Monthly Archiv: آوریل, 2018

پایان نامه بررسی  اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات شاهرود

دانشکده علوم انسانی، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجة کارشناسی ارشد (M.A.)

گرایش : “بالینی”

عنوان :

بررسی  اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                      صفحه

چکیده 1

فصل اول : کلیات پژوهش

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 5

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش.. 10

1-4- اهداف پژوهش.. 12

1-4-1- هدف اصلی. 12

1-4-2- اهداف فرعی. 12

1-5- فرضیه های پژوهش.. 12

1-5-1- فرضیه اصلی. 12

1-5-2- فرضیه های فرعی. 12

1-6-  متغیرهای پژوهش.. 13

1-6-1- شناخت درمانی. 13

1-6-2- ذهن اگاهی. 13

1-6-3- استرس شغلی. 13

فصل دوم : ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- شناخت درمانی. 15

2-1-1- درآمدی بر شناخت درمانی. 15

2-1-2- انواع درمان از طریق  شناخت درمانی. 17

2-1-3- روش های شناخت درمانی. 18

2-2- ذهن آگاهی. 25

2-2-1- درآمدی بر ذهن آگاهی. 25

2-2-2- خصوصیات ذهن آگاهی. 26

2-2-3- عناصر ذهن آگاهی. 30

2-2-4- تئوری های ذهن آگاهی. 33

2-3- استرس شغلی. 39

2-3-1- درآمدی بر استرس شغلی. 39

2-3-2- رویكرد هانس سلیه به استرس شغلی. 41

2-3-3- رویكرد هولمز و راهه به استرس شغلی. 43

2-3-4- رویكرد لازاروس به استرس شغلی. 45

2-3-5- رویكرد كان به استرس شغلی. 47

2-3-6- رویكرد وار در زمینه استرس شغلی. 49

2-4- پیشینه تحقیق. 52

فصل سوم : روش شناسی تحقیق

3-1- طرح تحقیق. 62

3-2- جامعه آماری.. 63

3-3- نمونه و روش نمونه‏گیری.. 63

3-4- ابزار اندازه گیری.. 63

فصل چهارم : استخراج و تحلیل داده‌های تجربی

مقدمه. 67

4-1- آمار توصیفی. 67

4-2- آمار استنباطی. 71

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1- بحث و نتیجه‌گیری.. 77

5-2- محدودیت های تحقیق. 81

5-3- پیشنهادها 81

پیوست ها و ضمائم

پیوست ها وضمائم 84

منابع و مأخذ

منابع فارسی. 87

منابع لاتین. 90

چکیده

در این تحقیق به «بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت » پرداخته شده و سؤال اصلی بدین ترتیب تدوین شده است که به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟ طرح پژوهش حاضر نیمه­آزمایشی بوده كه در حیطه تحقیقات آزمایشی جای می­گیرد . جامعه تحقیق حاضر را تمامی کارکنان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت تشكیل می‌دهند که با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی ،  تعداد 120 نفر (60 نفر کنترل و 60 نفر آزمایش)  به ­عنوان نمونه انتخاب شدند . در این تحقیق از پرسشنامه استرس شغلی کامکاری و همکاران (1381) که دارای روایی و اعتبار مطلوبی است ، به­ عنوان ابزار استفاده شده و در نهایت ،  با استفاده از مدل آماری تحلیل کواریانس به آزمون سؤال­های تحقیق ارائه گردید ، یافته­های تحقیق نشان داد که اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر «استرس شغلی» در سطح 01/0=α معنی­دار است و می‌توان از روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر « استرس شغلی » استفاده نمود . لازم به ذکر است ، از آنجایی که میزان  شدت اثر 48/0 می­باشد ، مطرح می­شود که میزان تأثیر آموزش درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر « استرس شغلی » در حد مطلوب است  .

واژه­های کلیدی: شناخت­درمانی ،  ذهن اگاهی،  استرس شغلی.

مقدمه

امروزه در محیط­های کار هزینه بیماری­های مزمن مرتبط با کار در حال افزایش است که خود دلیلی آشکار برای وجود استرس شغلی می­باشد. در دهه­های اخیر ، مطالعات گوناگونی بر روی ارتباط بین کار، استرس و پیامدهای آن در شاغلان بخش سلامت انجام شده است . در این مطالعات موضوعاتی از قبیل  بهره­وری، حوادث شغلی، غیبت از کار و افزایش آسیب­های جسمانی و ذهنی در گروه­های مختلف شغلی مورد بررسی قرار گرفته­اند . از میان گروه­های مختلف شغلی ، شاغلان بخش سلامت به ویژه آنهایی که در محیط بیمارستان مشغول به کار هستند ، استرس شغلی بالاتری را تجربه می­کنند. در میان شاغلان بخش سلامت ، پرستاری به ­عنوان یکی از مشاغل با ریسک بالا برای خستگی و بیماری شناخته شده است. استرس شغلی منجر به کاهش خلاقیت ناخشنودی شغلی احساس بی کفایتی افسردگی و کاهش کیفیت مراقبت پرستاری می شود ( قانعی قشلاق و لیئی و رضایی 1392)

از سویی دیگر ، مطرح می­شود که امروزه تحولات نوینی در علم روان‌شناسی به وجود آمده و موجب بروز تخصص‌های فزاینده‌ای گردیده كه از جمله آن­ها می‌توان به بروز رشته‌های متفاوت روان‌شناسی كاربردی تأكید نمود . شاخه‌های متعددی كه در تقسیم‌بندی انجمن روان‌شناسان آمریكا به عنوان رشته‌های تخصصی روان‌شناسی مطرح شده است ، به بهره‌گیری و استفاده از اصول و قوانین روان‌شناختی در رویارویی با جهان پیرامون معطوف است . این وضعیت منجر شده تا رشته‌های نوین علم روان‌شناسی، به عنوان رشته‌های كـاربردی تعریف شوند  . برای مثال، روان‌‌شناسی مدیریت[1]، روان‌شناسی كاركنان[2] و روان‌شناسی مهندسی[3] از جمله رشته‌های كاربردی هستند كه در طیف وسیع روان‌شناسی كار و سازمانی به وجود آمده‌اند. در روان‌‌شناسی كاركنان كه به عنوان زیر مجموعه‌ای از رشته كاربردی روان‌شناسی كار و سازمانی شناخته می‌شود ، نیروی انسانی و شناسایی ویژگی‌های روان‌شناختی كاركنان از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است. در این رشته نوین، مباحثی از قبیل استرس شغلی، رضایتمندی شغلی و … مطرح گردیده که تلاش می‌شود تا با استفاده از شیوه‌های مدیریت راهبردی[4] بتوان زمینه مساعدی برای توسعه منابع انسانی فراهم ساخت. در حیطه روان‌شناسی كاركنان به وضعیت استرس شغلی و تأثیرات آن بر روی سلامت جسمانی و روانی كاركنان توجه ویژه‌ای مبذول می‌گردد.

همچنین ، ارتباط تنگاتنگی بین مدیریت راهبردی و روان‌شناسی كاركنان مشاهده می‌شود، زیرا تعامل پیچیده‌ای بین عوامل شغلی و عوامل فردی وجود دارد . در دنیای صنعتی حاضر ، براحتی نمی‌توان اثرات تكنولوژی و تولید انبوه را بر روی تن و روان كاركنان بررسی كرد . این تنیدگی تا بدانجا رسیده است كه انسان ، بدون تعامل با محیط‌های سازمانی و دنیای صنعتی ، موجودیت خود را باز نمی‌یابد . حتی برخی از نظریه‌پردازان فراتر از این رفته و معتقدند كه هویت انسانی در پشت چهرة اقتصاد ، فرهنگ سازمانها، مؤسسات تولیدی ، كارخانجات صنعتی و … قرار می‌گیرد  . با این وجود ، روان‌شناسان كاركنان اعتقاد دارند كه باید دامنه جزئی‌نگری را افزایش داده و با دقت بیشتری به تعامل كاركنان و محیط شغلی‌شان پرداخته و جلوه‌گاههای متفاوتی را منعكس ساخت . در این رهگذر، شناسایی عوامل سازمانی و شغلی مخرب كه بر كاركردهای زیستی ، روانی و اجتماعی افراد تأثیر می‌گذارند ، از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار می‌باشد ( بوگ و کوپر[5]،  2001 ).

هنگامیكه كارمندان با تقاضاهای محیطی متعددی روبرو می‌شوند و به دنبال برآورده نمودن نیازهای شغلی می‌باشند ، حداكثر تلاش خویش را نموده تا از این طریق بتوانند انطباق‌پذیری شغلی را فراهم سازند. در مواقعی كه تقاضاهای شغلی فراتر از ویژگی­های شخصیتی و خزانه رفتاری فرد قرار می‌‌گیرند ‌، استرس شغلی به وجود می‌آید . اینگونه استرس­های شغلی طیف وسیعی از عوامل شغلی و سازمانی را در برگرفته و تأثیرات متفاوتی را بر روی كاركنان برجای می‌گذارند . از این­رو ، امروزه روان‌شناسان كاركنان به دنبال این می‌باشند كه با شناسایی استرس­های شغلی از یك سو و بررسی ویژگی‌های روان‌شناختی كاركنان از سوی دیگر، انطباق‌پذیری شغلی را به وجود آورند ؛ زیرا استرس­های شغلی عوارض مخربی را بر كاركردهای زیستی ، روانی و اجتماعی كاركنان بر جای می‌گذارد (کاهن و بییوسیر[6]، 2005).

به بیانی دیگر، استرس از پدیده­هایی است که در جوامع امروزی و سازمانهای جدید به طور گسترده­ای بر جو سازمان روابط انسانها و بهداشت روانی آنها تاثیر می­گذارد و بهره­وری را کاهش داده و سبب مشکلات رفتاری و تعارض در سازمان شده است . استرس عبارت است : از پاسخ انطباقی به شکل واکنش به وقایع یا موقعیت­های بیرونی فرد که سبب خواسته­های روانی و جسمانی فوق­العاده از او می­شود (باوندپور، 1392).

یکی از ویژگی­های انسان موفق کسب مهارت­های لازم برای مدیریت بر استرس خود است . با توجه به مشغله‌های مختلف روزمره ، نشخوارهای فکری مداوم و شرایط پر استرسی که پیرامون اکثریت افراد به ویژه در محیط کار وجود دارد ، اهمیت مدیریت کردن بر ذهن بیش از پیش نمایان می‌شود . برای مدیریت ذهن لازم است قوانین ذهن را به درستی شناخت و با مدیرت بر آن ، از حداکثر توانمندی ذهن بهره برد . ذهن آگاهی راهکاری موثر برای دستیابی به حداکثر توانمندی ذهن و مدیریت بر آن است (براون و راین[7]، 2013).

 ذهن آگاهی یا حضور ذهن به معنای آگاهی از افکار، رفتار، هیجانات و انگیزه­ها است ؛ به طوری که بهتر بتوان آنها را مدیریت و تنظیم کرد . به عبارت دیگر، ذهن­آگاهی به معنای توجه کردن به شیوه­ای خاص است. یعنی توجه و تمرکزی که سه عنصر «بودن در حال حاضر»، «هدفمند» و «بدون قضاوت» در آن دخالت دارد، این نوع توجه موجب افزایش آگاهی، شفافیت و وضوح و پذیرش واقعیت در حال حاضر می­شود. حضور ذهن صحیح بدان معنا است که شخص آگاهی خود را از گذشته و آینده به حال حاضر معطوف میکند. زمانی که فرد در حال حاضر حضور داشته باشد ، واقعیت را با تمام جنبه­های درونی و بیرونی­اش می­بیند و در می­یابد که ذهن به دلیل قضاوت و تعبیر و تفسیرهایی که انجام می­دهد، دائما در حال نشخوار و گفتگوی درونی است. از این­رو، در تحقیق حاضر به «بررسی اثربخشی شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت» پرداخته شده است تا از این طریق بتوان تعیین نمود که به چه میزان شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می­تواند در کاهش استرس مؤثر باشد .

1-2- بیان مسئله

ابهامات گوناگونی پیرامون اثرات ذهن­آگاهی و استرس شغلی وجود دارد ، وقتی فرد در می­یابد که ذهن دائما در حال تعبیر و تفسیر است ، قادر می­شود با دقت بیشتری به افکار خود توجه کند و بدون بیزاری یا قضاوت آنها را مورد بررسی قرار دهد و علت وجود آنها را دریابد ، تمرین حضور ذهن این توانایی را به فرد می­دهد که دریابد «افکار صرفا افکار هستند» و زمانی که می­فهمد افکارش ممکن است حقیقت نداشته باشند ، راحت­تر می­تواند آنها را رها کند. انسان همواره پیام­ها یا صداهایی را از طریق ذهن استدلالی خود می­شنود. بسیار مهم است که وی از پیام­هایی که در طی فکر کردن از ذهن خود می­شنود آگاه باشد ، درگیر افکارش نشود و بتواند آنها را رها کند.

 علاوه بر این فرد با مشاهده دقیق واقعیت درونی خود درمی­یابد که خوشحالی، کیفیتی نیست که وابسته به عناصر بیرونی و تغییرات دنیای بیرون باشد و زمانی اتفاق می­افتد که فرد وابستگی به افکار، موضع گرفتن و برنامه­های ذهنی از پیش تعیین­شده را رها کند و در نتیجه رفتارهای خود ، کاری را که برای رسیدن به موقعیتهای لذت­آور یا فرار از موقعیت­های دردناک انجام می­دهد، کنار بگذارد و به رهایی برسد.  یکی از اصول مهم در حضور ذهن «رها کردن»[8] است. انسان معمولا و به طور کلی به خیلی چیزها چسبیده است: به باورها ، رویدادهای خاص، زمانهای خاص ، یک منظره ، یک خواسته و … زمانیکه یاد بگیرد این چیزها را رها کند ، نسبت به آنها آگاهی و پذیرش بیشتری کسب    می­کند و بدین ترتیب مشکلات و مسائل را با ذهنی شفاف­تر و گشوده­تر بررسی خواهد کرد (هایدیک[9]، 2010).

توانایی درک این موضوع که دیگران واجد حالات ذهنی­ای (افکار، تمایلات و عقاید) هستند که     می­توانند با حالات ذهنی خود فرد و یا واقعیت متفاوت باشد «تئوری ذهن» نامیده می­شود (فلاول[10]، 2000؛ پریماک و وودراف[11]، 1978؛ به نقل از حسن­زاده، 1384).

 گرچه ذهن­آگاهی از تعلیمات قدیمی شرقی نشات گرفته است ولی امروزه در غرب جایگاه ویژه­ای را به خود اختصاص داده است و توسط اساتیدی همچون ژوزف گلداشتاین، جک کورن­فیلد و شارون سالزبرگ تدریس می­شود . ذهن­آگاهی توسط بسیاری از روان­شناسان بالینی در غرب به ­عنوان یک ابزار غیر دارویی برای کاهش استرس و اضطراب مورد استفاده قرار می­گیرد ، همچنین تحقیقات اخیر نشان­دهنده نقش درمانی ذهن­آگاهی است که بر بسیاری از مشکلات جسمی و روانی، دردهای مزمن و استرس اثر مثبت و مفید دارد (میلیگان، بادلی و فیلیپ[12]، 2010).

در تحقیقات انجام شده توسط سعید صادقی (1394) به بررسی میزان{ اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن اگاهی

مهارت مقابله با استرس و دارو درمانی بر کاهش افسردگی زنان مطلقه شهر اصفهان} پرداخته و نتایج ان حاکی از تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی MBCT)) نسبت به سایر مداخلات تفاوت معناداری (05/0>P )در کاهش افسردگی ، نگرشهای ناکارامد و اصلاح مهارت های مقابله با استرس در زنان مطلقه شهر اصفهان داشته است .

کابات­زین ، برنامه کاهش استرس بر مبنای ذهن آگاهی (MBSR)[13] را در غرب رواج داده است. MBSR یکی از  شیوه­های پزشکی مکمل است که در بیش از 200 بیمارستان آمریکایی ارائه شده و موضوع برخی مطالعات تحقیقی در مرکز ملی طب مکمل و جایگزین می­باشد ، این تکنیک همچنین در برخی روش­های روان­درمانی جدید از جمله شناخت درمانی بر مبنای ذهن آگاهی (MBCT)[14] استفاده می­شود. تحقیقات اخیر نشان می­دهد که MBCT می­تواند برای پیشگیری از اختلالات ذهنی و افسردگی استفاده شود (بار[15]، 2003).

