودهای دیگری را که در کلاس از خود نشان داده ام مورد سوال قرار دهم.چگونه خود را بواسطه عملم معرفی کردم؟الان کجا هستم؟چگونه به اینجا رسیدم؟تاثیر خودها یا نقش های چندگانه من بر کارم چگونه بوده است؟

تامل و نوشتن راههای مناسب پاسخگویی به این  سوالاتند. ظرفیتهای بالقوه تامل و نوشتن به من در معنادار ساختن هویت معلمی ام کمک می کنند.فهم هویت تدریسِ من برای یادگیری که درکلاس درس من صورت می گیرد،دلالتهایی را در بردارد.درک خود ،توانایی درک بهتر کار با دانش آموزان را به من می دهد.علاوه بر این،خودها یا نقش های چندگانه ِ شخصی و حرفه ای من نظیر نقش همسری،مادری،دانشجویی و معلمی روابط من با دانش آموزان در کلاس درس و دیگر افراد بیرون از کلاس درس را تحت تاثیر قرار می دهد.

مربیان بزرگی چون تامپکینز[26] (1996)، لی ثر[27](1991) و میلر[28](1990)خود را در موقعیتهای مشابه یافته و بر آن بوده اند تا به فهمی از چگونگی عمل خویش و هویتهای تدریس نائل شوند.لذا در باره تجارب خویش دست به قلم شده اند.

تامپکینز(1996)”خودِ” تدریس خویش و تاثیراتی که گذشته وی بر شخصیت فعلی او در کلاس درس داشت را بررسی کرد:

    «من قصد تغییر دیدگاه هایم را نداشتم ؛تجربه، آنها را تغییر داد.برخی تغییرات در شیوه تدریس من موجب خودآگاهی بیشتر درباره فعالیتهای آموزشی ام شد و مرا واداشت به گذشته خود به عنوان دانش آموز نگاهی بیندازم و خاطرات دوران کودکی و روزهای مدرسه را دوباره زنده کنم. با شهامت بیشتری افکار و روشهای تدریس خود و چگونگی تاثیر آنها را بررسی کردم.کاوش بیشتر در گذشته، زندگی ام را متحول کرد.یادآوری گذشته آنگونه که در آغاز می اندیشیدم ، ماموریتی جست و جو گرانه و در پی فهم شکل گیری شخصیت من بود و نه فقط تلاشی برای فهم چگونگی تاثیرپذیری از معلمان تاثیر گزارم.  برای اولین بار با تجربه های اساسی زندگی ام مواجه شدم و دریافتم تجربه های مدرسه مرا چگونه ساخته است و حتی بیشتر از آن ،فهمیدم که قبل از تاثیرپذیری از آنها چگونه شخصی بوده ام»( ص،XVi ).

میلر(1990)به بحث درباره پژوهشی شخصی و محلی پرداخت.تاکید او براهمیت فهم «ابعاد عمل هر فرد به زبان خود و در فضاها و موقعیت های روزمره بود» (ص،66).میلر بدنبال پیوند دوباره نظریه و عمل،تدریس و پژوهش و بررسی علل رویگردانی معلمان از پژوهش درباره عمل خود بود.

لی ثر(1991)الگویی برای پژوهش در کلاس درس خویش ارائه کرد.نظرات لی ثر، معلمان را در فهم نقش های متنوع آنها و تحلیل نقش ها به صورت فردی و مشارکتی کمک می کند.معلمان می توانندچگونگی تاثیرگذاری یک نقش بر نقش دیگر را درک کنند. این تحلیل برای چگونگی درک بهتر هویت معلم مناسب است.

من با بهره گیری از تجربه های این مربیان بزرگ و مطالعه ای اتواتنوگرافیک  سه جنبه کار این پژوهشگران را درباره چگونگی شکل گیری هویت معلمی خود مورد بررسی قرار داده ام.از پژوهش تامپکینز”تجربه های دوران تحصیل”را ذیل(نقش دانشجویی) بررسی کرده ام ،از مطالعه میلر”تاثیر محیط حرفه ای”  و از کار لی ثر”تاثیر خودها یا نقش های چندگانه” را بر شکل گیری هویت معلمی انتخاب کرده ام. شایان ذکر است که چون در اتواتنوگرافی تجربه های شخص در بستر فرهنگ بزرگتر مورد بررسی قرار می گیرد من تنها به بررسی تاثیر محیط حرفه ای (نظیر کار میلر)نپرداخته ام، بلکه تجربه ها را در بستر فرهنگ بررسی کرده ام که محیط حرفه ای نیز زیرمجموعه ای از آن است.

1-3 .اهداف پژوهش:

1-3-1 . بررسی تاثیر عوامل فرهنگی بر شکل گیری هویت حرفه ای

1-3-2 . بررسی تاثیرخودهای چندگانه شخصی و حرفه ای (دختر،همسر،مادر، دانش آموز و دانشجو)بر شکل گیری هویت حرفه ای

1-3-3 .بررسی دلالت های ضمنی این پژوهش در تربیت معلم

1-4.پرسش های پژوهش

1-4-1 . کدام عوامل فرهنگی تاثیر عمیق تری بر شکل گیری هویت حرفه ای من به عنوان معلم داشته اند؟

1-4-2 . خودهای چندگانه شخصی و حرفه ای من(دختر،همسر،مادر،دانش آموز و دانشجو)چه نقشی در شکل گیری هویت حرفه ای من داشته اند؟

1-4-3 . دلالت های ضمنی این پژوهش در تربیت معلم چیست؟

1-5 .اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

این مطالعه به چند دلیل اهمیت دارد:

1.شناخت هویت معلمی به خاطر کاری که معلمان در کلاس انجام می دهند،امری حیاتی است.معلمان برای کار بهتر با دانش آموزان و تحقق برنامه درسی به درک هویت خود نیاز دارند. درک هویت معلمی بر تفکر و یادگیری دانش آموزان تاثیر دارد.

  1. این مطالعه برای هر معلمی که می خواهد به درک بهتری از خود دست یابد،اهمیت دارد و نمونه ای درباره درک بهتر هویت معلمی خود و خودهای دیگری است که در ساختن هویت معلمی نقش دارند.این مطالعه امکان بازنگری معلم در کار خویش و درک و فهم بهتر آن را فراهم می کند. مسیری که گرین[29](1995)از آن به مثابه “بیداری گسترده” وآگاهی فزاینده از خود و خودها یاد می کند.معلمان بانوشتن می توانند خود را ببینند.

3.این مطالعه الگویی برای چگونگی فهم هویت معلمی فراهم می کند و موجب تامل و تفکر درباره پیچیدگیهای حرفه معلمی می شود.

4.این مطالعه برای من مهم است زیرا داستان خود من است.داستان زندگی شخصی و زندگی حرفه ای من تاکنون. تلاشی است برای  درک و فهم وتحلیل نقادانه تا از نقش خودم به عنوان دختر،معلم،همسر ،مادر و دانشجو آگاه شوم.تعریف گذشته و حال زندگی من ،به من امکان می دهد تا کلاس درس امروز خود را بهتر درک کنم.

  1. این مطالعه برای مدرسان مراکز تربیت معلم که تسهیلگر ومددرسان دانشجویان در آفرینش هویتهای تدریسند حائز اهمیت است.دانشجویانی که معلمی را می آموزند ،باید به کشف و تعریف این مسئله بپردازند که “آنها کیستند؟”تا درک درستی از معلمی، کلاسداری، و هویت بیابند. تامل و نوشتن از مولفه های اصلی هر برنامه تربیت معلمان توانمند است . پژوهشهای مربوط به کلاس درس معلمان ،به دانشجو معلمان  که عنقریب وارد کلاسهای درس خواهند شد ،توانایی درک بهتر دانش آموزانشان را نیز می دهد.

2-1.مقدمه

پژوهش در باب هویت معلم از منظر دیدگاه های مختلف و راهبردهای متنوعی قابل بررسی است.در ادامه دیدگاه ها و راهبردهای رایج بین المللی پژوهش درباره هویت معلم را ارائه خواهیم کرد .ابتدا نگاهی کلی و اجمالی به تاریخچه رشد و توسعه راهبردهایی در پژوهش درباره تدریس و معلمان خواهیم داشت که زمینه ساز و تسهیلگر رویکرد روایی بوده اند.

2-2. معلمان و پژوهش درباره تدریس:از مهارت تا روایت

پژوهش درباره تدریس و معلمان از دیدگاه ها و زوایای مختلفی انجام می گیرد و بر اجزاءمتفاوت تدریس و کار وزندگی معلمان تاکید می شود(زایخنر[30]،1993؛برگم،بورکوئیست ،هانس،کارلگرن و هوگ[31]،1997؛بیدل،گود و گودسون[32]،1997؛ریچاردسون[33]، 2001 به نقل از سراید،2007).

 2-2-1. مهارت ،رفتار و نگرش معلمان

پیش از دهه 1970 میلادی ،پژوهشگرانِ تربیتی علاقه مند به معلمان و تدریس ، بر رفتار و مهارت معلمان تاکید می کردند .این پژوهش ها تحت تاثیر پارادایم مسلط اثبات گرایی و برگرفته از روان شناسی تجربی در پژوهش های تربیتی و تربیت معلم در دهه 1930بود(هرمن[34]، 1995 به نقل از سراید،2007).تاثیر پارادایم اثبات گرایی  بر پژوهش های تربیتی در طول دهه اول بعد از جنگ جهانی دوم نیز ادامه یافت. اواخر دهه 1950 و اوائل دهه 1960،پژوهشگران تربیتی به طور نمونه ویژگیهای فردی معلمان و روشهای تدریس را با شاخص های کارآمدی تدریس در دامنه بزرگی از مطالعات کمی مقایسه می کردند.نکته مهم و مورد تاکید دیگر در این دوره از  پژوهش ها، پیش بینی موفقیت معلمان بود(برگم و همکاران[35]،1997؛کانلی و کلندینین،1999).در این دوره اعتقاد راسخ به توانایی پژوهش در پیش بینی و اشاره به روابط تصادفی و مشروط در تدریس وجود داشت.

در اوائل دهه 70 تغییری شگرف در حوزه پژوهش درباره معلمان پدید آمد و به جای  پژوهش های تجربی و رفتاری درباره مفاهیم یادگیری و تدریس ، برفرهنگ،موقعیت[36]،روابط،مشارکت و مداخله در پژوهشهای تربیتی تاکید می شد. .این تغییر دیدگاه ناشی از آگاهی روزافزون پژوهشگران از محدودیت دانش آنها درباره تفکر معلمان بود.علاوه بر این برخی پژوهشگران ،در باره سودمندی مطالعه رفتار معلمان, تردید هایی کردند.بدینگونه, چرخش از راهبردهای رفتاری به تاکید بر تجارب خود معلمان ،صلاحیت ها و شایستگی هاو فهم معلمان ، راه را برای روشهای تفسیری و کیفی باز کرد(برگم و دیگران،1997).

2-2-2 تفکر معلمی و معلم در زمینه[37]

در دهه 1970 بر نگرش معلمان درباره کار و شرایط کاریشان  تاکید شد که در راستای اجتماعی کردن و فرهنگی شدن معلمان در  مدارس بود(برگم و دیگران،1997).علایق پژوهشگران نسبت به فهم و ادراکات معلم از تدریس و یادگیری خود افزایش یافت و در اواخر دهه 80 با سنتی که “تفکر معلمان “نام گرفت به اوج خود رسید. در این سنت کانون توجه بر این نکته بود که چگونه تفکرات و تأملات معلمان بر اعمال و اقدامات آنها تاثیر می گذارد(زایخنر،1993).همچنین بر موضوعاتی چون تأملات معلم،عمل معلم و دانش معلم تاکید گردید.این افزایش توجه و علاقه باعث شد تا پژوهشهای گسترده و متنوعی درباره کلاس درس معلم و در زمینه تصورات و ادراکات معلمان از شرایط کاری،روابط و زندگی روزمره در مدرسه انجام شود(برگم و دیگران،1997).

    در طول دهه های هشتاد و نود مطالعات متعددی درباره زندگی حرفه ای معلمان و چگونگی تاثیر پذیرفتن آن از اصلاحات آموزشی ،روابط با دانش آموزان،موضوع درس و شرایط کاری انجام شد.این مطالعات به این حقیقت اشاره داشتند که تدریس معلمان علاوه بر تفکرات و تأملات آنان به عوامل موقعیتی نیز بستگی دارد.تاکید سنت “تفکرمعلمان “بر تجارب زیسته خود معلمان ،صلاحیت ها،فهم و ادراکات،روابط و زمینه، پژوهش های مربوط به معلمان را هویت شخصی تر و فردی تر بخشید؛آغاز حرکتی نو « از معلم به عنوان عمل [38] به معلم به عنوان شخص[39] »(گودسون[40]،1997،ص 147).

تاکید بر معلم به عنوان “یک شخص” ،دال بر اعتقاد پژوهشگران تعلیم و تربیت به روایت معلمان درباره “چیستی معلمی[41]“بود و منجر به درک بهتر تدریس ، تربیت معلم و بهبود وضعیت آن شد(بیدل،گود و گودسون1997[42]). از آن پس, پژوهشگران از روایت های معلمان دستیابی به فهم  معلمان،برای فهم تصورات و تجارب تدریس  آنها ااستفاده کردند(گودموندسدوتیر[43]،2001).

2-2-3 چرخش روایی[44]” در پژوهش درباره معلم و تدریس

برونر[45](1986)پژوهش روایی را برای مطالعه تأملات و دانش معلم مناسب می داند زیرا«… روایت همچون شیوه ای از اندیشیدن مورد استقبال قرار گرفته است)»(برونر 1986 به نقل از گودموندسدوتیر[46] ،2001،ص 226).

رویکرد روایی قرابت بسیاری با سنت “تفکر معلمان”دارد.مفروض آن است که معلمان بهتر از همه چیستی تدریس را می دانند،از این رو روایت های معلمان می تواند بازگوکننده “دانش تدریس از درون”باشد(الباز- لوییچ[47]،1997،ص 77).شرح روایت های معلمان از حرفه معلمی و زندگی روزمره خود به فهم “چیستی تدریس” می انجامد (گودسون،1997).

“چرخش روایی”در پژوهش های تربیتی همزمان بود با چرخش بیشتر به سوی رویکردهای کیفی. در پژوهش های مربوط به معلمان ،رویکرد روایی در مطالعات مربوط به رشد حرفه ای معلمان،دانش معلمان (کلندینین وکانلی،1999؛السون وکرایگ،[48]2005 به نقل از سراید،2007)،حرفه معلمی(پامسون[49]،2004 به نقل از سراید،2007)و تدریس موضوعی(دراک،اسپیلن و هوفرد- آکلز[50]،2001 به نقل از سراید،2007)به کار گرفته شده است و اتواتنوگرافی از جمله این رویکردهاست.

2-3 . مرور منابع و متون تخصصی در باره هویت حرفه ای معلم (مطالعه جامع بیجارد و همکاران،2004)

بیجارد و همکارانش از جمله پژوهشگران پیشتاز در این حوزه هستند.از نظر آن ها برای درک بهتر عناصر هویت حرفه ای در تدریس و تربیت معلم ، باید به بینش عمیق تر و بهتری در این حوزه پژوهشی دست یافت(بیجارد و همکاران ،2004).آنها به مرور منابع و متون تخصصی مربوط به هویت حرفه ای معلمان پرداختند.

این مطالعات بر اساس تاکید و توجه در سه دسته طبقه بندی می شوند:

1)مطالعاتی که در آن بر شکل گیری هویت حرفه ای معلمان تاکید می شود،

2)مطالعاتی که در آن بر ویژگی های هویت حرفه ای معلمان از نگاه خودشان یا بر پایه داده های جمع آوری شده پژوهشگران تاکید می شود .

3)مطالعاتی که هویت حرفه ای معلمان در داستانهای گفته شده و نوشته شده ایشان گفته می شود.

نتایج تحلیل بیجارد و همکاران (2004)در جدول های شماره 1 تا 3 نشان داده شده است:

تعداد صفحه :118

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه شناسایی مدل های تدریس اثربخش و پیشنهاد مدل مناسبی برای تدریس اثربخش دانشگاهی و تعیین اعتبار  سازه ای آن

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی

 

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

شناسایی مدل های تدریس اثربخش و پیشنهاد مدل مناسبی برای تدریس اثربخش دانشگاهی و تعیین اعتبار  سازه ای آن

پایان نامه کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب                                                                                         صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

      1-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………….  3

     2-1- تعریف مساله ……………………………………………………………………………………………………………………   4

      3-1- اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………… 6

      1-3-1- هدف کلی……………………………………………………………………………………………………………………..  6

       2-3-1- اهداف جزیی ………………………………………………………………………………………………………………. .6

       4-1- سوالات پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………… 6

5-1- استفاده کنندگان از نتیجه پایان نامه…………………………………………………………………………………… 7

6-1-ضرورت انجام پژوهش…………………………………………………………………………………………………………. .7

       7-1- تعریف متغیرها ……………………………………………………………………………………………………………………. 9

       1-7-1- تعریف مفهومی متغیرها ………………………………………………………………………………………………… 9

       2-7-1- تعریف عملیاتی متغیرها ……………………………………………………………………………………………… 10

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

       1-2-مبانی نظری پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………. 12

       1-1-2- تاریخچه تدریس ……………………………………………………………………………………………………………… 13

       2-1-2-  روش تدریس به عنوان یکی از عناصر برنامه درسی…………………………………………….15

        3-1-2- مفهوم تدریس و اثربخش بودن آن ………………………………………………………………………………… 19

       4-1-2- تدریس اثربخش چیست؟ ……………………………………………………………………………………………… 23

       5-1-2 -تدریس و یادگیری …………………………………………………………………………………………………………… 24

       6-1-2-مفهوم و ماهیت یادگیری ………………………………………………………………………………………………… 25

       7-1-2 نظریه های تدریس …………………………………………………………………………………………………………… 27

       8-1-2- مفهوم و ماهیت روش های تدریس…………………………………………………………………………………. 31

       9-1-2- انواع روش های تدریس……………………………………………………………………………………………………..32

       10-1-2- سطوح مهارت تدریس …………………………………………………………………………………………………… 37

        11-1-2-تغییر مفهوم تدریس و نقش معلم به تبع تغییر پارادایم های یادگیری …………………….38

       12-1-2- مهارت های فرایند تدریس …………………………………………………………………………………………… 40

       13-1- 2-منابع ارزشیابی تدریس اثربخش …………………………………………………………………………………….46  

       14-1-2- راهکارهای کاربردی یک تدریس اثربخش…………………………………………………………………….. 50

15-1-2- ویژگی های تدریس اثربخش …………………………………………………………………………………………. 53

       16-1-2- شیوه های تعیین معیارهای تدریس اثربخش ……………………………………………………………….. 58

17-1-2-عوامل موثر در تدریس……………………………………………………………………………….59

       2-2- پیشینه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….. 66

       3-2- خلاصه و جمع بندی از پژوهش های انجام گرفته ………………………………………………………………. 75

 

فصل سوم: روش پژوهش

 

1-3- روش انجام پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………. 78

        2-3- جامعه آماری ……………………………………………………………………………………………………………………………… 78

      3-3-حجم نمونه و روش نمونه گیری…………………………………………………………………………………………………..79 

        4-3- ابزار گردآوری داده ها …………………………………………………………………………………………………………………79

        5-3- ویژگی های ابزار پژوهش …………………………………………………………………………………………………………. 80

      1-5-3-نحوه ی اجرای پرسشنامه……………………………………………………………………………..80

        2-5-3- روایی ابزار اندازه گیری ………………………………………………………………………………………………………. 80

       3-5-3- پایایی ابزار اندازه گیری ………………………………………………………………………………………………………… 81

6-3-روش تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………………81

1-6-3-تحلیل عاملی تائیدی به روش بیشینه درست نمایی………………………………………………… 82

2-6-3-آزمون Tتک نمونه ای…………………………………………………………………………………..82

3-6-3-تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر………………………………………………………………83

4-6-3-تحلیل واریانس چند متغیره…………………………………………………………………………….. 83

5-6-3- تحلیل واریانس یکطرفه ANOVA……………………………………………………………………84

 

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

        1-4- بخش توصیفی …………………………………………………………………………………………………. 86

       2-4- بخش استنباطی ………………………………………………………………………………………………….. 92

3 -4- خلاصه ای از تجزیه و تحلیل داده ها…………………………………………………………………………102

فصل پنجم: یافته های پژوهش

       1-5- خلاصه ای از یافته های پژوهش…………………………………………………………………………… 104

       2-5- بحث…………………………………………………………………………………………………………… 108

       3-5-محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………….. 111

       4-5- پیشنهادهای کاربردی…………………………………………………………………………………………112

   5-5- پیشنهادها برای تحقیقات آتی………………………………………………………………………………..112

 

پیوست ها

پیوست 1 پرسشنامه دلفی:……………………………………………………………………………………………113

 پیوست 2- پرسشنامه اساتید:………………………………………………………………………………………….121

منابع:…………………………………………………………………………………………………………………………………..125

چکیده:

        پژوهش حاضر درصدد بررسی و شناسایی مدل های تدریس اثربخش و پیشنهاد مدل مناسبی برای تدریس اثربخش دانشگاهی و تعیین اعتبار  سازه ای آن است. تدریس اثربخش به معنی توانایی مدرس برای فراهم کردن تجربه یادگیری جهت کسب نتایج آموزش مطلوب است، برای این منظور تک تک یادگیرندگان باید درگیر فعالیت یادگیری شوند. تدریس اثربخش باید فعالیتی منظم و مرتب و هدفدار باشد و از پیش طراحی شود و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری باشد و معلم و شاگرد بر هم تأثیر بگذارند.

     پژوهش حاضر از بعد مدل سازی تدریس اثربخش، نوعی تحقیق توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل عاملی به حساب می آید. در این پژوهش با استفاده از مبانی نظری پژوهش و با استفاده از منابع کتابخانه ای و الکترونیکی، مدلی برای  تدریس اثربخش تدوین شده است. جامعه آماری کلیه اعضاء هیأت علمی دانشگاه خوارزمی شامل 384 عضو هیات علمی استخدامی ( دارای  36 استاد، 58 دانشیار، 259 استادیار، 31 مربی) می باشند که در سال تحصیلی 92-91 در دانشگاه خوارزمی مشغول به تدریس هستند.

        به منظور تعیین حجم نمونه، پس از  اجرای پرسشنامه  30  نفر به عنوان نمونه اولیه ی تحقیق ، واریانس  شاخص های مورد بررسی  محاسبه شده و بیشترین مقدار واریانس براورد شده در فرمول برآورد حجم نمونه کوکران  جایگزین شده و حجم نمونه تعیین شد که حجم نمونه معادل220 نفر است. روش نمونه گیری در تحقیق حاضر از نوع نمونه گیری چند مرحله ای می باشد). در این پژوهش، روایی محتوایی  ابزار اندازه گیری که پرسشنامه ای محقق ساخته است، با نظر متخصصین تأیید شدو همچنین ضریب پایایی  از طریق محاسبه ی ضریب آلفای کرونباخ عدد  85/0  برای کل پرسشنامه به دست داد. برای تجزیه تحلیل اطلاعات بدست آمده، از آمار توصیفی (فراونی، درصد) به صورت نمودار و جدول استفاده شد.  همچنین از آمار استنباطی برای مدل تدوین شده با استفاده از تحلیل عاملی سلسله مراتبی اعتبار سازه ای آن سنجیده شده است. اعتبار محتوایی مدل نیز از طریق روش دلفی بدست آمد.

      در این پژوهش، مدل تدوین شده بر اساس داده های تجربی اصلاح شده است به این معنی که بعضی از شاخص های کیفیت تدریس بعد از تحلیل عاملی و با پیشنهاد نرم افزارLISREL و تطابق محتوایی و نظری بارنگری شدند. نتایج تحلیل عاملی تائیدی به روش بیشینه درست نمایی نشان داد  که همه شاخص ها  با 95%  اطمینان می توانند مولفه های تدریس اثربخش را را به صورت معنی دار و مثبت اندازه گیری کنند.

 مقدمه

در جامعه امروز، آموزش عالی یگانه وسیله دسترسی به شیوه قوی تر و توسعه و پیشرفت بیشتر است. امروزه همه ملت ها، با هر نظام سیاسی و اجتماعی، پیشرفته و در حال پیشرفت، به مسأله تربیت توجه دارند. این توجه شدید بی دلیل نیست و بر منطقی قوی بنیاد شده است (معیری، 1380). در دنیای امروز دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی با انجام سه مأموریت اصلی آموزش، پژوهش و ارائه خدمات نقش مهمی در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ایفا می کنند، لذا اطمینان از کم و کیف مطلوب عملکرد آنها و توجه مناسب به هر یک از کارکرد های دانشگاه، از اهمیت خاصی برخوردار است و در اثربخشی دانشگاه نیز نقش مهمی دارد. به طور مثال همان طوری که معروفی (1386) خاطر نشان می کند، عدم تأکید بر آموزش، به عنوان یکی از کارکردهای مهم آموزش عالی می تواند به تربیت نیروی انسانی نا کارآمد و ناتوان بینجامد، در این راستا اعضای هیئت علمی از مهمترین عوامل آموزش هستند که کمیت و کیفیت وظایف آنها در دانشگاه ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است (صالحی عمران و قنواتی، 1389).

پژوهش درباره تدریس در دانشگاه از جمله مهم ترین مسایلی است که از یک سو بازخورد مناسب برای تجزیه و تحلیل مسایل آموزشی، تصمیم گیری های اساسی و برنامه ریزی های راهبردی در اختیار مسؤلان و دست اندرکاران آموزش عالی قرار می دهد و از سوی دیگر، مدرسان با آگاهی از کیفیت عملکرد خود در جریان تدریس قادر خواهند بود به اصلاح شیوه ها و روش های آموزشی و در نتیجه، افزایش کیفیت تدریس خود بپردازند (ذوالفقار، 1375).

تدریس با کیفیت مطلوب در آموزش عالی معمولاً با ارتقای فرصت های یادگیری اثربخش برای دانشجویان تعریف می شود. هدف از تدریس در یک عبارت ساده ممکن ساختن یادگیری دانشجوست.تدریس در محیط دانشگاه همیشه اثربخش نیست بنابراین گرچه مدرسان دانشگاهی معمولاً از نظر دانش محتوایی مرتبط با رشته خودشان قوی هستند، اما بسیاری از آن ها دانش محدودی درباره نظریه ها و الگوهای تدریس دارند (هنسون[1]،2003).

 

2-1-تعریف مساله

بدون شک در دوران معاصر، حرفه ی تدریس یکی از دشوارترین مشاغل محسوب می شود. علاوه بر آگاهی از دانش و تخصص، هر مدرسی باید از هنر و تجربه ی تدریس برخوردار باشد. با عنایت به این چگونگی است که در بسیاری از کشورهای دنیا، مدرسان در آغاز کار باید گواهینامه های علمی و معتبری مبنی بر طی موفقیت در زمینه تدریس دارا باشند و پس از آن نیز به طور مداوم از طریق دوره های آموزش ضمن خدمت، توانمندی علمی و عملی خود را بهبود بخشیده و در واقع تدریس اثربخش داشته باشند (صفوی، 1384).

منظور از تدریس اثربخش مجموعه ای از عملکردها و ویژگی های استاد است که باعث دستیابی به اهداف آموزشی و یادگیری دانشجو می شود. البته یادگیری به عوامل متعدد دیگری از جمله رفتارهای دانشجو، انگیزه یادگیری، محتوای برنامه ی درسی، محیط و منابع فیزیکی نیز بستگی دارد (ظهور و اسلامی نژاد، 1381).

اثربخشی بهترین برداشت در رابطه با اهداف شما از تدریس می باشد، بنابراین آن چه که در یک زمینه اثربخش به حساب می آید، ممکن است در زمینه دیگر اثربخش نباشد. اگر هدف صرفاً انتقال اطلاعات باشد، یک متن درست پردازش شده که راهی برای حل یک مشکل فراهم می کند؛ ممکن است اثربخش در نظر گرفته شود. اگر هدف برانگیختن دانش آموزان به ایجاد راه حل باشد بنابراین متن درست پردازش شده ممکن است به عنوان غیراثربخش در نظر گرفته شود. هر چند شما باید راجب این استدلال که تدریس نامطلوب، تدریس اثربخش است هوشیار باشید، زیرا این استدلال دانش آموزان را مجبور می کند که بیشتر مطالعه کنند.

بدون در نظر گرفتن دیدگاه های متفاوت از تدریس نامطلوب، چنین استدلالی ممکن است یک توجیه عقلی برای بهبود بخشیدن تدریس شما باشد. برای ما تدریس نامطلوب انگیزه را کاهش می دهد، رویکرد منفی نسبت به یادگیری را افزایش می دهد و موفقیت کمتری را حاصل می کند. به طور کلی تدریس اثربخش، سیستماتیک، تحریک کننده و نگه دارنده می باشد (براون و اتکینس[2]  ، 1998).

حیطه های مهارتی که اثربخشی کار یک مدرس را تعیین می کنند عبارتند از:

الف- صلاحیت و توانایی فنی (علم و مهارت در درس مورد آموزش)

ب- صلاحیت و توانایی حرفه ای (آگاهی از برنامه ریزی، ارائه و ارزیابی آموزشی)

ج- صلاحیت شخصی (ویژگی های شخصی و رفتاری مؤثر در فرایند تعلیم و تربیت) (میلر و میلر؛ ترجمه ی میری، 1383، نقل از عندلیب و احمدی، 1386).

ارزیابی تدریس اساتید بدون در دسترس داشتن شاخص های تدریس اثربخش نه تنها باعث بهبود کیفیت آموزش نمی شود بلکه باعث افت کیفیت نیز می شود (ظهور، اسلامی نژاد، 1381). بدیهی است تدریس اثربخش دارای معیارهایی است که توسط آن می توان به نوعی ماهیت آن را مشخص نمود.

ارزیابی اثربخشی جنبه تدریس یک استاد به دلیل نداشتن شاخص های مناسب مشکل تر از ارزیابی جنبه پژوهشی اوست. مثلاً با بررسی تعداد مقالات و طرح های اجرا شده تا اندازه ای می توان جنبه پژوهشی استاد را مورد ارزیابی قرار داد. شاید یکی از عواملی که باعث شده در اکثر دانشگاه ها اساس ارتقای اساتید ارزیابی جنبه پژوهشی آنان باشد، آسان تر بودن ارزیابی این جنبه نسبت به جنبه تدریس آنان بوده است (همان منبع، 1381).

اثربخشی کلی تدریس یک مدرس دانشگاه، در پرتو تقابل میان معیارهای کلی، شامل طراحی تدریس، اجرا یا آموزش، مدیریت کلاس درس، روابط انسانی، ارزشیابی و ویژگی های شخصیتی مطلوب، سنجیده  و تعیین می شود (کد؛ نقل از عندلیب و احمدی،1386).

تدوین برنامه درسی به فرایند نظم و ترتیب و تعیین توالی و تقدم و تاخر عناصر برنامه درسی اشاره دارد. منظور از تدوین  برنامه درسی، برنامه ریزی اصولی و نظام یافته جهت تهیه و طراحی یک فعالیت یا دوره آموزش می باشد. در واقع تدوین برنامه درسی فرایندی است که به منظور تشخیص نیازها، تهیه اهداف اختصاصی، شناسایی و سازماندهی محتوا، انتخاب روش و تهیه مواد مورد نیاز جهت ارزیابی آموزش و فراگیر مورد استفاده قرار می گیرد(فتحی واجارگاه،1385).

در بررسی مولفه های موجود برای نظم دهی و ایجاد ساختاری منظم برای امر تدریس با وجود پژوهش های انجام گرفته نیازمند وجود مدلی برای شکل دهی به مولفه های تدریس اثربخش بودیم که در این پژوهش به این موضوع پرداخته شده است.

مدل به ما می‌آموزد که در شرایط و وضعیت‌های گوناگون چه ملاک یا معیار و روش خاصی را در پیش گیریم(رزاقی،1381) مدل به‌عنوان یک نقطه‌ای شروع از واقعیت است که دیدگاه ما را در رابطه با واقعیت ساده می‌کند. همچنین مدل مشخصه‌های اساسی و بنیادی واقعیت را نمایندگی می‌کند. بنابراین مدل چیزی است که واقعیت را نشان داده و جنبه‌های معین از دنیای واقعی را که در ارتباط با مسائل تحت بررسی می‌باشد شرح می‌دهد و به تصویر می‌کشد، و روابط مهم و با اهمیت بین جنبه‌های مختلف را آشکار و روشن می‌سازد. مدل همچنین به ما کمک می‌کند که به متن و درون پدیده‌هایی که نمی‌توانیم مستقیما آن‌ها را ببینیم هدایت شویم(گرجی،1388).

منظور از مدل در تحقیق حاضر دستیابی به الگویی در زمینه تدریس اثربخش خواهد بود که این الگو با توجه به مبانی نظری تحقیق حاضر و همچنین دستیابی به اتفاق نظر  متخصصان با توجه به روش دلفی خواهد بود که در مراحل بعد اعتبار سازه ای آن را نیز بدست خواهیم آورد.از جمله مسائلی که باعث شد به این  موضوع بپردازیم در مرحله اول به دست آوردن مدلی بود که بتوان شاخص های موجود در تدریس اثربخش را مشخص کرد و در مرحله بعد ارزیابی عملکرد اساتید دانشگاه می باشد.

هدف پژوهش حاضر در مرحله اول تدوین مدلی برای تعیین معیارهای تدریس اثربخش است، ودر مرحله بعد  تعیین اعتبار سازه ای مدل تدوین شده خواهد بود. اعتبار سازه یک ابزار اندازه گیری نمایانگر آن است که ابزار اندازه گیری تا چه اندازه یک سازه یا خصیصه ای را که مبنای نظری دارد می سنجد.

بنابراین در مطالعه حاضر به منظور تعیین مدل تدریس اثر بخش، راهبردهای تدریس بر اساس مطالعات و مبانی نظری پژوهش واسناد و منابع کتابخانه ای و الکترونیکی تعیین خواهد شد که به مدلی در این زمینه دست خواهیم یافت ودر مرحله بعد اعتبار سازه ای مدل تدوین شده سنجیده خواهد شد . به این ترتیب مسئله پژوهش حاضر آن است که مدل مناسب برای تدریس اثربخش کدام است و دارای چه مولفه ها و شاخص هایی است؟

 

3-1-اهداف پژوهش

1-3-1-هدف کلی:

 شناسایی مدل های تدریس اثربخش و پیشنهاد مدل مناسبی برای تدریس اثربخش دانشگاهی و تعیین اعتبار  سازه ای آن

 

2-3-1-اهداف جزیی:

1.پیشنهاد مدلی برای تدریس اثربخش

2.تعیین اعتبار سازه ای مدل تدریس اثربخش

 

4-1-پرسش های پژوهش

1.مدل مناسب برای تدریس اثربخش  کدام است؟

  1. آیا مدل تدریس اثربخش تدوین شده، دارای اعتبار سازه ای است؟
  2. آیا خود- ارزیابی اساتید دانشکده های علوم انسانی و علوم پایه نسبت به مدل تدریس اثر بخش دارای تفاوت معناداری است؟

 

5-1-استفاده کنندگان از نتیجه پایان نامه

از آنجا که موفقیت اساتید در اصلاح و بهبود یادگیری دانشجویان همگام با عمل تدریس مستلزم ارتقاء و رشد علمی و عملی خود وتوجه به خصوصیات و نیازهای آموزشی و حرفه ایی دانشجویان است،آنان باید همواره بکوشند تا روشهای تدریس خود را با نیازها و امکانات فردی و گروهی فراگیران هماهنگ کرده و جهت رفع نارسائی های روش خود و اصلاح و بهبود آن گام بردارند. استفاده کنندگان از نتایج این پایان نامه تمامی مراکزی که به امر آموزش و یادگیری می پردازند می باشند.

تمامی مراکز و سازمان هایی که در این امر دخیل هستند می توانند در جهت اصلاح و بهبود آموزش خود و همچنین تسهیل امر یادگیری از نتایج این پژوهش کمک بگیرند. در درجه اول می توان از مراکز دانشگاهی و افرادی که در فرایند آموزش هستند از جمله اساتید در جهت ارتقاء کیفیت آموزش خود وهمچنین دانشجویان در جهت تسهل یادگیری نام برد.

 

6-1-ضرورت انجام پژوهش

تدریس اثربخش به معنی توانایی مدرس برای فراهم کردن تجربه یادگیری جهت کسب نتایج آموزش مطلوب است، برای این منظور تک تک فراگیران باید درگیر فعالیت یادگیری شوند (کریاکو،1387).

به رغم این که بهبود تدریس یکی از نیازهای اصلی مراکز آموزش عالی است، اما هم اکنون برنامه ای که بتوان با ارائه آن فرصت های مناسبی را برای ارتقای مهارت های آموزشی کلیه اعضای هیأت علمی و در نهایت، افزایش یادگیری دانشجویان فراهم کرد ارائه نشده است (معزی، شیرزاد، زمان زاد، روحی، 1388). تحقیق در مورد میزان به کارگیری معیارهای تدریس اثربخش در دانشگاه، بیش از هر چیز منجر به تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف موجود در کیفیت تدریس استادان خواهد شد (ظهور، اسلامی نژاد،1381).

در میان مجموعه فعالیت هایی که برای تعلیم و تربیت فراگیران انجام می شود، بیشترین سهم به تدریس مدرس در کلاس درس اختصاص می یابد. از آن جایی که مدرس با روح و روان و احساسات افراد سروکار دارد، چنان چه به درستی عمل نکند زیان های جبران ناپذیری بر جای می گذارد. همان طور که وقتی قسمتی از بدن می سوزد و یا زخم می شود، اثر آن ممکن است تا پایان عمر هم باقی بماند، تأثیر نابجا بر روح افراد نیز همین اثر را دارد و احتمال می رود تا پایان عمر آن ها را رنج دهد. بنابراین، تنها راه چاره در این است که مدرس در تمام زمینه هایی که به شغل معلمی مربوط می شود اطلاعات صحیح و مفید کسب کند (صفوی، 1384).

اعضای هیأت علمی بزرگترین نقش را در بهبود کیفیت آموزش، پژوهش و خدمات اجتماعی دانشگاه ها ایفا می کنند. بدیهی است که دانش تخصصی استادان هنگامی می تواند کارایی خوبی داشته باشد که با روش های مناسب مورد بهره برداری مخاطبان قرار گیرد (براون، 1372).

در قرن حاضر پیشرفت فناوری، تغییرات سریع و پدیده ی جهانی شدن بر تمام ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جوامع بشری تأثیر گذاشته است، همگام با این تغییرات رو به رشد، انتظارات جامعه از نظام آموزشی نیز هر روز تغییر یافته و موجب آن شده تا دست اندرکاران، مدیران و مدرسان پاسخگویی به نیازهای فراگیران را در اولویت کار خود قرار دهند . از آنجائیکه اکثر اوقات فراگیران در کلاس درس می گذرد، پاسخگویی به انتظارات، خواسته ها و نیازهای افراد از طریق کارایی مدرسان در کلاس درس نمود می یابد(زارع،1384)

تاکید بر کارآیی به عنوان عامل مهم بازدهی کار یک مدرس محسوب می شود،علاوه بر آن حرفه ی معلمی ایجاب می کند که مدرس اثر بخش باشد یعنی به نتایج مطلوب در امر تدریس دست یابد .مفهوم کارآیی و اثر بخشی  ابتدا به ساکن نبوده بلکه چستر بارنارد، یکی از اولین کسانی بود که این مفاهیم را در مدیریت مطرح کرد، او اعتقاد داشت که کارآیی، فردگرا و مربوط به احساس رضایت کارکنان از عضویت در سازمان متبوعشان است و اثربخشی، نظام گرا و مربوط به تحقق اهداف سازمانی است . پیتر دراکر  نیز معتقد بود که باید عملکرد فرد و سازمان را در قالب دو مفهوم کارایی و اثربخشی اندازه گیری کرد . به نظر او کارآیی به معنای انجام دادن کار به شیوه ی درست و منظم است و منظور از اثربخشی، انجام دادن کار درست و مطابق با هدف است.(علاقه بند،1380.( با توجه به  این اصل که کلاس درس هم یک سازمان اجتماعی است، مدیریت موفق کلاس مستلزم عملکرد کارآ و اثربخش بودن  مدرسان است تا در سایه ی فعالیت های مدیریتی در جهت تحقق هدف های سازمانی که همان حفظ محیطی مناسب جهت آموختن و اندیشیدن است تلاش کنند،دانیل دیوک مدیریت کلاس درس را اینگو نه توصیف می کند :تهیه تدارکات و اتخاذ شیوه های لازم برای ایجاد و حفظ محیطی که آموزش و آموختن بتواند در آن اتفاق بیفتد( زارع،1384).

بنابراین با توجه به اهمیت تدریس در فرایند یادگیری توسط مخاطبان به ویژه تأکید بر شیوه های تدریس اثربخش در یادگیری مناسب، ضروری است تا  مدلی برای تدریس اثربخش  تدوین شود، و پس از تعیین مدل تدوین شده اعتبار سازه ای آن بدست آید. با به دست آوردن مدلی از مولفه های موجود می توان راهگشای کار معلمان در مدارس بود و به پیش برد هر چه بهتر امر تدریس کمک کرد و شرایطی را برای امر تدریس مهیا کردکه به یادگیری دانشجویان کمک کند و این کار  می تواند چالش هر روزه ی معلمان را برای تدریس حل نماید.

 

7-1- تعاریف متغیرها

1-7-1-تعاریف مفهومی متغیرها

تدریس:

 فعالیتی آگاهانه است که بر اساس اهداف خاص و بر پایه وضع شناختی شاگردان انجام می گیرد و در آنان تغییر ایجاد می کند (شعبانی، 1381).

اثربخش:

اثربخش بودن‌ عبارت‌ است‌ از درجه‌ یا میزانی‌ که‌ فراگیر به‌ هدف های‌ مورد نظر خود نائل‌ می‌آید(مهرداد، 1388).

تدریس اثربخش:

 مجموعه ای از عملکردها و ویژگی های استاد است که باعث دستیابی به اهداف آموزشی و یادگیری دانشجو می شود. البته یادگیری به عوامل متعدد دیگری از جمله رفتارهای دانشجو، انگیزه یادگیری، محتوای برنامه ی درسی، محیط و منابع فیزیکی نیز بستگی دارد (ظهور، اسلامی نژاد، 1381)

 2-7-1-تعاریف عملیاتی متغیرها

  مدل تدریس اثربخش :

راهبردهای تدریس بر اساس مطالعات و مبانی نظری پژوهش واسناد و منابع کتابخانه ای و الکترونیکی تعیین خواهد شد که با مشخص شدن مولفه های جدید با استفاده از تکنیک دلفی به مدلی در این زمینه دست خواهیم یافت.

اعتبار سازه ای:

با استفاده از روش تحلیل عاملی و بکارگیری داده های خود ارزیابی اساتید در نرم افزار Lisrelبه یک همبستگی درونی بین متغیرها دست خواهیم یافت که این داده های به دست امده به صورت تجربی اعتبار سازه ای مدل ما را مشخص خواهدکرد.

1.Hanson

  1. Brown. G & Atkins. M

تعداد صفحه :173

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه تعیین عوامل مؤثر بر تدریس موفق معلمان نمونه در درس ریاضی پایه ی ششم شهرستان مراغه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی

دانشگاه آزاد اسلامی 

عنوان 

تعیین عوامل مؤثر بر تدریس موفق معلمان نمونه در درس ریاضی پایه­ی ششم شهرستان مراغه

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

توجه خاص به معلم  به عنوان مهم ترین اهرم آموزشی و تربیت معلم شایسته و مستعد و پویا در طول دوران خدمت از ضروریات محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثربر تدریس موفق معلمان نمونه پایه ششم ابتدایی شهرستان مراغه انجام شده است. این پژوهش  از نوع پژوهش مطالعه موردی است و جامعه آماری پژوهش شامل ده نفر از معلمان نمونه در مدارس شهرستان مراغه، پنج نفر از مدیران مدارس و ده نفر از دانش آموزان،که تعداد  آنها در کل بیست و پنج نفر است. در این پژوهش به دلیل  مشخص بودن دقیق معلمان نمونه دوره ابتدایی، حجم نمونه برابر با حجم جامعه پژوهش است .

از آنجا که پژوهش حاضر مستلزم استفاده از ابزارهای متعدد است، جمع آوری داده‌ها طی چهار مرحله و اساساً با استفاده از ابزار­های مصاحبه و مشاهده  استفاده شد. در این پژوهش مصاحبه به صورت نیمه‌سازمان یافته است. بدین صورت که ابتدا سوال‌های اصلی تحقیق از مدیران، دانش­آموزان و معلمان پرسیده می­شود و در جریان بحث، سوالات دیگری برای کسب اطلاعات بیشتر مطرح شد. روش تحلیل داده ها  شامل تلخیص داده‌های حاصل از مصاحبه؛ ب)عرضه داده‌ها؛ ج) نتیجه گیری است. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان می دهد که معلمان نمونه از انواع راهبرد های یاددهی و یادگیری در تدریس استفاده می کنند. مهمترین نقطه قوت معلمان نمونه شرکت در دوره های ضمن خدمت استفاده به بهترین صورت از امکانات موجود  با در نظر گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان و همچنین داشتن ارتباط عاطفی مناسب با دانش آموزان است و مهمترین نقطه ضعف از نظر محقق شرکت نکردن همه معلمان در انتخاب معلم نمونه به دلیل اینکه هیچ مزیتی برای آنها ندارد است. همچنین نقطه ضعف دیگر در انتخاب معلم نمونه در نظر گرفتن سابقه تدریس بالاست. معلمانی که دارای سابقه تدریس کمی هستند ولی  در امر تدریس موفق هستند انتخاب نمی شوند. هدف عمده این پژوهش شناسایی عوامل و روش هایی  است که باعث می شود معلمان نمونه در تدریس درس ریاضی  موفق تر از دیگر معلمان باشند و استفاده معلمان دیگر  از نتایج این پژوهش برای استفاده آنها در کلاس درس ریاضی است.

کلید واژه ها: برنامه درسی، ریاضی، معلمان نمونه، پایه ششم، دوره ابتدایی

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1 مقدمه…………………………………… 2

1- 2 بیان مسئله……………………………… 2

1-3 اهداف پژوهش……………………………… 6

      1-3- 1 هدف کلی پژوهش……………………. 6

      1-3-2 اهدف جزیی پژوهش…………………… 6

1-4 سوالات پژوهش……………………………… 7

      1-4-1 سوال کلی پژوهش……………………. 7

      1-4-2 سوال جزیی پژوهش…………………… 7

1- 5 ضرورت و اهمیت پژوهش……………………… 8

1-6 تعریف اصطلاحات نظری و عملیاتی پژوهش…………. 10

 

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

1-2مقدمه……………………………………. 13

2-2مبانی نظری……………………………….. 13

2-3عوامل موثر بر تدریس……………………….. 14

2-3-1الگو های تدریس………………………….. 17

2-3-1-2تاثیر برنامه و ساخت نظام آموزشی در فرایند تدریس   19

2-3-2تاریخچه روش های تدریس در جهان…………….. 20

2-3-3تعریف تدریس و تحلیل مفاهیم آن…………….. 20

2-3-4تدریس موثر به چه معناست………………….. 21

2-3-5ویژگی های خاص برای تدریس……………………… 22

2-3-6نقش عوامل موثر بر یادگیری در روند تدریس……. 23

2-3-7کنش های تدریس مناسب……………………… 23

2-3-8شاخص های تدریس موثر……………………… 24

2-3-9ارتباط معلم و شاگرد و تاثیر آن در فرایند تدریس 26

2-3-10تاثیر برنامه و ساخت نظام آموزشی در فرایند تدریس    28

2-3-11 آموزش اثربخش و معلمان اثربخش ………………………………………………………………………………29

2-3-12 مبانی نظری روش فعال تدریس……………………………………………………………………………………..30

2-3-13 ضرورت روش های فعال تدریس…………………………………………………………………………………..34

2-4برنامه درسی ریاضی……………………………………………………………………………………………………..36

2-4-1اهداف کلی آموزش ریاضی دوره تحصیل عمومی…………………  37

2-4-2عوامل ایجاد کننده انگیزه…………………. 38

2-4-3مهم ترین اشکالات تدریس ریاضی………………. 39

2-4-4برخی از اصول حاکم مورد استفاده در تدریس فعال ریاضی  41

2-4-5عوامل برطرف کننده اضظراب از کلاس درس ریاضی………. 42

2-4-6دوره های ضمن خدمت……………………….. 42

2-4-7استفاده مناسب از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش   43

2-4-9  تناسب مفاهیم و تمرینات آموزش ریاضی ابتدایی برای حل مسایل در موقعیت-های دیگر……………………………… 45

2-4-10 علل اختلال در ریاضیات………………………. 46

2-4-10-1 علایم شناسایی اختلال ریاضی……………… 46

2-4-11عدم توجه به تفاوت¬های فردی برای ایجاد یادگیری همراه با تعقل و خلاقیت………………………………………. 47

2-4-12 عدم شادابی کلاس برای بروز خلاقیت و یادگیری فعال در درس ریاضی   48

2-5معلم کیست………………………………… 48

2-5-1سایر تعاریف در باره معلم…………………. 49

2-5-2معلم عامل موثر در نظام آموزش و پرورش………. 50

2-5-3 تاثیر شخصیت معلم  در پرورسه ی آموزش و پرورش.. 51

2-5-4 معلم در پویه ی تاریخ……………………. 52

2-5-5 عمده ترین اهداف معلم……………………. 53

 2-5-6 پی بردن به راز های موفقیت معلم………….. 53

2-5-7شیوه نامه انتخاب معلمان نمونه…………….. 54

2-5-8 شیوه نامه انتخاب معلمان نمونه………………………………………………………………………………………..55

2-5-8-1اهداف………………………………… 55

2-5-8-2پیش فرض ها……………………………. 56

2-5-8-3نیم نگاهی به اهاف طرح و نحوه اجرا……….. 57

2-5-8-4چشم انداز طرح برای معلمان جدیدالورود…….. 57

2-5-8-5  چشم انداز طرح برای معلمان فعلی………… 58

2-5-8-6  پیشنهادات…………………………… 60

2-6پایه ششم ابتدایی………………………….. 62

2-6-1اهداف کلی پایه ششم ابتدایی……………….. 62

2-6-2 اهداف برنامه های درسی پایه ششم…………… 62

2-6- 3 جدول مواد و ساعات درسی پایه­ی ششم………… 63

2-6-4پایه تحصیلی ششم ابتدایی………………….. 65

2-6-5 مزایا و معایب نظام آموزشی……………….. 66

2-6-6  مزایای 3-3-6 و پایه ششم………………… 66

2-6-7 سابقه علمی پیشینه تحقیق در ایران وخارج از کشور 69

2-6-6-1 پژوهش‌های داخلی……………………….. 65

2-6-6-2 پژوهش‌های خارجی……………………….. 68

2-6-8 نتیجه گیری…………………………….. 69

فصل سوم: روششناسی تحقیق

3-1 مقدمه…………………………………… 72

3-2 روش انجام پژوهش………………………….. 73

3-3 روش های مورد استفاده در مطالعه موردی……….. 74

3-4جامعه و پژوهش آماری……………………….. 74

3-5 حجم نمونه و روش نمونه گیری………………… 76

3-6 روش و ابزار جمع‌آوری اطلاعات………………… 77

3-7 روایی و پایایی ابزار اندازه‌گیری……………. 78

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

1-4مقدمه……………………………………. 81

2-4 ارائه یافته های مربوط به سوال های پژوهش…….. 81

3-4 تحلیل کیفی………………………………. 81

1-3-4یافته های مربوط به سوال اول پژوهش…………. 82

2-3-4یافته های مربوط به سوال دوم پژوهش…………. 86

3-3-4یافته های مربوط به سوال سوم پژوهش…………. 89

4-3-4یافته های مربوط به سوال چهارم پژوهش……….. 92

4-4جمع بندی……………………………………………………………………………………………………………………….94

فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات

1-5 مقدمه…………………………………… 96

2-5 بحث درباره یافته ها………………………. 96

1-2-5 سوال اول پژوهش…………………………. 97

2-2-5 سوال دوم پژوهش…………………………. 97

3-2-4 سوال سوم پژوهش…………………………. 98

4-2- 5 سوال چهارم پژوهش………………………. 99

3-5 محدودیت های پژوهش………………………… 100

4-5 پیشنهاد های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………100

1-4-5پیشنهاد های پژوهشی………………………………………………………………………………………………….. 100

2-4-5پیشنهاد های کاربردی……………………… 101

فهرست جداول

مشخصات اطلاع رسان های پژوهش(معلمان)…………….. 75

مشخصات اطلاع رسان های پژوهش(مدیران)…………….. 75

فهرست منابع

منابع فارسی…………………………………. 103

منابع لاتین………………………………….. 108

پیوست

سوالات مصاحبه…………………………………

مصاحبه با معلمان …………………………….

مصاحبه با مدیران……………………………..

امروزه مهم‌ترین دغدغه‌ی نظام آموزشی و پرورشی یک کشور، ایجاد بستری مناسب جهت رشد و تعالی سرمایه‌های فکری در جامعه اطلاعاتی و دانایی محور است. برای آن­که همه­ی گروه‌های اجتماعی قادر باشند به طور موثّر در چنین جامعه‌ای مشارکت داشته باشند، باید یادگیری پیوسته، خلاقیت، نوآوری و نیز مشارکت فعال و سازنده اجتماعی را بیاموزند. تحقّق این امر مستلزم تعریف مجدد و نوینی از نقش و کارکرد مدارس به عنوان اصلی‌ترین نهادهای آموزشی در جامعه است (مویدنیا، 1386).

معلمی به عنوان یک حرفه، مستلزم اختیار و استقلال عمل است که این التزام، با افزایش تحصیلات و تجارب معلمان و نیز با استفاده هرچه بیش­تر از فناوری پیشرفته، عمیق­تر نیز می­شود. حرفه­ای گرایی، موجب می شود تا معلمان بیش­تر به هنجارهای حرفه­ای، کنترل حرفه­ای، و در رأس آن­ها اختیار و استقلال حرفه ای تمایل پیدا کنند. زیرا مجهز شدن معلمان به تخصص، مهم­ترین و اساسی­ترین راه برای تضمین کار بهتر نظام آموزشی است. پژوهش  حاضر سعی دارد تا با  شناسایی  و بررسی جامع و علمی «عوامل موثر بر تدریس موفق معلمان نمونه در درس ریاضی ششم ابتدایی شهرستان مراغه»، به ارایه­ی تصویری روشن از مهارت­های حرفه­ای آنان بپردازد.