رایج­ترین روش آموزش ذهن آگاهی ، آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر كاهش استرس (MBSR)[16] است كه به شكل برنامه كاهش استرس و برنامه آرامش­آموزی شناخته می­شود (کابات- زین، 1982، 1990).    پژوهش­ها از این نتایج حمایت كردند كه برنامه MBSR می­تواند اثرات مثبتی بر مؤلفه­های مختلف مانند ذهن آگاهی و ابراز وجود و اضطراب امتحان داشته باشد. هارتون- داتسچ و هارتون (2003) نشان دادند كه با افزایش ذهن آگاهی در پردازش اجتماعی از جنبه های گوناگون تعارضات متقابل درون فردی، تغییراتی حاصل می­شود. آن­ها دریافتند كه میزان آگاهی، خودتنظیمی و بازیابی تعادل نیز با افزایش ذهن آگاهی، بهبود می­یابد . یافته­های چین، كریر و اسمیلك[17] (2006) نشان می­دهد كه آگاهی متوجه و هوشیارانه و توجه آگاهانه در هنگام تكلیف ،  به طور معكوس با خطاهای توجه مرتبط هستند و هر چقدر این میزان بیشتر باشد، میزان خطاهای توجه كاهش می­یابد. دكیسر ریز، لیجس ، لیسن و دوولف (2008) با مطا لعه مهارت­های ذهن آگاهی و رفتار درون فردی نشان دادند كه چهار مؤلفه از مؤلفه­های ذهن آگاهی (مشاهده­گری، توصیف، عمل همراه با آگاهی و پذیرش بدون قضاوت) با مهارت­های ذهن آگاهی همبستگی مثبت و بالایی دارند، همچنین این مؤلفه­ها با توصیف و تشخیص بهتر احساسات بدنی و اضطراب و آشفتگی كمتر همراه هستند. میت مانسگروبر، بك و اسچابلر[18] (زیر چاپ) در بررسی خود در مورد حمایتگرهای ذهن آگاهی در اجتناب عملی، فرا هیجان و تنظیم هیجانی، دریافتند كه تحت شرایط استرس­زا آگاهی هشیارانه بیماران در ابتدا به سرعت افزایش یافته و سپس تنزل می یابد. در بررسی تاثیر مراقبه ذهن آگاهی بر كاهش درد مزمن در بیماران ، مورون، لینچ، گریكو، تیندل و وینر[19] (زیر چاپ) دریافتند با آموزش مراقبه ذهن آگاهی در این بیماران ، درد مزمن آن ها كاهش وكیفیت خواب آن­ها بهبود یافته و نیز میزان توجه فراگیر این افراد به طور معنی داری افزایش یافت (گل­پور و امینی، 1391)                                                                                           

در تحقیق سمانه (1393) { پیرامون اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر کمال گرایی} نتایج نشان داد تفاوت میانگین دو گروه در متغیرکمال گرایی و دو مولفه ان شامل نشخوار فکر و نیاز به تائید در پس ازمون می باشد به گونه ایی که میزان کمال گرایی و دو مولفه ان شامل نشخوار فکر و نیاز به تائید کاهش یافت به نظر می رسد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی تاثیر مطلوبی در کاهش کمال گرایی داشته است .

در تحقیق افسانه نیک نفس (1393) { بررسی پیش بینی استرس تحصیلی بر اساس مولفه های ذهن اگاهی با واسطه گری خود کارامدی تحصیلی در دانشجویان }نتایج نشان داد که از بین مولفه های ذهن اگاهی توصیف و عمل توام با اگاهی پیش بینی کننده منفی و معنادار استرس تحصیلی هستند ، همچنین در این میان خود کارامدی تحصیلی پیش بینی کننده منفی و معنادار استرس تحصیلی بود از دیگر مولفه های ذهن اگاهی توصیف عمل توام با اگاهی و عدم واکنش پیش بینی کننده مثبت و معنادار خود کارامدی بود .

در تحقیق زرین زرین سادات لاریجانی (1393) مقایسه { اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فرا شناختی در دانشجویان با نشانه های افسردگی نشخوار فکری اجتناب تجربه ای و باورهای فرا شناخت } نتیجه این تحقیق به این شرح است،  شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فراشناختی در بهبود نشخوار فکری اسیب شناسی و علائم افسردگی موثر است و در کاهش اجتناب تجربی و درمان فرا شناختی و باورهای مثبت و منفی اثربخشی بیشتری دارد .

خدیجه اعراب شیبانی(1392){اثربخشی مداخلات روانشناسی بر شاخص های سلامت جسمی و روان بیماران دیابتی نوع 2}، نتایج نشان داد که مداخله های گروهی شناخت رفتاری ذهن اگاهی مبتنی بر شناخت درمانی و افزایش انگیزه تاثیر بیشتری در بهبود شاخص های کیفیت زندگی و نگرانیهای ناشی از دیابت  نوع 2 داشته اند .

صداقتی باروق(1392) به بررسی {اثربخشی اموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر روی افسردگی مادران دارای کودک فلج مغزی} نتیجه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی قادر به کاهش نشانه ها و پیشگیری از بازگشت افسردگی می گرددو در این میان حمایتهای اجتماعی برنامه اموزش و روان درمانی موثر است.

ناصر واحدی (1392) بررسی { اثربخشی اموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر افزایش بهزیستی افراد نابینا}، نتایج نشان داد که اموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی می تواند بهزیستی ذهنی افراد نابینا را افزایش دهد.

 در تحقیق گل­پور و امینی (1391) پیرامون {اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود ذهن آگاهی و افزایش ابراز وجود در دانش­آموزان مبتلا به اضطراب امتحان}، مشخص گردید تحلیل واریانس چند عاملی بر روی تفاضل نمر­ه­های پیش­آزمون- پس­آ­زمون بین گروه­های آموزش ذهن آگاهی و گواه در متغیرهای ذهن آگاهی و ابراز وجود و اضطراب امتحان تفاوت معنی­داری وجود دارد ، روش آموزش كاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود ذهن آگاهی ، افزایش ابراز وجود و اضطراب امتحان مؤثر بود.

باباپور، پورشریفی، هاشمی و احمدی (1391) به بررسی {رابطه مؤلفه­های فراشناخت و ذهن آگاهی با باورهای وسواسی دانش­آموزان} پرداختند. نتایج همبستگی نشان داد تمام ابعاد فراشناخت با باورهای وسواسی رابطه مثبت و معنادار دارد، اما ازمؤلفه های ذهن آگاهی، توصیف تجارب درونی، عدم واكنش به تجارب درونی و عدم قضاوت به تجربه درونی رابطه منفی و معنی­دار با باورهای وسواسی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نیز نشان داد متغیرهای كنترل ناپذیری افكار، خودآگاهی شناختی و توصیف تجارب درونی به طور معناداری تغییرات باورهای وسواسی را تبیین می­كنند.

در برخی دیگر از پژوهش­های انجام گرفته مطرح شده است که محققین و صاحب­نظران در مدیریت و رهبری سازمانی نیز مدتی است که در اندیشه بررسی استفاده از مفهوم ذهن­آگاهی در مباحث مختلف این حوزه هستند. به طور واضح ، موضوعات مدیریت استرس و رهبری بر خود در مدیران و کارکنان می‌توانند نزدیک‌ترین موضوعات به ذهن­آگاهی باشند. اما برخی محققان، ذهن آگاهی را پیش نیاز حل مسایل سازمانی، درک صحیح شرایط محیطی ، شناخت صحیح از نقاط قوت و ضعف سازمان و عاملی مهم در ثبات فکری و تفکر کارکنان می‌دانند. از این­رو ، در تحقیق حاضر به «بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت» پرداخته شده است تا از این طریق بتوان به میزان اثربخشی روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی نائل آمد. بنابراین، سؤال اصلی تحقیق بدین ترتیب مطرح می­شود:

به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟

با تأکید بر سؤال اصلی می­توان سؤالات فرعی را به شرح زیر مطرح کرد:

به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس­های ماهیت شغل کارکنان شرکت  بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟

به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس­های سازمانی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟

به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس­های محیطی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

از آنجایی كه بخش عمده‌ای از افراد هر جامعه را جمعیت شاغل تشكیل می‌دهند، از این­رو ، ضروری است تلاش­های فزاینده‌ای برای کاهش استرس شغلی این افراد صورت گیرد. این وضعیت در كشور ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است ، زیرا صنعتی شدن كشورهای در حال توسعه منجر به تغییرات سریعی در محیط­های اجتماعی می‌شود و این وضعیت، زمینه‌های افزایش استرس شغلی را به وجود می‌آورد. در مواقعی كه استرس شغلی افزایش می‌یابد ، نه تنها اختلالات جسمانی عارض می‌شود ، بلكه واكنش‌های روان‌تنی به­عنوان پاسخی در برابر استرس­های شغلی آشكار می‌گردند و در نهایت كاركردهای اجتماعی نیز مختل می‌شود. تاكنون از سوی مسئولان طب صنعتی و بهداشت شغلی، شناسایی و مهار آن دسته از عوامل روانی- اجتماعی محیط كار كه آثار نامطلوب بر سلامت دارند ، مورد توجه قرار نگرفته است و تنها روان‌شناسان كار و سازمانی توجه خاصی را به این عوامل مبذول می­دارند. این افراد با تأكید بر اصول روان‌شناسی كاركنان اعتقاد دارند كه شناسایی عوامل زیستی ، روانی و اجتماعی تشدید كننده استرس شغلی، می‌‌تواند اطلاعات مفید و گرانبهـایی را در اختیار مدیریت منابع انسانی قرار دهد (خواجه­پور، 1389).

با این حال، عوامل زیستی، روانی و اجتماعی مرتبط با بهینه سازی مصرف سوخت را نمی‌توان تنها در محدوده‌های خاصی در محیط كار و ساختار شغلی بررسی كرد و باید عوارض آن را در ساختارهای اجتماعی و تحولات خانوادگی بررسی نمود. برای مثال ، مدیران واحدهای تابعه  که در بخشهای ستادی فعالیت دارند و با مسئولیت‌های خطیری روبرو هستند ، همواره در معرض  استرس­های شغلی بوده و ممكن است عوارض شدیدی را به نسل‌های دوم و شاید سوم نیز انتقال دهند (معصومیان، شعیری، شمسو  مومن­زاده، 1392).

تحقیقات نشان می دهد استرس مخرب (بازدارنده) بر عملکرد شغلی کارکنان اثر منفی و مستقیم دارد و استرس سازه( چالش برانگیز) نیز بر تعلق خاطر شغلی کارکنان اثر مستقیم و مثبت داشته و تعلق خاطر شغلی کارکنان نیز اثر مثبت و مستقیم بر عملکرد شغلی انها دارد همچنین اثر واسطه گری تعلق خاطر شغلی بین استرس سازه  چالش برانگیز وعملکرد شغلی کارکنان تایید گردید .(حسین عباسی 1393)

در نهایت، می‌توان عنوان نمود كه كاركنان ناراضی، بی‌انگیزه و بیمار، مشكلات فراوانی را در زمینه‌های شغلی نشان می‌دهند و اثرات مخربی را در بهره‌وری سازمان بر جای می‌گذارند. آنها همواره رفتار شغلی غیرمسئولانه‌ای دارند و كاركرد شغلی دیگر كاركنان را تخریب می‌كنند. این وضعیت را مسئولین مدیریت منابع انسانی و روان‌شناسان كاركنان دریافته و به دنبال این هستند كه در راستای کاهش استرس­های شغلی بتوانند برنامه‌های كاربردی علم روان‌شناسی را به اجرا درآورده و بازدهی بیشتری را در مدیریت استرس­های شغلی بوجود آورند. كاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی موجب تعدیل نشانه­های اضطراب و نگرانی و اضطراب صفت در افراد مبتلا به اختلال اضطراب می­گردد. تانی، لوتان و برنستین (2012) در بررسی پیامدهای آموزشی ذهن آگاهی بیان كردند كه آموزش مهارت های ذهن آگاهی به لحاظ آماری و بالینی به طور معنی­داری موجب كاهش نشانه­های خلق آسیب­پذیر ، اضطراب و استرس می­شود (زارع، فیضی و محبوبی، 1389).

«ذهن آگاهی» بر اساس آموزش یکسری تکالیف به صورت هشیار و خودآگاه است. هر تمرین به طور هدفمند و آگاهانه می­تواند ظرفیت و توانایی نظام پردازش اطلاعات ، را افزایش دهد. تمرین­های ذهن آگاهی می­تواند به عنوان یک نظام هشدار اولیه مانع شروع یک انفجار یا سیل قریب الوقوع شود. شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، نوید تازهای در تبیین رویکرد درمان شناختی رفتاری است. آموزش ذهن آگاهی مستلزم یادگیری فراشناختی و راهبردهای رفتاری جدید برای متمرکز شدن روی توجه، جلوگیری از نشخوارهای فکری و گرایش به پاسخهای نگران کننده است و همچنین ، باعث گسترش افکار جدید و کاهش هیجانات ناخوشایند می­شود (کری­جی[20]، 2004؛ به نقل از احمدوند، حیدری نسب، شعیری،( 1391).

در واقع تئوری ذهن به توانایی فهم باور کاذب یا عقیده نادرست دیگران اشاره دارد ، موضوعی که پایه و اساس رشد شناختی در کودک می­باشد (ولف، وانت، سیگل، 2002؛ پترسون و سیگل[21]، 2000). تئوری ذهن در عمل به کودک ابزاری قدرتمند می­دهد تا با آن به اکتشاف، پیش­بینی و تغییر رفتار دیگران دست بزند (راسل[22] و همکاران، 1998). توانایی­هایی که رسماً با تئوری ذهن مرتبط می­باشند عبارتند از : رشد اخلاقی، فهم توالی جهل و عقیده نادرست، تمایز ظاهر و واقعیت و به کار بردن اصطلاحات که بیان کنند حالت ذهن هستند (فری[23]، 1993؛ لزلی[24]، 1987؛ به نقل از راسل و همکاران، 1998). در حال حاضر در پژوهش­ها، به سه نوع تفاوت در رشد تئوری ذهن توجه قابل ملاحظه­ای می­شود که عبارتند از تفاوت­های درون فرهنگی[25]، بین فرهنگی[26] و بین نوعی[27] (فلاول و میلر[28]، 1998؛ به نقل از لوئیس و کارپندل[29]، 2002).

تعداد صفحه :102

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه برررسی رابطه  بین استرس و فرسودگی شغلی در اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه پیام نور گیلان

مرکز رشت

عنوان:

برررسی رابطه  بین استرس و فرسودگی شغلی در اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود

بهار 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده…………………………………………………………………………………………………………………….. 1