آموزش و پرورش بخصوص در دوران ابتدایی باید بر عملکرد معلمان ریاضی نظارت بیشتری داشته باشد و صرفاً به درصد قبولی اکتفا نکند. به این منظور، باید هر ساله برای معلمان ریاضی کلاس­های مؤثر ضمن خدمت برگزار شود و نهایتاً معلمان باید مصمم باشند تا در مورد تدریس و نحوه­ی آموزش درس ریاضی تغییراتی ایجاد کنند و از روش­هایی استفاده کنند تا دانش آموزان بتوانند در کلاس شرکت فعال داشته باشند و در آنها ایجاد انگیزه شود. نباید دانش آموزان به حفظ طوطی­وار فرمول­ها و مطالب وادار شوند. معلمان بدون آگاهی از روانشناسی، جامعه شناسی روشهای آموزشی، اصول یادگیری، نحوه­ی ارزشیابی و طرح درس و استفاده از وسایل کمک آموزشی، نمی­توانند وظیفه­ی خطیر خود را در عصر کنونی به نحو شایسته انجام دهند.

1-2بیان مساله

در کنفرانس جهانی آموزش پرورش، به ویژه در سال­های اخیر، آموزش، کلید عبور از قرن بیست و یکم قلمداد شده است. راهبردهای مهمی که در سطح بین المللی برای بازنگری و اصلاح ساختار آموزش مورد توجه برنامه­ریزان آموزش قرار گرفته، در بردارنده همه­ی ابعاد آموزش و پرورش است. در تمام سطوح آموزش، بر سه بخش کلیدی و وابسته به هم، که سنگ بنای فرایند آموزش را می سازد تاکید شده است: برنامه درسی، کیفیت تدریس و تاثیر تعلیم و تربیت و روش­های کاری (دلور، 1380) . در رویارویی با چالش‎های آینده، آموزش و پرورش سرمایه‎ای اجتناب ناپذیر است. تحقق هر آرمانی در آموزش و پرورش، در گرو نیروی انسانی آن یعنی معلمان است که عامل اجرایی آرمان‎ها در محیط عملی هستند و هیچ اصلاحی بدون همکاری و مشارکت فعال آنان انجام نخواهد شد.

شرایطی که معلمان در آن تربیت می‎شوند باید دگرگون شود، به نحوی که معلمان به صورت مربیان درآیند و نه متخصصانی که فقط ناقل محتوای برنامه درسی از پیش تعیین شده هستند (کریمی، 1375). رابرت مارزانو[1] درباره­ی نقش معلم اظهار می­کند: «معلم فیزیک شاگرد یا فراگیرنده است. معلمان ماهر، شاگردان ماهری نیز هستند.» این برداشت از مفهوم معلم در فرآیند آموزش به طور چشم­گیری با نظرات سنتی درباره‎ی مفهوم معلم متفاوت است. برای تربیت نیروهای آموزشی متعهد و دانا، باید به طور اساسی تغییراتی در آموزش قبل ازخدمت و ضمن خدمت معلمان و هم چنین نظارت بر کار معلمان و سرانجام احراز صلاحیت و گواهی آنان ایجاد شود. پروفوسور گیج[2] (1978) استاد برجسته تعلیم و تربیت، در کتاب «مبانی علمی هنر تدریس» می­گوید:

بدون تردید هیچ فرد دیگری جز معلم نمی تواند تأثیر بیشتری بر آنچه در مدارس می گذرد داشته باشد. معلم می تواند تعلیم و تربیت را فرایندی توأم با لذت و کامیابی، یا فرایندی بی­ثمر کند (مهرمحمدی،1379 ).

در عصر جهانی شدن، پیشرفت­های پدید آمده در فناوری­های اطلاعات و ارتباطات، تغییرات زیادی در نحوه­ی آموزش پدید آورده است. آموزش از شکل سنتی خارج شده و یادگیری در تمام عمر مطرح است. امروزه آموزش­های رسمی ارایه شده، برای رفع نیازمندی­های فرد در تمام عمر کفایت نمی­کند. به سبب تغییر حجم اطلاعات و توسعه دانش، آموزش باید در تمام عمر ادامه یابد (زمانی، 1384).

موفقیت هر نظام آموزشی در حد تعیین کننده­ای  به دانش و مهارت های حرفه ای معلم بستگی دارد. شایستگی هر نظام ، تا اندازه ای به شایستگی معلمان آن است. از این رو، می­توان گفت که معلم مهم­ترین عنصر نظام آموزشی در فرایند یاددهی-یادگیری و معمار اصلی نظام آموزشی است. جهان به سرعت دگرگون می شود و معلمان نیز مانند دیگر گروه­های حرفه­ای، با این واقعیت روبه­رو می­شوند که آموزش اولیه آن­ها در جهان امروز، چندان مفید نخواهد بود. آنان باید در سراسر عمر دانش خود را روزآمد کنند(دلور،1376).

برونر[3] (1977) در مقدمه­ی کتاب خود با عنوان «فرایند تعلیم و تربیت» بر اهمیت معلم به عنوان عنصر کلیدی در اجرای برنامه­های درسی تاکید می­کند و چنین اظهار می دارد:

 یک برنامه­ی درسی، بیش از آنچه برای دانش­آموزان طراحی شود، باید برای معلم طراحی شده باشد. اگر یک برنامه درسی نتواند معلمان را تغییر دهد، تعادل آن را بر هم بزند، به آگاهی آن­ها بیافزاید و آن­ها را به حرکت درآورد، هیچ­گونه تاثیری بر کسانی که توسط آن­ها تعلیم داده می­شوند، نخواهد داشت(مهر محمدی،1381، ص373).

 شیوه­های سنتی  تدریس از مهم­ترین  موانع رشد خلاقیت در آموزش و پرورش است. «گودلد» از مدرسه به عنوان  یک کارگاه خلاق  آموزش نام می­برد(نصر اصفهانی،1381). از مرور برخی مطالعات انجام شده، چنین برمی­آیدکه بسیاری از معلمان از مهارت حرفه­ای لازم برخوردار نیستند و در ایفای نقس حساس خود با مشکلاتی مواجه­اند که در ناکارآمدی آنها و ناموفق بودن دانش آموزان تاثیرگذار است.

از مهم ترین و گسترده ترین مطالعات انجام شده، مطالعه­ی بین المللی روندهای آموزش ریاضیات و علوم  «TIMSS[4] » (تیمز) است. هدف از انجام این مطالعات در حوزه های ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ، شناسایی و کشف نقاط ضعف و قوت نظام های آموزشی و تلاش برای ارتقای کیفیت عملکرد تحصیلی دانش­آموزان است.

 مطالعه­ی تیمز در فاصله­ی چهار سال برای سنجش عملکرد کشورهای شرکت کننده در آموزش علوم و ریاضیات تکرار می­شود تا روند تغییرات آموزشی و میزان کاهش و افزایش عملکرد دانش­آموزان این کشورها در طی این چهارسال مشخص شود . تیمز همچنین برای تدارک چشم اندازهای مقایسه­ای در مورد روند پیشرفت در نظامهای آموزشی متفاوت، شیوه­های سازماندهی مدارس و فعالیت­های آموزشی، یک آرایه غنی از اطلاعات پیشینه­ای را جمع آوری می­کند.  با توجه به یافته­های مطالعات تیمز، وضعیت دانش­آموزان ایرانی در دروس علوم و ریاضیات نامناسب ارزیابی شده است و علت مشکل، روش­های تدریس معلمان معرفی شده است(کیامنش،1377الف). 

معلمان ژاپنی در تدریس و حل مسائل ریاضی در کلاس درس بیش از کمیت به کیفیت جریان آموزش و حل مسئله توجه دارند. آنها ترجیح می­دهند یک موضوع درسی را در دو یا چند جلسه به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و پاسخ آن را از راه های مختلف، مبتنی بر تفکر دانش آموزان به دست آورند. کمتر مشاهده شده است که معلمان ژاپنی کلاس درس را به صورت دوره های آموزشی معمول برای آمادگی در امتحانات هماهنگ یا ورود به پایه بالاتر با سرعت اداره کنند و مسائل مختلفی را بدون اندیشه، تأمل و فهم عمیق دانش آموزان مطرح کنند و از آن بگذرند. آنان به خوبی دریافته اند که تفکر و بحث در مسائل ریاضی در کلاس درس وقت گیر است و بیش از آن که نگران وقت باشند، نگران درک و فهم موضوع از طرف دانش آموزان هستند(سرکارآنی، 1378).‏نتایج پژوهش­های فوق نشان داد که محور تدریس در ژاپن کتاب است و روش­های تدریس اغلب جنبه توصیفی دارد.

در سال های اخیر، هم­زمان با تاکید بیشتر به پاسخ­گویی و تحلیل دقیق­تر متغیرهای تاثیرگذار بر بازده­های آموزشی، ثابت شده است که معلم مهم­ترین و موثرترین نیروی مدرسه­ای در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. ایجاد تغییرات لازم متناسب با تحولات فناوری در عرصه اطلاعات و ارتباطات، در حکم یکی از محورهای مهم تغییر در قرن بیست و یکم، به ویژه در کشورهای پیشرفته­ی صنعتی به شمار می رود. اهدافی که صاحب­نظران برای نظام های  تعلیم وتربیت مطرح می­کنند، ­معلم را نقطه اتکای هر تغییر و تحولی می­دانند(مهر محمدی،1379).

بسیاری از معلمان از مهارت حرفه­ای لازم برخوردار نیستند و در ایفای نقش حساس خود با مشکلاتی مواجه­اند که در ناکارآمدی آنها، و ناموفق بودن دانش آموزان  تاثیرگذار است. مطالعات یاد شده نشان داد ه است که راهکارهای آموزشی که معلم در فرایند یاددهی – یادگیری به کار می برد، اساسی­ترین و مهم­ترین نقش را در عملکرد تحصیلی دانش آموزان رقم می­زند.  در ایران، هنوز به روش های سنتی تدریس و حفظ کردن و آموزش طوطی وار تأکید می شود. معلم و کتاب به عنوان محورهای اصلی آموزش تلقی می­شوند و نقش دانش­آموز که اساسی­ترین محور فرایند آموزشی است، چندان مورد توجه قرار نمی­گیرد.  در حالی که رویکردهای سازنده­گرا، یادگیرندگان را اساس سازندگی و دانش می­پندارند و بر این باورند که دانش­آموزان با تلاش در جهت حل مسائل علمی، فرصت سازمان دهی و بازسازی اطلاعات خود را دارند.  امروزه به ویژه آن دانشی مورد تأکید است که بر عملکرد واقعی دانش آموزان در موقعیت­های واقعی زندگی دلالت کند. در سازنده گرایی، یادگیری ، بیش از آن که مبتنی بر معلم محوری باشد ، یادگیرنده محوراست. بر این اساس، ضرورت بازنگری در روشهای آموزش و یادگیری، بیش از هر زمان دیگری به عنوان یک نیاز مطرح است (دانش پژوه ،1385).

در زمینه­های روان­شناسی و سایر علوم مربوط به تربیت، به ویژه روان شناسی یادگیری و خصوصیات یادگیرندگان، هر روز پژوهش های جدیدی انجام می گیرد. ماهیت حرفه ای معلم عصر حاضر ایجاب می کند که او با این یافته های جدید آشنا شود و آن ها را در تدریس به کار برد. امروزه معلم باید در قالب حرفه ای خود ظاهر شود. برای تحقق هر چه بیش­تر این امر لازم است از طریق دوره­های تربیت معلم،دوره­های ضمن خدمت و مطالعات و تجربیات مستمری که در آینده خواهد داشت، صلاحیت­ها و توانایی­هایی را کسب کند تا بتواند به نحو شایسته­ای، به ایفای نقش حساس، پر مسؤلیت ودر عین حال تخصصی معلمی بپردازد.

با توجه به مطالبی که بیان شد و اهمیت مسأله، پژوهش  حاضر سعی دارد تا با  شناسایی  و بررسی جامع و علمی  عوامل موثر بر تدریس موفق معلمان نمونه در درس ریاضی ششم ابتدایی بخصوص در شهرستان مراغه، به ارایه­ی تصویری روشن از مهارتهای حرفه ای آنان بپردازد و روند کنونی این مهارتها را در تدریس تبیین نماید.

1-3 اهداف پژوهش

1-3-1هدف کلی

تعیین عوامل مؤثر بر تدریس موفق معلمان نمونه در درس ریاضی پایه­ی ششم شهرستان مراغه.

1-3-2اهداف جزیی

_شناسایی روش­ها و راهبردهای تدریس معلمان نمونه در درس ریاضی؛

_شناسایی نحوه­ی تعامل معلمان نمونه با دانش آموزان؛

_شناسایی ویژگی های فضا و امکانات محیط آموزشی مرتبط با تدریس ریاضی؛

_بررسی رابطه­ی  رشته تحصیلی و سطح دانش معلمان نمونه با موفق بودن تدریس آنها.

 

1-4 سئوالات پژوهش

1-4-1سئوال اصلی پژوهش

عوامل مؤثر بر تدریس موفق معلمان نمونه در درس ریاضی پایه­ی ششم ابتدایی کدام­اند؟

1-4-2 سئوال های ویژه پژوهش

– معلمان نمونه، در تدریس از کدام روش­ها و راهبردها بهره می­گیرند؟

–  نحوه­ی تعامل معلمان نمونه با دانش­آموزان چگونه است؟

– فضا و محیط آموزشی  کلاس درس  ریاضی چه ویژگی هایی دارد؟

– آیا رشته­ی تحصیلی و سطح دانش معلمان نمونه  با موفق بودن تدریس ریاضی رابطه  دارد؟

1-5 ضرورت انجام تحقیق

هرگونه تدریس موفقیت آمیز به ویژه در درس ریاضی مستلزم فراهم بودن بستر و شرایط خاص و همچنین ایجاد و پرورش مجموعه­ای از مهارت­های عمومی و حرفه­ای در معلمان است. مفهوم ارتقای حرفه­ای معلمان از اواسط قرن بیستم و با ضرورت اجرای اصلاحات در نظام های آموزشی بیش از پیش مطرح شد. در شکل گیری این مفهوم­، یافته­های پژوهشی و بررسی­های مقایسه ای تأثیر زیادی داشته است. زیرا پژوهش­ها نشان می­دهند که معلم در انجام اصلاحات نقش دوسویه ای را بر عهده دارد؛ از یک سو موضوع اصلاحات آموزشی است و از سوی دیگر عامل اصلاحات آموزشی محسوب می شود. لذا، عمده ترین اهداف در آموزش معلمان عبارت­اند از: حرفه­ای سازی، ظرفیت سازی معلمان برای آمادگی پذیرش مسؤولیت­های جدید برای مواجهه با تغییرات در برنامه­های درسی و به روزرسانی دانش و مهارت حرفه­ای  و عمومی معلمان برای تدریس متناسب با شر ایط و روش­ها ی جدید تدریس(تانگ و هان ،2003).

یکی از عوامل کلیدی و ابزارهای اساسی پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان، کیفیت تدریس و مهارت­های حرفه­ای معلمان است. در عصر انفجار اطلاعات، تاکید بر فرایند یاددهی-یادگیری در تمام حیطه ها ضروری است. آموزش یک طرفه، آموزش مستقیم و آموزش سنتی به عنوان یک پدیده رایج در نظام آموزشی، غالبا حاکی از حاکمیت مطلق معلمان در کلاس درس و منفعل بودن دانش­آموز در عرصه یاددهی-یادگیری است. در حالی که با استفاده از روش­های تدریس فعال، می­توان مکانیسم های یادگیری دانش­آموزان را توسعه داد. «در برنامه­ی درسی که بر صلاحیت­های حرفه­ای معلم بنا می­شود، علاوه بر افزایش دانسته­ها، عملکرد و توانایی معلمان، به موثر بودن آن در میدان عمل و تجربه نیز توجه دارد» (کمیته­ی برنامه ریزی دروس تربیتی تربیت معلم،1370).

قابل توجه است که میان دروس متفاوت، ریاضی اهمیت ویژه­ای دارد. با نگاهی گذرا به دنیای پیچیده­ی  کنونی و تاملی در علوم و فنون متنوع و رو به گسترش، می­توان دریافت که درک صحیح مفاهیم ریاضیات تا چه اندازه ضرورت دارد و این علم تا چه حد نقش تعیین کننده­ای برای ورود موفقیت آمیز به عرصه­ی دیگر علوم و فنون ایفا می­کند. چنان­چه کلاس درس ریاضی برای برآورد نیازهای مختلف کودکان از نظر برنامه­های ریاضی خوب تجهیز شود، بین یادگیرندگان کسانی یافت می شود که در ریاضی پیشرفت زیادی خواهند داشت. برای کودکانی که در حل مسائل ریاضی و آموزش ریاضی توانایی دارند، باید موقعیت­هایی فراهم آورده شود که بتوانند تمرینات بیشتری را انجام دهند تا در حل مسائل ریاضی تبحر پیدا کنند. از طرفی، کودکان تیزهوش در مقایسه با کودکان معمولی، قادر هستند کار بیشتری را در فرصت­های داده شده در کلاس درس، انجام دهند، بنابراین، معلم باید کار بیشتری را به آنها پیشنهاد دهد. برنامه­های آموزش ریاضی را می­توان در قالب هدف­های آموزشی و هدف­های رفتار ارائه کرد. در هدف­های رفتاری آموزش ریاضی، تعریف دقیق­تری از رفتاری که دانش­آموز بعد از آموزش باید داشته باشد ارائه می شود.

از نظر رئوف(1386)، مهارت‎های حرفه‎ای معلم، لازم‎‎ترین و ضروری‎‎ترین نیاز اوست. هر نوع بی توجهی در به دست آوردن این مهارت‎ها، عدم موجودیت شغلی و حرفه‎ای او را به اثبات می‎رساند و خط بطلان روی مهارت او می‎کشد. بدون هیچ تحقیقی می‎توان فهمید که در کشور ما مهارت‎های عملی معلمان کافی نیست، بسیاری از معلمان، با داشتن دانش و مواد علمی بالا و کافی، توان به کار بستن مهارت‎های حرفه‎ای خود را ندارند و بر عکس، معلمانی وجود دارند که احتمالاً دانش آن‎ها، حتی در رشته‎های تخصصی خودشان، بسیار اندک است ولی به خوبی از عهده­ی کار معلمی برآمده‎اند.

صاحب­نظران امر تعلیم و تربیت درباره­ی مفهوم ارتقای مهارت­های حرفه­ای معلمان که از اواسط قرن بیستم در نظام­های آموزشی پدیدار شده است، نظریات مختلفی را بیان کرده­اند که از جمله هایبرمن[5] و بومهان[6] (2005) مولفه­های «روش های تدریس و ارزشیابی» و ویلگاس و ریمرس [7] ( 2007 ) نقش مهارت­های حرفه ای معلم را جهت تغییر در نظام آموزشی بسیار ضروری دانسته و در این رابطه، به مولفه­های «روش­های جدید تدریس، تکنولوژی آموزشی وارزشیابی» پرداخته­اند.

در آغاز قرن بیست و یکم توجه همگان، بیش از گذشته به نظام های آموزشی معطوف شده‏ است. توجه و تمرکز نظام های آموزشی نیز به بهبود یادگیری مدرسه‏ای افزایش یافته است. رویکردهای اخیر در نظام آموزش و پرورش در راستای بهبود یادگیری، حاکی از یادگیری‏ مشارکتی در کلاس درس و تربیت دانش‏آموزان به عنوان نسل پژوهنده است و چون معلم، کارگزار اصلی آموزش در کلاس درس است، اگر خود به درستی آموزش نبیند و پژوهشگر نباشد، چگونه می‏تواند نسلی پژوهنده را تعلیم دهد؟

در این پژوهش، معلم از آن جهت مورد تأکید است که کارگزار اصلی تعلیم و تربیت به شمار می‏رود و اهداف متعالی نظام­های تعلیم و تربیت در ابعاد مختلف در نهایت باید به واسطه او محقق شود. تعامل مستمر و چهره به چهره­ی معلم با دانش‏آموزان، وی را در موقعیت ممتاز و منحصر به‏ فردی قرار می‏دهد که هیچ عنصر انسانی دیگری در این سازمان از آن برخوردار نیست‏ (مهرمحمدی،1379). بنابراین، توسعه عمومی و  حرفه‏ای معلمان به عنوان مهم‏ترین نیروی انسانی در نظام تعلیم و تربیت، دارای اهمیت زیادی است. به‏طور سنتی، آموزش­های قبل و ضمن خدمت معلمان ریاضی بر دانش‏افزایی موضوعی و روش تدریس معلم‏مدار و موضوع‏مدار تکیه می‏کند. با این حال، مسایل عمده‏ای در رابطه با آموزش معلمان و توسعه حرفه‏ای آنها وجود دارد که مهم­تر از همه، چگونگی تحول در فرآیند آموزش، تغییر باورها و نگرشها و ایجاد چارچوب نظری مناسب برای یادگیری‏ معلمان است. به این منظور، آشنایی با چگونگی تفکر معلمان درباره­ی تدریس خودشان و چگونگی عمل تدریس، به برنامه‏ریزان دوره‏های قبل و ضمن خدمت معلمان ریاضی کمک‏ می‏کند تا بتوانند تنوع بین المللی در باورهای متداول معلمان و چگونگی ارتباط این‏ تنوع با یادگیری دانش‏آموزان را مورد بررسی قرار دهند(گویا،1380).

از جمله مهم­ترین موانع در توسعه­ی حرفه‏ای معلمان، فاصله­ی بین نظریه و عمل و عدم تشریک‏ مساعی با معلمان در برگزاری دوره‏های آموزش معلمان ریاضی است. بررسی های بین المللی‏ اخیر در حوزه­ی توسعه حرفه‏ای معلمان، بیانگر رویکردهای نوینی مانند پژوهش مشارکتی در کلاس درس است که بیش از اقدامات گذشته در تلفیق نظریه و عمل توفیق یافته است‏ (سرکارارانی،1378). با توجه به سیر تحول مبانی‏ نظری آموزش معلمان ریاضی در ایران، می‏توان دریافت که سیستم ارزشیابی برای دوره‏های‏ تربیت معلم و دبیری به سمت پذیرش کسانی می‏رود که بدون علاقه و بعضاً فقط به دلیل‏ قبولی، این رشته‏ها را انتخاب کرده‏اند (گویا و دیگران 1381).

انسان‎هایی که جهان آینده به آن‎ها نیاز دارد، افراد توانمندی هستند که مناسبات و ویژگی‎های عصر ارتباطات را به خوبی درک ­­کنند و بتوانند فعالانه و با خلاقیت به ساختن دانش مورد نیاز نایل شوند. از آن جا که مهم‎ترین هدف آموزش و پرورش شکوفاسازی استعداد و خلاقیت‎های دانش‎آموزان است، انتظار می‎رود که همگام با توسعه­ی فناوری‎های اطلاعاتی و ارتباطاتی، آموزش و پرورش و در رأس آن معلمان نیز از حرکت شتابان این قافله دور نمانند. بنابراین لازم است تمامی معلمان مهارت‎های مورد نیاز خود را به دست آورند تا بتوانند نیروهای ماهر و مبتکری به جامعه تحویل دهند.

از آنجا که تاکنون تلاشی هدفمند و جامع به منظور  شناسایی عوامل موثر بر  تدریس موفقیت آمیز درس ریاضی توسط معلمان نمونه  به ویژه در دوره­ی  ابتدایی انجام نشده است، محقق در این  تحقیق قصد دارد، عوامل موثر بر تدریس موفقیت آمیز ریاضی توسط معلمان نمونه را بررسی کند تا به نقاط قوت آن­ها در نحوه­ی تدریس دست یابد تا بدین طریق به رفع نارسایی­های موجود و بهبود کیفی تدریس ریاضی در شهر مراغه یاری رساند. بنابراین انجام پژوهش حاضر به دلیل اهمیتی که در تبیین عوامل موثر بر تدریس موفق معلمان نمونه دارد، می تواند از تجارب و نشانه­های موفق این گروه از معلمان به سایر معلمان یاری رساند و به بهبود چگونگی تدریس به ویژه در درس ریاضی منجر شود.

1-6  تعریف مفاهیم نظری و عملیاتی پژوهش

تدریس

عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد،براساس طراحی منظم وهدفدار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد(شعبانی،۱۳۸۴).

عوامل موثر بر تدریس

عواملی همچون ویژگی های شخصیتی و علمی  معلم، ویژگی های شاگرد و تاثیر آن در فرایند تدریس ، تاثیر برنامه وساخت نظام آموزشی در فرایند تدریس،تاثیر فضا و تجهیزات آموزشی در فرایند تدریس که شناخت چنین عواملی معلم را قادر می سازد که در تنظیم فعالیت های تدریس ،تصمیمی آگاهانه بگیرد(شعبانی،۱۳۸۴).

ششم ابتدایی

پایه ششم ابتدایی با اهداف کلی تکمیل، تعمیق و تثبیت اهداف مصوب دوره ابتدایی متناسب با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و همسو با برنامه درسی ملی تربیت همه جانبه دانش آموزان در راستای دستیابی به مراتبی از حیات طیبه متناسب با موقعیت ها و نیازهای جدید و پاسخ به اقتضائات آن و کسب آداب و مهارتهای ضروری برای ورود به دوره تحصیلی بعدی و تأمین زندگی به وجود آمده است.

معلم نمونه

معلم مهمترین عامل ایجاد کننده شرایط مطلوب یادگیری ویا د دهی است، که بعد از شاگرد دومین عُنصر مهم نظام آموزش و پرورش به شمارمیرود، این معلم است که شرایط لازم یادگیری را بین شاگردان و محتوای درسی بوجود می آورد و کار آن غنی سازی همین مضمون است. معلم از طریق ایجاد حلقه های عاطفی با شاگردان و درک درست تفاوتهای فردی و استعداد های آنها میتواند شاگردان را بسوی یک هدف مطلوب و معیین که همانا بالا بردن سطح علمی شاگردان است سوق دهد.

ریاضی ابتدایی

خوب زیستن نیازمند توانایی‌های انتخاب‌گری،استدلال، تصمیم‌گیری وحل مسئله است. آموزش و پرورش رسالتی بزرگ در ایجاد چنین توانایی‌هایی دارد. از دیدگاه برنامه‌ریزان، ریاضیات یکی از مواد درسی است که آموزش و فراگیری آن در جهت انجام دادن چنین رسالتی،ضروری است پرورش قدرت تفکروخلاقیت حداقل انتظاری است که در فراگیری  ریاضیات مورد نظر است . هدف اساسی هر نظام آموزشی این است که مهارت‌های لازم را به افراد ارائه کند تا بتوانند به عنوان عضوی مفید نقش مؤثری در جامعه ایفا کنند. با توجه به ویژگی‌های جامعه‌ی امروز ریاضیات در ارائه این مهارت‌ها سهم بسزایی دارد چرا که ریاضیات با مشاهده،بخش محاسبه، تحلیل،استنباط،قیاس،اثبات و پیش‌بینی سروکار دارد و به عنوان یک نظام ارتباطی به ما کمک میکند تا فهم دقیق و درستی از اطلاعات الگوها و استدلال به دست آوریم” (کرامتی 1382، ص11).