فصل اول:کلیات تحقیق……………………………………………………………………………………………….. 2

1-1)مقدمه……………………………………………………………………………………………………………… 3

1-2)بیان مساله………………………………………………………………………………………………………… 4

1-3)سوالات تحقیق………………………………………………………………………………………………….. 7

1-3-1)سوال اصلی………………………………………………………………………………………………….. 7

1-3-2)سوالات فرعی……………………………………………………………………………………………….. 7

1-4)اهمیت و ضرورت تحقیق…………………………………………………………………………………….. 8

1-5)اهداف تحقیق……………………………………………………………………………………………………. 9

1-5-1)هدف اصلی………………………………………………………………………………………………….. 9

1-5-2)اهداف فرعی………………………………………………………………………………………………… 9

1-6)فرضیات تحقیق…………………………………………………………………………………………………. 10

1-6-1)فرضیه اصلی…………………………………………………………………………………………………. 10

1-6-2)فرضیات فرعی……………………………………………………………………………………………… 10

1-7)روش تحقیق…………………………………………………………………………………………………….. 10

1-7-1)تحقیق از نظر هدف………………………………………………………………………………………… 10

1-7-2)نوع تحقیق……………………………………………………………………………………………………. 11

1-8)روش گردآوری اطلاعات…………………………………………………………………………………….. 11

1-9)قلمرو تحقیق…………………………………………………………………………………………………….. 11

1-9-1)قلمرو موضوعی تحقیق……………………………………………………………………………………. 11

1-9-2)قلمرو مکانی تحقیق……………………………………………………………………………………….. 11

1-9-3)قلمرو زمانی تحقیق………………………………………………………………………………………… 12

1-10)جامعه آماری…………………………………………………………………………………………………… 12

1-11)سابقه ی تحقیقات انجام شده………………………………………………………………………………. 12

1-12)تعاریف مفهومی و عملیاتی………………………………………………………………………………… 15

1-12-1)تعریف مفهومی مقابله با استرس………………………………………………………………………. 15

1-12-2)تعریف عملیاتی مقابله با استرس……………………………………………………………………… 16

1-12-3) تعریف مفهومی فرسودگی شغلی……………………………………………………………………. 16

1-12-4) تعریف عملیاتی فرسودگی شغلی……………………………………………………………………. 16

1-13)سازماندهی تحقیق……………………………………………………………………………………………. 16

فصل دوم:ادبیات نظری و پیشینه تحقیق………………………………………………………………………….. 18

بخش اول:استرس و استراتژی های مقابله………………………………………………………………………… 19

2-1)مقدمه……………………………………………………………………………………………………………… 19

2-2)مبانی نظری استرس……………………………………………………………………………………………. 20

2-3)تاریخچه ی استرس……………………………………………………………………………………………. 23

2-4)عوامل موثر در ایجاد استرس…………………………………………………………………………………. 25

2-5)رابطه ی استرس و عملکرد…………………………………………………………………………………… 25

2-6)زیان ها و هزینه های ناشی از استرس شغلی…………………………………………………………….. 27

2-7)مراحل فشار روانی…………………………………………………………………………………………….. 29

2-7-1)نشانه های سازگاری عمومی……………………………………………………………………………… 30

2-8)چهار مجموعه ی کلی از فشارهای عصبی سازمانی…………………………………………………….. 31

2-8-1)الزامات شغلی……………………………………………………………………………………………….. 31

2-8-2)الزامات فیزیکی……………………………………………………………………………………………… 31

2-8-3)الزامات نقش………………………………………………………………………………………………… 32

2-8-4)الزامات مراوده با دیگران………………………………………………………………………………….. 32

2-9)پی آمدهای فشار عصبی………………………………………………………………………………………. 32

2-9-1)پی آمدهای فردی…………………………………………………………………………………………… 33

2-9-2) پی آمدهای رفتاری……………………………………………………………………………………….. 33

2-9-3) پی آمدهای روانی…………………………………………………………………………………………. 33

2-9-4) پی آمدهای جسمی……………………………………………………………………………………….. 34

2-9-5) پی آمدهای عملکردی……………………………………………………………………………………. 34

2-9-6) پی آمدهای کناره گیری…………………………………………………………………………………… 34

2-9-7) پی آمدهای طرز تلقی…………………………………………………………………………………….. 34

2-9-8) پی آمدهای واماندگی…………………………………………………………………………………….. 35

2-10)استراتژی های مقابله با استرس……………………………………………………………………………. 35

2-11)رویکردهای شناختی و رفتاری مقابله با استرس……………………………………………………….. 36

2-12)استراتژی های مقابله فردی…………………………………………………………………………………. 37

2-12-1)ورزش………………………………………………………………………………………………………. 37

2-12-2)استراحت…………………………………………………………………………………………………… 38

2-12-3)مدیریت زمان……………………………………………………………………………………………… 38

2-12-4)مدیریت نقش……………………………………………………………………………………………… 38

2-12-5)گروه های پشتیبان………………………………………………………………………………………… 39

2-13)استراتژی های مقابله سازمانی……………………………………………………………………………… 39

2-13-1)ایجاد جو سازمان حمایتی………………………………………………………………………………. 39

2-13-2)مخفی کردن وظایف…………………………………………………………………………………….. 40

2-13-3)کاهش تعارض و روشن نمودن نقش………………………………………………………………… 40

2-13-4)طرح بهبود کارراهه ی شغلی و ایجاد مشاوره……………………………………………………… 40

2-13-5)تقویت مبانی دینی……………………………………………………………………………………….. 42

بخش دوم :فرسودگی شغلی…………………………………………………………………………………………. 43

2-2-1)مقدمه………………………………………………………………………………………………………….. 43

2-2-2)تعاریف و مفاهیم فرسودگی شغلی……………………………………………………………………… 43

2-2-3)فرسودگی و زمان آن………………………………………………………………………………………. 48

2-2-4)نشانه های فرسودگی شغلی………………………………………………………………………………. 49

2-2-5)مراحل و سیر فرسودگی شغلی………………………………………………………………………….. 50

2-2-6)انواع فرسودگی شغلی……………………………………………………………………………………… 51

2-2-7)علل فرسودگی شغلی……………………………………………………………………………………… 52

2-2-8)رابطه ی فرسودگی شغلی با ویژگی های شخصیتی…………………………………………………. 55

2-2-9)اثرات فرسودگی شغلی……………………………………………………………………………………. 56

2-2-10)پیشگیری از فرسودگی شغلی………………………………………………………………………….. 57

2-2-11)درمان فرسودگی شغلی…………………………………………………………………………………. 58

2-2-11-1)را ه حل های کوتاه مدت مقابله با فرسودگی شغلی………………………………………….. 59

2-2-11-2) را ه حل های طولانی مدت مقابله با فرسودگی شغلی………………………………………. 60

2-2-12)بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………… 61

بخش سوم:پیشینه پژوهش……………………………………………………………………………………………. 63

2-3-1)پژوهش های انجام شده در ایران……………………………………………………………………….. 63

2-3-2) )پژوهش های انجام شده در خارج از کشور………………………………………………………… 64

بخش چهارم:مدل پژوهش……………………………………………………………………………………………. 68

فصل سوم:روش شناسی………………………………………………………………………………………………. 69

3-1) مقدمه…………………………………………………………………………………………………………….. 70

3-2)فرایند تحقیق…………………………………………………………………………………………………….. 70

3-3)فرضیات تحقیق…………………………………………………………………………………………………. 71

3-3-1)فرضیه اصلی…………………………………………………………………………………………………. 71

3-3-2)فرضیات فرعی……………………………………………………………………………………………… 71

3-4)مدل مفهومی تحقیق……………………………………………………………………………………………. 71

3-5)مدل عملیاتی تحقیق……………………………………………………………………………………………. 72

3-5-1)تعریف عملیاتی استراتژی های مقابله………………………………………………………………….. 72

3-5-2) تعریف عملیاتی فرسودگی شغلی……………………………………………………………………… 72

3-6)نوع و روش تحقیق…………………………………………………………………………………………….. 73

3-7)جامعه آماری…………………………………………………………………………………………………….. 73

3-8)روش و ابزار جمع آوری داده ها…………………………………………………………………………… 74

3-9)روایی و پایایی………………………………………………………………………………………………….. 75

3-9-1)روایی…………………………………………………………………………………………………………. 75

3-9-2)پایایی…………………………………………………………………………………………………………. 76

3-10)روش تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………………………………………… 78

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………………………………………….. 81

4-1)آمار توصیفی…………………………………………………………………………………………………….. 82

4-2)آمار استنباطی……………………………………………………………………………………………………. 86

4-2-1)آزمون نرمال بودن…………………………………………………………………………………………… 86

4-2-2)آزمون هم خطی…………………………………………………………………………………………….. 90

4-3)آزمون فرض…………………………………………………………………………………………………….. 91

4-3-1)تحلیل هم بستگی…………………………………………………………………………………………… 91

4-3-2)تحلیل رگرسیونی…………………………………………………………………………………………… 92

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات……………………………………………………………………………… 95

5-1)مقدمه……………………………………………………………………………………………………………… 96

5-2)نتایج آمار توصیفی……………………………………………………………………………………………… 97

5-2-1)جنسیت……………………………………………………………………………………………………….. 97

5-2-2)سن…………………………………………………………………………………………………………….. 97

5-2-3)میزان تحصیلات…………………………………………………………………………………………….. 97

5-2-4)سابقه کار……………………………………………………………………………………………………… 98

5-3)نتایج آمار استنباطی…………………………………………………………………………………………….. 98

5-3-1)تفسیر نتایج با توجه به فرضیه اصلی…………………………………………………………………… 98

5-3-2)تفسیر نتایج با توجه به فرضیات فرعی………………………………………………………………… 98

5-4)بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………. 99

5-5)محدودیت های تحقیق………………………………………………………………………………………… 101

5-6)پیشنهادات پژوهش برای محققین آینده……………………………………………………………………. 101

5-7)پیشنهادات حاصل از تحقیق………………………………………………………………………………….. 102

5-7-1)پیشنهادات حاصل از تحقیق با توجه به فرضیه فرعی اول…………………………………………. 102

5-7-2) پیشنهادات حاصل از تحقیق با توجه به فرضیه فرعی دوم……………………………………….. 103

فهرست منابع……………………………………………………………………………………………………………. 105

پیوست……………………………………………………………………………………………………………………. 111

چکیده:

هدف کلی این بررسی، شناخت عوامل بوجود آورنده ی استرس در محیط کار،مقابله با استرس و رابطه ی آنها با پدیده ی فرسودگی شغلی است.  در این تحقیق سعی شده  که به استرس شغلی ،استراتژی های مقابله و فرسودگی شغلی و روابط بین آنها در کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود پرداخته شود.روش تحقیق از نوع توصیفی و هدف آن کاربردی است.روش گردآوری داده ها میدانی و ابزار آن پرسشنامه است.هدف اصلی این بررسی رابطه بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی در میان این کارمندان است.سپس با تعیین اهداف فرعی و تجزیه ی مولفه های استرس شغلی به استرس مساله محور و هیجان محور روابط آنها با فرسودگی شغلی تعیین می شود. این تحقیق، در یک دوره یک ساله در سال 1393 انجام می­شود. جامعه آماری پژوهش، کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود(به تعداد 58 نفر) می­باشند.با توجه به کوچک بودن جامعه ی آماری و به منظور کاهش خطای نمونه گیری از روش سرشماری و پرسشنامه برای گرد آوری داده ها بکار گرفته می شود.سرانجام تجزیه و تحلیل داده ها با spss16  انجام شد.آزمون نرمال بودن،هم خطی ،تحلیل رگرسون و همبستگی بکار برده شد.با تجزیه وتحلیل داده ها مشخص گردید که در سطح اطمینان 95% بین استراتژی های مقابله مساله محور و فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود دارد.هم چنین معلوم گردید در سطح اطمینان 95% بین استراتژی های مقابله هیجان محور و فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود ندارد.

واژگان کلیدی:استرس شغلی، استراتژی های مقابله با استرس، فرسودگی شغلی ،رویکرد شناختی،رویکرد رفتاری،اداره آموزش و پرورش شرق گیلان

مقدمه:

فشار عصبی که در اصطلاح علمی «استرس» نامیده می شود به وضعی گفته می شود که در آن بر عواطف و هیجانها و فرایندهای اندیشیدن و حالتهای بدنی انسان کشش و سنگینی وارد می آید. هنگامی که فشار عصبی بصورت مزمن و از اندازه بیرون باشد توانایی انسان در سازگاری با پیرامون، درخطر می افتد. «فشار عصبی» یک عبارت کلی است که همه گونه فشاری را که انسان در زندگی احساس می کند دربرمی گیرد. استرس شغلی یک حالت استرس روانی است که با استفاده از آن، انواع نیروها و فشارهای جسمی، روانی و اجتماعی به وجود می آید.استرس پاسخی است که فرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی، بصورت رفتار روانی یا جسمانی از خود بروز می­دهد

این روزها موضوع فشار روانی ناشی از كار و زندگی در بیان عامه مردم متخصصان آموزشی، مددكاران، متخصصان بهداشت و سایر كسانی كه مسئولیت بهزیستی مردم را به عهده دارند بسیار رایج بوده و در راس امور قرار دارد.

استرس شغلی را می توان روی هم جمع شدن عامل‌های استرس‌زا و آن گونه وضعیت‌های مرتبط با شغل دانست كه بیشتر افراد نسبت به استرس‌زا بودن آن اتفاق نظر دارند. برای نمونه یكی از وضعیت‌های پر‌استرس و مرتبط با شغل این است كه از یك سو كارگر یا كارمند در معرض خواست ها یا فشارهای زیاد در محیط كار قرارگیرد و از سوی دیگر برای برآوردن این خواست‌ها وقت محدودی در اختیار داشته باشد و طبیعی است كه چون نمی تواند از پس انجام آنها براید با ایرادگیری‌های پی در پی سرپرستان روبه رو می‌شوند به بیان دیگر استرس ناشی از شغل ، استرس است كه فرد معینی بر سر شغل مشخصی دستخوش آن می شود (تیموری، 1383).

در دنیای کنونی استرس به عنوان یکی از آفات نیروی انسانی شناخته شده است. اثرات مخرب استرس بر زندگی فردی و اجتماعی کاملا مشهود بوده و کارکنان یکی از آسیب پذیرترین قشرها در برابر استرس هستند، همچنین استرس شغلی به عنوان یکی از موانع بهره وری در سازمانها مطرح است.

یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر توجه روان شناسان کار،روان شناسان بهره وری و روان شناسان صنعتی و سازمانی را به خود معطوف داشته،نـشانه ها،علـل و آثـار فرسودگی شغلی است. فرسودگی شغلی موجب تباهی در کیفیت خدماتی می گردد که بـه وسیله ی کارکنان ارائه می گردد(ساعتچی،۱۳۸۲(

در تعریف فرسودگی شغلی می توان گفت:

فرسودگی شغلی نشانگان فروپاشی عاطفی بعد از سالها درگیـری و اشـتغال بـه کـار است.این نشانگان خصوصاً در بین افرادی که در شغل هـای خـدمات انـسانی از قبیـل آموزشی و پزشکی شاغل اند بیشتر شایع است ) ساراسون (1984

نــشانه هـای فروپاشــی شــغلی بـا فقـدان شــور و اشتیاق،احـساس محرومیـت و شکست،غیبت از کار،بی علاقگی نسبت به قبول مسئولیت،افسردگی و علائم جـسمانی مشخص می شود. علـل فروپاشـی شـغلی متعـدد اسـت.بعـضی علـل خـارجی هـستند  مانند وظایف محیط کار و بعضی علل داخلی اند مانند درگیر شدن بیش از حد در کار و انتظارات غیر واقعی درمورد آنچه میتواند انجام شود. تلاش برای درمان فروپاشی شغلی شامل روان درمانی،درمـان هـای شـیمیائی،درمان های فیزیکی و درمان های عصبی است.

در این فصل سعی شده است ابتدا به مقدمه و کلیات موضوع پرداخته شود.هدف از بیان مقدمه فراهم کردن زمینه ی اطلاعاتی لازم برای خواننده به زبان ساده است.پس از آن به بیان مساله اشاره شده است. ﺷﺮح و ﺑﻴﺎن ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺷﺎﻣﻞ اهمیت و علت نیاز به تحقیق و نقاط ابهامی است که این مطالعه پوشش می دهد.در ادامه نیز اهمیت و ضرورت تحقیق ،اهداف،سوالات و فرضیات تحقیق آمده است.قلمرو تحقیق ،نوع و روش تحقیق و جامعه آماری مورد نظر نیز از بخش های دیگر این فصل می باشد.ودر انتهای فصل نیز به سابقه ی تحقیقات انجام شده در مورد موضوع تحقیق اشاره شده است.

1-2)بیان مساله:

امروزه، وجود منابع انسانی کارآمد و با انگیزه یکی از مسائل مهم است و  از اهمیت زیادی در محیط های حرفه ای برخوردار است. با توجه به اینکه منابع انسانی در یک سازمان یکی از منابع مهم در آن است اقداماتی باید انجام شود تا با شناسایی نقاط ضعف و قوت درجهت  بهبود بهره عملیات و افزایش کارایی در سازمان نایل شویم.

در سالهای اخیر، استفاده از مفهوم استرس در روانشناسی مدیریت و رفتار سازمانی (علاوه بر روانشناسی و پزشکی) نیز متداول گردیده و به سبب رایج بودن آن در زندگی اجتماعی افراد، بخشی از مباحث سازمانی به استرس اختصاص یافته است. ارتقا بهداشت روانی محیط کار به عنوان یکی از مهمترین ابعاد توسعه و بهسازی منابع انسانی در سازمانها (به عنوان عاملی برای شناخت عوامل استرس زا و ارائه راه حلهای پیشگیرانه یا درمانگر) در چند دهه اخیر توجه محققان زیادی را به خود جلب کرده است.

هر چند فشار روانی به شكل‌های مختلفی تعریف شده است اما زمینه مشترك همه آن تعاریف این است كه علت ایجاد فشار عصبی وجود محركی به صورت فیزیكی یا روانی است كه فرد به طریق خاصی نسبت به آن عكس‌العمل نشان می دهد. فشار روانی دارای پیامدهایی می‌باشد اگر فشار روانی مثبت باشد ممكن است نتیجه آن فعالیت فعالیت‌جدیت و انگیزش بیشتر باشد. البته آنچه بیشتر مورد توجه می‌باشد پی‌آمدهای منفی فشار عصبی است. همان طور كه ملاحظه‌ می‌شود بیشترین عوامل از درون هستند. به عنوان مثال استفاده از مشروبات الكلی یكی از پی‌آمدهای فردی فشار عصبی است در حالی كه این مشكل از پی‌آمدهای سازمانی فشار عصبی نیز می‌باشد زیرا ممكن است به طور مستقیم بر عملكرد سازمان اثر بگذارد هر چند دسته‌بندی پی‌آمدها تا حدودی اختیاری به نظر می‌رسد ولی باید توجه داشت كه هر پی‌آمدی بر حسب عامل ایجاد كننده اولیه خود دسته بندی شده است. بنابرآنچه كه گفته شد پی آمدهای فردی نتایجی هستندكه عمدتاً بر فرد اثر می گذارند هر چند ممكن است سازمان نیز به طور مستقیم یا غیر مستقیم از این پی آمد متاثر شود ولی این فرد است كه بهای اصلی آن را می‌پردازد.

فشار روانی پی‌آمدهایی نیز دارد كه اثر مستقیم تری بر سازمان دارد یكی از این پی‌آمدهای واضح فشار روانی شدید كاهش عملكرد مناسب و درست است این كاهش در مورد كارگران اجرایی به صورت كیفیت ضعیف كار، افت بهره‌وری متجلی می‌گردد كناره‌گیری نیز می‌تواند نتیجة فشار روانی باشد كه مهمترین آنها عبارتند از: غیبت ، استعفا و ترك كار پی آمدهایی فشار روانی كه هم بر فرد و هم بر سازمان اثر می‌‌گذارد فرسودگی یا تحلیل رفتگی است و هنگامی بوجود می‌اید كه فرد احساس كند فشارهایی خیلی زیاد را تحمل می‌كند و منابع رضایت شغلی خیلی كم می‌باشد ( الوانی، 1371).

فرسودگی ( بی رمقی یا تنیدگی) شغلی از جمله اختلال‌هایی است كه در سال‌های اخیر مورد توجه روان شناسان بالینی قرار گرفته است .به طور كلی می‌توان فرسودگی شغلی را نوعی اختلال كه به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض فشارهای روانی كه در وی ایجاد می‌شود و فرد مبتلا از خستگی جسمی و هیجانی نیز فرسودگی شغلی نگرش رنج می‌برد. براساس تحقیقات نتیجه فرسودگی شغلی کاهش کارایی،کاهش علاقه نسبت به کار و کاهش ظرفیت برای حفظ عملکرد می باشد(ساعتچی،1376)

این روزها فرسودگی شغلی را به مثابه مشكل عمده در تنش كار تشخیص داده‌اند فرسودگی بیشتر در میان متخصصینی شایع است كه بایستی به طور گسترده با دیگر افراد، مشتریان زیر دستان و مراجعان كاری سروكار داشته باشد. در حدود 20 درصد صاحبان مشاغل مدیران و كارشناسان فنی در آمریكا مبتلا به عارضه فرسودگی شغل هستند .

نتیجة طبیعی فشارهای روانی فردی برای سازمان كاهش كارایی است كاركنان كه با فشارهای روانی دارای نرخ بالاتر تاخیر، غیبت و ترك خدمت هستند كارایی آنها نیز هم از نظر كمی و هم از نظر كیفی كاهش یافته و تعداد حوادث و شكایات افزایش می‌یابد. بدیهی است كه این گونه كاركنان دارای روحیة ای پایین انگیزش كم و رضایت شغلی بسیار ضعیف هستند به طور خلاصه كاركنانی كه فرسودگی و استهلاك را در خود تجربه می‌كنند هیجان قبلی را برای كار از دست داده در بسیاری از موارد كار و شغل خود را رها می‌كنند.

پژوهشگران عمدتاً به چگونگی ایجاد فشار روانی و نحوه‌ای كه افراد از نظر فیزیولوژیكی و روانی در موقعیت‌های فشار زا واكنش نشان می‌دهند توجه دارند زمانی كه این عوامل شناسایی شد سازمان ها باید قادر به كنترل این محرك‌های فشار زا باشند زیرا آنها ایجاد اضطراب و نگرانی كرده نهایتاً بر هدف‌های كلی سازمان آسیب وارد خواهند كرد افزون بر آن شناسایی به موقع و كنترل فشار روانی ممكن است منتهی به افزایش كارایی ، خلاقیت و رضایت خاطر كاركنان گردد ( جزنی، 1378)

علاوه بر آنچه كه دیگران می‌توانند برای فرد در محیط كار و خانه انجام دهند ضروری است تا هر كس كه فشار زندگی را بر خود احساس می‌كند و در این زمینه تجربه فردی دارد دست به كار شده و به خود كمك كند.

سازمان‌ها و موسسات می‌توانند سنگ زیربنای سلامتی بیشتر و بهزیستی را بنانهد، اما این به عهدة خود افراد هست كه از این فشارها بكاهند یا اینكه شیوه و روش فرد را تغییر دهند و از این طریق به فرد كمك كنند و به عبارت دیگر تا زمانی كه خود نقش فعالی در روند پیشگیری از ایجاد فشار و مقابله با آن به عهده نگیرد سیاست‌ها و روش‌هایی كه سازمان ها در پیش می‌گیرند بهره و نتیجه كلی در پی‌خواهد داشت.

گروهی  كه در این تحقیق مورد آزمون قرار گرفته اند كارمندان اداره ی آموزش و پرورش شهرستان لنگرود بودند. با توجه به این كه زمینه استرس در شغل های اداری به دلیل مراجعه ی زیاد ارباب رجوع و یا خسته کننده بودن وظایف محوله زیاد است و به مرور زمان این استرس شغلی ،باعث فرسودگی شغلی می‌شود، بنابراین آنچه كه به عنوان مسئله اساسی در پژوهش حاضر مطرح است این است كه آیا بین استراتژی های مقابله استرس و فرسودگی شغلی بین كارمندان اداره ی آموزش و پرورش شهرستان لنگرود رابطه معنی‌داری وجود دارد یا خیر؟

1-3)سوالات تحقیق:

1-3-1)سوال اصلی تحقیق:

آیا بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی  در اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود رابطه ای وجود دارد؟

1-3-2)سوالات فرعی تحقیق:

آیا بین استرس مساله محور و فرسودگی شغلی  در اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود رابطه ای وجود دارد؟

آیا بین استرس هیجان محور و فرسودگی شغلی در اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود رابطه ای وجود دارد

 1-4) اهمیت و ضرورت تحقیق:

نظر به اهمیت استرس در زندگی افراد و حیات سازمانها و همچنین مشکلات و مسائلی که سازمانها از بابت استرس درگیر آن هستند به ما این اجازه را می دهد که به بررسی مدیریت استرس شغلی بپردازیم چرا که یکی از علت هایی که سازمان متقبل هزینه های مستقیم میشود ،استرس یا فشار ناشی از شغل است.لذا انجام پژوهش در این زمینه علاوه براینکه توجیه اقتصادی دارد توجیه علمی نیز خواهد داشت و آن هم این است که یکی از مشکلات مربوط به سازمانها را بررسی و حل می کند.

ضرورت مکانی،زمانی و موضوعی تحقیق ایجاب می کند که برای بررسی این موضوع به سراغ اداره آموزش و پرورش برویم زیرا بخش آموزش و پرورش به عنوان یک سازمان عظیم در سطح کشور به دلیل ارتباط مستقیم با آموزش و پرورش انسانها یکی از مهمترین حوزه­های توسعه پایدار در جوامع بشری به شمار می­رود و تحقق این امر نیازمند آموزش­دهندگانی همگانی سالم، شاداب و با انگیزه کاری بالا است.

فرسودگی شغلی در آموزش و پرورش از دو جنبه دارای اهمیّت است: نخست سلامت روانی فرد را تحت تأثیر قرار می­دهد و باعث رضایت از شغل، غیبت از شغل و تغییر شغل می­گردد. دوم آن که سطح کیفی آموزش و پرورش را کاهش می­دهد. بنابراین شناخت راههایی برای پیشگیری و کاهش استرس و فرسودگی شغلی، باعث بالا بردن سطح بهداشت روانی افراد و بهترشدن سطح کیفی آموزش و پرورش، و افزایش کارایی خواهد شد.

در واقع یکی از عارضه های زندگی به سبک مدرن وجود استرس در محیط کار است.استرس شغلی یک دلیل عمده برای کاهش تولید،غیبت کارکنان  و فروپاشی و بهم ریختگی سازمانهاست.اضافه کاری زیاد،ناکافی بودن آموزش های لازم،از دلایل پنهان ترک شغل استکه معمولا در اثر استرس زیاد بوجود می آید.استرس شغلی امروزه به مسئله ای شایع و پرهزینه در محیط های کاری تبدیل شده است به گونه ای که اغلب پژوهش های اخیر به آن اختصاص یافته است.)اسمیت و همکاران 2011)

استرس عامل مهمی در بسیاری از آسیب های روانی و اجتماعی است که آسیب های روانی ناشی از آن با مدیریت استرس و استفاده از روشهای مقابله ای تقلیل پذیر است.شناخت استرسهای شغلی و عوامل بوجود آورنده ی آن از این رو حائز اهمیت است که می تواند سلامت جسمی و روانی نیروی کار را مورد تهدید قرار دهد.(موسوی نسب و همکاران 1385) و کارکرد اجتماعی آنها را مختل کند که تهدیدی جدی برای عملکرد و بهره وری سازماها محسوب می شود.

استرس واکنش فرد در حوزه های اجتماعی ،روانشناختی،جسمانی ، خانوادگی را دچار اختلال می کند و نارضایتی حرفه ای، کاهش تولید،افزایش خطاها، کاهش قدرت تصمیم گیری و کندی زمان واکنش را پدید می آورد.تکنیک های مدیریت استرس می تواند از طریق کاهش سطح استرس فرد به کاهش تاثیر استرسها کمک کند.مدیریت استرس حس کنترل، خودکارآمدی،عزت نفس،مقابله کارآمدو حمایت اجتماعی در افراد را افزایش دهد.این امر تغییرات حالات خلقی را کاهش داده و کیفیت زندگی کاری را ارتقا می دهد.

عوامل استرس زا در سازمانها و تداوم آنها باعث بروز پدیده ی فرسودگی شغلی در افراد می شود که بر زندگی فردی و کاری فرد اثر منفی دارد.اما این امر میتواند با تکنیکهای درست و به موقع مدیریت استرس و بکار گیری روشهای مقابله ای کنترل شده و اثرات فرسودگی شغلی در سازمانها را کاهش دهد و موجب بهره وری نیروی کار شود.

1-5)اهداف تحقیق:

1-5-1)هدف اصلی:

سنجش تاثیر استرس شغلی و فرسودگی شغلی در کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود.

1-5-2) اهداف فرعی:

  • سنجش تاثیر استرس مساله محور و فرسودگی شغلی در کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود
  • سنجش تاثیر استرس هیجان محور و فرسودگی شغلی در کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود

1-6)فرضیات تحقیق:

1-6-1)فرضیه اصلی:

بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی در محیط کار کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود، رابطه معنی­داری وجود دارد.

1-6-2)فرضیه های فرعی:

  • بین استرس مساله محور و فرسودگی شغلی در محیط کار کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود، رابطه معنی­داری وجود دارد.
  • بین استرس هیجان محور و فرسودگی شغلی در محیط کار کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لنگرود، رابطه معنی­داری وجود دارد.

1-7)روش تحقیق:

1-7-1)تحقیق از نظر هدف:

تحقیق را به دو منظور انجام می دهند.نخست حل مشکلاتی که در محل کار وجود دارد که تحقیقات کاربردی نامیده می شود.بطور کلی تحقیقات کاربردی نظریات، قانونمندی ها ،اصول و فنونی که در تحقیقات پایه بکار برده میشوند را برای حل مسائل واقعی و اجرایی بکار می گیرد.دوم افزودن به مجموعه ی داش بشری در زمینه ای خاص که موردعلاقه محقق است.هدف از اجرای تحقیق بنیادی تولید دانش بیشتر و درک پدیده هایی است که روی می دهد و سرانجام ارائه ی نظریه ها یر پایه ی نتایج تحقیق.با توجه به توضیحات فوق این تحقیق از نظر هدف کاربردی است(سکاران 1389:8)

1-7-2)نوع تحقیق:

در این تحقیق که در اداره آموزش و پروش شهرستان لنگرود انجام شد از نظر روش توصیفی- همبستگی است و هدف آن کاربردی است. تحقیق توصیفی تحقیقی است که به توصیف متغیرها می­پردازد و در تحقیق همبستگی هدف اصلی آن است که مشخص شود آیا رابطه­ای بین متغیرهای کمی وجود دارد، اگر این رابطه وجود دارد اندازه و حد آن چقدر است. تحقیقات کاربردی تحقیقاتی هستند که نظریه­ها، قانون­مندی­ها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین می­شوند را برای حل مسائل اجرایی و واقعی به کار می­گیرند.

تعداد صفحه :140

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه ارتباط هوش هیجانی، سبک های مقابله ای با تنظیم دشواریهای هیجانی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

پایان نامه­ جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی (M.A)

عنوان :

ارتباط هوش هیجانی، سبک های مقابله ای با تنظیم دشواریهای هیجانی در دانشجویان در سال تحصیلی 94-93

مرداد 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده 1
فصل یکم: مقدمه ی پژوهش 2
1-1- مقدمه 3
1-2- بیان مسئله 4
1-3- ضزوزت پژوهش 6
1-4- اهداف پژوهش 7
  1-4-1- هدف اصلی 7
  1-4-2- اهداف فرعی 7
1-5- سئوالات تحقیق 8
1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش 8
فصل دوم: پیشینه پژوهش 10
2-1- هوش هیجانی 11
  2-1-1- مغز هیجانی 12
  2-1-2- تعاریف هوش هیجانی 14
  2-1-3- ابعاد هوش هیجانی 17
  2-1-4- دیدگاه های هوش هیجانی 18
  2-1-5- دیدگاه مختلط 19
  2-1-6- مدل های هوش هیجانی   20
  2-1-6-1- مدل توانایی های هوش هیجانی سالووی و مایر 20
  2-1-7- مدل ترکیبی هوش هیجانی 22
  2-1-8- چگونگی آموزش در کودکی 22
  2-1-9- اهمیت هوش هیجانی در زندگی 23
  2-1-10- عوامل موثر در هوش هیجانی 24
2-2- تنظیم هیجانی 26
2-3- سبک های مقابله ای 30
  2-3-1- تدابیر و منابع مقابله ای 30
  2-3-2- انواع مقابله 31
  2-3-3- انواع مقابله های کارآمد 32
  2-3-3-1- مقابله متمرکز بر مسئله 32
  2-3-3-2- مقابله متمرکز بر هیجان 34
  2-3-4- مقابله های ناکارآمد و غیرمفید 35
2-4- مروری بر مقالات داخلی و خارجی 36
فصل سوم: روش پژوهش 40
3-1- روش پژوهش 41
3-2- متغیرهای پژوهش 41
3-3- ابزار پژوهش 42
3-4- پایایی 44
3-5- شیوه اجرا 49
3-6- روش تجزیه و تحلیل داده ها 49
فصل چهارم: یافته های پژوهش 50
الف: آمار توصیفی 51
ب: آمار استنباطی 54
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 57
5-1- بحث 58
5-2- نتیجه گیری 61
5-3- محدودیت های تحقیق 62
5-4- پیشنهادات 62
  5-4-1- پیشنهادهای پژوهشی 62
  5-4-2- پیشنهادهای کاربری 62

 

چکیده

مقدمه: هیجانات جزء جدایی ناپذیر رفتار انسانی است. یکی از معیارهای سلامت روان، کنترل و تنظیم هیجانات است. عوامل مختلفی می تواند روی تنظیم هیجانات تاثیر بگذارد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط هوش هیجانی و سبک های مقابله ای با تنظیم دشواریهای هیجانی بود. افرادی که بتوانند هیجانات خود را تنظیم کنند

روش اجراء: این پژوهش یک مطالعه همبستگی بود. تعداد 139 دانشجو به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های از پرسشنامه های هوش هیجانی بار- آن(1980)، پرسشنامه سبک های مقابله ای فولکمن و لازاروس(1989) و پرسشنامه دشواریهای تنظیم هیجانی (گراتز، 2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی و رگرسیون آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته: یافته های پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و دشورایهای تنظیم هیجانی رابطه معنادار وجود دارد همچنین یافته ها نشان دادند بین سبک های مقابله ای و دشواریهای هیجانی رابطه معنادار وجود دارد. یافته ها نشان دادند که هوش هیجانی و سبک های مقابله ای پیش بینی کننده دشورایهای هیجانی هستند.

نتیجه گیری: از آنجاییکه یافته های پژوهش نشان دادند که هوش هیجانی وسبک های مقابله ای با تنظیم هیجانی رابطه دارند، نتایج پژوهش پیشنهاد می کند که دوره های آموزشی لازم برای افزایش هوش هیجانی و استفاده از سبک های کارآمد مقابله ای برای دانشجویان برگزار شود.

  • مقدمه

در کشور ما دانشجویان قشر بسیار بزرگی را تشکیل می دهند. در همه کشورهای دنیا دانشجویان بعنوان قشر تاثیر گذار در روند پیشرفت هر جامعه ی مورد توجه می باشند. شرایط روحی و روانی دانشجو همواره کانون توجه بسیاری از تحقیقات علمی بوده است. یکی از ویژگی های مهم دوران دانشجویی کنار آمدن با مسائل و شرایط روحی و روانی دوران تحصیل می باشد.  هوش هیجانی بعنوان مولفه ای که می تواند افراد را در شرایط سخت راهگشایی عبور از پیچ و خم مشکلات باشد معرفی شده است(پاک نژاد و همکاران، 1393). تحقیقات در گروه های مختلف نشان داده اند که افرادی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند توانایی مواجه به شرایط استرس آمیز و اضطراب آور را به خوبی دارند. آنها معمولا استرس و اضطراب کمتری را تجربه می کنند. هوش هیجانی بالا موجب بکارگیری شیوه های بهتر در مواجه با شرایط استراس آور می شود. این شیوه های به عنوان شیوه یا سبک های مقابله ای یاد می کنند. افراد دارای هوش هیجانی بالا دارای سبک های مقابله ای بهتر و کارآمد تر هستند(برکتین و همکاران، 1391). از طرفی استفاده از سبک های مقابله ای کارآمد موجب تنظیم هیجانات در شرایط وخیم می شود. مجموع این مولفه ها موجب می شود که فرد بتواند هیجانات خود را در شرایط دشوار تنظیم و تعدیل کند.  سبک های مقابله ای، نحوه ی چگونگی کنار آمدن با مسائل، و دشواریهای تنظیم هیجانی، شناخت هیجانات و فائق آمدن بر هیجانات نامطلوب است(قاسم بروجردی و همکاران، 1391) روشن شدن رابطه بین هوش هیجانی، سبک های مقابله ای و دشورایهای هیجانی  موجب ارائه یک الگوی بهتر برای فهم این چرخه می شود که این موضوع باعث می شود بتوان اقدامات بهتری را در راستای افزایش و ارتقا هوش هیجانی و کارآمد کردن سبک های مقابله ای و تنظیم هیجانات در شرایط سخت شود. بنا به مطالب ذکر شده این پژوهش با هدف بررسی سه متغیر هوش هیجانی، سبک های مقابله ای و دشواریهای تنظیم هیجانی در دانشجویان انجام گرفت تا شاید بتواند به ارائه مدلی جهت ارتقاء قشر شرایط روحی و روانی این قشر از جامعه ارائه دهد.