.Robert marzano1

Gage.2

  1. 1. Bruner

. Third International Mathematics and2

Science Study (TIMS)

Huber man.1

          BoomHan2

 Villegas_reimer3

تعداد صفحه :137

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه  بررسی رابطه­ ی سبک­های یادگیری با مدیریت زمان در بین دانشجویان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

بخش علوم تربیتی

پایان نامه تحصیلی

برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی

گرایش برنامه ریزی درسی

 بررسی رابطه­ی سبک­های یادگیری با مدیریت زمان در بین دانشجویان

کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان

استاد مشاور:

سرکار خانم اشرف رشیدی کیکانلو            

 شهریور ماه 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه سبک‌های یادگیری با مدیریت زمان در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان صورت گرفته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد در حال تحصیل در دانشگاه شهید باهنرکرمان بودند که 3457 نفر را تشکیل دادند. ابتدا از تعداد 11 دانشکده (11 خوشه)، 7 دانشکده ( 7 خوشه)، به شکل تصادفی ساده ( قرعه کشی ) انتخاب شد و بعد از هر دانشکده نیز به شکل تصادفی یک گرایش انتخاب شد و تمام دانشجویان آن گرایش شامل 102 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای گزینش شدند. آزمودنی ها دو پرسشنامه سبک­های یادگیری کلب (1999) و پرسشنامه مدیریت زمان بریتون و تسر (1991) را تکمیل کردند. هر دو پرسشنامه از نظر روایی مورد تأیید اساتید مجرب قرار گرفته است و از نظر پایایی نیز برای پرسشنامه سبک یادگیری به روش آلفای کرونباخ 81/. و برای پرسشنامه مدیریت زمان 85/. بدست آمده است. داده­ها به وسیله  تحلیل وایانس چند متغیره، آزمون لوین و آزمون دی سامرز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بین سبک­های یادگیری با مدیریت زمان در میان دانشجویان کارشناسی ارشد رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین سبک­های یادگیری و مدیریت زمان به تفکیک متغیرهای جمعیت شناسی سن، جنسیت و گرایش تحصیلی نیز تفاوت معناداری را نشان ندادند، فقط دانشجویان ریاضی نسبت به دانشجویان صنایع از نظر مدیریت زمان وضعیت مطلوب­تری دارند.

کلید واژه: سبک یادگیری، مدیریت زمان، یادگیری، سبک شناختی، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه

وفهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                صفحه         

  فصل اول : طرح تحقیق
1  مقدمه  
2       1 -1. بیان مسأله          
3      1 -2. ضرورت و اهمیت تحقیق  
4     1 -3. اهداف تحقیق

                1-3-1. اهداف کلی  

               1-3-2. اهداف جزئی

 
5  1-4. سوال­های تحقیق   
6 1-5. تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیر­ها

         

 

 
  فصل دوم: پیشینه تحقیق  
10 مقدمه  
11 2-1. مبانی نظری سبک یادگیری  
11 2-1-1. مفهوم یادگیری  
13 2-1-2. عوامل مؤثر بر یادگیری  
14 2-1-3. مفهوم سبک یادگیری  
19 2-1-4. نظریه کاری  
22 2-1-5. تفاوت سبک یادگیری و سبک شناختی  
24 2-1-6. انواع سبک­های یادگیری  
24

25

25

            2-1-6-1. سبک شناختی   

           2-1-6-2. سبک عاطفی

 

ط

          2-1-6-3. سبک فیزیولوژیک

 
26 2-1-7. مدل­های ارائه شده در رابطه با سبک­های یادگیری  
27      2 -1-7-1. مدل سبک­های یادگیری دیوید کلب  
31      2-1-7-2. سبک یادگیری فلمینگ و میلس  
32      2 -1-7-3. مدل سبک یادگیری فلدر و سیلورمن  
33      2-1-7-4. مدل سبک­های یادگیری وارک  
35     2-1-7-5. سبک­های یادگیری هانی و مامفورد  
37     2-1-7-6. سبک­های یادگیری وابسته به و نابسته به زمینه  
39    2-1-7-7. مدل سبک­های یادگیری تکانشی و تأملی  
40    2-1-7-8. مدل سبک­های یادگیری دان ودان  
41    2-1-7-9. مدل سبک­های یادگیری گرگورک  
42   2-1-7-10. سبک یادگیری گراشا – ریچمن  
44   2-1-7-11. سبک یادگیری مک کارتی  
45   2-1-7-12. مدل ماتیز  
47 2-2. پیشینه نظری مدیریت زمان  
47          2-2-1. مفهوم زمان      
49           2-2-2. مفهوم مدیریت زمان  
55          2-2-3. فرآیند مدیریت زمان  
56         2-2-4. منافع مدیریت زمان  
56 2-3. مروری بر تحقیقات انجام شده  
57 2-3-1. تحقیقات انجام شده در داخل ایران در مورد سبک یادگیری  
60 2-3-2. تحقیقات انجام شده در داخل ایران در مورد مدیریت زمان  
61 2-3-3. تحقیقات انجام شده در خارج از ایران در مورد سبک یادگیری  
62

64

65

2-3-4. تحقیقات انجام شده در خارج از ایران در مورد مدیریت زمان

جمع بندی فصل دوم

مدل مفهومی تحقیق

ی

 
66 فصل سوم: روش تحقیق  
66 مقدمه  
66 3-1. نوع تحقیق  
66 3-2. جامعه آماری  
68 3-3. روش نمونه­گیری و حجم نمونه  
68

68

69

3-4. ابزار جمع آوری اطلاعات و روایی و پایایی آن

         3-4-1. پرسشنامه سبک یادگیری

         3-4-2. پرسشنامه مدیریت زمان

 
69 3-5. روش جمع­آوری اطلاعات  
70 3-6. روش­های تجزیه و تحلیل آماری

 

 
  فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها  
71 مقدمه  
71

 

4-1. توصیف شاخص­های جمعیت شناختی پاسخگویان

           4-1-1. بررسی آزمودنی­ها به تفکیک جنسیت.

           4-1-2. بررسی آزمودنی­ها به تفکیک سن.

           4-1-3. بررسی آزمودنی­ها به تفکیک گرایش تحصیلی.

 
74 4-2. تحلیل یافته­ها با استفاده از آمار استنباطی  
75       4-2-1. سؤال اول: آیا بین مدیریت زمان و سبک یادگیری رابطه معنی­داری وجود دارد؟  
77      4-2-2. سؤال دوم: آیا بین سبک یادگیری به تفکیک گرایش تحصیلی تفاوت معناداری وجود      دارد .    
78      4-2-3. سؤال سوم: آیا بین سبک یادگیری دانشجویان به تفکیک سن آنها تفاوت معناداری            وجود دارد ؟    
78     4-2-4. سؤال چهارم: آیا بین سبک یادگیری دانشجویان به تفکیک جنسیت آنها تفاوت                 معناداری وجود دارد ؟  
79      4-2-5. سؤال پنجم: آیا بین مدیریت زمان به تفکیک سن، جنسیت، گرایش تفاوت معنی­داری      وجود دارد ؟

ز

 
  فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری  
80 مقدمه  
81 5-1. بحث و نتیجه­گیری  
83 5-2. پیشنهادهای تحقیق  
83 5-3. محدودیت­های تحقیق  
84 منابع فارسی  
95 منابع لاتین  
102 پیوست­ها  

مقدمه

 هر برنامه­ریز درسی، محتوایی که طراحی می­نماید به منظور تحقق یادگیری اثربخش است. برای آنکه یادگیری در فراگیران در حداقل زمان ممکن و با کیفیت صورت گیرد، بایستی منطبق با تفاوت­های فردی آنها باشد. اگر در گذشته، یادگیری را تنها متأثر از هوش و عوامل ارثی می­دانستند، امروزه علاوه بر آنها، عوامل دیگری از قبیل سبک یادگیری و مدیریت زمان نیز تأثیرگذار می­دانند.

افراد در فضای آموزشی با سبک­های متنوع یادگیری حضور دارند که بدون شک بر فرآیند یادگیری تأثیر­گذار است. همان طور که اثر انگشت هر فرد، خاص خودش است، سبک یادگیری نیز منحصر به خود فرد است. آگاهی از نمونه یادگیری فراگیران و شناسایی یادگیری ترجیحیشان باعث هدایت برنامه آموزشی در جهت آموزشی متناسب با ویژگی­های یادگیرندگان می­شود. (آقابابایی، 1388) بنابراین هر برنامه­ریز درسی در جایگاه طراح آموزشی، بایستی به این عامل مؤثر در یادگیری توجه نماید و محتوایی را طراحی نماید که پاسخگوی سبک­های یادگیری متنوع فراگیر باشد. تحقیقات و نظریات متنوعی در این زمینه مطرح شده‌اند و اکثرأ اهمیت سبک یادگیری را در افزایش رضایت و بالا بردن کیفیت آموزش عالی تأیید نموده­اند.

علاوه بر عامل سبک یادگیری، زمان نیز به عنوان یک کالای برگشت ناپذیر و غیر­قابل خرید در طراحی و برنامه­ریزی درسی نقش اساسی دارد. اگر برنامه­ریز به عامل زمان در برنامه­ریزی و تدوین محتوا توجه نداشته باشد، منجر به نارضایتی فراگیر و عدم تحقق یادگیری خواهد شد و بالطبع اگر فراگیر در زمان یادگیری به عامل وقت و مدیریت آن توجه نداشته باشد باعث خواهد شد که از دیگر اهداف خود بازبماند.

لذا به دلیل اهمیت متغیر­های تحقیق بالاخص در محیط­های آموزشی و علاقه شخصی تحقیقگر، درصدد برآمد تا به بررسی وضعیت موجود سبک یادگیری و مدیریت زمان و رابطه آن در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه باهنر کرمان بپردازد تا بدین وسیله با بررسی علمی این دو متغیر به کلیه­ی ذی نفعان آموزشی در جهت تسهیل یادگیری کارآمد کمک کند و میزان آگاهی و شناخت آنها را نسبت به این دو مولفه افزایش دهد.

1-1 بیان مسأله

در کشور ما، مسئولیت تربیت نیرو­های متخصص برای ورود به بازار کار و گرداندن چرخ­های اقتصادی، رشد و توسعه اجتماعی، فرهنگی به دانشگاه­ها و مؤسسات آموزشی واگذار شده است. وابسته بودن توسعه و بقای جامعه به آموزش از یک سو و وجود فضای رقابتی برای ورود به دانشگاه­ها ضرورت توجه به بالا بردن کیفیت آموزش و تحقق یادگیری اصیل و عمیق را ایجاب می­کند.

برای آنکه آموزش و یادگیری به طور مؤثر صورت گیرد اولأ: برنامه­ریزان درسی در طراحی، تدوین و ساخت برنامه درسی

ثانیأ: مدرسین در فرآیند اجرا و ارزشیابی محتوای آموزشی

ثالثأ: فراگیران به عنوان جذب کننده و تولید کننده دانش

بایستی نسبت به وجود تفاوت­‌های فردی و اهمیت آن در تحقق یادگیری اثربخش آگاه شوند و متناسب با آن­‌ها فرآیند یادگیری را هدایت نمایند.

از جمله وجوه تفاوت­‌های فردی مورد توجه در نظام‌­های آموزشی “سبک یادگیری” است. منظور از سبک یادگیری روشی است که افراد اطلاعات را کسب، نگه داری و بازخوانی می­‌نماید (فدلر و هنریکز،1995).

 سبک یادگیری مانند اثر انگشت خاص هر فرد است. شناخت سبک یادگیری موجب می‌شود تا آموزش با سهولت بیشتر و به روش مناسب­‌تری صورت گیرد. اگر برنامه‌­ریز درسی، مدرس، فراگیر و کلیه ذی نفعان آموزشی نسبت به سبک‌­های یادگیری آگاهی داشته باشند، می­‌توانند ضمن در نظر گرفتن آن زمینه یادگیری عمیق و اصیل را فراهم نمایند.

در کنار توجه به نوع سبک یادگیری، عامل زمان برای برنامه­ریزان درسی به عنوان یکی از عناصر برنامه­ریزی در تدوین محتوا، مدرسین در ارائه آموزش و فراگیران در یادگیری اهمیت دارد.

ممکن است هر فرد با سبک یادگیری خاص در چگونگی مدیریت زمان با دیگری تفاوت داشته باشد. لذا توجه به این گونه از تفاوت­های فردی در تحقق یادگیری اثربخش بی­فایده نخواهد بود و می­تواند در کوتاه­ترین زمان ممکن تحقق یادگیری کارآمد را فراهم نماید.

هرچند به نظر محقق در نظام آموزشی کشور ما با اعمال تمرکزگرایی در نظام آموزشی، ارزشیابی یکسان، استفاده از روش­های تدریس سنتی و غیره تاحدودی تفاوت­های فردی در نظرگرفته نمی­شود.

2

اما به منظور ایجاد حساسیت در بین متخصصان تعلیم و تربیت و به ویژه برنامه­ریزان درسی بایستی بررسی­های تحقیقی در این زمینه صورت گیرد تا اهمیت آنها به صورت دقیق و علمی مشخص شود. لذا محقق بدین جهت اقدام به بررسی رابطه­ی سبک یادگیری به عنوان یکی از تفاوت­های افراد با مدیریت زمان به عنوان یکی از عناصر اصلی برنامه­ریزی درسی نمود تا گامی هرچند کوچک برداشته باشد.

در صورت وجود رابطه بین سبک یادگیری با مدیریت زمان بایستی همواره ذی تفعان آموزشی آن را در نظر گرفته و متناسب با زمینه تحقق یادگیری کارآمد را فراهم نمایند و در صورت عدم وجود رابطه بایستی میزان آگاهی و شناخت فراگیران را نسبت به انواع سبک یادگیری و چگونگی مدیریت زمان بالا برد تا به واسطه این خودشناسی، به تحقق یادگیری اصیل و عمیق کمک شود.

 

1-2. ضرورت و اهمیت انجام تحقیق

در باب ضرورت و اهمیت تحقیق به تفکیک متغیر­ها می­توان گفت:

1-2-1. سبک یادگیری

1- آگاهی از سبک یادگیری باعث تسهیل فرایند آموزش و یادگیری می‌شود.

۲- آگاهی از شیوه‌های یادگیری فراگیران به معلمان کمک می‌کند که به فراگیران متعددی پاسخگو باشند.

۳- به مدرسان اجازه می‌دهد که در هنگام ارتباط، پیام‌های خود را از راه‌های مؤثر‌تری ارسال نمایند. به عبارت دیگر مدرسان با توجه به سبک‌های یادگیری فراگیران، باید از روش‌های مختلفی برای انتقال مطالب استفاده نمایند.

۴- اگر شیوه تدریس مدرس با سبک یادگیری فراگیر هماهنگ باشد، فراگیران رضایت بیشتری از آموزش خواهند داشت.

۵- هر فرد برای برخی از وظایف و مشاغل، نسبت به دیگران مناسب‌تر است. بنابراین با توجه به سبک یادگیری فرد می‌توان مشاوره و توصیه‌هایی درمورد رشته و آینده شغلی فرد به عمل آورد (رضایی و همکاران، ۱۳۸۸).

3

۶- سبک یادگیری می‌تواند در سازماندهی محیط آموزش، چگونگی تعامل معلمان با فراگیران و چگونگی یاددهی و یادگیری محتوا مورد استفاده قرار گیرد.

 

۷- آگاهی در مورد سبک یادگیری و اصلاح هوشیارانه آن، درک و شناخت مفهوم یادگیری، منجر به توسعه برنامه آموزشی و ارتقای کیفیت آموزش و توسعه تئوری‌های یادگیری می‌شود (کریمی مونقی، ۱۳۸۸).

1-2-2. مدیریت زمان

1- دیدگاه بهتری نسبت به کار­های وابسته به یکدیگر و اولویت­ها بدست می­آورند.

2- فرصت­های بیشتری برای خلاق بودن ایجاد می­کند تا مبتکر باشند به جای آنکه منفعل باشند.

3- با فشار­های روحی و استرس دست و پنجه نرم کنند، آن را کاهش داده و از آن اجتناب می­ورزند.

4- اوقات فراغت بیشتری بدست آورند به عبارت دیگر وقت بیشتری برای مطالعه، خانواده….داشته باشند.

5- با ثبات قدم و به طور منظم به اهداف خود دست یابند و در نتیجه زندگی آنها معنا­دار و دارای سمت و سو شود (فتاح ناظم ،1387).

اهمیت و ضرورت انجام همزمان دو متغیر به نظر محقق منجر به تقویت پیشینه نظری تحقیق، آشنایی دانشجویان با انواع سبک­های یادگیری و اهمیت مدیریت زمان و جلب توجه برنامه­ریزان به اهمیت تفاوت­های فردی در تدوین برنامه­های آموزشی خواهد شد.

1-3. اهداف تحقیق

1-3-1. هدف کلی تحقیق

هدف کلی این تحقیق بررسی رابطه­ی سبک­های یادگیری با مدیریت زمان در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان بوده است.

41-3-2. هدفهای جزئی (ویژه):

1- شناسایی رابطه بین انواع سبک های یادگیری ( انطباق یابنده، واگرا، جذب کننده، همگرا) با عامل های مدیریت زمان ( برنامه ریزی کوتاه مدت، برنامه ریزی بلندمدت، نگرش به زمان) بر حسب متغیر­های جمعیت شناختی سن، جنسیت و گرایش تحصیلی.

2- شناسایی سبکهای یادگیری دانشجویان و معناداری تفاوت آنها برحسب متغیرهای جمعیت شناختی سن، جنسیت و گرایش تحصیلی.

3- شناسایی وضعیت مدیریت زمان دانشجویان و معناداری تفاوت آنها برحسب متغیرهای جمعیت- شناختی سن، جنسیت و گرایش تحصیلی.

1-4. سوال­های تحقیق

1- آیا بین سبک­های یادگیری دانشجویان با مدیریت زمان رابطه معنا­داری وجود دارد؟

2- آیا بین سبک­های یادگیری دانشجویان به تفکیک گرایش تحصیلی آنها تفاوت معناداری وجود دارد؟

3- آیا بین سبک­های یادگیری دانشجویان به تفکیک سن آنها تفاوت معناداری وجود دارد؟

4- آیا بین سبک­های یادگیری دانشجویان به تفکیک جنسیت آنها تفاوت معناداری وجود دارد؟

5- آیا بین مدیریت زمان دانشجویان به تفکیک گرایش تحصیلی، سن و جنسیت آنها تفاوت معناداری وجود دارد؟

51-5. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

1-5-1. تعاریف مفهومی

سبک یادگیری

سبک یادگیری به معنی را­های است که یک فرد برای اکتساب و پردازش اطلاعات اتخاذ می­کند(کلب[1]، 1984؛ به نقل از دینکول[2]، 2011).

سبک همگرا: از ترکیب دو شیوه یادگیری مفهوم­سازی انتراعی و آزمایشگری فعال بدست می­آید. افراد دارای این سبک در یافتن موارد استفاده عملی برای اندیشه­ها و نظریه­ها و همچنین در کار­های تخصصی و تکنولوژی موفق­اند.

سبک واگرا: از ترکیب دو شیوه یادگیری تجربه عینی و مشاهده تأملی بدست می­آید. افراد دارای این سبک در تخیل و تولید اندیشه و دیدن امور از زوایای مختلف قوی هستند.

سبک جذب کننده: از ترکیب دو شیوه یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تأملی بدست می­آید. افراد دارای این سبک در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورتی خلاصه، دقیق و منطقی توانا هستند.

سبک انطباق یابنده: از ترکیب دو شیوه یادگیری تجربه عینی و آزمایشگری فعال بدست می­آید. افراد دارای این سبک از تجارب دست اول می­آموزند و از اجرای نقشه و درگیر شدن با اعمال چالش انگیز لذت می­برند.

6شیوه یادگیری تجربه عینی: مرحله­ای از چرخه­ی یادگیری است که فرد از طریق تجارب ویژه ارتباط با مردم و حساسیت به احساسات افراد را یاد می­گیرد.

شیوه یادگیری مشاهده تأملی: مرحله­ای از چرخه­ی یادگیری است که فرد اندیشه­ها و موقعیت­ها را از دیدگاه­های متفاوت درک می­کند. به عینیت، حوصله و قضاوت دقیق متکی است، ولی الزامأ اقدامی انجام نمی­دهد.

شیوه یادگیری مفهوم سازی انتزاعی: مرحله­ای از چرخه­ی یادگیری است که فرد برای درک مسائل و موقعیت­ها، بیشتر از منطق و تفکر استفاده می­کند تا احساس.

شیوه یادگیری آزمایشگری فعال: مرحله­ای از چرخه ی یادگیری است که فرد صرفأ موقعیت را مشاهده نمی­کند بلکه علاقه­ای واقعی و روی آورد فعالی به مسئله دارد. این مرحله توان فراهم آوری اسباب کار، ریسک و تأثیر پذیری در افراد و وقایع را در طول عمل شامل می­شود(سیف، 1387).

مدیریت زمان

توجه به مدیریت زمان، مسئله جدیدی نیست، هیچ تعریف واحدی از مدیریت زمان وجود ندارد. می­توان آن را بدین صورت تعریف کرد که “تجزیه و تحلیل نحوه صرف زمان و اولویت بندی وظایف برای به حداکثر رساندن کارایی شخصی( مک کی، 1995؛ به نقل از مولایی، 1389).

مدیریت زمان، یعنی فرآیند تعیین نیاز­ها، گزینش هدف­ها برای وصول به این نیاز­ها، تعیین اولویت­ها و برنامه­ریزی تکالیف به منظور حصول به این اهداف است(درتاج،1392).

برنامه ریزی کوتاه مدت: به فعالیت­های مدیریت زمان در محدوده زمانی روزانه یا هفتگی اطلاق می­شود.

نگرش زمانی: دربرگیرنده ادراکات و دیدگاه­های فرد نسبت به زمان است و میزان اعتقاد فرد بر چگونگی صرف زمان را نشان می­دهد

7

برنامه ریزی بلند مدت: به معنای داشتن اهداف بلندمدت و سازماندهی درست عادت­های کاری است( دارینی، 2011).

1-5-2. تعریف عملیاتی

سبک یادگیری:

 منظور از سبک یادگیری نمره حاصل از پاسخگویی آزمودنی به سوال­های پرسشنامه سبک یادگیری کلب است.

سبک همگرا: نمره­ای که فرد از پرسشنامه سبک یادگیری کلب در دو ربع مختصات شیوه یادگیری آزمایشگری فعال و مفهوم­سازی انتزاعی بدست می­آورد.

سبک واگرا: نمره­ای که فرد از پرسشنامه سبک یادگیری کلب در دو ربع مختصات شیوه یادگیری عینی و مشاهده تأملی کسب می­کند.

سبک جذب کننده: نمره­ای که فرد از پرسشنامه سبک یادگیری کلب در دو ربع محور مختصات شیوه یادگیری مفهوم­سازی انتزاعی و مشاهده تأملی کسب می­کند.

سبک انطباق یابنده: نمره­ای که فرد از پرسشنامه سبک یادگیری کلب در دو ربع محور مختصات شیوه یادگیری تجربه عینی و آزمایشگری فعال به دست می­آورد.

شیوه یادگیری تجربه عینی[3] : نمره­ای که فرد از مجموع گزینه­های اول 12 سؤال پرسشنامه سبک یادگیری کلب کسب می­کند.

شیوه یادگیری مشاهده تأملی[4] : نمره­ای که فرد از مجموع گزینه­های دوم 12 سؤال پرسشنامه سبک یادگیری کلب به دست می­آورد.

8

شیوه یادگیری مفهوم سازی انتزاعی[5] : نمره­ای که فرد از مجموع گزینه­های سوم 12 سؤال پرسشنامه سبک یادگیری کلب به دست می­آورد.

شیوه یادگیری آزمایشگری فعال[6] : نمره­ای که فرد از مجموع گزینه­های چهارم 12 سؤال پرسشنامه سبک یادگیری کلب، کسب می­کند(ولیک چالی،1391).

مدیریت زمان:

منظور از مدیریت زمان، نمره حاصل از پاسخگویی آزمودنی به سؤالات پرسشنامه مدیریت زمان بریتون و تسر می­باشد.

برنامه­ریزی کوتاه مدت: در این تحقیق، وضعیت برنامه­ریزی کوتاه­مدت با استفاده از نمرات سؤالات (18-16-13-12-11-10-6) پرسشنامه مدیریت زمان که توسط افراد نمونه کسب می­شود، برآورد شده است.

نگرش زمانی: در این تحقیق، وضعیت نگرش زمانی با استفاده از نمرات سؤالات (15-9-8-4-2) پرسشنامه مدیریت زمان که توسط افراد نمونه کسب می­شود، برآورد شده است.

برنامه­ریزی بلند­مدت: در این تحقیق، وضعیت برنامه­ریزی بلند مدت با استفاده از نمرات سؤالات (17-14-7-3-1) پرسشنامه مدیریت زمان که توسط افراد نمونه کسب می­شود، برآورد شده است.