  • بیان مسئله

داشتن توانایی های درونی یکی از ملزومات کنار آمدن با مشکلات و استرس های زندگی روزمره، و همچنین حفظ سلامت روانی است. تحقیقات بسیاری از هوش هیجانی بعنوان یک جنبه از هوش که تاثیر بسیاری زیادی بر زندگی افراد دارد، گزارش شده اند(بخشی،2008).  هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی های شناختی و هیجانی به هم پیوسته است(سیاروچی، فورگاس و مایر، 2001، به نقل از سیاروچی، دین و اندرسون، 2002). که به فرد کمک می کند تا با درک، ارزیابی و بیان دقیق هیجان ها، از احساساتی که افکار را تسهیل می نمایند، آگاهی یابد(مایر، سالووی، کاروسو و سیتارونیوس، 2001) و با برقراری توازن میان افکار و هیجان های خود، تصمیم گیری های عاقلانه و رفتار مسئولانه داشته باشد(برکتین، توکلی و نشاط دوست، 1387). از دیگر مولفه های مهم در کنار آمدن با مشکلات و استرس ها، سبک های مقابله ای می باشد. مفهوم مقابله از دهه های گذشته به طور رسمی در حوزه روانشناسی مطرح شده است و طی سال های اخیر مطالعات زیادی در خصوص فرایند مقابله و انواع سبک های مقابله ای انجام شده است( پکنهام، 2001، ایرلند وپارکر ، 2005، زیدنر و اندلر، 1997). اندلر و پارکر(1990) سه نوع سبک مقابله ای را مطرح کردند که عبارتند از سبک های مقابله مساله مدار، سبک مقابله هیجان مدار و سبک مقابله اجتنابی. سبک های مقابله ی فرایندی است که از طریق آن افراد استرس های ناشی از عوامل استرس زا را کنترل می کنند و هیجانات منفی ایجاد شده بوسیله این عوامل را تحت کنترل در می آورند(کلینس، 1999، ترجمه محمد خانی، 1386؛ ریو، 2001؛ ترجمه سید محمدی،1383). اما مولفه سوم که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد، دشواریهای تنظیم هیجانی است. کوتینهوریبیر، فرری رین ها و دایس[1] (2010)  براساس مطالعات پیشین عنوان می کنند که تنظیم هیجانی، به مرحله ای اشاره دارد که افراد به واسطه آن بر هیجانات خود و اینکه آن ها چگونه هیجاناتشان را بیان و تجربه می کنند، تأثیر می گذارد. مطالعات مختلفی در خصوص ارتباط متغیرهای هوش هیجانی، سبک های مقابله ای و تنظیم دشواریهای هیجانی صورت گرفته است. نور بخش، بشارت و زارعی[2](2010)؛ بساک نژاد، اصفهانی اصل و محمودی قلعه نوی(1391) در پژوهش های  خود نشان دادند که بین هوش هیجانی و سبک های مقابله ای رابطه معنادار وجود دارد. همچنین سهریان آذر، اسدی مجره، اسدنیا و فرنودی (1393) در مطالعه خود گزارش کردند که بین راهبردهای مقابله ای و دشواریهای تنظیم هیجانی در دوره نوجوانی رابطه وجود دارد. هیجانات نقش غیر قابل انکاری را در روابط افراد دارند. گروهی از افراد جامعه مانند دانشجویان بیشتر درگیر روابط اجتماعی هستند و بر این اساس آنها دچار هیجانات بیشتری در روابط با افراد مختلف می شوند. همچنین این گروه با تنش های بیشتری مواجه هستند، استرس های بیشتری را تجربه می کنند و در روابط اجتماعی خود نیازمند داشتن مهارت ها و توانایی های بهتر برای کنار آمدن با این گونه شرایط هستند. از طرفی در سال های اخیر هوش هیجانی و نقش آن در بسیاری از مولفه های روان شناختی مورد بررسی قرار گرفته است.  نقش هوش هیجانی در تنظیم هیجانات غیر قابل انکار می باشد.  اما سئوالی که این پژوهش به دنبال پاسخگویی به آن است، اینست که، رابطه مولفه هوش هیجانی با سبک های مقابله ای و دشواریهای تنظیم هیجانی در گروه دانشجویان چگونه است ؟

  • ضرورت پژوهش

در کشور ما دانشجویان قشری بزرگی از جامعه را شامل می شوند. دانشجویان با توجه به شرایط خاص منجمله قرار داشتن در سن جوانی، مواجه بودن با شرایط استرس زا مثل امتحانات، دوری از خانواده و زندگی کردن در خوابگاه و  همچنین قرار داشتن در سن ازدواج و تشکیل خانواده، می توان گفت نیازمند مطالعات بیشتر جهت حفظ سلامتی و بالا بردن توانایی های روانی هستند. با توجه به اینکه محیط های دانشجوی محل متنوعی از تیپ های شخصیتی، اقوام و فرهنگ های مختلف هستند، داشتن توانایی های خاص برای کنار آمدن با این محیط ها لازم به نظر می رسد. چالش های دوران دانشجویی  می تواند منابعی از اضطراب را برای آنها فراهم آورده و سلامت آنها را به خطر اندازد و باعث افت تحصیلی گردد(بهرامی، 2006). سپهر آذر (1391) در بررسی خود بر روی دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی نشان داد که هوش هیجانی با ابعاد سبک های مقابله ای رابطه دارد. او گزارش داد که هوش هیجانی می تواند باعث بهبودی وضعیت سلامت روان و تحصیلی دانش آموزان گردد. از طرفی نشان داده شده است که مولفه های هوش هیجانی و سبک های مقابله ای می توانند ارتباط بین فشار های زندگی و سلامت روانشناختی را تعدیل نموده و افراد را در برابر فشار های روانی مصون نگه دارند و از بروز مشکلات روانشناختی پیشگیری کنند(مایر وسالوی،2001؛سیاروچی، دیان و اندرسون، 2002). کنترل هیجانی یکی از خصیصه های هوش هیجانی است. طبق مدل دشواری تنظیم هیجانی، تنظیم هیجانی فرآیندی منحصر به فرد و یگانه برای تعدیل تجربه هیجانی به قصد دستیابی به مطلوبیت اجتماعی و قرار گرفتن در یک وضعیت جسمانی و روانی آماده، برای پاسخگویی مناسب به تقاضاهای درونی و بیرونی است. تنظیم هیجانی به منظم کردن و تنظیم فرایندهای احساسی در راستای عملکرد تطبیقی اطلاق می شود. بنابراین، بینظمی احساسات، به فرایندهای تنظیمی اطلاق می شود که در نهایت عملکرد تطبیقی را مختل می کنند(هوانگ،2006). اما اهمیت پرداختن به این موضوعات در گروه دانشجویان ار می توان شامل این دانست که، دانشجویان بخاطر داشتن حضور در شرایط و محیط های دانشگاهی همواره با روابط اجتماعی در گیرند. محیط های دانشگاهی بخاطر حضور افرادی با نژاد ها و فرهنگ های متفاوت باعث شده است که دانشجویان هیجانات متفاوتی را در روابط خود تجربه کنند که نیازمند داشتن مهارت تنظیم این هیجانات باشند. همچنین در چنین محیط های دانشجویان لازم است مهارت های لازم با رویداد های اضطراب آور و استرس آور را داشته باشند. دانشجویان بعنوان مرکز علمی و پیشرفت کشور به حساب می آیند که بررسی نیاز های این گروه مترداف پیشرفت علمی و اجتماعی جامعه است. بر این اساس، این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین سه متغیر هوش هیجانی، سبک های مقابله ای و دشواریهای تنظیم هیجانی در دانشجویان انجام گرفت تا اینکه بتواند تبیین درست از  ارتباط سه متعیر هوش هیجانی، سبک های مقابله ای و دشواریهای تنظیم هیجانی را به ما ارائه دهد. تبیین ارتباطی این سه متغیر در دانشجویان می تواند بینش بخش برنامه ریزی های خرد و کلان در راستای سلامت روان این گروه باشد.

  • اهداف پژوهش
    • هدف اصلی:

هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط بین سه متغیر هوش هیجانی، سبک های مقابله ای با تنظیم دشورایهای هیجانی در بین دانشجویان در سال تحصیلی 94-1393 است.

1-4-2- اهداف فرعی:

  1. تعیین رابطه هوش هیجانی با دشواریهای تنظیم هیجانی در دانشجویان
  2. تعیین رابطه سبک های مقابله ای با دشواریهای تنظیم هیجانی در دانشجویان
  3. پیش بینی تنظیم هیجانی براساس هوش هیجانی و سبک های مقابله ای
    • سئوالات تحقیق
  4. آیا بین هوش هیجانی با دشواریهای تنظیم هیجانی در دانشجویان رابطه وجود دارد؟
  5. آیا بین سبک های مقابله ای با دشواریهای تنظیم هیجانی در دانشجویان رابطه وجود دارد؟
  6. سهم هریک از متغیر های هوش هیجانی و سبک های مقابله ای در پیش بینی تنظیم هیجانی چه میزان است؟
    • تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش

تعاریف مفهومی

هوش هیجانی : هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی های شناختی و هیجانی به هم پیوسته است. که به فرد کمک می کند تا با درک، ارزیابی و بیان دقیق هیجان ها، از احساساتی که افکار را تسهیل می نمایند، آگاهی یابد(سیاروچی، فورگاس و مایر، 2001، به نقل از سیاروچی، دین و اندرسون، 2002).

سبک های مقابله ای : سبک های مقابله ی فرایندی است که از طریق آن افراد استرس های ناشی از عوامل استرس زا را کنترل می کنند و هیجانات منفی ایجاد شده بوسیله این عوامل را تحت کنترل در می آورند(کلینس، 1999، ترجمه محمد خانی، 1386؛ ریو، 2001؛ ترجمه سید محمدی،1383).

دشواریهای تنظیم هیجانی: تنظیم هیجانی، به مرحله ای اشاره دارد که افراد به واسطه آن بر هیجانات خود و اینکه آن ها چگونه هیجاناتشان را بیان و تجربه می کنند، اشاره دارد کوتینهوریبیر، فرری رین ها و دایس[3] (2010).

تعریف عملیاتی

سبک های مقابله ای: نمراتی که افراد از سیاهه راهبردهای مقابله ای(لازاروس و فلکمن،1989) کسب کرده اند.

هوش هیجانی :  نمراتی که افراد از پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن(1980) کسب کرده اند.

دشواریهای تنظیم هیجانی: نمراتی که افراد از  پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجانی گراتز (2004) کسب کرده اند.

تعداد صفحه :79

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته: روانشناسی     گرایش عمومی

عنوان:

اثربخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان

نیمسال تحصیلی

اول 93-94

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                         صفحه

چکیده  ……………………………………………………………………………………………………………………   1

فصل اول: کلیات پژوهش

1-1- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………….   2

1-2- بیان مسئله  ……………………………………………………………………………………………………..   3

1-3- ضرورت و اهمیت بیان مسئله  ……………………………………………………………………………   6

1-4- اهداف پژوهش ………………………………………………………………………………………………..  7

1-5- سوالات پژوهش  ……………………………………………………………………………………………..  7

1-6- فرضیه های پژوهش ………………………………………………………………………………………….  8

1-7- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ………………………………………………………………………..  8

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1- پیش درآمد  …………………………………………………………………………………………………….  11

2-2- تعارض زناشویی  …………………………………………………………………………………………….  12

2-2-1- مفهوم تعارض زناشویی …………………………………………………………………………………  12

2-2-2- زمینه های تعارض  ……………………………………………………………………………………….  14

2-2-3- الگوهای تعامل زوجین متعارض  …………………………………………………………………….  16

2-2-4- دیدگاه های تعارض  …………………………………………………………………………………….  17

2-2-5- سبک ها و استراتژی مدیریت تعارض ………………………………………………………………  18

2-2-6- رویکردهای درمانی به حل تعارض  …………………………………………………………………  21

2-2-7- نگرش و نیاز دو مقوله در تعارض همسران  ………………………………………………………  22

2-2-8- کارکردهای مثبت تعارض از نظر ترنر ………………………………………………………………  24

2-3- رضایت زناشویی  …………………………………………………………………………………………….  25

2-3-1- عوامل موثر بر رضایت زناشویی ……………………………………………………………………..  26

2-3-2- نظریه های مرتبط با آسیب شناسی زندگی زناشویی  …………………………………………..  32

عنوان                                                                                                           صفحه

2-3-3- تاثیر رضایت زناشویی بر سایر ابعاد زندگی  …………………………………………………….  36

2-3-4- نظریه چرخه زندگی زناشویی  ………………………………………………………………………..  37

2-3-5- عوامل موثر بر افزایش رضایت زناشویی  …………………………………………………………  38

2-3-6- عوامل آسیب رسان به رضایت زناشویی  ………………………………………………………….  40

2-4 خودکارآمدی  ……………………………………………………………………………………………………  40

2-4-1- برداشت انسان از خودکارآمدی ………………………………………………………………………  44

2-4-2- منابع خودکارآمدی ……………………………………………………………………………………….  45

2-4-3- ابعاد خودکارآمدی  ………………………………………………………………………………………  47

2-4-4- انواع خودکارآمدی ……………………………………………………………………………………….  47

2-4-5- مراحل رشد خودکارآمدی  …………………………………………………………………………….  48

2-4-6- خودکارآمدی و تفاوت­های سنی و جنسیتی ………………………………………………………  49

2-4-7- شیوه های اثرگذاری باورهای خودکارآمدی  …………………………………………………….  50

2-5- معنا در زندگی  ………………………………………………………………………………………………..  51

2-5-1- معنادرمانی …………………………………………………………………………………………………..  54

2-5-2- اهداف درمانی معنا درمانی …………………………………………………………………………….  56

2-5-3- فرآیند درمان ……………………………………………………………………………………………….  56

2-5-4- مداخلات درمانی  ………………………………………………………………………………………..  57

2-5-5- کلیات معنادرمانی فرانکل (1959)  …………………………………………………………………  58

2-6- پیشینه­های تحقیقاتی………………………………………………………………………………………….  59

2-6-1- پیشینه­های تحقیقاتی داخلی …………………………………………………………………………..  59

2-6-2- پیشینه­های تحقیقاتی خارج از کشور ……………………………………………………………….  65

فصل سوم: روش پژوهش

3-1- پیش درآمد ……………………………………………………………………………………………………..  69

3-2- روش پژوهش ………………………………………………………………………………………………….  69

3-3-  جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری …………………………………………………………….  69

3-4- ابزار پژوهش ……………………………………………………………………………………………………  70

عنوان                                                                                                          صفحه

3-4-1- پرسش­نامه تعارض­های زناشویی (MCQ) ………………………………………………………  70

3-4-2- پرسش­نامه فرم کوتاه رضایت زناشویی انریچ (1989) …………………………………………  72

3-4-3- پرسش­نامه خودکارآمدی عمومی شرر ………………………………………………………………  76

3-5- شیوه اجرای پژوهش …………………………………………………………………………………………  78

3-6- روش تجزیه و تحلیل آماری داده­ها  ……………………………………………………………………  81

فصل چهارم:  تجزیه و تحلیل داده ها

4-1- مقدمه  ……………………………………………………………………………………………………………  83

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1- پیش درآمد ……………………………………………………………………………………………………..  91

5-2- بررسی فرضیه اصلی  ………………………………………………………………………………………..  91

5-3- بررسی فرضیه­های فرعی  …………………………………………………………………………………..  93

5-4- محدودیت­های پژوهش ……………………………………………………………………………………..  96

5-5- پیشنهادها  ………………………………………………………………………………………………………  96

منابع   

منابع فارسی  ……………………………………………………………………………………………………………  99

منابع انگلیسی …………………………………………………………………………………………………………..  104

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان اجرا گردید.  پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش­آزمون پس­آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، کلیـه زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر لاهیجان در سال92-93 بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین افرادی از جامعه ی آماری، که رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی کمتری داشتند، انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و گروه آزمایش (15 نفر) قرار ­گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه­ای که هفته­ای دو بار برگزار می­شد، در جلسات آموزشی شرکت کردند. در حالی­كه در گروه كنترل هیچگونه مداخله­ای صورت نگرفت. ابزار استفاده شده در پژوهش شامل، پرسش­نامه­های تعارض زناشویی(MCQ)، رضایت زناشویی انریچ فرم کوتاه و خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران و پکیج آموزشی معنادرمانی بر اساس معنادرمانی فرانکل بود. داده­ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، مؤثر است و شدت این اثر در یک متغیر ترکیبی(62/0) می­باشد.

واژه­های کلیدی: معنادرمانی، رضایت زناشویی، خودکارآمدی عمومی، تعارضات زناشویی

مقدمه

زندگی زناشویی یكی از جهانی­ترین نهادهای بشری است كه از دو نفر با توانایی­ها و استعدادهای متفاوت و با نیازها و علایق مختلف و در یك كلام با شخصیت­های گوناگون تشكیل شده است(گلدنبرگ، گلدنبرگ، 2002 ترجمه شاهی برواتی، نقش بندی، ارجمند، 1386). یك رابطه زناشویی صمیمی مستلزم آن است كه زوجین یاد بگیرند با هم ارتباط برقرار كنند و با هم متفاوت باشند. تعارض زمانی به وجود می­آید كه زوجین به دلیل همكاری و تصمیمات مشتركی كه می­گیرند درجات مختلفی از استقلال و همبستگی را نشان دهند كه این تفاوت­ها را می­توان روی یك پیوستار، از تعارض خفیف تا تعارض كامل طبقه­بندی كرد (یونگ و لانگ[1]، 1998).

از نظر گلاسر(2000 به نقل از افخمی، بهرامی، فاتحی زاده، 1386) تعارض زناشویی ناشی از  ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف در خواسته­ها طرح­واره­های رفتاری و رفتار غیرمسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است.

افزایش روزافزون تعارض­های زناشویی در دنیای معاصر و خطر بروز جدایی و اثر منفی آن بر سلامت روانی زوجین و فرزندان آنان موجب شده است تا مشاوران نظریه­ها و طرح­هایی را برای كمك به زوجین دچار تعارض ارائه دهند. معنادرمانی یكی از این روش­هایی است كه بر پایه نظریات ویكتور فرانكل شكل گرفته است. فرض اساسی در معنادرمانی این است كه شخص نمی­تواند برای همیشه از رنج در زندگی اجتناب كند، اما می­تواند یك راه پرمعنای شخصی برای پاسخ دادن به رنج در زندگی برگزیند. علاوه بر این كسانی كه معنا را در زندگی می­یابند، می­توانند توانایی­های نهفته­شان را شكوفا كرده و با اثربخشی بیشتری به مبارزه و تلاش در زندگی بپردازند (چولنبرگ، هاتزل، 2008).

معنادرمانی می­تواند ساختاری مفهومی را برای كمك به مراجعان جهت چالش در زندگیشان ارائه دهد . رویكردی وجودی نگر كه نگرش جبرگرایانه در مورد ماهیت بشر را ، قبول ندارد، در مقا بل درمانگران وجودی، بر روی آزادی انسان تاكید دارند . فرانكل می­گوید بشر در همه جا با سرنوشت و با فرصت دستیابی به چیزی از راه رنج هایش، رو برو است . انسان موجودیست آزاد كه همیشه حق انتخاب دارد، انسان واكنش خود را در برابر ر نج­ها و سختی­های ناخواسته(ولی پیش آمده) و شرایط محیطی خود انتخاب می­كند و هیچكس را جز خود او یارای آن نیست كه این حق را از او باز ستاند. او همچنین معتقد است همه چیز را می­توان از یك انسان گرفت مگر آزادی در گزینش رفتار، در شرایط موجود و گزینش راه خود (فرانكل، ترجمه صالحیان و میلانی،  1390).

 معنادرمانی در خصوص بسیاری از مسائل سلامت روان كاربرد دارد (چولنبرگ،  2003). این مكتب در مقایسه با روانكاوی روشی است كه كمتر به گذشته توجه داشته و به درون­نگری هم ارج چندانی نمی­نهد. در مقابل به آینده، وظیفه، مسئولیت، معنی و هدفی كه شخص باید زندگی خود را صرف آن كند، وجه بیشتری دارد (فرانكل، ترجمه صالحیان و میلانی، 1390).

با توجه به اینکه تعارض زناشویی معمولا در زوجین بر اساس تضاد بین آنچه که انتظار دارند با آنچه که هست به وجود می­آید و فرد برای نزدیک کردن شرایط به آنچه که انتظار دارد یا به عبارتی آرمان فرد است، تلاش می­کند. اما اینکه تا چه حد این آرمان­ها واقع­گرایانه و صحیح است شرایط زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می­دهد. این افراد از شرایط خود راضی نیستند و این می­تواند رضایت زناشویی را نیز شامل شود. برای بهبود شرایط این افراد باید معنا و هدف خود را در زندگی بیشتر بررسی کرده و با تعیین اهدافی واقعی­تر و دست­یافتنی­تر شرایط خود را به شرایط آرمانی خود نزدیک کنند و این رضایت  در افراد را بالا می­برد و می­تواند رضایت از زندگی زناشویی را نیز شامل شود. در رسیدن به اهداف و کسب موفقیت در موقعیت­ها می­تواند در ادراک خود به عنوان یک فرد کارامد نقش داشته باشد بنابراین به نظر می­رسد که این تغییر اهداف و معنای زندگی، بتواند خودکارآمدی افراد را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

1-2- بیان مسئله

تعارض بین فردی به عنوان، نوعی تعامل كه در آن اشخاص تمایلات، دیدگاه­ها و عقاید متضادی را بیان می­كنند، تعریف می­شود كه بعضی محققان آن را رخدادی عادی در زندگی زناشویی می­دانند(كلین، پلیزنت، وایتون و ماركمن[2]، 2006). تعارض زناشویی، ناشی از واكنش نسبت به تفاوت­های فردی بوده و زمانی كه آنقدر شدت یابد كه احساس خشم، خصومت، كینه، نفرت، حسادت و سوء رفتار كلامی و فیزیكی در روابط آنان حاكم شود و به حالت ویرانگر درآید، حالتی غیر عادی است(کالین و سوگوک ،2009).  تعارض همیشه، منفی نیست، بلكه روشی كه زوج­ها برای مدیریت تعارض خود به كار می­برند، ممكن است بر رابطه تأثیر منفی داشته باشد(گاتمن و سیلور[3] ، 1999). زوجینی كه می­توانند تعارضات موجود در رابطه را با به كارگیری روش­های مثبت و استفادة كمتر از تعاملات منفی مدیریت كنند، فضایی ایجاد می­كنند كه در آن فرصت بیشتری برای خودافشایی و توافق در مورد مشكلات خانواده وجود خواهد داشت (جوهانسون[4]، 2003). تعارض زناشویی می­تواند بر حیطه­های مختلف زندگی افراد موثر باشد از جمله می­تواند رضایت زناشویی افراد را تحت تاثیر قرار دهد.

رضایت زناشویی فرآیندی است که در طول زندگی زوج­ها به وجود می­آید و شامل چهار حیطه جاذبه بدنی، جنسی، تفاهم، طرز تلقی و سرمایه گذاری می­باشد. کرنی و کومبز(2000) رضایت زناشویی را توافق زن و شوهر در مورد اموری که ممکن است مسائل حادی به بار آورد، علاقه و فعالیت های مشترك، ابراز علاقه علنی مکرر و اعتماد متقابل، شکوه و شکایت اندك، شکایت نادر از احساس تنهایی و رنجش تعریف کرده­اند(رجبی، سروستانی، اصلانی، 1392). روچ و همكاران(1998) رضامندی زناشویی را به صورت نگرش­ها یا احساسات كلی فرد نسبت به همسر و رابطه­اش تعریف می­كند. رضامندی زناشویی یك پدیده درون فردی و یك، برداشت از همسر و رابطه است و هنگامی به كار می­رود كه واحد تحلیل فرد است و هدف تجزیه و تحلیل، نگرش­های ذهنی افراد بجای نشانه­های عملی درباره همسر و رابطه­شان است. چنین تعریفی از رضامندی زناشویی نشانگر آن است كه رضامندی یك مفهوم تك بعدی و مبین ارزیابی كلی فرد نسبت به همسر و رابطه­اش است(زندی پور و مومنی جاوید، 1390). به اعتقاد كومار(2009) ادراك شخص، نقش مهمی در احساس شخص نسبت به همسرش دارد و تفكر مثبت بویژه در مورد روابط با همسر، به سطوح بالاتری از رضایت زناشویی می­انجامد. زوجینی که دارای تعارض هستند علاوه بر اینکه ادراکشان از زندگی زناشویی تغییر می کند، نگرش نسبت به خودشان نیز دچار خلل می شود. 

زوج­هایی که از لحاظ مشکل ارتباطی نقش­ها، پاسخ­دهی عاطفی، مشارکت عاطفی، کنترل رفتار و کارایی عمومی در سطح پایین­تری قرار دارند نه تنها سلامت روانی آنها در معرض آسیب قرار دارد بلکه احساس خودکارآمدی در آنها را نیز به مقدار زیاد کاهش می­یابد . بندروا (2003) معتقد است:  حس خودکارآمدی می­تواند نقش مهمی در رویکرد و نگاه فرد به اهداف، تکالیف و چالش­هایش داشته باشد (ابوالقاسمی، فلاحی و بابایی، و همکاران، 1391). بنابراین می­توان گفت افرادی که به دلایلی از جمله تعارضات زناشویی، رویکرد و نگاهشان به خود و توانمندی­هایشان و همچنین به زندگی زناشویی و همسر دچار خلل شده معنای زندگی­شان نیز تغییر می­کند.

بنا به تعریف رکر (2000) معنای زندگی عبارت است از: ادراك نظم، انسجام و هدف در هستی و دنبال كردن اهداف ارزشمند و نیل به آنها همراه با حس رضایتمندی. با توجه به تعریف ركر (2000) می­توان به ماهیت موقتی این سازه پی برد. فرصت برای یافتن معنا از تولد تا مرگ در خلال گسترهای از موقعیت­های منحصر به فرد زندگی رخ می­دهد (گرابر[5]،2004). این موقعیت­های زندگی فرصت­هایی را برای یافتن معنا در لحظه فراهم می­سازند و به شرایط خاصی همچون سلامتی، محیط فیزیكی، وضعیت اقتصادی اجتماعی، میراث فرهنگی یا هرگونه شرایط خاص انسان مدرن امروزی وابسته نیستند. یافتن معنا یك صفت محسوب می شود و نه حالت و می­توان آن را در هر موقعیتی كشف كرد (نادی و سجادیان، 1391). بامیستر[6](1991) معتقد است هنگامی فرد می­تواند احساس كند كه از یك زندگی معنادار برخوردار است كه چهار نیاز او به معنا، ارضا شده باشد. این چهار نیاز عبارتند از:

  1. هدفمند بودن جهت زندگی
  2. احساس كارآمدی و كنترل
  3. برخوردار بودن از مجموعه­ای از ارزش­ها كه بتواند به وسیله آن ها كنش­هایش را توجیه كند.
  4. وجود یك مبنای با ثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خود ارزشمندی(بامیستر و نیومن،1991).

ونگ[7] (1998) معنا را به عنوان یك سازة فردی و فرهنگی مبتنی بر نظام شناختی تعریف كرده است كه انتخاب­های فردی، فعالیت­ها و اهداف را تحت تأثیر قرار می­دهد و زندگی را وقف هدفمندی، ارزش­های فردی و رضایتمندی می­كند . فرد ممكن است  معنا را از منابع مختلفی كسب كند . براساس نظریة نیمرخ معنای شخصی ونگ(1998) این منابع ممكن است از طریق ارتباطات، دین، تعالی فردی، پذیرش شخصی، صمیمیت و رفتار منصفانه تحقق یابد(ونگ، 1998).

برخی از روان­شناسان مانند آلپورت (1954)، فرانكل (1972)، و مازلو(1962) وجود معنا در زندگی، را به عنوان مهم­ترین عامل مؤثر بر كنش­های روان­شناختی مثبت می­دانند. یافته های پژوهشی متعددی نشان داده­اند كه وجود معنا در زندگی عنصری اساسی در بهزیستی روانی – عاطفی است و به صورت سیستماتیكی با ابعاد گوناگونی از شخصیت، سلامت جسمی و ذهنی، سازگاری و انطباق با استرس­ها و اختلالات رفتاری ارتباط دارد (اسكنل  و بكر[8]، 2006 ).

معنادرمانی از جمله روش­هایی است که می­تواند به افراد در یافتن معنای زندگی و داشتن ادراکی بهتر و رضایتی بیشتر از خود و زندگی خود داشت. معنا­درمانی با در نظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت فرا می­خواند و بیان می­دارد كه آنچه انسان ها را از پای درمی­آورد، رنج­ها و سرشت نامطلوب­شان نیست بلكه بی­معنا شدن زندگی است كه مصیبت­بار است . اگر رنج را شجاعانه بپذیریم تا واپسین دم، زندگی معنا خواهد داشت و معنای زندگی می­تواند حتی معنی بالقوه درد و رنج را نیز در برگیرد . فرانكل می­گوید در دنیا چیزی وجود ندارد كه به انسان بیشتر از یافتن “معنی ” وجودی خود در زندگی یاری كند (فرانکل، ترجمه صالحیان و میلانی، 1386). معنادرمانی از نظر شكل، به درمان­های كوتاهی چون درمان آدلری نزدیك­تر است . معنادرمانگران گرچه اغلب به صورت صمیمانه و مقبول در باره موضوعات فلسفی بحث می­كنند، برای اینكه درمانجو را متقاعد سازند كه نگرشی آگاهانه­تر و مسئولانه­تر به خلاء وجودی كند، به شیوه­های مختلف او را مواجهه می­دهند، و برایش دلیل و برهان می­آورند. نوشته­های مربوط به درمان نشان می­دهند كه فنون درمانی­، علاوه بر مواجهه دادن و تعبیرها، به مقدار زیادی به قانع سازی و استدلال نیز متكی هستند (بروچسکا، ترجمه سید محمدی، 1381). به نظر می­رسد که این شیوه بتواند بر تغییر شرایط زندگی و رضایت افراد از خود و همسر و در کل رضایت از زندگی زناشویی موثر باشد. با توجه با این امر پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثر بخشی معنادرمانی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، طراحی گردیده است.

1-3- ضرورت و اهمیت موضوع پژوهش

از آنجایی که تعارض بین همسران سلامت روان اعضای خانواده تهدید کرده و باعث مشکلات مختلف در خانواده می­گردد و همچنین بنیان خانواده را سست می­کند، بررسی و شناسایی عوامل موثر برآن به منظور پیشگیری و کاهش از تعارض ضرورت می­یابد. وقتی همسران تمایلی به رابطه با هم ندارند کمتر می­توانند مسایل مربوط به خانواده را مورد بررسی قرار داده و در نتیجه مشکلات آنها هر روز بیشتر از قبل می­شود. تعارض بین همسران کیفیت زندگی و رضایت زناشویی را نیز کاهش می­دهد . ناراضی بودن از زندگی زناشویی نگرش افراد به توانایی­های خود را نیز دچار خلل می­کند، فرد احساس نا کارآمدی می­کند. اهداف زندگی تغییر می­کند و تعارضات بیشتر می­شود و از آنجایی که این مشکلات بنیان خانواده را سست کرده و افراد خانواده را دچار مشکلات روانی و متعاقب آن جسمانی می­کند؛ ضرورت دارد که پژوهش­های بیشتری در این حیطه انجام شود.

1-4- اهداف پژوهش

هدف اصلی:

تعیین میزان اثر بخشی معنادرمانی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان

اهداف فرعی:

1- تعیین میزان اثر بخشی معنادرمانی بر رضایت زناشویی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان

2- تعیین میزان اثر بخشی معنادرمانی بر خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان

1-5- سوالات پژوهش

سوال اصلی:

آیا معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است؟

سوالات فرعی:

1- آیا معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است؟

2- آیا معنادرمانی گروهی بر خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است؟

1-6- فرضیه­های پژوهش

فرضیه اصلی:

معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است.

فرضیه­های فرعی:

 1- معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است.

2- معنادرمانی گروهی بر خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است.

1-7- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

تعریف مفهومی متغیرها

تعارض زناشویی: تعارض زناشویی، ناشی از واكنش نسبت به تفاوت­های فردی بوده و زمانی كه آنقدر شدت یابد كه احساس خشم، خصومت، كینه، نفرت، حسادت و سوءرفتار كلامی و فیزیكی در روابط آنان حاكم شود و به حالت ویرانگر درآید، حالتی غیر عادی است(کالین وسویکوک،2009). تعارض در روابط وقتی بروز می­کند که رفتار یک شخص با توقعات شخص دیگر جور در نیاید (دیویس،ترجمه بهاری، 1382).

معنادرمانی گروهی: رویكردی فلسفی است كه با انسان و دنیای او سر و كار دارد . این رویكرد نوعی نگرش نسبت به تعدادی از مفاهیم است مانند زندگی و مرگ، امید و ناامیدی ، رابطه و انزوا  بودن و نبودن، گزینش آزادانه، آگاهی و مسوول شدن نسبت به خود و دیگران، تعالی خویشتن و  جستجوی معنا در دوره­ای از زندگی كه با مرگ نزدیك روبرو است (بریت بارت[9] و همکاران، 2004).

رضایت زناشویی: رضایت زناشویی عبارت است از حالتی که طی آن زوجین از ازدواج با هم  و از بایکدیگر بودن احساس شادمانی و رضایت دارند (محمودی،1387).

خودکارآمدی عمومی: خودکارآمدی عبارست است از باور افراد به توانایی­هایشان در اعمال کنترل بر عملکرد خود و بر رویدادهای محیطی است. (بندورا، 2001 به نقل از فیست و فیست،  ترجمه سید محمدی، ١۳۸۶).