[1] Kolb

تعداد صفحه :132

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه بررسی رابطه بین خلاقیت معلمان با کیفیت تدریس آنان با تاکید بر سیستم تجزیه و تحلیل تعاملی فلندرز در دوره راهنمایی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه تبریز

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

گروه علوم­تربیتی

پایان­نامه کارشناسی­ارشد

برای دریافت درجه کارشناسی­ارشد در رشته برنامه­ریزی درسی

عنوان:

بررسی رابطه بین خلاقیت معلمان با کیفیت تدریس آنان با تاکید بر سیستم تجزیه و تحلیل تعاملی فلندرز در دوره راهنمایی و متوسطه شهر پیرانشهر

استاد مشاور:

دکتر اسکندر فتحی­آذر

شهریور 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

فصل اول

1-1- مقدمه.. 7

1-2- بیان مساله.. 9

1-3- اهمیت و ضرورت مساله.. 11

1-4- اهداف پژوهش.. 14

1-4-1- هدف کلی پژوهش.. 14

1-4-2- اهداف جزئی پژوهش.. 14

1-5- سوالات پژوهش.. 14

1-6- فرضیه­های پژوهش.. 14

1-7- تعاریف متغیرها (مفهومی و عملیاتی).. 15

فصل دوم

2-1- مقدمه.. 18

2-2- خلاقیت و فرایند شکل­گیری آن.. 18

2-2-1- ماهیت خلاقیت.. 18

2-2-2-  ابعاد خلاقیت.. 19

2-2-2-1- نظریه شناختی.. 19

2-2-2-2- نظریه انگیزشی.. 21

2-2-2-3- نظریه تعاملی استرنبرگ.. 21

1- جهان درونی.. 22

2-  تجربه.. 22

3-  دنیای بیرونی.. 23

4-  سبک­های فکری.. 23

2-3- الگوهای فرایند خلاقیت.. 36

2-3-1-  الگوی والاس.. 36

2-3-2- الگوی بارون.. 37

2-3-3- الگوی آمابیل.. 37

2-4- تدریس.. 38

2-4-1- مفهوم تدریس.. 38

2-4-2- الگوهای تدریس.. 39

2-4-2-1- خانواده الگوهای پردازش اطلاعات.. 40

2-4-2-2- خانواده الگوهای تعامل اجتماعی.. 42

2-4-2-3-  خانواده الگوهای رفتاری.. 43

2-4-2-4- خانواده الگوهای رشد ویژگی­های فردی.. 45

2-4-3- روش­های تدریس.. 46

2-4-3-1- روش­های تدریس مبتنی بر انتقال مستقیم.. 46

2-4-3-2- روش­های تدریس مبتنی بر تعامل.. 48

2-4-3-3- روش­های تدریس مساله محور.. 49

2-5- تدریس خلاق.. 51

2-5-1- مفهوم تدریس خلاق.. 51

2-5-2-  عوامل موثر بر تدریس خلاق معلمان.. 52

2-5-3- فنون خلاقیت در تدریس.. 54

2-6- ارتباط و نقش آن در تدریس.. 55

2-6-1- مفهوم ارتباط.. 56

2-6-2- عناصر ارتباط.. 57

2-6-3- انواع ارتباط.. 58

2-7- کنش و واکنش کلامی.. 61

2-7-1- مفهوم کنش و واکنش.. 61

2-7-2- کنش و واکنش آموزشی.. 61

2-7-3- فنون تجزیه و تحلیل ارتباط کلامی.. 62

2-8- پژوهش­های انجام گرفته در داخل کشور.. 67

2-9- پژوهش­های انجام گرفته در خارج از کشور.. 71

2-10- نتیجه­گیری.. 75

فصل سوم

3-1- مقدمه.. 78

3-2- روش و طرح پژوهش.. 78

3-2-1- جامعه آماری.. 78

3-2-2- نمونه آماری و نحوه نمونه­گیری.. 78

3-2-3- ابزار و شیوه گردآوری داده­ها.. 79

3-2-4- تعیین روایی و پایایی ابزارهای اندازه­گیری پژوهش.. 80

3-3- روش‌های تجزیه و تحلیل داده‏ها:.. 81

فصل چهارم

4-1- مقدمه.. 83

4-2- آمار توصیفی.. 83

4-2-1- آمار توصیفی نمونه­های آماری بر اساس مقطع تحصیلی و گروه آموزشی   83

4-2-2 آزمون کلموگروف- اسمیرونوف (K-S) جهت بررسی نرمال بودن متغیرها   86

4-3- تجزیه و تحلیل سوال­ها و فرضیه­ها.. 87

4-3-1 – سوال­های پژوهش.. 87

4-3-2 – فرضیه­های پژوهش.. 89

فصل پنجم

5-1- مقدمه.. 94

5-3- نتایج فرضیه­های پژوهش.. 98

5-4- نتیجه گیری نهائی.. 100

5-5- محدودیت­های پژوهش.. 101

5-6- پیشنهادهای پژوهش.. 102

5-6-1- پیشنهادهای کاربردی.. 102

5-6-2- پیشنهادهای پژوهشی.. 102

 1-1- مقدمه

توسعه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در هر جامعه مستلزم تربیت اجتماعی افراد متفکر، سازنده و کار‌آمد است. آموزش و پرورش در این زمینه نقش اصلی را ایفا می‌نماید. نظام آموزش به عنوان یک نظام پویا و هدفمند دارای دو بعد کمی و کیفی است و رشد موزون، متناسب و متعادل این نظام مستلزم رشد هر دوی این ابعاد به موازات یکدیگر است. توسعه و گسترش کمی آموزش بدون توجه به کیفیت، مسائلی چون افت تحصیلی، وابستگی علمی، عرضه اضافی نیروی انسانی متخصص و عدم فرصت جهت خلاقیت را موجب می‌شود. هر چند توسعه و گسترش کیفی نظام آموزش نیز بدون توجه به کمیت، به محرومیت انسان­ها از حق تحصیلات و افزایش تبعیضات اجتماعی منجر می‌گردد. در هر حال کیفیت نظام آموزش و ارتقاء آن پدیده‌ای نیست که یک کشور قادر باشد، بی‌اعتنا از کنار آن بگذرد بلکه همه کشورها باید نوسازی و تجدید کیفیت در نظام آموزشی خود را همواره مدنظر قرار دهند (قورچیان، 1373). لذا کیفیت و کارایی تدریس موضوعی است که از دیر باز مورد توجه تحقیقات تربیتی بوده و هست، و عوامل زیادی در کارایی تدریس دخالت دارند از آن جمله دانش و مهارت، تجربه، سن، جنس، میزان سواد و رشته تحصیلی معلمان، ویژگی­های شخصیتی و اعتقادی معلم، برنامه درسی، میزان مهارت در برقراری ارتباط با دانش­آموزان، فلسفه حاکم بر نظام آموزشی و… مفیدی (1383) بر این باور است: نقش معلم در حیات تربیتی دانش­آموزان از مهم­ترین عناصر یک برنامه مناسب و مطلوب است و کیفیت آموزش آنان به وجود معلمان کارآمد و خلاق، موثر و آگاه بستگی دارد (به نقل از چراغ چشم، 1386). داشتن معلمان خلاق و نوآور در نظام آموزشی بسیار مهم و حیاتی می باشد زیرا آموزش و پرورش با توجه به نیاز و وابستگی افراد جامعه به آن می­تواند نقش زیادی در پرورش تفکر خلاق و افراد کاوشگر و مشکل­گشا ایفا کند. مدرسه می­تواند قدرت اندیشه و مهارت­های ذهنی دانش­آموزان خود را چنان تقویت کند که به راحتی بتوانند برای دست یافتن به راه حل­های مناسب و واقع بینانه به خلق ایده های نو بپردازند. دستیابی به چنین امری مستلزم وجود معلمان خلاق و متفکر در نظام آموزشی می­باشد (عجم و صباغیان، 1387). سام خانیان (1384) می­گوید: قلب عملکرد معلم در رابطه با یادگیری خلاق، شیوه­های تدریس مناسب اوست. مواد و محتوای آموزشی باید با توانایی­ها، آمادگی و تجربیات پیشین دانش­آموزان متناسب باشد و فرصت مناسب برای فعالیت­های یادگیری چندگانه اعم از فعالیت­های کلاس و خارج از آن و فعالیت­هایی که حواس مختلف و بیشتری را طلب می­کند، فراهم آورد. با غنی سازی محیط آموزشی در چهارچوب ضوابط برنامه، محیط تقریبا مناسبی برای دانش­آموزان فراهم می­شود تا آن­ها به توسعه اطلاعات، تفکر، تقویت اعتماد به نفس و خودشناسی اقدام کنند؛ یعنی چنین محیطی می­تواند زمینه­های پرورش خلاقیت را فراهم کند.

 بنابراین می توان گفت که عامل تدریس پل ارتباطی معلم، دانش­آموز و محتوای درسی می­باشد. البته در این خصوص باید گفت که معلمان در تدریس همیشه روش ثابتی نداشته­اند بلکه به مرور زمان و ظهور مکاتب فلسفی و روا­ن­شناسی نقش آن­ها در کلاس­های درسی و نوع رفتار و برخوردشان با دانش­آموزان تغییر کرده است بطوری که در جریان تکوین روش­های تدریس همیشه مواردی از اینکه معلم عامل مسلط باشد و آمرانه رفتار کند یا نگرش آزادمنشانه و روابط دوستانه بین معلم و دانش آموز حاکم باشد و یا معلم از رویه عدم مداخله طرفداری نماید وجود داشته است (محمودی، 1382). با توجه به سرعت تولید علم و آینده ناشناخته‌ای که فرا روی بشر قرار دارد، لازم است معلمان نیز به صورتی هماهنگ با این تحولات به بازنگری در برنامه‌ها و راهبردهای آموزشی خود، پرداخته و راهبردهای آموزشی خلاق و مبتنی بر مسئله مداری را محور فعالیت آموزشی خویش قرار دهند. راهبردهایی که ماهیتا مبتنی بر فعالیت و مشارکت یاد گیرنده است.  فعال نمودن دانش­آموزان در جریان یادگیری نقشی اساسی در پرورش قدرت تفکر و ترویج توانایی خلاق آن­ها دارد، مشارکت یادگیرنده در جریان یادگیری، شاخص اثر­بخشی آموزش است. در کلاسی که یادگیرندگان، فعال باشند، خود به صورت خود جوش به دنبال کشف و حل مسائل رفته و به ابداع و نوآوری می‌پردازند (حسینی،1387). بنابراین نوع روش تدریس دبیران و برخورد آن­ها با دانش­آموزان و مشارکت دادن دانش­آموزان در جریان تدریس در یادگیری دانش­آموزان نقش تعیین کننده­تری دارد. امروزه نتایج تحقیقات تربیتی بر اهمیت رابطه معلم و شاگرد در کلاس درس تاکید می­ورزند بخاطر اینکه معلمان با شناخت هرچه بیشتر از موقعیت یادگیری و روا­ن­شناختی دانش­آموزان، شناخت ویژگی­های شخصیتی و مراحل رشد آن­ها بهتر می­توانند در مورد فرایندهای یاددهی و یادگیری گام­های موثرتری را بردارند (محمودی، 1382). در نتیجه در هزاره سوم میلادی و در عصر انفجار اطلاعات که تغییر و تحول مستمر و پرشتاب از عمده­ترین جریان­های حاکم بر حیات بشری و از مهم­ترین مشخصه­های بارز آن است، فرآیند خلاقیت، بسترساز تغییر و تحول و دگرگونی عمیق است (چراغ چشم، 1386).

 

1-2- بیان مساله

مولفه­ی یاددهی و یادگیری یکی از مولفه­های مهم نظام آموزشی است. بنابراین هر گونه اصلاح و بازبینی در نظام تعلیم و تربیت در درجه اول، باید به مولفه یاددهی و یادگیری و عناصر اصلی آن یعنی معلم و فراگیر معطوف شود، زیرا این عناصر، بویژه معلم نقش اساسی و مستقیمی در تجربه­ی یادگیری فراگیران ایفا می­کند (مهر محمدی، 1379). موثرترین و کارسازترین مولفه نظام تعلیم و تربیت، معلم یا همان کارگزار اصلی و حقیقی آموزش و پرورش است که عملکرد و سلوک حرفه ای او نیز بیش از هر چیز در روش­های یاددهی – یادگیری که به خدمت می­گیرد، متجلی است (مهر محمدی، 1386).

در تجزیه و تحلیل ارتباط، روش­های مختلفی، به ویژه در کلاس­های درس، به کار برده شده است. اما در اکثر این روش­ها گرایش به تحلیل ارتباط کلامی بیشتر است. یکی از این روش­ها، روش فلندرز[1] است، وی شیوه تحلیل ارتباط کلامی را شامل سه حیطه کلی یعنی گفتار معلم (درک و قبول احساس فراگیر، ترغیب و تشویق، قبول و یا استفاده از نظرهای فراگیر، طرح سوال از سوی معلم، سخنرانی و توضیحات معلم، ارائه دستورالعمل و یا طرح سوالات رفتاری، انتقاد شدید و توجیه آمرانه) گفتار دانش­آموز (گفتار فراگیر درباره سوال معلم، گفتار فراگیر به حالت آزادانه) و خاموشی (سکوت یا نکات ابهام) می­داند (فتحی آذر، 1382). فلندرز تحلیل کنش و واکنش کلامی را بدین صورت تعریف می­کند­­­ «تحلیل کنش و واکنش کلامی برچسبی است که به هر تکنیکی که برای مطالعه زنجیره وقایع و رویدادهای کلاس درس بکار می­رود اطلاق می­گردد به طوری که تمام رویدادهای کلاسی در نظر گرفته شود» (به نقل از محمودی، 1382). 

 در فرایند یاددهی و یادگیری گفتگو و میزان مشارکت نقش اساسی دارد، در زمینه گفتار کلاسی، مشکل اساسی توزیع نامناسب میزان گفتار بین معلم و دانش­آموزان است امروزه معلمان بیشترین استفاده را از مواد و منابع آموزشی می­کنند؛ به دانش­آموز که مسئول یادگیری خویش است کمتر توجه می­کنند و خواه ناخواه تدریس را به صورت یک طرفه و خطی انجام می­دهند. در صورتی که فعال بودن دانش­آموزان یکی از شرایط لازم در یادگیری است (محمودی، 1388).

فلندرز (1970) می­نویسد که تقریبا دو سوم وقت کلاس­ها با سخنرانی می­گذرد و آن دو سوم وقت معلم است که سخنرانی می­کند. اکثر معلمان دو سوم وقت را با توضیح، سخنرانی، انتقال دانش واقعی سپری می­کنند. اگر زمانی دانش­آموزان گفتار را شروع بکنند در چهارچوب محدوده خاصی صحبت می­کنند یا به سوالات پاسخ می­دهند یا نظر خود را در چند کلمه مطرح می­کنند (به نقل از والکر[2]، 2002). پونتکروف[3] (1993) نیز معتقد است که در طول تدریس معلم، تبادلات کلامی خیلی کمی صورت می­گیرد. معلمان در کلاس­های درس به طور متوسط 70 درصد زمان کلاسی صحبت می­کنند. بنابراین، باید این رویه تغییر یابد و به مشارکت دانش­آموزان در فرایند تدریس توجه گردد. بنابراین، نقش امروزی معلم در آموزش و پرورش با نقش گذشته او متفاوت است. در این زمان هدف آموزش تنها حفظ مطالب و بازگو کردن آن­ها نیست، بلکه تمام جنبه­های شخصیت دانش­آموز را در برمی­گیرد (به نقل از مقدم، 1366).

 آمابیل[4]، (1990) ؛ تورنس[5]، (1989) و میلگرام[6]، (1990) معتقدند: روش­های سنتی با ساختار انعطاف ناپذیر و محدودیت زیادی که برای دانش­آموزان قایل می­شوند، همچنین با تکیه بر انتقال معلومات و محفوظات امکان هر گونه رشد فکری، ابتکار و اکتشاف را از آنان سلب می­کند. در حالی که در روش­های فعال تدریس و غیرمستقیم با دادن آزادی به دانش­آموز و عدم نظارت دائمی بر فعالیت­ها و برنامه­ها، به او فرصت می­دهد تا به جستجو و کشف مسایل بپردازد. بدین ترتیب، دانش­آموز خود در فرایند یادگیری دخیل می­شود و انگیزه­های درونی و به دنبال آن امکان بروز خلاقیت در او افزایش می­یابد. بکارگیری روش­های فعال و غیرمستقیم در تدریس منجر به رشد خلاقیت دانش­آموزان می­شود (به نقل از میر کمالی و خورشیدی، 1387).

با توجه به پیشرفت زیاد علوم، افزایش حجم اطلاعات، پیشرفت فناوری و ورود به عصر فراصنعت، لازم است فرآیند یاددهی و یادگیری در مدرسه نیز با این تحولات هماهنگ شود و از راهبردهای سنتی انتقال اطلاعات، به سمت راهبردهای جدید مساله­مداری و مشکل­گشایی که می­توانند به رشد توانایی­های خلاق در دانش­آموزان منجر شوند، حرکت کند (حسینی، 1384). در آموزش و پرورش فعال، نقش معلم تشنه کننده است نه سیراب کننده؛ معلم خلاق ذهن دانش­آموز را از تعادل و سکون و ارضای موجود خارج می­کند تا خود فرد از طریق قانون و اصل تعادل جویی به تعادل دست یابد (کریمی، 1373). بنا به گفته استرانگ[7] (2006) بهترین ملاک اثر بخشی معلم، هدایت یادگیری دانش­آموزان است. در واقع معلم، از راه آموزش، در تجارب یادگیری دانش­آموزان دخل و تصرف می­کند تا بر یادگیری آنان تاثیر بگذارد (روشن و همکاران، 1387).

 بنا به نظر خلخالی (1368) سعی و تلاش معلمان خلاق و کارآمد آن است که همه دانش­آموزان را به نوعی در اداره کلاس مشارکت دهند تا آن­ها احساس کنند با کمک همدیگر کلاس را اداره می­کنند؛ زیرا فرصت دادن به دانش آموزان برای ارائه نظرات و پیشنهادات، موجب ارضاء نیاز خودنمایی دانش­آموزان می­گردد. همچنین موجب عمق و وسعت یادگیری آن­ها می­شود (به نقل از نصر اصفهانی، 1371).

این پژوهش در پی آن است که رابطه بین میزان خلاقیت معلمان را بر کیفیت تدریس آنان با تاکید بر عوامل دهگانه فلندرز بررسی نماید.

1-3- اهمیت و ضرورت مساله

تدریس یکی از عوامل مهم در فعالیت­های آموزشی و پرورشی است. تحقیقات انجام یافته در زمینه تدریس و یادگیری روشن ساخته­اند که صرفا با دانستن معلومات، علم و دانش و تخصص در یک زمینه نمی توان آن دانش و تخصص را به دیگری آموخت بلکه معلم و آموزنده باید از فنون و مهارت­های خاصی نیز برخوردار باشند تا بتوانند معلومات و تخصص خویش را به دیگران یاد بدهند. به عبارت دیگر توضیح یک مطلب و واداشتن یادگیرندگان به حفظ و تکرار آن دلیل بر یادگیری آن مطلب نمی­باشد زیرا هدف کلی تعلیم و تربیت در دنیای متحول امروزی ایجاد تغییرات نسبتا پایدار و مناسب در رفتارهای انسان­هاست تا آنان ضمن اینکه به تکامل فکری می­رسند از زندگی رضایت بخش نیز برخوردار باشند (ملکی، 1379). معلمانی در به کار گرفتن و استفاده مناسب از روش­های نوین تدریس موفق خواهند شد که علاوه بر برخورداری از دانش لازم در این زمینه و هم چنین اعتقاد و تعهد نسبت به ایفای مطلوب و انجام نیکوی وظایف محوله، از خلاقیت نیز بهره­مند باشند. دست زدن به انتخابی متفاوت با اکثر معلمان یا در پیش گرفتن رویه­ای را که با رویه­ی جاری و غالب همخوانی ندارد، باید از مظاهر خلاقیت معلم به حساب آورد (مهرمحمدی، 1386).

معلمی که از انگیزه خلاق برخوردار است هم خود الگویی برای خلاق بودن است و هم فرایند خلاقیت را تقویت می­کند آن­ها به واسطه نگرشی که دارند از دانش­آموزان اطلاعات و پیروی محض نمی­خواهند، بلکه به آن­ها آزادی لازم خواهند داد تا بتوانند خود کشف و ابداع کنند. از سوالات غیرمنتظره و حتی به ظاهر نامعقول و عجیب آن­ها استقبال می­کنند و به بحث و گفتگو پیرامون آن می­پردازند و با فراهم آوردن محیط مناسب به دانش­آموزان فرصت می­دهند، توانایی بالقوه خویش را محقق سازند (حسینی، 1387). وایلز[8] (1344) تمامی فعالیت­های آموزشی و سرمایه­گذاری­هایی که در آموزش و پرورش انجام می­گیرد به خاطر برپایی کلاس و تحقق تدریس خوب می­باشد؛ زیرا از طریق تدریس، اهداف نظام آموزش و پرورش تحقق می­یابد. تا موقعی که در طرز تدریس معلمان تغییر و بهبودی حاصل نشود ساختمان­های جدید، وسایل نقلیه، وسایل آموزشی و غیره، هیچ یک برای بهبود کیفیت آموزشی مدارس نمی توانند نقش مهمی را ایفا کنند. بنابراین می توان گفت که محور اساسی آموزش، معلم است که در واقع جهت دهنده آموزش و یادگیری است ( به نقل از نصر اصفهانی، 1371).

والاس[9] (1986) معتقد است: در کلاس­های خلاق، تفکر بیش از حافظه ارزش دارد. معلم تعادلی بین امنیت روانی و آزادی برقرار می­سازد تا دانش­آموز بتواند ریسک کند، همچنین معلم به عنوان هدایت کننده و تسهیل­گر فرایند یادگیری است. در حالی که در کلاس غیرخلاق، معلم مقتدر است، سخت در بند زمان، غیرحساس به نیازهای احساسی دانش­آموزان و مقید به نظم و ارایه اطلاعات است.

متاسفانه در اکثر مدارس به دانش­آموزان به عنوان فردی نگریسته می­شود که باید پذیرای منفعل مطالبی باشند که از طرف معلم یا کتاب درسی ارایه می­گردد، مطالبی که شاید هیچ گونه ارتباطی با دنیای خارج و زندگی واقعی دانش­آموز نداشته باشد (محمودی،1382). برونر[10] می­گوید: آنچه امروزه در کلاس­های درس، آموزش داده می­شود مطالب بی­معنی و مفاهیم منفصل است و یادگیرنده به طور منفعل و طوطی وار آن­ها را یاد می­گیرد و حفظ می­کند؛ به این ترتیب یادگیری فعالیتی بی هدف، کسالت آور و بلااستفاده می­شود (به نقل از کدیور، 1379). معلمان باید ضمن تشخیص نیازها و علایق دانش­آموزان، آنان را در مباحث کلاسی مشارکت دهند و روش­های تدریسی را انتخاب نمایند که خود دانش­آموزان خاتمه دهنده کلاس باشند، نه اینکه معلم به عنوان متکلم وحده قانون دو سوم مطرح شده توسط فلندرز را اجرا نماید. دیوئی[11] می­گوید: هسته اصلی جریان تدریس ترتیب شرایط و محیطی است که دانش­آموز  بتواند در آن به تعامل بپردازد (به نقل از محمودی، 1382).

چانس[12] (1986) معتقد است: نظام آموزش و پرورش برای پاسخگویی به الزامات زندگی در عصر اطلاعات و انفجار دانش به جای آموزش مهارت­ها و اطلاعات مشخص به نسل­های آینده، بایستی نوع خاصی از آموزش را جایگزین روش­های آموزشی جاری بکند و به یادگیرندگان آموزش بدهد که چگونه حقایق را تحلیل، مطالب را تولید و سازماندهی کرده، از دیدگاه­های خویش دفاع کرده، مقایسه کرده، استنتاج نمایند و به ارزیابی شواهد و حل مسائل بپردازند. پس نظام آموزشی باید به نسل­های آینده چگونه فکر کردن را بیاموزد (به نقل از حسینی، 1386). راجزر[13] می­گوید: همانطور که در روان درمانی، روانشناس صرفا به بیمار کمک می­کند تا مشکلات را بشناسد و به چگونگی رفع آن پی ببرد. در تدریس نیز دانش­آموزان خودشان مطلب را فرا می­گیرند و معلم فقط به آن­ها کمک می­کند تا به اهداف آموزشی نزدیک­تر گردیده، آن­ها را فرا گیرند ( به نقل از نصر اصفهانی، 1371).

لذا به منظور بهبود کیفیت تعلیم و تربیتی که دانش­آموزان دریافت می­دارند، لازم است آنچه در کلاس­های درسی رخ می­دهد مطالعه شود. ما باید بدانیم؛ چه بخش­هایی از برنامه درسی واقعا به کلاس درس راه می­یابد، معلمان یک مفهوم مشکل را چگونه توضیح می­دهند، برای درگیرکردن دانش­آموزان در یادگیری چه نوع فعالیت­هایی صورت می­گیرد. به نظر بلوم[14] ما باید بررسی خود را از آنچه معلمان انجام می­دهند آغاز کنیم (به نقل از محمودی، 1382).

بنابراین در این پژوهش به بررسی رابطه بین خلاقیت معلمان با کیفیت تدریس آنان در کلاس­های درس پرداخته می­شود نتایج این پژوهش می­تواند به نوعی در زمینه سازی برای بهبود خلاقیت معلمان و استفاده هر چه بیشتر آنان از روش­های تدریس غیرمستقیم و فعال در جریان فعالیت­های تدریس در کلاس درس بکار برده شود.

1-4- اهداف پژوهش:

این تحقیق یک هدف کلی و سه هدف جزئی دارد. لذا در پی آن است که به اهداف مورد نظر دست یابد.

1-4-1- هدف کلی پژوهش:

 شناسایی رابطه بین خلاقیت معلمان با کیفیت تدریس آنان با استفاده از عوامل دهگانه فلندرز[15].

1-4-2- اهداف جزئی پژوهش:

1تعیین رابطه بین خلاقیت معلمان و میزان استفاده از روش تدریس مستقیم.

2تعیین رابطه بین خلاقیت معلمان و میزان استفاده از روش تدریس غیرمستقیم.

3تعیین رابطه بین خلاقیت معلمان و میزان مشارکت دانش­آموزان.

1-5- سوالات پژوهش:

1-  آیا بین میزان خلاقیت معلمان و استفاده از روش تدریس مستقیم رابطه وجود دارد؟

2- آیا بین میزان خلاقیت معلمان و استفاده از روش تدریس غیرمستقیم رابطه وجود دارد؟

3- آیا بین میزان خلاقیت معلمان و میزان مشارکت دانش­آموزان رابطه وجود دارد؟

4- آیا بین میزان خلاقیت معلمان و عامل دهم فلندرز (سکوت و ابهام) رابطه وجود دارد؟

1-6- فرضیه های پژوهش:

1- میزان استفاده معلمان از روش تدریس مستقیم و روش تدریس غیرمستقیم، براساس دوره تحصیلی متفاوت است.

2- میزان مشارکت دانش­آموزان با توجه به پایه تحصیلی آنان متفاوت است.

[15]عوامل دهگانه فلندرز در فصل دوم آورده شده­اند­­ –

تعداد صفحه :121

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه بررسی تاثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت­های تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت دانش ­آموزان دوره دوم متوسطه

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

پایان نامه کارشناسی ارشد (M.A) تکنولوژی اموزشی

 

موضوع

بررسی تاثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت­های تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت دانش ­آموزان دوره دوم متوسطه

 

تیرماه 93

 


 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                     صفحه   

 

فصل اول : کلیات پژوهش

1-1 مقدمه…….. …….2

2-1 بیان مساله……….. ……………………………………………………………………………..5

5-1 ضرورت واهمیت موضوع تحقیق ………………………………………………………………………………..7

3-1اهداف تحقیق ……………………………… ………………………………………………………………8

1-3-1 هدف‌های کلی پژوهش …………………………………………………………………………………….8

2-3-1اهداف ویژه پژوهش………….. …………………………………………………………………….8

4-1سوالات تحقیق…………….. ………………………………………8

1-4-1 سوالات  کلی تحقیق…………………………………………. …………………………………………………………..8

1-4-سوالات ویژه تحقیق …………………………….. …………………………………………………………..8

5-1 تعریف واژه ها واصطلاحات…………….. ……………………………………………………………….9

1-5-1تعاریف نظری………………………………………… …………………………………………………………9

2-5-1 تعاریف عملیاتی …………………………….. …………………………………………………10

فصل دوم :ادبیات و پیشینه پژوهش

1-2 مقدمه ……….. …………………………………………………………………………………….13

2-2تعریف روش ………………………………………….. …………………………………………………………………….13

3-2تعریف تدریس …………………………………………….. ………………………………………………………………………..13

4-2تقسیم بندی روش تدریس ………………………….. …………………………………………………………………….13

 5-2 روش تدریس انعکاسی …………………………. ……………………………………………………………….15

  6-2 مفاهیم گوناگون انعکاسی بودن ………………………………………… …………………………………………….16

7-2جایگاه تفکر انعکاسی در تعلیم و تربیت ………………………………………….. ……………………………….19

8-2 شیوه‌های تقویت تفکر انعکاسی و ارتقاء اندیشه‌ورزی ……………………………………. …………………20

9-2 مفهوم تفکر انتقادی ………………………. ………………………………………………..23

10-2پرسشگری؛ قلب تفکر انتقادی ……………………………….. …………………………………..24

11-2 اهداف تفکر انتقادی  ……………………………. …………………………………………………………..25

12-2 ویژگی های تفکر انتقادی …………………………………….. ………………………………………26

13-2 کنجکاوی اندیشمندانه ……………………………… ………………………………………….26

14-2 ماهیت تفکر انتقادی ……………………………. ………………………………………………………..28

15-2تعریف تفکر انتقادی از دیدگاه های مختلف ………… …………………………………………..30

16-2 چرا تفکر انتقادی باید قسمتی از تمام دروس باشد؟ …………………………… …………………32

17-2مربیان تعلیم وتربیت و تفکرانتقادی …………………………… …………………………………..33

1-17-2سقراط ………………………………………. ……………………………………………………………33

2-17-2 افلاطون …………………………………………………………. …………………………………………………………34

3-17-2کانت ………………………………………………………………………………..35

4-17-2 رابرت انیس …………………………………………………………………………………36

5-17-2ماتیو لیپمن ……………………………………………………………………………………………..38

18-2فرایند تفکر انتقادی ………………………………………………………………39

19-2 ویژگی های افراد دارای تفکر انتقادی ………………………………………………..41

20-2اهمیت و ضرورت تفکر انتقادی ……………………………………………………………………………41

21-2تفکر انتقادی و تعلیم وتربیت ……………………………………………………………………………………….43

22-2مهارت های تفکر انتقادی …………………………………………………………………………………….47

23-2انگیزه پیشرفت تحصیلی ………………………………………………………………………………………….50

24-2منشأ انگیزه پیشرفت ………………………………………………………………………………………………52

25-2الگوی اتکینسون در انگیزه پیشرفت ………………………………………………………………………………55

26-2 نظریه مک کللند در انگیزه پیشرفت. ………………………………………………………55

27-2برخی از جنبه های شخصیتی افراد پیشرفت گرا …………………………………………………………………55

28-2آموزش انگیزه پیشرفت ………………………………………………………………………………..59

29-2انگیزه پیشرفت تحصیلی ………………………………………………………………………………60

30-2راه كارهای ایجاد انگیزه در دانش آموزان و تاثیر آن در پیشرفت تحصیلی .. ….62

31-2پیشینه پژوهش فارسی ……………………………….65

32-2پیشینه خارجی ………………………………………………….67

فصل سوم : روش شناسی پژوهش

1-3 مقدمه . ………………………………………………………………………………………………………………………….73

2-3 روش تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………73

3-3 جامعه آماری ………………………………………………………………………………………………………………74

4-3 شیوه نمونه گیری  وحجم نمونه… ……………………………………………………………………………………74

5-3 روش گردآوری داده ها ……………………………………………………………………………………….74

6-3روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها …………………………………………………………75