تعداد صفحه :146

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی

گروه روان­شناسی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته روان­شناسی تربیتی

اثربخشی مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه و رضایت زناشویی دانش­آموزان متأهل دوره متوسطه شهر قاین 

تابستان 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

کلیات پژوهش…… 1

1-1 بیان مسأله. 2

2-1 سؤال­های پژوهش…. 6

3-1 تعریف متغیرهای پژوهش…. 7

مبانی نظری و پیشینه پژوهش…… 8

1-2 تاریخچه سازه طرح­واره. 9

2-2 تعریف یانگ از طرح­واره. 10

3-2 ویژگی­های طرح­واره­های ناسازگار اولیه. 11

4-2 ریشه­های تحولی طرح­واره­ها 12

1-4-2 نیازهای هیجانی اساسی.. 12

2-4-2 تجارب اولیه زندگی.. 13

1-2-4-2 ناکامی ناگوار نیازها 13

2-2-4-2 آسیب دیدن و قربانی شدن.. 13

3-2-4-2 تجربه بیش از حد چیزهای خوب… 14

4-2-4-2 درونی­سازی انتخابی یا همانندسازی با افراد مهم زندگی.. 14

3-4-2 خلق و خوی هیجانی.. 14

5-2 حوزه­های طرح­واره و طرح­واره­های ناسازگار اولیه. 15

1-5-2 حوزه بریدگی و طرد. 15

2-5-2 حوزه خودگردانی و عملکرد مختل.. 16

3-5-2 حوزه محدودیت‌های مختل.. 18

4-5-2 حوزه دیگر جهت­مندی… 19

5-5-2 حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری… 20

6-2 عملکردهای طرح­واره: 22

1-6-2 تداوم طرح­واره. 22

2-6-2 بهبود طرح­واره. 22

7-2 سبک­ها و پاسخ­های مقابله­ای ناسازگار 23

1-7-2 تسلیم طرح­واره. 24

2-7-2 اجتناب از طرح­واره. 24

3-7-2 جبران افراطی طرح­واره. 25

8-2 اهمیت شناخت دقیق طرح­واره­ها و سبک­های مقابله­ای… 26

9-2 حیطه­های تأثیرگذاری طرح­واره­های ناسازگار اولیه. 26

10-2 خانواده. 27

11-2 ازدواج.. 27

12-2 رضایت زناشویی.. 28

13-2 ابعاد رضایت­مندی زناشویی.. 30

14-2 عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی.. 31

15-2 مروری کوتاه بر نظریه­های زوج­درمانی و خانواده­درمانی.. 35

1-15-2 مدل­های روان­پویایی.. 35

2-15-2 نظریه آدلر. 35

3-15-2 دیدگاه ساختاری… 35

4-15-2 نظریه میان­نسلی بوئن.. 36

5-15-2 رویکرد استراتژیک…. 36

6-15-2 رویکرد غنی­سازی ارتباط.. 36

16-2 علائم خطرساز و مخرب در روابط زناشویی.. 37

18-2 تغییرات رضایت زناشویی در طول زمان.. 38

19-2 عوامل زمینه­ساز برای ازدواج سالم.. 39

20-2 سن مناسب ازدواج.. 40

21-2 علل ازدواج زودرس…. 41

22-2 عوارض ازدواج در سنین پایین.. 42

23-2 رویکردهایی جهت حل تعارض­های زناشویی (زوج­درمانی) 43

1-23-2 روان تحلیلی گروهی زوج­ها 43

2-23-2 درمان شناختی – رفتاری… 43

3-23-2 ایماگودرمانی.. 43

4-23-2 درمان مبتنی بر نظام عاطفی بوئن.. 44

5-23-2 نظریه دلبستگی.. 44

6-23-2 زوج­درمانی رفتاری تلفیقی.. 44

7-23-2 خانواده درمانی سیستمیک میلان.. 44

24-2 مدل طرح­واره درمانی یانگ: 45

1-24-2 مرحله سنجش و آموزش…. 46

2-24-2 مرحله تغییر. 46

25-2 فرآیند دقیق سنجش و آموزش…. 46

1-25-2 ارزیابی اولیه. 46

2-25-2 سنجش مشکلات فعلی و مشخص کردن اهداف درمان.. 47

3-25-2 سنجش تناسب بیمار برای طرح­واره درمانی.. 47

4-25-2 تمرکز بر تاریخچه زندگی.. 47

5-25-2 سنجش از طریق تصویرسازی ذهنی.. 48

26-2 یافته­های پژوهشی داخلی و خارجی در خصوص موضوع. 48

27-2 جمع­بندی و نتیجه­گیری… 52

روش­شناسی پژوهش…… 54

1-3 مقدمه. 55

2-3 روش پژوهش…. 55

3-3 جامعه آماری، نمونه و روش نمونه­گیری… 55

4-3 ابزار گردآوری داده­ها 56

1-4-3 فرم کوتاه پرسشنامه طرح­واره (SQ-SF) 56

2-4-3 پرسشنامه رضایت­مندی زناشویی انریچ.. 57

3-4-3 پرسشنامه نشانه­های اختلالات روانی (SCL – 90 – R). 59

5-3 فرایند اجرای پژوهش…. 60

6-3 شرح جلسات آموزش طرح­واره درمانی.. 61

7-3 روش تجزیه و تحلیل داده­ها 63

ارائه یافته­ها 64

1-4 مقدمه. 65

2-4 اطلاعات جمعیت شناختی.. 65

1-2-4 مدت زمان ازدواج.. 65

2-2-4 سن.. 66

3-4 مقایسه سلامت جسمانی و روانی گروه آزمایش و کنترل قبل از آموزش…. 66

4-4 آمار استنباطی.. 68

بحث و نتیجه­گیری… 81

1-5 مقدمه. 82

2-5 خلاصه و تحلیلی از نتایج توصیفی.. 82

3-5 تبیین نتایج.. 82

1-3-5 سوال اول.. 82

2-3-5 سؤال دوم. 83

3-3-5 سؤال سوم. 84

4-3-5 سؤال چهارم. 85

5-3-5 سؤال پنجم.. 86

6-3-5 سؤال ششم.. 86

7-3-5 سؤال هفتم.. 87

8-3-5 سؤال هشتم.. 88

4-5 محدودیت­های پژوهش…. 90

5-5 پیشنهادهای پژوهشی.. 90

6-5 پیشنهادهای کاربردی… 90

منابع فارسی.. 92

منابع انگلیسی.. 95

پیوست­ها 97

چکیده

طرح­واره­ها به­عنوان نقشه انتزاعی شناختی در نظر گرفته می­شوند که راهنمای تفسیر اطلاعات و حل مسأله است و هدف اصلی این پژوهش، بررسی اثربخشی مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه و رضایت زناشویی دانش­آموزان متأهل دوره متوسطه شهر قاین است. روش پژوهش شبه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون، پس­آزمون با گروه کنترل و یک مرحله پیگیری است. نمونه شامل 30 دانش­آموز دختر متأهل است که به­صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب و به­طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه، با استفاده از پرسشنامه­های فرم کوتاه طرح­واره یانگ و رضایت زناشویی انریچ در مراحل پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری ارزیابی شدند. گروه آزمایش مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی را طی 8 جلسه دریافت کرد. داده­های به­دست آمده با روش تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته­های این پژوهش، نشان­دهنده تفاوت معنادار بین دو گروه آزمایش و کنترل است. به بیان دیگر، آموزش موجب کاهش فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه و افزایش رضایت زناشویی شده است. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که می­توان با اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی، فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه را کاهش و میزان رضایت زناشویی را افزایش داد.

واژه­های کلیدی: سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی، طرح­واره­های ناسازگار اولیه، رضایت زناشویی.

1-1 بیان مسأله

واژه طرح­واره[1] در روان­شناسی و به­طور گسترده­تر در حوزه شناختی، تاریخچه­ای غنی و برجسته دارد. در حوزه رشد شناختی، طرح­واره را به­صورت قالبی در نظر می­گیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می­گیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند. طرح­واره­ها به­عنوان نقشه انتزاعی شناختی در نظر گرفته می­شوند كه راهنمای تفسیر اطلاعات و حل مسأله است. زمانی كه نیاز خاصی ارضا نشود، طرح­واره ناسازگاری در آن حیطه ایجاد می­شود (یانگ، کلوسکو[2] و ویشار[3]، 1389).

یکی از نظریه­هایی که مکانیزم­های زیربنایی در پدیدآیی رفتارهای ضداجتماعی را تبیین می­کند، نظریه طرح­واره­های ناسازگار اولیه[4] است. یانگ[5] معتقد است که طرح­واره­های ناسازگار اولیه، قدیمی­ترین مؤلفه­های شناختی و باورها و احساسات غیرشرطی درباره خودمان هستند. طرح­واره­های ناسازگار اولیه، الگوها یا درون­مایه­های عمیق و فراگیری هستند كه از خاطرات، هیجان­ها، شناخت­واره­ها و احساسات بدنی تشكیل شده­اند، در دوره كودكی یا نوجوانی شكل گرفته­اند، در مسیر زندگی تداوم دارند، درباره خود و روابط با دیگران هستند و به شدت ناكارآمدند (یانگ، 2003).

طرح­واره­های ناسازگار اولیه به­علت تمایل بشر به هماهنگی شناختی، برای بقاء خودشان می­جنگند. به­گونه­ای كه فرد رفتارهای درونی یا بیرونی انجام می­دهد تا وضعیت فعلی طرح­واره را حفظ كند و طرح­واره تداوم یابد. او هیجده طرح­واره را معرفی می­کند که عبارتند از: 1- رهاشدگی/ بی­ثباتی[6]، 2- بی­اعتمادی/ بدرفتاری[7]، 3- محرومیت هیجانی[8]، 4- نقص/ شرم[9]، 5- انزوای اجتماعی/ بیگانگی[10]، 6- وابستگی/ بی­كفایتی[11]، 7- آسیب­پذیری نسبت به ضرر یا بیماری[12]، 8- خود تحول­نیافته/ گرفتار[13]، 9- شكست[14]، 10- استحقاق/ بزرگ منشی[15]، 11- خویشتن­داری و خودانضباطی ناكافی[16]، 12- اطاعت[17]، 13- ایثار[18]، 14- پذیرش­جویی/ جلب­توجه[19]، 15- منفی­گرایی/ بدبینی[20]، 16- بازداری هیجانی[21]، 17- معیارهای سرسختانه/ عیب­جویی افراطی[22] و 18- تنبیه[23] (یانگ و همکاران، 1389).

از آن­جا كه طرح­واره­ها هسته خودپنداره افراد را شكل می­دهند، اگر دارای محتوای ناسازگار باشند افراد را نسبت به گستره­ای از كاستی­ها و مشكلات آسیب­پذیر می­كنند (حقیقت­منش، آقامحمدیان­شعرباف، قنبری­هاشم­آبادی و مهرام، 1389). طرح­واره­های ناسازگار اولیه و راه­های ناکارآمدی که بیماران از راه آن­ها یاد می­گیرند که با دیگران کنار بیایند، اغلب زیربنای نشانه­های مزمن اختلالات محور I مثل اضطراب، افسردگی، سوء­مصرف مواد و اختلالات روان­تنی به­شمار می­روند (یانگ و همکاران، 1389). پژوهش­ها نشان داده­اند که طرح­واره­های ناسازگار اولیه در بسیاری از اختلال­ها مثل اختلالات شخصیت (پتروسلی، گلاسر، کالهون و کامپبل[24]، 2001)، اختلال وسواس اجباری (آتالای، آتالای، کاراهان و کالیسکان[25]، 2008)، اختلال استرس پس از سانحه (ککرام، درومند و لی[26]، 2010)، اختلال هراس اجتماعی (پینتو­گوویا، کاستیلهو، گلهاردو و کانها[27]، 2006)، افسردگی (وانگ، هالورسن، ایسمن و واترلو[28]، 2010؛ ابرهارت، آربچ، بیگداپیتن و آبلا[29]، 2011؛ رنر، لابستیل، پیترز، آرنتز و هوبرز[30]، 2012)، اضطراب (داوودی، ابولقاسمی و وطن­خواه، 2013؛ عیسی­نژاد، شجاع­حیدری، رودباری و لیاقت­دار، 2012)، سوء­مصرف مواد (بخشی­بجد و نیک­منش، 2013؛ شری، استارت و آندرسون[31]، 2014)، اختلال­های جنسی (ابولقاسمی و کیامرسیا، 2012)، اختلال­های خوردن، اختلال اضطراب اجتماعی، ارتباط­های ناکارآمد (بسمنز، بریت و ون[32]، 2010؛ نقل در بهرامی­زاده و بهرامی­احسان، 1392)، روابط بین فردی (تیم[33]، 2013) و رضایت زناشویی (ذوالفقاری، فاتحی­زاده و عابدی، 2008؛ یوسفی، عابدین، تیرگری و فتح­آبادی، 1389) نقش دارند.

طرح­واره­ها به واسطه تأثیری كه بر سبک دلبستگی، اختلالات شخصیت، اختلالات خلقی و رضایت زناشویی می­گذارند، می­توانند تأثیر مستقیم و غیرمستقیم نیز بر روابط زناشویی داشته باشند. معمولا ماهیت ناسازگار طرح­واره­ها وقتی ظاهر می­شود که بیماران در روند زندگی خود و در تعامل با دیگران، به­ویژه رابطه زناشویی به­گونه­ای عمل می­کنند که طرح­واره­های آن­ها تأیید شود، حتی اگر برداشت اولیه آن­ها نادرست باشد (یانگ، 2003).

یانگ و کلوسکو چنین فرض کردند که رضایت در روابط نزدیک و دوستانه فقط زمانی دیده می­شود که هم نیازهای رشدی به­طور مقتضی برآورده شده باشند و هم نیازهای بزرگسالی ارضا شوند. چون هریک از زوجین علاوه بر طرح­واره­هایی که با خود به رابطه می­آورند، در ارتباط فعلی خود نیز طرح­واره­هایی به­وجود می­آورند که خاص این رابطه هستند (داتیلیو[34] و بیرشک، 1385؛ نقل در ذوالفقاری و همکاران، 2008)، چنان­چه در روابط دو نفر نیازهای طرحواره اولیه برآورده نشود و یا طرح­واره اولیه با طرح­واره فعلی ناهماهنگ باشد، موجب ناسازگاری بین زوجین و در نهایت طلاق می­شود (یانگ، 2003).

در پژوهش کلیفتون[35] (1995؛ نقل در یوسفی، 2012)، نتایج نشان داد که بین طرح­واره ناسازگار اولیه شكست با اعتماد و قابل پیش­بینی بودن شریك زندگی و همچنین بین طرحواره ناسازگار محرومیت هیجانی و نقص با نزدیكی، اعتماد و صمیمیت زوجین، رابطه منفی وجود دارد. همچنین استلیز[36] (2004؛ نقل در یوسفی، 2012) بیان کرد طرحواره ناسازگار اولیه محرومیت هیجانی و نقص، پیش­بینی كننده روابط صمیمی و عاشقانه كمتر در زوجین می­باشد. فریمن[37] (1999) دریافت که نمرات افراد در مقیاس طرح­واره­های ناسازگار اولیه پیش­بینی­کننده کیفیت ازدواج و رضایت زناشویی در آنان است. پژوهش­های مختلفی (داسیانا وآلینا[38]، 2012؛ آریتی و بمپوراد[39]، 1980؛ ذوالفقاری و همکاران ، 2008) به رابطه معنادار میان طرح­واره­های ناسازگار اولیه و رضایت زناشویی اشاره کرده­اند.

رضایت زناشویی یک جنبه بسیار مهم و پیچیده از یک رابطه زناشویی است. هنری، هود، جانسون و کارلوزی[40] (2004) رضایت زناشویی را تفسیر افراد از کیفیت ازدواج یا خوشبختی حاصل از ازدواج­شان می­دانند. به­عبارت دیگر، اصطلاح رضایت زناشویی به مسرت کلی شخص و خشنودی او از روابط نزدیک زناشویی اشاره دارد. گریف[41] (2000) در تعریف سازگاری و رضایت زناشویی اظهار می­کند که زوجین سازگار، زن و شوهرهایی هستند که توافق زیادی با یکدیگر دارند، از نوع و سطح روابط­شان راضی­اند، از نوع و کیفیت گذران اوقات فراغت رضایت دارند و مدیریت خوبی در زمینه وقت و مسائل مالی خودشان اعمال می­کنند.

با این وجود آمار طلاق که معتبرترین شاخص آشفتگی زناشویی است، نشان­گر آن است که رضایت زناشویی به­آسانی قابل دستیابی نیست. از همان روزهای آغازین رابطه زناشویی، عدم توافق­های جدی و مکرری به­وجود می­آیند که اگر حل نگردند، می­توانند رضایت و ثبات زناشویی را با تهدیدی جدی مواجه کنند (تالمن و هسایو[42]، 2004). علاوه بر این، قطع­نظر از همه روابط زناشویی که به طلاق ختم می­شوند، بسیاری از ازدواج­ها و روابط زناشویی ناموفق نیز وجود دارند که همسران به دلایل گوناگون طلاق نمی­گیرند. لذا توجه به رضایت زناشویی به خاطر نقشی که در سلامت روانی زوجین و فرزندان آن­ها دارد، اجتناب­ناپذیر است. احساس رضایت از ازدواج و رابطه زناشویی نقش مهمی را در میزان کارکردهای بهنجار خانواده ایفاء می­کند (یوسفی، 2012).