1-6-3 محاسبه ضریب پایایی …………………………………………………………………………….75

2-6-3تعیین روایی ……………………………………………………………………….76

7-3 شیوه تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………….76

فصل چهارم : تجزیه وتحلیل آماری

1-4 مقدمه …………………………………………………………………………………………………78

2-4 توزیع فراوانی گروه آزمایش و کنترل  .. ………………………………………………………….78

3-4 تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها ……………………………………………………………………………..79

1-3-4آزمون کولموگروف- اسمیرنوف …………………………………………………………..79

2-3-4 آزمون فرضیه اصلی اول …………………………………………………………………..80

3-3-4آزمون فرضیه اصلی دوم …………………………………………………………………………………………………. 81

4-3-4آزمون فرضیه فرعی اول…………………………………………………………………….. ……………..82

5-3-4آزمون فرضیه فرعی دوم ………………………………………………………………. 83

6-3-4آزمون فرضیه فرعی سوم …………………………………………………………………………………….. 84

7-3-4 آزمون فرضیه فرعی چهارم . ………………………………………………………………….86

8-3-4آزمون فرضیه فرعی پنجم ……………………………………………………………87

9-3-5آزمون تعقیبی شفه ………………………………………………………………………………………88

10-3-5 آزمون تعقیبی شفه برای فرضیه اصلی اول ……………………………………………..89

11-3-5آزمون تعقیبی شفه برای  فرضیه اصلی دوم …………………………………….89

فصل پنجم: نتیجه گیری وپیشنهادات

1-5 مقدمه…………………………………… 91

2-5  خلاصه نتایج پژوهش ……………………………………………………………………..91

1-2-5 یافته‌های پژوهش مربوط به فرضیات. ………….92

2-2-5یافته‌های پژوهش مربوط به فرضیات اصلی……… 93

3-2-5 یافته‌های پژوهش مربوط به فرضیه فرعی اول…… 93

4-2-5 یافته‌های پژوهش مربوط به فرضیه فرعی دوم…… 94

5-2-5 یافته‌های پژوهش مربوط به فرضیه فرعی سوم….. ..94

6-2-5یافته‌های پژوهش مربوط به فرضیه فرعی چهارم…… 94

7-2-5 یافته‌های پژوهش مربوط به فرضیه فرعی پنجم.. ………………………………………..95

3-5 بحث و تفسیر ……………………………………………………………………….95

4-5محدودیت های پژوهش…………………………………… 96

1-4-5محدودیت های در کنترل پژوهشگر……………………………………………………………. 96

2-4-5 محدودیت ها خارج از کنترل پژوهشگر………………………………………………………… 96

5-5پیشنهادهای پژوهشی… 97

1-5-5 پیشنهادهای کاربردی …………………97

2-6-5پیشنهادهای پژوهشی(پیشنهادهایی برای سایر پژوهشگران) ………………….98

منابع……………….. …………………………………………………………….. 99

منابع فارسی ……………………………………………….100

منابع انگلیسی …………………………………………………….102

فهرست جداول

جدول شماره 2-1خلاصه پیشینه پژوهش  در داخل ایران ………………69

جدول شماره2-2خلاصه پیشینه پژوهش به زبان انگلیسی ……………………70

جدول 3-1 آلفای کرونباخ متغیر های تحقیق ………………………………………76

جدول 4-1 توزیع فراوانی نسبی و مطلق افراد نمونه بر حسب گروه آزمایش و کنترل……….. …….78

جدول 4-2 آزمون کولموگروف- اسمیرنوف… ………………………77

جدول 4-3مقایسه نمره پیش آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی گروههای آزمایش و كنترل 80

جدول4-4مقایسه میانگین نمره روش تدریس انعکاسی بر مهارتهای تفکر انتقادی گروههای كنترل وآزمایش قبل و بعد از مداخله……. 80

جدول4-5مقایسه میانگین نمره پس آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی گروههای كنترل و آزمایش…………….. 80

جدول 4-6مقایسه نمره پیش آزمون روش تدریس انعکاسی بر انگیزه پیشرفت گروههای آزمایش و كنترل…….. .81

جدول 4-7 مقایسه میانگین نمره روش تدریس انعکاسی بر انگیزه پیشرفت گروههای كنترل و آزمایش قبل و بعد از مداخله…………. .81

جدول4-8مقایسه مقایسه میانگین نمره پس آزمون روش تدریس انعکاسی بر انگیزه پیشرفت گروههای كنترل و آزمایش………….. …82

جدول 4-9.مقایسه نمره پیش آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت تفسیر گروههای آزمایش و كنترل…….. .82

جدول 4-10.مقایسه میانگین نمره روش تدریس انعکاسی بر بر مهارت تفسیر گروههای كنترل و آزمایش قبل و بعد از مداخله………….. 83

جدول 4-11.مقایسه میانگین نمره پس آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی گروههای كنترل و آزمایش……………. .83

جدول 4-12.مقایسه نمره پیش آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت تحلیل گروههای آزمایش و كنترل…….. .84

جدول 4-13.مقایسه میانگین نمره روش تدریس انعکاسی بر مهارت تحلیل گروههای كنترل و آزمایش قبل و بعد از مداخله……………. .84

جدول 4-14.مقایسه میانگین نمره پس آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت تحلیل گروههای كنترل و آزمایش …84

جدول 4-15.مقایسه نمره پیش آزمون روش تدریس انعکاسی بر ارزشیابی کردن گروههای آزمایش و كنترل 85

جدول 4-16.مقایسه میانگین نمره روش تدریس انعکاسی بر ارزشیابی کردن گروههای كنترل و آزمایش قبل و بعد از مداخله………… ..85

جدول 4-17.مقایسه میانگین نمره پس آزمون روش تدریس انعکاسی بر ارزشیابی کردن گروههای كنترل و آزمایش… ….85

جدول 4-18.مقایسه نمره پیش آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت توضیح دادن گروههای آزمایش و كنترل ………………………86

جدول -19 مقایسه میانگین نمره روش تدریس انعکاسی بر مهارت توضیح دادن گروههای كنترل و آزمایش قبل و بعد از مداخله ………………………………………………………..86

جدول 4-20.مقایسه میانگین نمره پس آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت توضیح دادن گروههای كنترل و آزمایش……………. .87

جدول 4-21.مقایسه نمره پیش آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت استنباط گروههای آزمایش و كنترل.. .. ……………………………..87

جدول 4-22.مقایسه میانگین نمره روش تدریس انعکاسی بر مهارت استنباط گروههای كنترل و آزمایش قبل و بعد از مداخله…………. .88

جدول 4-23.مقایسه میانگین نمره پس آزمون روش تدریس انعکاسی بر مهارت استنباط گروههای كنترل و آزمایش.. ..88

جدول 4-24.آزمون شفه برای بررسی تفاوت دو گروه آزمایش و گروه كنترل آزمون فرضیه اصلی اول….. …..89

 جدول 4-25.آزمون شفه برای بررسی تفاوت دو گروه آزمایش و گروه كنترل آزمون فرضیه اصلی دوم……. ..89

فهرست نمودارها

نمودار  4-1: نمودار توزیع فراوانی افراد نمونه برحسب گروه آزمایش و کنترل …………78

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

هدف این پژوهش بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه بود. مطالعه حاضر یک مطالعه نیمه تجربی دو گروهی با طرح پیش آزمون-پس آزمون است در این پژوهش جامعه آماری، دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه در شهرکرمانشاه می باشد. از روش نمونه گیری خوشه ای برای  انتخاب نمونه استفاده شد. طبق جدول مورگان نمونه پژوهش برابر با 351  نفر از دانش آموزان  پسر دوره دوم متوسطه در شهرکرمانشاه به دست آمد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد آزمون مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا(فاشیون،2000) برای اندازه گیری متغیر های تحقیق استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی(آزمون کولوموگروف – اسمیرونوف، آزمون t مستقل،آزمون شفه و  نرم افزار spss 15 ) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی  دارای تأثیر است.

واژگان کلیدی: تدریس انعکاسی ، مهارت ،  تفکر انتقادی ، انگیزه پیشرفت

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1مقدمه

امروزه در تعیین اهداف تربیتی و فرایند آموزش،رویکرد های جدیدی مطرح شده است،یکی از بارزترین رویکردها توجه به تفکر است، صاحبنظران معتقدند که نخستین هدف تعلیم و تربیت بایستی پرورش انسان های صاحب اندیشه و دارای ذهن کاوشگر باشد، رشد و پرورش مهارت های فکری دانش آموزان همواره در آموزش مساله مهمی بوده است به  نحوی که متخصصان امور تربیتی بشدت از ناتوانی دانش آموزان در امر تفکر انتقادی ابراز نگرانی کرده اند(شعبانی،1388، ص19).تفکر انتقادی، تفکری مستدل ومنطقی است که به منظور بررسی و تجدید نظر عقاید، نظرات، اعمال و تصمیم گیری درباره آنها بر مبنای دلایل و شواهد مؤید آنها و نتایج درست و منطقی که پیامد آنهاست(هاشمیان نژاد،1380، ص27).

تفکر انتقادی فرآیند فعالیت منظم عقلانی و ماهرانة مفهوم سازی،کاربرد، تجزیه ‌و ‌تحلیل‌، ترکیب  و ارزشیابی مجموعه‌ای‌ از اطلاعات و یا تعمیم آن می‌باشدکه به ‌وسیلة مشاهده، تجربه، اندیشه، منطق یا ارتباط به‌ عنوان راهنمای نگرش و رفتار عمل می نماید. تفکر انتقادی سبکی از تفکر در بارة هر موضوعی، محتوایی یا مسأله‌ای‌است؛ تفکری‌ است که مسائل و سئوالات اساسی را مطرح می کند وآنها را به ‌طور واضح و دقیق فرموله می‌کند، اطلاعات مرتبط را جمع آوری و بررسی می نماید، عقاید انتزاعی را به ‌طور مؤثر تفسیر کرده تا به راه حلها و نتایج منطقی دست یابد و با دیگران ارتباط های مؤثری را برای حل مسائل پیچیده برقرار می نماید(اسکریون و پاول[1] ، 2007،ص63).

توجه نظام آموزش و پرورش و برنامه درسی به عنوان یکی از حلقه های اساسی نظام کلان تربیتی و آموزشی به مهارت های تفکر به ویژه تفکر انتقادی نقطه قوتی است که می تواند آموزش و پرورش بالنده را به همراه داشته باشد و ضرورتی اجتناب ناپذیر باید محسوب گردد، در این راستا ،مهارتهای تفکر انتقادی،که هسته تفکر انتقادی را تشکیل می دهند شامل تفسیر،تحلیل، ارزشیابی، استنباط، توضیح وخود تنظیمی می باشد.

یکی از مهمترین چالش‌های آموزش و پرورش قرن بیست و یکم، چگونگی تربیت فراگیرانی است که از آمادگی لازم برای رویارویی با جامعه در حال تغییر و پیچیدگی‌های عصر انفجار اطلاعات برخوردار باشند. پیشرفت‌های گسترده علمی و فناوری همراه با منسوخ شدن سریع یافته‌ها و اطلاعات قبلی مستلزم نوعی تعلیم و تربیت است که در آن دانش‌آموزان به طور مداوم درگیر فرایند یادگیری و حل‌مسئله باشند و از رویارویی با چالش‌ها لذت ببرند. برخی تحقیقات اخیر نشان می‌دهند که یافته‌ها و حاصل پژوهش‌ها در عرض کمتر از چندسال از درجه اعتبار ساقط می‌شوند و کهنه خواهند شد (به نقل از مهرمحمدی، 1389(در این صورت، چگونه می‌توان زمینه‌های لازم شناختی و انگیزشی لازم را در دانش‌آموزان ایجاد کرد تا به صورت خودانگیخته به تجربه بپردازند و به این تجارب از راه تحلیل و تعمق معنا بخشند. یکی از مهمترین راه‌های دستیابی به اهداف فوق، ترویج اندیشیدن و اندیشه‌ورزی در مدارس و مراکز آموزشی است.

اندیشه‌پروری را با واژه‌هایی نظیر «تفکر انعکاسی » بیان می‌کنند. این واژه‌ مبین نقش فعال و درگیری مداوم دانش‌آموزان در فرایند یادگیری و یاددهی است . دیویی[2] (1993) تفکر انعکاسی را توجه دقیق،‌ فعالانه، و مستمر به اطلاعات و زمینه‌های حمایت‌کننده از آن و درنظر گرفتن نتایج و تبعات آن اطلاعات می‌داند. یادگیرندگان با استفاده از مشارکت فعالانه در این نوع ار تفکر یعنی تفکر انعکاسی است که می‌توانند نسبت به یادگیری خودآگاه باشند و آن را کنترل کنند. به طور کلی، منظور از تفکر انعکاسی آن است که دانش‌آموز با دقت و اندیشه لازم برآوردی از دانسته‌ها و عدم دانسته‌های خود ارائه دهد. از این طریق می‌تواند برآورد کند که چه چیزی می‌داند، چه چیز باید بداند، و چگونه فاصله بین این دو وضعیت را تکمیل نماید.

کوان[3] (1998) معتقد است که دانش‌آموزان در هنگام تفکر انعکاسی درگیر یک مسئله یا رویداد می‌شوند و این درگیری معمولا به شکل درگیری نزدیک و تنگاتنگ در فرایند یادگیری است و شاخصی از میزان یادگیری فرد به حساب می‌آید. در این معنا، فرد یادگیرنده در موقع اندیشیدن به یک مطلب به جزئیات محرک توجه می‌کند. در تفکر انعکاسی از فرایندهای ذهنی سطح بالا که فراتر از تفکر صرف و یادآوری مطلق اطلاعات است استفاده می‌شود. تفکر انعکاسی نقش زیادی در یادگیری و به‌خصوص یادگیری از راه حل‌مسئله دارد. تحریک تفکر انعکاسی انتقال یادگیری را تسهیل می‌نماید و با تقویت این نوع تفکر به دانش‌آموز کمک می‌شود تا از آموخته‌های خود در موقعیت‌های جدید و پیچیده استفاده کند. ارتباط بین مطالب یادگیری جدید و آموخته‌های قبلی، اندیشیدن به امور انتزاعی و سطح بالا، استفاده از راهبردهای خاص یادگیری، درک تفکر شخصی و راهبردهای یادگیری و پرداختن به یادگیری از راه حل‌مسئله از جمله پیامدهای مثبت ترویج تفکر انعکاسی است.

رابطه یادگیری مسئله محور و تفکر انعکاسی را می‌توان بدین گونه مطرح کرد که هرگاه دانش‌‌آموز با مسئله‌ای مواجه می‌شود، تفکر انعکاسی به او کمک می‌کند تا نسبت به پیشرفت یادگیری خود آگاه‌تر شود، راهبردهای مناسب برای حل‌مسئله را انتخاب کند، و مشخص کند که از چه راهی می‌تواند اطلاعات لازم را برای حل مسئله جمع‌آوری کند. (مون[4] ، 2009).

شناسایی مفهوم انگیزش و آگاهی از انگیزه های مختلف و تأثیر آنها بر فرایند یادگیری دانش آموزان به معلم کمک می کند تا در طرح و اجرای برنامه های آموزشی خود  روشهای بهتری را به کار بندد. اصطلاح انگیزش را می توان به نوان عامل نیرو دهنده،هدایت کننده و نگهدارنده رفتار تعریف کرد(سیف،1388).انگیزش از مهم ترین عناصر یادگیری در هر نوع محیط آموزشی است که حیطه وسیعی ار در آموزش وپرورش در برگرفته است.به طور کلی، انگیزش سطح انرژی و فعالیت افراد را افزایش می دهد؛آنها را به طرف اهداف خاصی جهت داده و فعالیت های ویژه ای را موجب می شود(مصطفایی،1385).انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتارهای ورودی یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تأثبر آن بر یادگیری کاملا آشکار است.یکی از سازه هایی که روانشناسان برای تبیین پیشرفت افراد از آن استفاده کرده اند، انگیزه پیشرفت است.گیج و برلاینر[5](1992) انگیزه و پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه به موفقیت در یک زمینه فعالیت خاص تعریف کرده اند. طبق پژوهش های انجام شده، افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد در انجام کارها و از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند پیشی می گیرند(گلستانی هاشمی،1390)

دوره متوسطه یکی از دوره های حساس تحصیلی است که درآن« دانش آموزان، به دلیل پشت سر گذاشتن دوران بلوغ، از نظر ماهیت و نوع تفکر دچار تحولات اساسی می شوند و به تفکر انتزاعی دست می یابند، به علاوه زمینه لازم برای کسب مهارت های انتقادی بیش از دوره های قبلی برایشان فراهم می آید. بنابراین برنامه های درسی این دوره باید به نحو شایسته ای روحیه تحقیق، خلاقیت و نقادی در تحلیل موضوعات و مسائل اجتماعی را در آنها پرورش دهد(یعقوبی و معروفی،1389،ص6).این پژوهش به دنبال این است که تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی  وانگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد.

1-2بیان مساله

عصر انفجار اطلاعات و پیشرفت‌های سریع فناوری و علمی بیانگر نیاز آموزش و پرورش قرن بیست و یکم به آن نوع تعلیم و تربیتی است که فراگیران را برای رویارویی با چالش‌های زندگی در حال تغییر و غیر‌قابل پیش‌بینی آماده نماید. در این نوع تعلیم و تربیت، یادگیری به معنی جمع‌آوری اطلاعات نیست، بلکه منظور از آن شرکت فعالانه یادگیرنده در کسب تجارب و معنابخشی به آن تجارب است. در این مفهوم، اندیشه و اندیشیدن جایگاه ویژه‌ای دارد و توأم با یادگیری و حل مسئله به‌شمار می‌آید. تفکر انعکاسی در تعلیم و تربیت مورد نیاز قرن بیست ویکم کاربرد فراوانی دارد. تفکر انعکاسی در تقویت قوای فکری و ذهنی یادگیرندگان، دارای اهمیت است زیرا موقعیتی را برای دانش‌آموزان فراهم می‌کند تا به عقب برگردند و بر افکار خود اندیشه کند.

در روش تدریس انعکاسی، معلمان نقش فعالی در کلاس درس دارند و تکنیک ها و راهبردهای آموزشی را خودشان به وجود می آورند ویسینگر[6] (2004 ) وموون[7] )2009(  نیز معتقدند که معلم انعکاسی ، معلمی است که عقاید و نظرات، اهداف و عواقب و پیامدهای حرفه خود را در تمام سطوح،مورد سنجش وارزیابی قرار می دهد.بنابراین معلم انعکاسی در حرفه خود با اختیار و اراده از سطح نظریه های رایج فراتر می رود، نظریاتی که از طریق برنامه های آموزش معلمان ارایه شده است، او سعی می کند که نظریات، آراء و آرمانهای خود را توسعه دهد. روش های تدریس اگر با شرایط و نیاز فراگیران و جامعه متناسب نباشد قادر نخواهد رسالت خود را انجام دهد، چرا که آموزش و پرورش با مسایل و مشکلاتی گوناگون و پرفراز و نشیب مواجه است که برای حل آن نیاز به انسان های فرهیخته و هنرمند دارد و تربیت این انسان های هنرمند و شایسته یک ضرورت قطعی و اجتناب ناپذیر است،انسان هایی که قادر باشند به جای پاک کردن صورت مسأله و طرد و حذف مشکل، روشهای حل مسأله را متناسب انتخاب کرده و بهینه نمایند.

ظفربخش(1383) در تحقیقی روشهای تدریس فعال و سنتی را در یادگیری دانش آموزان بررسی و مقایسه نموده است، نتایج این تحقیق نشان که دانش آموزان آموزش دیده به روش فعال، پیشرفت تحصیلی بهتری داشته اند. همچنین سرهنگی و دیگران(1389) در تحقیق خود ،تاثیر شیوه تدریس فعال، بر مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان به این نتیجه رسیدند:اجرای روش فعال در تدریس سبب افزایش معنی دار نمرات مهارت های تفکر انتقادی در همه حیطه ها به غیر از حیطه تجزیه و تحلیل و استلال استقرایی در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد شد.پس به بکارگیری روش تدریس فعال، در آموزش دانشجویان می تواند منجر به توسعه مهارت های تفکر انتقادی، به عنوان یکی از رسالت های مهم آموزش شود.

یکی از بزرگترین معضلات آموزشی،کاهش انگیزه به تحصیل می باشد، در این میان مهمترین رسالت نظام آموزشی،آماده ساختن دانش آموزان برای کسب دانش، مهارت های شناختی و شغلی جهت ورود به اجتماع است جوانان دارای طبایع و استعدادهای گوناگون هستند لذا با این استعدادها شناخته شده و تقویت شوند، تا بدین وسیله ایجاد انگیزه به پیشرفت شود، بنابراین شناسایی عواملی که کاهنده انگیزه هستند، نقش مهمی را ایفا می کند، تربیت انسان های کارآمد در صورتی میسر است که افراد با علاقه و اشتیاق دست به انتخاب رشته بزنند و با میل و رغبت ادامه تحصیل بدهند تا به صورت افراد مفید برای اجتماع درآیند (شعبانی،1389).

واقعیت امر این است که روشهای تدریس سنتی به دلایل مختلف جوابگوی تغییرات معطوف به هدف در راستای تربیت منابع انسانی مورد نیاز جامعه امروز نیست و ضرورت دارد روش های نوین تدریس و تحول گرا جایگزین آن ها شود. آموزش و پرورش یک سویه و منفعل در دنیای امروز و آینده، ره آورد رضایت بخشی را به دنبال نخواهد داشت، به عقیده برونر نظام های آموزش و پرورش به جنبشی نیاز دارند که در آن دقیقا با الزام عمیق تری مشخص شده باشد که، به کجا می روند و در آینده به چه نوع انسان های تربیت شده ای نیاز دارند، در این صورت است که متخصصان تعلیم و تربیت می توانند چهارچوب مشخصی را برای تحول تعلیم وتربیت تعیین کنند و تمام منابع و نیروهای کارآمد و دلسوز را به کار گیرند.

یادگیری با روش تدریس تفکر انعکاسی به یک اعتبار، ایده ای قدیمی است، سال ها پیش دیویی(1993، ص90) معلمان را به سمت و سوی واکنش و عملکرد انعکاسی رهنمون ساخت و در توضیح آن نوشت که کنش انعکاسی یعنی: نگرش فعال و نقادانه به اعتقادات و باورها و بررسی پیامدهای آن ها.دیویی با این رویکرد سه ویژگی برجسته افراد و معلمان انعکاسی را که قصد آموزش به شیوه انعکاسی را دارند را برشمرد.این سه ویژگی عبارت بودند از ذهن باز،‌مسئولیت پذیری و سعه صدر.(مهرمحمدی،1389)

در این پژوهش سعی خواهد شد از طریق مقایسه روش تدریس سنتی با روش تدریس انعکاسی بین دانش آموزان،آثار(نتایج و پیامدهای قابل سنجش) این روش تدریس را بر مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان اندازه گیری نماییم و ثانیا اثرات این روش تدریس با شیوه یادگیری را بر نحوه نگرش آنان نسبت به ماده درسی تعلیمات اجتماعی مورد ارزیابی قرار دهیم، به عبارتی قصد داریم ببینیم آیا روش تدریس انعکاسی قادر است نسبت به روش تدریس سنتی، هم مهارت های تفکر انتقادی را در دانش آموزان ایجاد و تقویت کند و هم نحوه نگرش آنها را نسبت به درس تعلیمات اجتماعی در مقطع دوم متوسطه مثبت تر نماید؟

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

اگر قرار است دانش آموزان خوب تربیت شوند و شهروندان مفیدی در آینده باشند می بایست برای بر عهده گرفتن نقش های بزرگسالی آماده شوند و راز و رمز این آماده شدن در فعالیت انعکاسی است،که آن ها باید افرادی نقاد، برخوردار از سعه صدر و دارای بینش علمی و آزادی اندیشه باشند،برای دست یافتن به این مهم در برنامه های مدارس، به ویژه در روش های یاددهی یادگیری آموختن را از طریق تفکر انعکاسی بیاموزند.

تفکر انعکاسی نقش زیادی در یادگیری و به‌خصوص یادگیری از راه حل‌مسئله دارد. تحریک تفکر انعکاسی انتقال یادگیری را تسهیل می‌نماید و با تقویت این نوع تفکر به دانش‌آموز کمک می‌شود تا از آموخته‌های خود در موقعیت‌های جدید و پیچیده استفاده کند. ارتباط بین مطالب یادگیری جدید و آموخته‌های قبلی، اندیشیدن به امور انتزاعی و سطح بالا، استفاده از راهبردهای خاص یادگیری، درک تفکر شخصی و راهبردهای یادگیری و پرداختن به یادگیری از راه حل‌ مسئله از جمله پیامدهای مثبت ترویج تفکر انعکاسی است(جی و جانسون[8]،2002).  تفکر انتقادی  نیز از طریق ایجاد روابط معقول بین انسان ها، تصمیم گیری بر اساس تحلیل عناصر یک موقعیت و تفکیک عناصر مطلوب، نوید بخش یک زندگی توأم با آرامش و مهربانی خواهد بود.بنابراین می توان گفت اگر شناخت این امر مهم ناموفق باشیم، جامعه ما ودر نهایت جامعه جهانی، شکست خواهد خورد(هاشمیان نژاد،1380،ص3). آنچه به طور مشهود در تفکر انتقادی دانش آموزان اهمیت بیشتری دارد این است که افراد در ضمن فعالیت های فکری، مهارتهایی را به دست آورند که آنها را قادر به هضم دانش جدید ساخته و در ارزیابی اطلاعات فراوانی که در کار با آن رو به رو هستند یاری دهد(ماشاالهی نژاد،1390،ص804). بدیهی است نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در جهت رشد تفکر انتقادی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان ،ارتقای روش های تدریس معلم ها ، و در دانشگاه ها نیز مورد استفاده قرار گیرد.

 

1-4اهداف پژوهش

1-4-1اهداف کلی پژوهش

– بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی  دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی

– بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی

1-4-2اهداف جزئی پژوهش

بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت تفسیر دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی

بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت تحلیل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی

بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت ارزشیابی کردن دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی

بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت توضیح دادن دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی

بررسی تأثیر روش تدریس انعکاسی بر مهارت استنباط دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرکرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی

 

 

 

1-5 فرضیه های پژوهش

1-5-1فرضیه های اصلی پژوهش

 – روش تدریس انعکاسی بر مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی  دارای تأثیر است.

روش تدریس انعکاسی بر انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی  دارای تأثیر است.

 

 

1-5-2فرضیه های فرعی پژوهش

– روش تدریس انعکاسی بر مهارت تفسیر دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی دارای تأثیر است.

– روش تدریس انعکاسی بر مهارت تحلیل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی دارای تأثیر است.

– روش تدریس انعکاسی بر ارزشیابی کردن دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی دارای تأثیر است.

– روش تدریس انعکاسی بر مهارت توضیح دادن دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی دارای تأثیر است.

– روش تدریس انعکاسی بر مهارت استنباط دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرمانشاه در درس تعلیمات اجتماعی دارای تأثیر است.

 

 

 

 

 

1-6تعریف مفاهیم و اصطلاحات پژوهش

1-6-1تعاریف نظری

تدریس انعکاسی: در تدریس انعکاسی، هرگاه دانش‌‌آموز با مسئله‌ای مواجه می‌شود، نسبت به پیشرفت یادگیری خود آگاه‌تر می شود، راهبردهای مناسب برای حل‌مسئله را انتخاب می کند، و مشخص می کند که از چه راهی می‌تواند اطلاعات لازم را برای حل مسئله جمع‌آوری کند. (مون  ، 2009).

تفسیر[9]:درک و بیان معنی و با اهمیت انبوهی از بیانات، موقعیتها، اطلاعات، وقایع و قضاوتها، قراردادها،گمان ها، قوانین، رویه ها و معیارها به کارمی رود وشامل خرده مهارتهای طبقه بندی، رمز گشایی امور و معنی کردن دقیق می باشد.

تحلیل[10]: مشخص کردن روابط استنباطی واقعی قصد شده و میان گفته ها،سؤالات، مفهوم ها، توصیفات و یا مشکل های دیگر برای اظهار کردن گمان، قضاوت و تجارب، دلایل، اطلاعات وعقاید می باشد.

ارزشیابی کردن[11]: تعیین و برآورد کردن اعتبار و صحت گفته ها یا دیگر اشکال بیانی که نشانگر درک وفهم تجربه، موقعیت باور واعتقاد شخصی بوده ونیز به تعیین و برآورد رابطه منطقی بین گفته ها،توضیحات، سؤالات ودیگر گونه های کلامی تأکید دارد.

استنباط[12] : تشخیص دادن عناصر و شواهد مطمئن برای نتیجه گیری می باشد، خرده مهارتهای آن شامل پرسش کردن از وقایع،حدس زدن متناوب و ترسیم کردن نتایج می باشد.

توضیح دادن: توانایی بیان اینکه چگونه به یک قضاوت دست می یابیم وتوانایی برای ارائه یک راه متقاعد کننده نتایجی از تفکر فردی می باشد.خرده مهارتهای آن شامل قوانین روش های توجیهی، هدف داشتن با دلایل خوب و بیانیه های مفهومی از وقایع ها یا دیدگاهها و ارائه کامل و خوب مدلل شده از بحث ها برای بهترین فهم ممکن است. (فاشیون[13]،2000،ص7)

انگیزه پیشرفت: گیج و برلاینر(1992) انگیزه پیشرفت را به صورت یک میل یا علافه به موفقیت در  یک زمینه فعالیت خاص تعریف کرده اند.افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد در انجام کارها و از جمله یادگیری بر افرادی که از این انگیزه بی بهره اند پیشی می گیرند(گلستانی هاشمی،1390)

1-6-2تعاریف عملیاتی

تدریس انعکاسی:براساس پیشینه مرتبط با این روش تدریس، دانش آموزان در معرض آموزش آن قرار خواهند گرفت. این روش در سه مرحله توصیف، مقایسه و انتقاد انجام می گیرد .در مرحله توصیف مسأله یابی صورت می گیرد و طی آن معلم مشخص می کند که چه جنبه هایی از کلاس درس یا فعالیت های وی مورد توجه تأمل گرایانه یا انعکاسی قرار گیرد.در مرحله مقایسه، معلم درباره موضوع مورد تأمل از منظرها و چارچوب های متفاوت به تفکر می اندیشد.در مرحله مقایسه،معلم سعی می کند از نظرات و افکار دیگران معنایی به دست آورد یا چارچوب جدیدی برای ارجاع توسعه دهد.

مهارت های تفکر انتقادی:در این پژوهش شامل تفسیر، تحلیل، ارزشیابی کردن، استنباط، توضیح دادن می باشد که از طریق گویه های پرسشنامه کالیفرنیا (2000) سنجیده می شود.

تفسیر:از طریق گویه های مرتبط با آن در پرسشنامه کالیفرنیا (2000) سنجیده می شود.

تحلیل:از طریق گویه های مرتبط با آن در پرسشنامه کالیفرنیا (2000) سنجیده می شود.

ارزشیابی کردن:از طریق گویه های مرتبط با آن در پرسشنامه کالیفرنیا (2000) سنجیده می شود.

استنباط:از طریق گویه های مرتبط با آن در پرسشنامه کالیفرنیا (2000) سنجیده می شود.

توضیح دادن:از طریق گویه های مرتبط با آن در پرسشنامه کالیفرنیا(2000) سنجیده می شود.

انگیزه پیشرفت : منظور از انگیزه پیشرفت  نمرات حاصل از پرسشنامه هرمنس[14](سال1970 ) می باشد

[1] Scriven.& paul

[2] Dewey

[3] Cowan

[4] Moon

[5] Gage and Brliner

[6] Weissinger

[7] Moon

[8] Gie & Jonson

[9]-Interpretation

[10]– Analysis

[11]– Evaluation

[12] Deduction

[13]– Facione.A.C

[14] Hermens

تعداد صفحه :131

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه بررسی میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی و روش رایج، بر یادگیری- یادداری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه ششم در درس علوم تجربی

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

 

گروه تکنولوژی آموزشی

پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)

 

عنوان:

بررسی میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی و روش رایج، بر
یادگیری- یادداری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
دختر پایه ششم در درس علوم تجربی

 

تابستان 1393

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

چکیده 1

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1. مقدمه 3

1-2. بیان مسئله 6

1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق 7

1-4. اهداف تحقیق 9

1-4-1. هدف اصلی 9

1-4-2. اهداف جزئی 9

1-5. فرضیات تحقیق 9

1-7. تعاریف مفهومی و عملیاتی 10

1-7-1. تعاریف مفهومی 10

1-7-2. تعاریف عملیاتی 11

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1. پیش درآمد 14

2-2. تعریف روش تدریس 15

2-3. اهمیت شناخت روش های تدریس 17

2-4. تناسب سنجی روش های تدریس 18

2-5. تناسب روش های تدریس با اهداف آموزشی 19

2-6. تعریف بدیعه پردازی 19

2-7. هدف الگوی بدیعه پردازی 24

2-8. اثرات آموزشی .پرورشی الگوی تدریس بدیعه پردازی 24

2-9. مزایای روش بدیعه پردازی 25

2-10 مراحل اجرای الگوی بدیعه پردازی 26

2-11. شرح و بسط قیاس 26

2-12. کاربرد کاربرد قیاس در علوم تجربی 27

2-13. نقش الگوی بدیعه پردازی درعلوم تجربی 27

2-14. چارچوب اجرای روش تدریس بدیعه پردازی 29

2-15. مهم ترین ویژگی روش تدریس بدیعه پردازی 32

2-16. روش های تدریس سنتی ومتداول 35

2-17. ماهیت یادگیری 37

2-18. تعاریف یادگیری 37

2-19. انواع یادگیری 39

2-20.  عوامل مؤثر 40

2-21. بنیاد فلسفی نظریه­های یادگیری 41

2-22. نظریه­های یادگیری 42

2-23. یادداری 44

2-24. انگیزش پیشرفت تحصیلی 45

2-25. نقش انگیزش در یادگیری 47

2-26. نظریه­های انگیزش در یادگیری 47

2-27. پیشینه تحقیق 51

2-27-1. پیشینه در داخل کشور 51

2-27-2. پیشینه در خارج کشور 53

 

 

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

3-1. مقدمه 57

3-2. روش تحقیق 57

3-3. جامعه آماری 57

3-4. روش نمونه گیری و حجم نمونه 57

3-5. روش جمع­آوری اطلاعات 57

3-6. ابزارهای مورد استفاده 58

3-7. روش اجرای آموزش بدیع پردازی 58

3-8. روش آماری تجزیه و تحلیل داده­ها 61

3-9. روایی و پایایی پرسشنامه 61

3-10. روش پایایی پرسشنامه­های مورد استفاده 62

3-11. چگونگی نمره­گذاری و تحلیل پرسشنامه انگیزش پیشرفت تجصیلی هارتر 62

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

4-1. پیش درآمد 65

4-2. مقایسه و تحلیل آزمون­های یادگیری 65

4-3. مقایسه و تحلیل آزمون‌های یادداری 67

4-4. تحلیل و مقایسه آزمون‌های انگیزه پیشرفت تحصیلی 66

فصل پنجم: بحث و تفسیر و جمعبندی

5-1. پیش درآمد 75

5-2. خلاصه تحقیق 75

5-3. بحث و تفسیر یافته‌ها 76

5-4. محدودیت‌های پژوهش 79

منابع و ماخذ 81

الف: منابع فارسی 81

ب: منابع لاتین 85

ب: ضمائم 89

فهرست جداول

جدول 3-1. بسته آموزشی علوم تجربی ارائه ‌شده در گروه آزمایشی ……………………………………………60

جدول 4-1. جدول مربوط بهt  مستقل بین دانش‌آموزان دو گروه (آموزش‌دیده بدیعه پردازی با سایر الگوهای سنتی از نظر میزان یادگیری 66

جدول شماره 4-2. تحلیل کواریانس نمرات پس آزمون  روش تدریس بدیعه پردازی  بر میزان یادگیری دانش‌آموزان گروه آزمایش 66

جدول 4-3. جدول شماره 4-3 : تحلیل کواریانس نمرات پس آزمون روش تدریس سنتی بر میزان یادگیری دانش‌آموزان گروه آزمایش   67

جدول 4-4. جدول شماره 4-4: جدول مربوط به t  مستقل بین دانش‌آموزان دو گروه (آموزش‌دیده بدیعه پردازی با سایر الگوهای سنتی از نظر میزان یادداری 67

جدول 4-5: تحلیل کواریانس نمرات پس آزمون  روش تدریس بدیعه پردازی  بر میزان یادداری دانش‌آموزان گروه آزمایش 70

جدول4-6. تحلیل کواریانس نمرات پس آزمون  روش تدریس سنتی  بر میزان یادداری دانش‌آموزان گروه آزمایش 70

جدول 4-7. جدول مربوط به t مستقل بین دانش‌آموزان دو گروه (آموزش‌دیده بدیعه پردازی با سایر الگوهای سنتی از نظر میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی 72

جدول 4-8. تحلیل کواریانس نمرات پس آزمون  روش تدریس بدیعه پردازی  بر میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان گروه آزمایش 73

جدول 4-9. تحلیل کواریانس نمرات پس آزمون  روش تدریس سنتی  بر میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان گروه آزمایش. 73

فهرست پیوست­ها

پیوست1.   89

پیوست2. پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر 90

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

چکیده:

تحقیق حاضر به منظور بررسی میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه­پردازی و روش رایج، بر بادگیری و یادداری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایه ششم درس علوم تجربی شهرستان دالاهو در نیمسال تحصیلی92-93 صورت گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر پایه ششم ابتدایی و از بین جامعه مذکور یک مدرسه به صورت تصادفی انتخاب و سپس نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای 50 نفر انتخاب شدند که 25 نفر در گره آزمایش و 25 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند.روش انجام این تحقیق، شبه آزمایشی و طرح تحقیق مورد استفاده، طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده است. ابزارهای اندازه‌گیری به کار رفته در تحقیق شامل پرسشنامه محقق ساخته و تست انگیزش پیشرفت هارتر می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش­های آمار توصیفی(میانگین،انحراف معیار) و در بخش استنباطی از آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده گردید.

نتایج به دست آمده نشان داد که میزان یادگیری، یادداری و انگیزش پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی در گروه آزمایشی که به روش بدیعه پردازی آموزش دیده بودند نسبت به گروه کنترل که به روش سنتی آموزش داده شدند بیشتر و تفاوت بین میانگین های آن­ها معنادار است.

 

واژه های کلیدی: روش بدیعه­پردازی، روش رایج؛ یادگیری؛ یادداری؛ انگیزش پیشرفت تحصیلی؛ دانش‌آموزان دختر ابتدایی شهرستان دالاهو.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

کلیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1. مقدمه

با ورود به هزاره سوم میلادی، دانش تجربی نو و پیشرفتهای فن آوری این امكان را فراهم ساخته است كه بازنمایی ذهنی انسان از كره زمین به «دهكده جهانی» و بزرگراه‌های اطلاعاتی بهبودیافته و ضرورت چاره‌جویی در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و در مجموع بهره­مندی از كیفیت بهزیستی

و باهم زیستی بیش از پیش احساس می‌گردد (احقر، 1383). از آنجایی كه آموزش و پرورش در شکل‌دهی سرمایه انسانی و اجتماعی نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است بنابراین؛ انتظار می رود نسل امروز را برای زندگی در جامعه فردا آماده سـازد و با توجه به اهمیت علوم تجربی، آگـاه بودن از وضعیت و ماهیت دانش علمی، چگونگی خلق آن و وابستگی به آن، نه تنها برای دانشمندان بلكه برای همه ما بخش عمده‌ای از آموزش را تشکیل می‌دهد (به نقل ازبی. آر. هرگهنام،2001 ترجمه سیف، علی‌اکبر). اگر بپذیریم كه علوم در تعیین جایگاه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی یك جامعه نقش مؤثری دارد آنگاه به اهمیت آموزش علوم و نیز لزوم همگانی كردن آن بیشتر پی می‌بریم.

آموزش علوم و فناوری یكی از پایه‌های اساسی آموزش و پرورش است كه تأثیر مستقیم آن در توسعه فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و افزایش سرمایه‌های مادی و معنوی یك جامعه به خوبی مشخص شده است. یکی از مشکلات مهم و اساسی در نظام آموزش و پرورش خصوصاً در کشور ما، به کار نگرفتن روش‌های تدریس نوین در آموزش است به همین سبب کیفیت آموزشی از سطح مطلوب برخوردار نیست و دانش‌آموزان علاقه زیادی به تحصیل نشان نمی­دهند. یکی از دلائل آن عدم آشنایی معلمان با روش‌های نوین تدریس است. پیشرفت روزافزون علوم و تحقیقات گوناگون در حیطه‌های مختلف حاکی از آن است که اطلاعات بشر روزبه‌روز افزایش می‌یابد و مطالب جدیدی به دست می‌آید. امروزه هر فردی ناچار به  استفاده یافته‌های جدید است روش تدریس فعال و نوین که در آن مشارکت دانش‌آموز و معلم را می‌طلبد و به جای انتقال مطالب به دانش‌آموز، به افزایش توانایی یادگیرنده در فرایند یادگیری عنایت دارد. به دلایل متعدد از جمله تاکید بر اصولی از کلیات نظام آموزش و پرورش کشور و اهداف دوره‌های تحصیلی، نگرش‌های جهانی، رشد روزافزون تحقیقات، سرعت فن آوری و تکنولوژی، ضرورت کار بست تدریس فعال را می‌طلبد (احمدی، 1386).

ادیان و رهبران مصلح اجتماعی نیز تأکید بر نوعی فعال‌سازی ذهن و جلوگیری از تقلید کورکورانه در اصول و روش‌های زندگی دارند، لذا آموزش و تدریس‌های متکی بر روش‌های فعال گامی است در اشاعه و ترویج علم و پرورش انسان‌های آزاد و آگاه که می‌توانند در توسعه و فناوری مثمر ثمر باشند  در روش تدریس فعال، سعی بر این است که فراگیران خود در کسب مفهوم سهیم باشند و از طرق مختلف به فعالیت‌های ذهنی، علمی، فردی و گروهی برخوردار گردند (مشایخ، 1386).

از مهم‌ترین دستاوردهای آموزش علوم در مدارس، تربیت افرادی است كه دارای معلومات و آگاهی‌های لازم هستند تا بتوانند منطقی فكر كرده و آگاهانه تصمیم بگیرند (پرویزیان،1384). در چند دهه اخیر، نگرش جهانیان در مورد فرایندهای یاددهی- یادگیری به طور كامل تغییر کرده است. در سالهای نه چندان دور، بسیاری اعتقاد داشتند كه ذهن دانش‌آموزان همانند ظرف‌های خالی است كه در انتظار پر شدن با دانش و معلومات است در دنیای کنونی پیشرفت و توسعه هر جامعه را بیش ازهر چیز درگرو تربیت نیروهای انسانی کارآمدی می‌دانند که بتوانند با اندیشه پویا و خلاق خود امکانات بالقوه موجود در آن جامعه را به امکانات بالفعل و قابل‌استفاده تبدیل نمایند (میرشمشیری،1390). در پژوهش‌های متعددی نشان داده‌شده است که آموزش درس علوم تجربی، درسی عملی و آزمایشگاهی است اما در ایران بیشتر از روش‌های سنتی استفاده می‌شود و رویکرد معلم محوری خاصی بر آن حاکم است. فعالیت‌های تجربی در آموزش این درس در نظام آموزشی کشور جز در موارد اندک، در بیشتر موارد به شیوه سنتی است؛ لذا دانش‌آموزان ممکن است به هدف‌های مورد نظر این درس نائل نشوند. در چنین وضعیتی آموزش درس علوم تجربی به شیوه سنتی و حافظه مدار و سخنرانی هرگز دانش‌آموزان را برای مواجهه با مسایل در هم تنیده دنیای امروز و فردا آماده نخواهد کرد. (یوسفی، قاسمی،1388).

دورین وکرب (2009). در تحقیق خود به این نتیجه رسیده در آموزش به شیوه سنتی دانش‌آموزان نتوانسته‌اند از علومی که یاد گرفته­اند در زندگی روزمره خود استفاده کنند. شمار کج فهمی­های دانش‌آموزان بسیار زیاد بوده است و بالغ بر90/. از فارغ‌التحصیلان سواد علمی را به دست نمی‌آورند و حتی از مهم‌ترین هدف‌های مفروض در آموزش نیز مهجور مانده‌اند. وی معتقداست که برای داشتن نظام آموزشی سازنده، نظام سنتی باید متحول شود و به سوی آموزش خلاق هدایت گردد.

موالم (2010). در تحقیق خود بیان داشته است که دانش‌آموزان اغلب نمی‌توانند از دانش خود برای توضیح و پیش‌بینی پدیده‌ها استفاده کنند و در حل مسایل جدید ناتوان هستند، این مشکل ناشی از این واقعیت است که آموزش‌های داده‌شده فاقد راهبردهای کیفی مورد نیاز برای استدلال آن‌ها می‌باشد (امام قلی وند،1385).

سازه انگیزه تحصیلی در محیط‌های آموزشی به رفتارهایی که به یادگیری و پیشرفت مربوط است اطلاق می­شود (کاستلو،2008). انگیزه تحصیلی را تمایل یادگیرنده به مشغول و درگیر شدن در فعالیت‌های یادگیری و تلاش مستمر در انجام دادن و پایان رساندن آن فعالیت می‌دانند (بریانت،2010).

پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه یادگیری مفاهیم، در شرایطی رخ می‌دهد كه دانش‌آموزان انگیزه پیداکرده و به طرف مطلب جدید جذب شوند. شیوه‌های نوین تدریس در آموزش و پرورش كمك می‌کند كه دانش‌آموزان به كارهای نو دست بزنند و باهر موضوعی خلاقانه برخورد كنند. در نظام‌های آموزشی نیز تاكید عمده بر پرورش خلاقیّت دانش‌آموزان است. خلاقیّت برای بقای هر جامعه‌ای لازم است و برای ایجاد و تداوم آن در افراد، بایستی عادت به تفكر را در آن‌ها ایجاد كرد چرا كه خلاقیّت با تفكر به وجود می‌آید.

یكی از هدف‌های مهم در محیط پرتلاطم و متغیر كنونی، آموختن شیوه‌های خلاقیّت و نوآوری است و یكی از الگوهای تدریس كه باعث پرورش ظرفیت مشکل‌گشایی دانش‌آموزان و هدایت آن‌ها به بیان خلاق می‌شود الگوی بدیعه­پردازی است. روش تدریس بدیعه­پردازی ازجمله روش‌های پرورش خلاقیت محسوب می‌شود که به وسیله ویلیام جی. جی. گوردون  و همکارانش (1961). ابداع گردید.

گوردون مطالعه موردی بر روی افرادی را آغاز کرد که به طور همزمان در پروژه مربوط به خلاقیت و روانکاوی درگیر بودند. نتایج مصاحبه‌ها، گویای علاقه فزاینده به تشابهات خلاق در علوم بود واین تشابهات رویکرد خلاقیت را برای هر دوی دانشمندان و هنرمندان آسان می‌کرد.

پرداختن به فعالیت‌های استعاری در روش بدیعه­پردازی ساختی را به وجود می‌آورد تا اشخاص به وسیله آن بتوانند خود را برای تخیل و ایجاد بصیرت در فعالیت‌های روزانه رها سازند. گوردون به این شیوه «آشنایی سازی» می‌گوید، یعنی فرد تلاش می‌کند تا با دیدی تازه به چیزهای آشنا بنگرد. اساس تفکر بدیعه­پردازی فعالیت استعاری و تمثیلی است که براساس شباهت امور و مقایسه آن با یک چیز یا یک فکر به جای یک چیز یا فکر دیگر ساخته می‌شود (حسینی و همکاران،1387).

اوجی نژاد (1386). آلان و ریچارد (2006). بیان داشته‌اند، هنگامی که دانش‌آموزان برخی چیزها را در مورد توضیحات متوجه نمی‌شوند با این که بعضی از اطلاعات در توضیحات آن‌ها و بعضی از معلومات فرضی وجود ندارد و همچنین در مواردی که مفهوم خارج از تجربه دانش‌آموزان باشد راه مناسب استفاده از یک قیاس با مدل است (شریفی، داوری،1387). تأثیر الگوی بدیعه­پردازی را بر پیشرفت تحصیلی در درس انشا و علوم تجربی مورد تأیید قرارداده‌اند. روش بدیعه­پردازی در پژوهش نوبی (2009). افزایش خلاقیت و حل مشکلات را به دنبال می‌آورد.

 

 

 

 

 

 

 

1-2. بیان مسئله:

در سال‌های اخیر، خلاقیت یکی از محورهای مورد بحث در آموزش و پرورش بوده است و همچنین به این نکته توجه شده است که روند آموزش، باید برای دانش‌آموزان پویا باشد و دانش‌آموزان، خود در امر آموزش شرکت کنند، تفکر کنند، و ایده‌های بکر ارایه نمایند. هدایت دانش‌آموزان در این مسیر پرتلاطم مسئولیتی خطیر است. بی‌تردید فردی که توان همگام شدن با تحولات زمان و مکان و سازگاری با آن‌ها را ندارد محکوم  به فناست. آموزش صحیح  که در قلب آن یادگیری مطلوب و در پی آن یادداری باثبات قرار دارد از مباحث مهم و حساس می‌باشد که در این تحقیق به طور مبسوط به آن تأکید شده است. شایان‌ذکر است معلم شکل‌دهنده جو کلاس است و مهم‌ترین نقش را در پرورش خلاقیت دانش‌آموزان بر عهده دارد و می‌تواند این نقش را از طریق روش‌های تدریس در کلاس به انجام رساند.

تدریس، تنها فعالیت معلم در کلاس درس نیست بلـــکه فعالیتی دو جانبه از طرف معلم و دانش‌آموزان می‌باشد که در جریان آن، بین دانش‌آموزان با یکدیگر و معلم تعامل وجود دارد. (اکبرزاده،1383).

روش تدریس را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: روش‌های تدریس فعال و روش‌های تدریس غیرفعال در روش تدریس غیرفعال، فقط معلم نقش فعالی را در جریان تدریس به عهده دارد و مطالبی را که از قبل تعیین شده است به طور شفاهی در کلاس بیان می‌کند و دانش‌آموزان در این میان واکنش چندانی از خود نشان نمی‌دهند. بنابراین خلاقیت فقط جاى اندكى در آموزش سنتى دارد، زیرا در آموزش سنتی کسب مهارت خواندن و نوشتن مهم است و ارائه مفاهیم به صورت شفاهی از طرف معلم و تكرار و حفظ كردن و پس دادن مطالب توسط شاگردان انجام می‌شود. بدین ترتیب ذهن شاگردان با جزئیات شتاب‌زده و نامربوط انباشته می‌شود و آن‌ها از یادگیری مطالب مهم درسی و قابل‌فهم محروم می‌گردند و تلاشی برای پاسخ‌های چالش انگیز وجود ندارد. شیوه‌های آموزش سنتی دانش‌آموزان را با روش‌های شناختی که مرتبط با دنیای فردا است همراه نمی‌کند و چنین تدریس نامناسبـــی همراه با عدم طرح موضوعات بحث‌برانگیز، محیط آموزشی ملالت‌آوری را ایجاد می‌کند. در نتیجه باعث عدم کنجکاوی وسئوال و مشارکت از جانب کودک می‌شود (بنی عقیل،1387).

تاکنون متخصصان روش‌های مختلفی را برای پرورش تفکر خلاق پیشنهاد کرده‌اند که روش آموزش بدیعه پردازی یکی از آن‌هاست و هدف اصلی ما در این تحقیق قرارگرفته است. بدیعه پردازی یکی از روش‌های فعال یادگیری است که خلاقیت دانش‌آموزان را افزایش می‌دهد.

درس علوم­تجربی با تمرکز بر پرورش و توسعه مهارت‌های یادگیری مادام‌العمر بر آن است تا شاگردان خلاق­تری تحویل جامعه دهد و آنان را برای جهان همواره در حال تغییر آماده کند و با مهیا شدن زمینه‌های بروز ایده‌های نو و بدیع، توانایی خلاقیت و آفرینندگی را در خویش بارور کنند؛ و در دوران تحصیل و زندگی به‌کارگیرند (احقر،1383). با توجه به روند کنونی آموزش وپرورش که با بهره‌گیری از روش تعلیم و تربیت سنتی تأکیدفراوان بر فراگیرندگان مطالب درسی، کسب نمرات عالی بدون هر گونه دخل وتصرف و عدل از مواد و محدوده تعیین‌شده دارد به همین دلیل پژوهشگران سعی می‌نمایند با انجام تحقیقات به بررسی تأثیر به‌کارگیری الگوی تدریس بدیعه پردازی به عنوان یکی از روش‌های فعال تدریس بر پرورش خلاقیت دانش‌آموزان بپردازند. (سلسبیلی،1386). با توجه به موارد فوق‌الذکر هدف از طراحی و اجرای تحقیق حاضر مقایسه میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی و روش رایج، بر یادگیری- یاد داری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان­دختر پایه ششم در درس علوم­تجربی شهرستان دالاهو می‌باشد و برای رسیدن به هدف مورد نظر فرضیه‌های مورد نظر در این تحقیق باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

اکنون پرسش اصلی این پژوهش آن است که تا چه حد تدریس به شیوه بدیعه­پردازی که امروزه به عنوان یکی از روش‌های فعال معرفی‌شده است در مقایسه با روش آموزش رایج (سنتی)، باعث افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش‌آموزان پایه ششم مدارس شهرستان دالاهو می‌شود؟

 

1-3. ضرورت و اهمیت تحقیق:

با توجه به پیشرفت تکنولوژی و تغییرات مداومی که به وجود می‌آید باید شرایط تغییر در هر جامعه‌ای ایجاد شود. شرط اولیه هر تغییری شناخت و آگاهی است که به دنبال آن باید کار با برنامه‌ریزی برای دست‌یابی به اهداف مطلوب صورت گیرد.

 اهمیت و ثمر بخشی روش‌های تدریس و یادگیری بهتر، همواره مورد نظر دانشمندان و محققین علوم تربیتی بوده است. از آغاز قرن بیستم توسط مومان و لای و سپس کلاپارد، ماریا منتسوری، جان دیویی، هربارت ثورندایک و همکارانش وهیلدا تاباو راجرز و …. در بسیاری از کشورها مطالعات زیادی به مدت چهل سال در مورد ثمر بخشی میزان روش‌های آموزش در کلیه دروس انجام گرفت تاریخچه مطالعات نشان می‌دهد روش‌های تدریس چه در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و چه در ایجاد انگیزه و رضایت خاطر، پرورش شخصیت، رشد خلاقیت آنان موثر است (سلسبیلی،1386).

وظیفه معلمان در فرآیند تدریس تنها انتقال واقعیت‌های علمی به دانش‌آموزان نیست بلکه باید موقعیت و شرایط مطلوب یادگیری را فراهم نمایند و چگونه اندیشیدن و چگونه آموختن را به شاگردان بیاموزند؛ یعنی کار معلم نه تنها انتقال دانش، بلکه پرورش توان تفکر منطقی و پرورش شخصیت سالم است (احقر،1383).

معلم در ایجاد موقعیت مناسب یادگیری، قادر به تغییر و کنترل بسیاری از عوامل نیست اما تا حدی می‌تواند با تعیین هدف‌های صریح اجرایی و اتخاذ الگو و روش‌های مناسب تدریس و تهیه و به‌کارگیری تجهیزات لازم و ایجاد نوعی ارتباط سالم با شاگردانش، کیفیت تدریس خود را دست‌خوش تغییر و تحول و پیشرفت کند (سیف،1387). با توجه به دیدگاه‌های مختلفی که در ارتباط با ضرورت تدریس  علوم تجربی به ویژه در دوره ابتدایی وجود دارد، اهمیت پرداختن به بحث و پژوهش درباره روش‌های تدریس  علوم تجربی در دوره ابتدایی و نقش آن در پرورش شناخت علمی کودکان آشکارمی­شود (تجری،1386). اهمیت ثمربخشی روش‌های تدریس و یادگیری بهتر همواره مورد نظر دانشمندان و محققین علوم تربیتی بوده است. تاریخچه مطالعات نشان می‌دهد روش‌های تدریس چه در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و چه در ایجاد انگیزه و رضایت خاطر، پرورش شخصیت و رشد خلاقیت آنان و موثراست. روش‌های تدریس به منزله روشنایی‌های متفاوتی هستند که هر کدام بردشان تا شعاع خاص را دربرمی‌گیرند. البته باید اذعان نمود که هر یک از روش‌ها در ارتباط با موقعیت‌های مختلف از کار آیی ویژه‌ای برخوردار هستند، به عبارت دیگرهریک درجای خویش مثمر ثمر هستند. (قورچیان،1377). امروزه شیوه‌های نوین و فعال تدریس توجه مسئولان و دبیران را به خود جلب کرده است. در این شیوه‌ها فراگیر و علایق و توانمندی‌های او در مرکز توجه قرار دارد ومعلم تلاش می‌کند تا توانایی‌های فراگیران را در مهارت‌های گوش دادن گفتن، خواندن، نوشتن، استدلال، مقایسه، تطبیق، تجزیه و تحلیل، سازندگی و خلاقیت تقویت کند و با توجه به این موضوع  محتوای درسی را در کلاس‌های درسی ارائه می‌دهد (شریفی و همکاران،1387).

در بسیاری مواقع شاید این دور از واقعیت نباشد که نه معلم می‌داند محتوایی را چرا باید درس بدهد و نه دانش‌آموز چرایی را انتخاب محتوا را می‌داند نه معلم ‌می‌داند محتوا را به چه روش صحیح و سودمندی تدریس نماید و نه دانش‌آموز چگونه یادگرفتن را می‌داند، معلم صرفاً درس می‌دهد و فراگیران نیز به طور موقتی حفظ می‌کنند، ما فقط یاد گرفته‌ایم درس بدهیم و دانش‌آموزان نیز آموخته‌اند که تنها حفظ نمایند و چون و چرا مطالب را از ما بپذیرند (سبحانی نژاد و همکاران،1385). آیا معلم به طور معمول، پیش از تدریس ارزیابی می‌کند که هدف از تدریس این مطالب چیست؟ و آیا از خود می‌پرسد این محتوا چگونه باید تدریس شود؟ یا فقط به طور یکنواخت به روش حفظی به یادگیری طوطی‌وار می‌پردازد. متن آموزشی که در اختیار همه قرار دارد، اما چگونگی تدریس مهم است. موفقیت معلم در استفاده از شیوه‌های فعال تدریس است. به اعتقاد محقق، شیوه فرآیند یاددهی – یادگیری از خود موضوع درسی مهم‌تر است.

کارائی روش‌هایی نظیر سخنرانی، انتقال اطلاعات از معلم به دانش‌آموز و به یادسپاری و تأکید بر محفوظات که شالوده روش‌های سنتی تدریس است مدت‌هاست مورد ایراد و پرسش قرار گرفته است (حیدری و همکاران،1388). از نتایج پژوهش حاضر می‌توان در دوره‌های ضمن خدمت آموزش معلمان، در تدریس درس روش و فنون تدریس در دانشگاه‌ها و مراکزتربیت معلم استفاده نمود. به‌کارگیری این روش‌ها حتی به صورت کارگاهی در آموزش معلمان منجر به بهبود کیفیت تدریس می‌شود؛ بنابراین، این تحقیق ضمن مشخص کردن میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان و مقایسه آن با روش‌های رایج یادگیری و یادداری تدریس یا همان روش‌های سنتی  بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کوشش می‌نمایند تا شرایط فیزیکی و روانی انجام چنین روش‌هایی را تبیین کند تا معلمین بتوانند با استفاده مناسب از انواع روش تدریس فعال موجب رشد قوه تفکر، خلاقیت، اعتمادبه‌نفس، روحیه کاوشگری ذهن دانش‌آموز شوند و با تأکید بر رویکردهای مبتنی بر آموزش مناسب در راستای تحقق اهداف کلیدی این درس، گام‌های موثرتری بردارند.

 

1-4. اهداف تحقیق

1-4-1. هدف اصلی:

تعیین میزان اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی و روش رایج، بر یادگیری و یادداری و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایه ششم در درس علوم تجربی شهرستان دالاهو.

1-4-2. اهداف جزیی:

1- مقایسه تأثیرالگوی بدیعه پردازی با روش سنتی بر میزان یادگیری‌های دانش‌آموزان در درس علوم تجربی.

2- مقایسه تاثیرالگوی بدیعه پردازی با روش سنتی بر میزان یاد داری‌های دانش‌آموزان در درس علوم تجربی.

3- مقایسه تاثیرالگوی بدیعه پردازی با روش سنتی بر میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان در درس علوم تجربی.

 

1-5- فرضیات تحقیق:

1- بین دانش‌آموزان دو گروه (آموزش‌دیده بدیعه پردازی باسایرالگوهای سنتی) از نظر میزان یادگیری تفاوت معنادار وجود دارد.

2- بین دانش‌آموزان دو گروه (آموزش‌دیده بدیعه پردازی باسایرالگوهای سنتی) از نظر میزان یادداری تفاوت معنادار وجود دارد.

3- بین دانش‌آموزان دو گروه (آموزش‌دیده بدیعه پردازی باسایرالگوهای سنتی) از نظر میزان انگیزش پیشرفت تحصیلی تفاوت معنادار وجود دارد.

 

1-6. تعاریف مفهومی و عملیاتی:

1-6-1. تعاریف مفهومی:

– یادگیری:

یادگیری، نتیجه و برآیند آموزش‌های  برنامه‌ریزی‌شده یا  تجربی که بر اثر تمرین یا برخورد مستمر در فرد نهادینه‌شده و نمود بیرونی در رفتار  دارد. چنین یادگیری با استفاده از ابزارهای مناسب قابل سنجش و اندازه‌گیری است (مشایخ،1386).

یادگیری از تمرین یا کوشش تقویت‌شده به دست ‌می‌آید. به دیگر سخن، تنها رفتار تقویت‌شده آموخته می‌شود. در کل یادگیری را میتوان از یک سو به تغییر رفتار نمایان و از سوی دیگر به استعداد یا توانمندی در پاسخ دادن تعریف نمود. (سیف،1388).

– یادداری:

منظور از یادداری، توانایی به یادآوری اطلاعات از حافظه درازمدت می‌باشد. بدین معنی که یادگیری دانش‌آموزان تا چه حد معنی‌دار بوده است که آن‌ها بتوانند بعد از گذشت چند مدت برای پرسش‌هایی که ازمتن مورد تدریس از آن‌ها می‌شود جواب صحیح داشته باشند (مالکی،1389).

– انگیزش پیشرفت تحصیلی:

انگیزش، به نیروی ایجادکننده، نگهدارنده  و هدایت‌کننده رفتار گفته می‌شود (یوسفی،1388). منظور از انگیزش پیشرفت یا انگیزش موفقیت، میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیت‌هایی است که موفقیت در آن‌ها به کوشش و توانایی شخص بستگی دارد (سیف،1388). با این انگیزه افراد تحرک لازم را برای به پایان رساندن موفقیت‌آمیز یک تکلیف، رسیدن به هدف یا دستیابی به درجه معینی از شایستگی در کار خود دنبال می‌کنند تا بالأخره بتوانند موفقیت لازم را در امر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کسب نمایند.

 

– روش بدیعه پردازی:

روش تدریس بدیعه پردازی، روشی است که یادگیرندگان را برمی‌انگیزاند تا ایده‌ها یا افکار نو و خلاق را بپرورانندوارائه دهند. این روش به فرد فرصت ابتکارمی‌دهدتا امکانات مورد نیاز برای ابراز خویشتن را بررسی کندو در رویارویی با مسائل از راه‌حل‌های نوین بهره گیرد (قوشلی،1384). در تعریف دیگری روش تدریس بدیعه پردازی روشی است که خلاقیت افرادراطوری پرورش دهد که بتوانندبایکدیگر همیاری داشته باشند و به حل مسائل بپردازندوبه طراحی محصولات اهتمام ورزند (آنجفی،1387). بدیعه پردازی، شامل رویه‌هایی برای توسعه و گسترش رفتارکارگروهی است. این روش برای تمام دانش‌آموزان فرصتی را فراهم می‌سازد تا در فرایند حل مسئله به طور کامل تری مشارکت داشته باشند. (به نقل ازهاپکینز دیوید، ترجمه مهر محمدی وعابدی،1385).

– روش تدریس رایج (متداول):

این روش که سابقه‌ای طولانی در نظام‌های آموزشی دارد به ارائه مفاهیم به طور شفاهی از طرف معلم و یادگیری آن‌ها از طریق گوش کردن و یادداشت برداشتن از طرف شاگرد می‌پردازد. (به نقل از فونتانا دیوید، ترجمه مهشید فروغان، 1389). در این روش یک نوع یادگیری و رابطه ذهنی بین معلم و شاگرد ایجاد می­شود در تعریفی دیگر روش‌های سنتی به روش‌هایی گفته می‌شود که اکثر مدارس دنیا، در طول تاریخ آموزش و پرورش از آن استفاده کرده‌اند و امروزه نیز یکی از متداول‌ترین روش‌های حاکم بر مدارس هستند. مهم‌ترین این روش‌ها، روش حفظ و تکرار، سخنرانی، پرسش و پاسخ می‌باشد.

1-6-2. تعاریف عملیاتی:

– یادگیری:

در این تحقیق، منظورازیادگیری تغییر در رفتار است، به عبارت دیگر نتایج یادگیری همواره در رفتار فراگیر قابل‌مشاهده‌  می‌باشد یعنی یادگیرنده قادر به انجام کاری خواهد بود که پیش از یادگیری نمی‌توانست آن را انجام دهد.

– یادداری:

منظور از یادداری در این تحقیق، دادن فهرستی از نام‏ها، ارقام، اشكال و تصاویر، موضوع‏ها و مانند آن‌ها به دانش‌آموزان است که آن را حفظ کنند و پس از گذشت مدت مشخصی، آن‌ها را به یادآورند تعداد مطالب به یاد مانده می‏تواند درجه حافظه را نشان دهد.

 

– انگیزش پیشرفت تحصیلی:

در این تحقیق، گرایش همه‌جانبه به ارزیابی عملکرد خود با توجه به عالی‌ترین معیارها و تلاش برای موفقیت  در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد توأم است.

– روش تدریس بدیعه پردازی:

در این تحقیق، منظور از روش بدیعه­پردازی، روشی است که در آن فراگیران در جریان آموزش برانگیخته‌شده و در امر یادگیری می‌کوشند. در واقع معلم، نقش راهنما و هدایت‌کننده را ایفاء می‌کند و دانش‌آموز نقش فعالی در کلاس دارد ویک ارتباط متقابل بین معلم و فراگیر وجود دارد.

– روش تدریس رایج (متداول):

منظور از تدریس به روش سنتی همان آموزش رودرروی كلاسی است که در تعامل بین معلم و دانش‌آموز شكل می‌گیرد و به اجرا در می‌آید در این روش برنامه‌های کلاس درس توسط معلم طراحی و فعالیت‌های کلاسی معلم عمدتاً به کمك سخنرانی توسط معلم انجام می‌پذیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

 

ادبیات و پیشینه تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-1. پیش درآمد

دانش بشری ناشی از ساخت اجتماع است، سیستم اجتماعی تغییر می‌کند و همزمان کهنه می‌شود. برای حل مسایل نو که ممکن است هر لحظه در زندگی با آن برخورد کنیم، افرادی توانا لازم است، افرادی که از اندیشه‌های آزاد و خلاق و مهارت حل مسئله برخوردار باشند. با درنظرگرفتن این شرایط هدف نظام آموزشی باید تربیت­ کردن دانش‌آموزانی توانمند، شهروندانی مفید برای جامعه در حال تغییرباشد. افزون براین برنامه‌های مدارس باید بر روش‌هایی متمرکز گردند که دانش‌آموزان به جای آموختن و به خاطر سپردن قابلیت‌های چگونه آموختن را از طریق تفکر و برخورد منظم با مسایل ومشکلات یاد بگیرند، زیرا در چنین حالتی است که دانش رشد می‌کند و یادگیرنده احساس مفید بودن می‌کند (اکبرزاده،1383).

به نظر می‌رسد در نظام برنامه‌ریزی درسی ایران سازوکارهای لحاظ شده برای اشاعه تفکر خلاق، به دلیل عدم آشنایی با الگویی برای افزایش خلاقیت و به‌کارگیری الگوهای منفعل سنتی برای تدریس، کافی نباشد. با این توصیف، پرداختن به دغدغه‌هایی (از قبیل تا چه اندازه کاربرد الگوی آموزشی بدیعه پردازی برای پرورش خلاقیت مناسب است؟) ومعلمان باچه راهکارهایی می‌توانند شرایط را برای بروزخلاقیت محیا (نمایند؟) اجتناب‌ناپذیر است. از طرف دیگر اهداف آموزش وپرورش رسیدن یادگیرنده به یادگیری است. به رغم اهمیت حیاتی یادگیری در آموزش وپرورش، مسئله تبیین نحوه وقوع یادگیری و یادداری و تحلیل عوامل تأثیرگذاربر آن حوزه‌ای است که کم وبیش آشفته باقی مانده است یادگیری فعالیتی بی‌نهایت پیچیده است  هر یک از ما جریان پیوسته و متنوعی از تجربه را در سراسر لحظه‌های بیداری خود دریافت می‌کند که  هر کدام از آن‌ها بالقوه می‌توانند به یادگیری منجر شوند، اما بخش اعظم آن‌ها بدون آنکه ردی باقی بگذارند از حیات هشیار ما خارج می‌شوند. چه چیز برخی از آن‌ها را به یاد سپردنی می‌کند و برخی را نه؟ بررسی جنبه‌های عملی فرایند یادگیری ما را به مسئله روش‌ها و فنون آموزش می‌کشاند. به همین دلیل امروزه شیوه‌های یادگیری با تفکر و خلاق مورد توجه بسیار قرارگرفته است، تاکید این شیوه‌ها به جای ذخیره‌سازی انبوهی از مطالب غیر مرتبط در ذهن دانش‌آموز بر درگیر کردن دانش‌آموزان با مسایلی است که بازندگی واقعی آنان مرتبط است به‌کارگیری این شیوه‌های بدیعه پردازی سبب می‌شود دانش‌آموزان به تفکر عمیق بپردازند، چگونه فکر کردن، چگونه خلق کردن، چگونه یادگرفتن را بیاموزند و به یادگیرندگانی مادام‌العمر تبدیل شوند (فونتانا،1995، ترجمه فروغان،1389).

برای سمت‌وسو دادن مدارس به سوی بهره‌گیری از الگوهای جدید، باید استفاده از آن الگوها در فضای مدارس حاکم شود وتفکر و بازسازی و تجربه‌آموزی جانشین شیوه‌های سنتی گردد. البته این امر نیازمند انجام دادن تحقیقات و مطالعات متعدد و بررسی همه‌جانبه مزایا و محدودیت‌های الگوهای سنتی و مقایسه آن با روش‌های تدریس بدیعه پردازی است تا معلمان با آسودگی خاطر به گزینش و اجرای الگوی مناسب اهداف و درس مورد نظر اقدام کنند (عارف نیا،1385).

در توضیح روش‌های تدریس سنتی باید بیان کرد که منظور از تدریس سنتی، کلیه فعالیت‌های آموزشی است که در کلاس انجام می‌شود و معمولاً معلم محور است و اگر قرار باشد آزمایشی اجرا شود این معلم است که درگیر آزمایش می‌شود و دانش‌آموزان فقط مشاهده­گر هستند یا معلم درسی را توضیح می‌دهد و دانش‌آموزان شنونده هستند و به بیان دیگر یادگیرندگان در فرایند آموزش و تدریس  نقشی منفعل دارند. در حالی ‌که الگوی بدیعه پردازی بدان منظور طراحی شده است كه هم خلاقیّت فرد وهم خلاقیّت گروه را ارتقاء بخشد. مشاركت در تجربه بدیعه پردازی می‌تواند موجب پیدایش نوعی حس جمعی در بین شاگردان گردد. شاگردان به هنگام ملاحظه نحوه واكنش همكلاسان خود به یك مطلب یا مسئله، مطالبی را درباره آنان یاد می‌گیرند. روش‌های بدیعه پردازی به خلق جامعه‌ای از افراد برابر که در آن صرف داشتن یك اندیشه، تنها پایه‌ی منزلت اجتماعی است، كمك می‌کند و اندیشه‌ها به خاطر سهم بالقوه ای كه در فرآیندهای گروهی ایفا می‌کنند، ارزشمند تلقی می‌شوند این هنجار ونیز حالت بازی گونه آن شرایط لازم مشاركت گروهی را حتی برای خجول‌ترین شرکت‌کنندگان فراهم می‌کند (میرشمشیری،1390). حال در چنین فضایی كه آموزش وپرورش به سمت‌وسوی روش‌های فعال تدریس در حركت است، چگونه یک شخص تحصیل‌کرده نیازمند اطلاعات، می‌تواند اطلاعات جدید را به موقع كسب كرده و دانش خود را روزآمد نگاه دارد؟ افراد جامعه چگونه می‌توانند یادگیری مادام‌العمر را در چرخه یادگیری خویش جای دهند؟ برای پاسخ به این سئوال ها و دیگر سئوال های مشابه ابتدا باید به این سئوال پاسخ داد كه روش تدریس بدیعه پردازی چیست؟ با به دست آوردن شناخت از تعاریف و نظریه‌های مربوط به تدریس، انواع روش تدریس، الگوی تدریس بدیعه پردازی و روش‌های سنتی و مقایسه این دو روش می‌توان تمامی مسائل مطرح‌شده را بهتر درك نمود و فهمید كه چرا دانش‌آموزان باید در یادگیری مطالب و مباحث علمی خودمحور باشند. ما در این فصل ابتدا به بررسی مفهوم و کاربردهای روش تدریس بدیعه پردازی و روش‌های رایج  خواهیم پرداخت، در نهایت در پرتو این تعاریف و ضرورت‌ها رابطه و همپوشانی بین این دو واژه را به نمایش خواهیم کشید.

 

 

2-2. تعریف روش تدریس

برای روش تدریس تعاریف گوناگونی ارائه‌شده که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: روش در مقابل واژه­لاتینی «متد» به‌کاررفته است و واژه متد در فرهنگ فارسی معین و فرهنگ­انگلیسی به فارسی آرایان پور به روش، شیوه، راه، طریقه، طرز و اسلوب معنی شده است.

روش عبارت است از فرایند عقلانی یا غیرعقلانی ذهن برای دستیابی به شناخت ویا توصیف واقعیت. در معنای کلی تر روش هرگونه ابزار مناسب برای رسیدن به هدف می‌باشد روش ممکن است به مجموعه راه‌هایی که انسان را به کشف مجهولات هدایت می‌کند و مجموعه قواعدی که هنگام بررسی و پژوهش به کار می­روند و مجموعه ابزاروفنونی که آدمی را از مجهولات به معلومات راهبری می‌کند اطلاق می‌شود (مهرمحمدی، عابدی،1389).

در یک نگاه کلی راه انجام هر کاری را روش گویند. اصطلاح تدریس اگر چه در متون علوم تربیتی مفهومی آشنا به نظر می‌رسد، اكثر معلمان و مجریان برنامه‌های درسی با معنی و ماهیت درست آن آشنایی دارند. برداشت‌های مختلف معلمان از مفهوم تدریس می‌تواند در نگرش آنان نسبت به دانش‌آموزان و نحوه‌ی كار كردن با آن‌ها تأثیرمثبت یا منفی بر جای گذارد. روش تدریس نیز عبارت از راه منظم، باقاعده و منطقی برای ارائه درس می‌باشد. در تعریف دیگری آمده که: از مراحل مهم طراحی آموزشی، انتخاب روش تدریس است. معلم بعد از انتخاب محتوا و قبل از تعیین وسیله، باید خط مشی و روش مناسب تدریس خود را انتخاب کند. به مجموعه تدابیر منظمی که برای رسیدن به هدف، با توجه به شرایط و امکانات اتخاذ می‌شود “روش تدریس” گویند تدریس یک فعالیت است اما نه هر نوع فعالیتی، بلکه فعالیتی که آگاهانه و براساس هدف خاصی انجام می‌گیرد عمل تدریس یک سلسله فعالیت‌هایی مرتب، منظم، هدف‌دار و از پیش طراحی شده است (پارسا،1383).

در تعریف دیگری تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد بر اساس طراحی منظم و هدف‌دار برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد (سیف،1387). هر فعالیتی که از جانب یک فرد به منظور تسهیل یادگیری فرد دیگر صورت پذیرد را تدریس گویند تدریس عبارت است از تعامل یارفتارمتقابل معلم و شاگرد، براساس طراحی منظم مفاهیم مختلف مانند گرایش‌ها، نگرش‌ها، باورها، عادت‌ها و شیوه‌های رفتار و به طور کلی انواع تغییراتی که می­خواهیم در شاگردان ایجاد کنیم در برمی‌گیرد (سیدمحمدی،1388).

درگذشته تدریس را درس دادن یا انتقال معلومات و تجارب معین از ذهن معلم به ذهن دانش‌آموزان تعریف می‌کردند. براساس این تعریف، وقتی معلم وارد کلاس می­شد به فعالیت و سخن گفتن
 می­پرداخت و فراگیران جز گوش دادن و اجرای دستورها و یا انجام تکالیف تحمیلی او، وظیفه و نقشی نداشتند.لیکن امروزه تدریس را تحریک، راهنمایی، سازمان دادن یا درگیری فراگیران تعریف می‌کنند از این رو معلم درس را با سئوال شروع می‌کند مهم‌ترین فرق این تعریف با تعریف قبلی، این است که در تعریف اخیرمعلم فقط نقش محرک و راهنما و سازمان دهنده دارد و فراگیر است که باید فعالیت کند؛ زیرا یادگیری وقتی درست انجام می­گیرد که با فعالیت یادگیرنده همراه باشد و یادگیری مطمئن و مؤثر، تنها هنگامی امکان‌پذیر است که یادگیرنده شخصاً فعالیت کند. (پرویزیان،1384)؛ زیرا یادگیری وقتی درست انجام می­گیرد که با فعالیت یادگیرنده همراه باشد و یادگیری مطمئن و مؤثر تنها هنگامی
 امکان­پذیر است که یادگیرنده شخصاً فعالیت کند. از طرف دیگر در تدریس به این معنا، معلم نقش ضبط‌صوت متحرک را ایفا نمی‌کند بلکه وظیفة سنگین تر راهنمایی و سازمان‌دهی را به عهده دارد (بهرنگی،1387).

تدریس اثربخش، یادگیری معنادار را نتیجه می‌دهد؛ یعنی یادگیری، وقتی اتفاق می­افتد که برای فراگیران کاملاً معنادار باشد و یادگیری در صورتی معنادار خواهد بود که فراگیران علاوه بر شناخت مفاهیم و ارزش آن شخصاً در امر یادگیری سهیم بوده و نسبت به آن موضوع احساس نیاز نمایند (مشایخ،1386).

بنا بر آنچه ذکر شد روش تدریس عبارت است از: راه منظم، قاعده‌مند و منطقی برای ارائه درس؛ به عبارت دیگر، روش تدریس مجموعه فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده‌ای است که در نهایت نه برای ارائه تدریس بهتر، بلکه برای یادگیری بهتر به کار می­رود؛ بنابراین هر الگوی تدریس در واقع یک الگوی یادگیری است که به توسعة سبک‌های برخورد فراگیران با مسایل، کمک می‌کند.

برداشت چندگانه از مفهوم تدریس می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از مهم‌ترین آن‌ها ضعف دانش پایه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از دیدگاه­های مختلف تربیتی است. گاهی آشفتگی و اغتشاش در درك مفاهیم تربیتی به حدی است كه بسیاری از كارشناسان، معلمان و دانشجویان این رشته مفاهیمی چون پرورش، آموزش، تدریس و حرفه‌آموزی را یكی تصور می‌کنند و به جای هم به كار می­برند. این مفاهیم اگر چه ممكن است در برخی جهات وجوه مشترك و در هم تنیده داشته باشند، اصولاً مفاهیم مستقلی هستند و معنای خاص خود را دارند (جعفری،1390). پرورش یا تربیت «جریانی است منظم و مستمر كه هدف آن هدایت رشد جسمانی شناختی، اخلاقی و اجتماعی یا به طور كلی رشد همه‌جانبه شخصیت دانش‌آموزان در جهت كسب و درك معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز كمك به شكوفا شدن استعداد آنان است» (سیف،1387).

 بر اساس چنین تعاریفی، پرورش یك نظام است، نظامی كه كاركرد اساسی‌اش شكوفا كردن استعداد و تربیت شهروندانی است كه هنجارهای مورد پذیرش جامعه را کسب كنند و متعهد به ارزش‌های آن باشند.

تعداد صفحه :94

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

دانلود پایان نامه:مقایسه اثر بخشی آموزش مبحث دینامیک درس فیزیک با روش های تدریس حل مسئله و سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر سال دوم دبیرستان های شهر ملایر در سالتحصیلی 95-1394

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :علوم تربیتی

عنوان :مقایسه اثر بخشی آموزش مبحث دینامیک درس فیزیک با روش های تدریس حل  مسئله و سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر سال دوم دبیرستان های شهر ملایر در سالتحصیلی 95-1394

(more…)

دانلود پایان نامه:بررسی رابطه بین روش های تدریس فعال اساتید و میزان خلاقیت دانشجویان پسر دانشکده کشاورزی ابوریحان پاکدشت

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته :رشته علوم تربیتی

گرایش :مدیریت آموزشی

عنوان : بررسی رابطه بین روش های تدریس فعال اساتید  و میزان خلاقیت دانشجویان پسر دانشکده کشاورزی ابوریحان پاکدشت

(more…)