پژوهش­ها (بوث و ادواردز[43]، 1985؛ میراحمدی­زاده، نخعی­امرودی، طباطبایی و شفیعیان، 1382) دریافته­اند یکی از عواملی که بر رضایت زناشویی تأثیرگذار است، سن ازدواج زوجین است و هر چه سن ازدواج پایین‌تر باشد، احتمال از هم گسیختگی خانواده بیشتر می‌شود. معمولا در همه جوامع برای ازدواج، یك پایه سنی حداقلی وجود دارد كه در قوانین مدون یا غیرمدون در نظر گرفته می‌شود و افراد تا قبل از رسیدن به آن، به برقراری پیوند زناشویی مجاز نیستند. ‌این پایه سنی معمولا هم‌زمان با بلوغ جنسی یا اندكی پیش یا پس از آن تعیین می‌گردد، ولی به دلیل آن­كه ازدواج به­عنوان شیوه بهنجار ارضای ‌این نیاز، تنها بعد زیستی ندارد و مانند دیگر امور انسانی با فرهنگ شكل گرفته و جهت می‌یابد، معمولا افزون بر بلوغ جنسی، باید توانمندی لازم برای اداره امور خانواده را داشته باشد و به تعبیری، به بلوغ عقلی و فكری و بلوغ اقتصادی رسیده باشد، به­گونه‌ای كه فرد بتواند در نظر عرف و قانون، مسئولیت تعهد‌های خویش را در قبال دیگران بپذیرد. بدین ترتیب، سن ازدواج در هر جامعه‌ای بر حسب شرایط محیطی، اقتصادی و فرهنگ خاص آن جامعه تبیین می‌گردد (جدیدی، جان­بزرگی و رسول­زاده طباطبایی، 1388).

با وجود افزایش سن ازدواج، هنوز ازدواج زودرس در برخی از بافت­های فرهنگی رایج است و دختران که بیشتر در معرض آن هستند، آسیب­ها و عوارض شدیدی از جمله انزوای اجتماعی، محدودیت حمایت اجتماعی، فشار زیاد برای باردارشدن و حاملگی زودرس، نداشتن مهارت برای ورود به بازار کار، افسردگی و مشکلات تحصیلی را متحمل می­شوند (لطفی، 1389). بنابراین ضروری است که اولا با فرهنگ سازی، آمار این ازدواج­های زودرس را در این مناطق کاهش دهند و دوما با حل مشکلات زناشویی در دانش­آموزان متأهل تا حد امکان از بروز آسیب­های بعدی جلوگیری شود.

در حال حاضر دیدگاه­های متعددی با رویکردهای مختلف به دنبال تبیین و حل تعارض­های زناشویی هستند. مانند خانواده­درمانی که مسئولیت عمده آن بالا بردن احساس همبستگی و وحدت خانواده و فعال کردن نقش طبیعی خودالتیام­بخشی خانواده است (عامری، نوربالا، اژه­ای و رسول­زاده­طباطبایی، 1382). درمان دیگری که در زمینه حل تعارضات زناشویی بکار برده می­شود، درمان مبتنی بر نظام عاطفی بوون[44] است که نقش مهمی در زمینه رشد نظری و كار بالینی خانواده­درمانی داشته است. در این شیوه اعتقاد بر این است که نوعی نظام عاطفی بر ساختار خانواده حاكم است كه قابلیت انتقال بین نسلی دارد و سلامت روانی فرد در گرو سطح تفكیك و جدایی وی از این نظام است (بوون، 1976؛ نقل در یوسفی، 2012). علاوه­بر این روش­ها، یانگ روش دیگری را مبتنی بر طرح­واره برای حل اختلافات به­وجود آورده که طرح­واره درمانی نام دارد.

طرح­واره درمانی، درمانی نوین و یکپارچه است که عمدتا بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روش­های درمان شناختی- رفتاری کلاسیک بنا شده است و هدف نهایی آن بهبود طرح­واره است. این شیوه درمان، دارای دو مرحله سنجش و آموزش[45] و مرحله تغییر است. در مرحله اول، طرح­واره درمانگر به بیماران کمک می­کند تا طرح­واره­های خود را بشناسند و به ریشه­های تحولی طرح­واره­ها در دوران کودکی و نوجوانی پی ببرند. در این مرحله، مدل طرح­واره به بیماران آموزش داده می­شود و بیماران یاد می­گیرند سبک­های مقابله­ای ناکارآمد (تسلیم، اجتناب و جبران افراطی) خود را بشناسند و ببینند چگونه پاسخ­های مقابله­ای­شان باعث تداوم طرح­واره­های آن­ها می­شوند. هدف این است که بیماران هم از نظر عقلانی، عملکردهای طرح­واره­های خود را بفهمند و هم این­که این فرایندها را در سطح هیجانی تجربه کنند. سنجش یک فرایند چند بعدی است که شامل مصاحبه درباره تاریخچه زندگی، تکمیل پرسشنامه طرح­واره، تکالیف خود-بازنگری و تمرین­های تصویرسازی ذهنی است. در فرایند سنجش، طرح­واره­ها از نظر هیجانی برانگیخته می­شوند و به بیماران کمک می­شود بین مشکلات فعلی و تجارب دوران کودکی خود، ارتباط هیجانی برقرار کنند. در پایان این مرحله، درمانگر و بیمار، مشکل بیمار را در قالب مدل طرح­واره، مفهوم­سازی می­کنند. در مرحله دوم، درمانگر بسته به نیازهای بیمار، راهبردهای شناختی، تجربی و رفتاری و بین فردی را در هر جلسه، به­گونه­ای انعطاف­پذیر به­کار می­گیرد (یانگ و همکاران ، 1389).

از همین رو با توجه به اهمیت رضایت زناشویی و نقشی که طرح­واره­های ناسازگار اولیه در کیفیت روابط زناشویی زوجین دارد، این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که آیا مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی می­تواند فعالیت طرح­واره­های ناسازگار اولیه را کاهش و رضایت زناشویی را افزایش دهد؟

2-1 سؤال­های پژوهش*

سؤال اول: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره محرومیت هیجانی اثربخش است؟

سؤال دوم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره وابستگی/ بی­کفایتی اثربخش است؟

سؤال سوم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره بازداری هیجانی اثربخش است؟

سؤال چهارم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره بی­اعتمادی/ بدرفتاری اثربخش است؟

سؤال پنجم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره رهاشدگی/ بی­ثباتی اثربخش است؟

سؤال ششم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره ایثار اثربخش است؟

سؤال هفتم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر فعالیت طرح­واره معیارهای سرسختانه/ عیب­جویی افراطی اثربخش است؟

سؤال هشتم: آیا اجرای مرحله سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی بر رضایت زناشویی اثربخش است؟

3-1 تعریف متغیرهای پژوهش

1-3-1 سنجش و آموزش رویکرد طرح­واره درمانی

رویکرد طرح­واره درمانی دارای دو مرحله است که مرحله اول آن سنجش و آموزش است. در این مرحله مدل طرح­واره را به بیماران آموزش می­دهند و بیماران یاد می­گیرند سبک­های مقابله­ای ناکارآمد خود را بشناسند و ببینند چگونه پاسخ­های مقابله­ای­شان باعث تداوم طرح­واره­های آن­ها می­شوند. سنجش یک فرآیند چندبعدی است که شامل مصاحبه درباره تاریخچه زندگی، تکمیل پرسشنامه­های طرح­واره، تکالیف خود – بازنگری و تمرین­های تصویرسازی ذهنی است (یانگ، 2003).

2-3-1   طرح­واره­های ناسازگار اولیه

تعریف نظری: طرح­واره­های ناسازگار، الگوهای هیجانی و شناختی خود آسیب­رسان در فرد هستند كه در ابتدای رشد و تحول در ذهن شكل گرفته و در مسیر زندگی تكرار می­شوند (یانگ و همکاران، 1389). طرح­واره­های ناسازگار اولیه باورهای هسته­ای (پیش فرض­های غیرشرطی) در مورد خود و دیگران را بازنمایی كرده و پردازش اطلاعات بیرونی را به مسیری ناكارآمد منحرف می­كنند. بنابراین، روابط بین فردی و ادراك از خود را تحت تأثیر قرار می­دهند (نوعی، اصغرنژادفرید، فتی و عاشوری، 1389).

تعریف عملیاتی: نمره­ای که فرد در پرسشنامه طرح­واره یانگ در طرح­واره­های ناسازگار اولیه کسب کند.

3-3-1   رضایت زناشویی

تعریف نظری: الیس[46] (1992؛ نقل در سلیمی، آزادمرزآبادی، امیری و تقوی، 1387) رضایت زناشویی را ناشی از احساسات مرتبط با خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده زن یا شوهر می­داند. رضایت زناشویی یعنی انطباق بین انتظاراتی که فرد از زندگی زناشویی دارد و آنچه در زندگی خود تجربه می­کند (مادنز[47]، 1981؛ نقل در قربانعلی­پور، فراهانی، برجعلی و مقدس، 1387).

تعریف عملیاتی: نمره­ای است که فرد از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ کسب می­کند.

* در پژوهش حاضر، اجرای مرحله سنجش نشان داد که از بین 18 طرح­واره، تنها 7 طرح­واره ناسازگار اولیه در بین افراد گروه آزمایش و کنترل فعال بود. این طرح­واره ها عبارتند از رهاشدگی/ بی­ثباتی، بی­اعتمادی/ بدرفتاری، محرومیت هیجانی، وابستگی/ بی­کفایتی، ایثار، بازداری هیجانی و معیارهای سرسختانه/ عیب­جویی افراطی. بنابراین تنها به بررسی این 7 طرح­واره می­پردازیم.

تعداد صفحه :134

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر مولفه های شناختی در کاهش نا امیدی و افسردگی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد کرمانشاه

پایان نامه

جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی(M.A)

 عنوان

اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر مولفه های شناختی در کاهش نا امیدی و افسردگی و وسوسه افراد وابسته به مواد افیونی تحت درمان MMT

زمستان 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

 فصل یکم  2

1-1 بیان مسئله. 3

1-2 ضرورت مسئله. 4

1-3 اهداف پژوهش… 6

1-3-1 هدف کلی پژوهش… 6

1-3-2 اهداف ویژه ی پژوهش… 7

1-4 اهداف کاربردی.. 7

1-5 فرضیه های پژوهش… 7

1-6 تعریف نظری و عملی متغیرها 8

1-6-1 گروه درمانی شناختی- رفتاری.. 8

1-6-2 وابستگی به مواد افیونی.. 9

1-6-3   MMT.. 9

1-6-4  وسوسه. 9

1-6-5 افسردگی.. 10

1-6-6  ناامیدی   11

1-6-7 افکار خودآیند منفی 11

1-6-8 طرح واره های ناسازگار. 11

1-6-9 پذیره های ناکارآمد. 12

     فصل دوم. 13

2-1 اعتیاد. 14

2-2 تاریخچه مواد مخدر. 16

2-3 شیوع مواد مخدر. 17

2-3-1 ابعاد وابستگی به مواد. 17

2-4 طبقه بندی کلی مواد و اثرات آنها 18

2-4-1 کند کنننده ها 18

2-4-2 محرک ها 18

2-4-3 کانابیس و توهم زاها 19

2-4-4 مواد افیونی (اپیوئیدی) 19

2-4-5 تریاک.. 20

2-4-6 مورفین.. 20

2-4-7 کراک.. 21

2-4-8 کدئین.. 21

2-4-9 هروئین.. 22

2-4-10 متادون. 23

2-4-11 اعتیاد به مواد خانوادۀ تریاک.. 23

2-5 عوارض وابستگی به مواد. 24

2-6 معیارهای DSM-5 برای مسمومیت ناشی از اپیوئید. 25

2-7 معیارهایDSM-5 برای اختلال مصرف اوپیود. 25

2-8 معیارهای DSM-5 برای سندرم پرهیز از اوپیود. 26

2-9 سبب شناسی 27

2-10 تئوری های روان پویشی(عوامل روان پویایی و آسیب شناسی روانی) 27

2-11 تئوری رفتاری.. 28

2-12 تئوری های زیست شناختی و ژنتیک… 28

2-13 عوامل نو رو شیمیایی – گیرنده ها وسیستم های گیرنده 29

2-14 مدل انتقال فرهنگی.. 30

2-15 مدل زیست ،روان ،اجتماعی 30

2-16 عوامل فردی.. 31

2-17 رابطه افسردگی و اعتیاد. 31

2-18 افسردگی.. 32

2-19 معیارهای DSM-5 برای افسردگی اساسی.. 32

2-20 نظریه شناختی.. 34

2-21 اسناد ( نسبت دادن ) و بی پناهی در افسردگی.. 34

2-22 دلایل ابتلا به افسردگی.. 35

2-23 مولفه های شناختی.. 36

2-24 افکار خودآیند منفی.. 36

2-25 پذیره های زیربنایی.. 36

2-26 باورهای اصلی(طرح واره) 37

2-27 نا امیدی 37

2-28 اشتیاق (وسوسه) 38

2-29   درمان. 38

2-30 تاریخچه ایجاد درمان نگهدارنده متادون 39

2-31 درمان نگهدارنده متادون. 40

2-32 تبیین شناختی رفتاری اعتیاد. 41

2-33 شناخت درمانی.. 44

2-34 روان درمانی گروهی.. 44

2-35 تاریخچه ی گروه درمانی.. 45

2-36 مقایسه ی راهنمایی و مشاوره ی گروهی و انفرادی.. 46

2-37 نقش در مانگر به عنوان رهبر گروه 47

2-38 ملاک های عضویت در گروه درمانی.. 47

2-39 اهداف گروه های مختلف براساس نظریه های مختلف… 48

2-40 درمان همزمان اعتیاد و افسردگی.. 48

2-41 درمان شناختی-رفتاری در اعتیاد. 49

2-42 پژوهش های داخلی.. 50

2-43 پژوهش های خارجی.. 52

    فصل سوم  54

3-1 طرح پژوهش… 55

3-2 نوع داده ها 55

3-3 جامعه آماری.. 55

3-4 متغیر های پژوهش… 55

3-5 ابزار پژوهش     56

3-6 مقیاس ناامیدی بک (BHS) 57

3-7 مقیاس نگرش ناکارآمد (DAS) 57

3-8 پرسش نامه  افکار خودآیند(ATQ) 58

3-9 پرسش نامه  ی طرح واره ی یانگ… 59

3-10 پرسش نامه ی عقاید وسوسه انگیز (CBQ) 60

3-11 روش مداخله ی گروه درمانی شناختی- رفتاری.. 60

3-12 شیوه ی اجرا 61

3-13 روش تحلیل داده ها 62

3-14 خلاصه جلسات گروه درمانی.. 63

  فصل چهارم  66

4-1 یافته‌های توصیفی.. 67

4-2 یافته های استنباطی.. 72

   فصل پنجم  78

5-1 بحث و نتیجه گیری.. 79

5-2 محدودیت های پژوهش… 87

5-3 پیشنهاد های نظری.. 88

5-4 پیشنهاد های کاربردی.. 88

    منابع   90

    پیوست    101

چکیده:

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی – رفتاری بر مولفه های شناختی وابستگی به مواد مخدر در کاهش وسوسه، ناامیدی و افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی تحت درمان MMT  است.

روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با استفاده از پیش آزمون _ پس آزمون می باشد. حجم نمونه 34 نفر بود که در دو گروه آزمایش و گواه مورد بررسی قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت درمان شناختی – رفتاری منطبق بر پروتکل درمانی مایکل فری قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های عقاید وسوسه انگیز رایت( CBQ) ،افسردگی بک (BDI-II) ،ناامیدی بک ( BHS )، افکار خودآیند منفی (ATQ  )، طرحواره ی یانگ ، نگرش های ناکارآمد( DAS ) استفاده شد. نتایج نشان داد که گروه درمانی شناختی – رفتاری موجب کاهش معنادار افسردگی، ناامیدی، وسوسه، افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد در در افراد وابسته به مواد افیونی می شود. این نتایج در مورد اثربخشی این درمان بر طرحواره های ناسازگار اولیه معنادار نبود.

کلید واژه: افسردگی، ناامیدی، وسوسه، افکار خودآیند منفی، نگرش های ناکارآمد، طرحواره های ناسازگار اولیه، درمان شناختی – رفتاری، مواد افیونی، درمان MMT.

1-1      بیان مسئله

امروزه سوء مصرف مواد مخدر با کاهش کیفیت زندگی، افزایش میزان مرگ و میر، تقلیل ارزش های اجتماعی و اخلاقی و افزایش رفتارهای مجرمانه، یکی از مهم ترین موضوعات مرتبط با سلامت است (بکر، سالیوان، تترالت، دسی و فیلین[1]،2008).  

مصرف کنندگان مواد از اختلالاتی مانند اختلالات شخصیتی، جنسی، اضطرابی، افسردگی و اختلالات جسمی رنج می برند که در این میان وجود افسردگی بارزتر است. در سال های اخیر توجه خاصی به درمان روان شناختی یکپارچه ی اختلال افسردگی همراه با اختلال مصرف مواد شده است.(هسین[2]،2002) افسردگی با ایجاد علایمی چون درماندگی مانعی در مقابله با ترک اعتیاد و بهره گیری از منابع مقابله ای موجود محسوب می شود. این مسئله در حالی مطرح می شود که نتایج برخی پژوهش ها نشان می دهند درمان اختلالات خلقی همراه با اعتیاد ممکن است شروع و عود مجدد را کاهش دهد.( کویلو، برادی و سونه[3]،2005؛ سارا، رزماری، مارتین و رازنو[4]،2008؛ فستیمونز، وادیا و جونز[5]،2007). در این میان از بین رویکردهای روانی-اجتماعی که در زمینه ی درمان سوء مصرف مواد ارزشیابی شده اند، درمان های شناختی- رفتاری حمایت تجربی بسیار بالایی به دست آورده اند (کتلین[6]،2002). در این رویکرد درمانگر به مراجع کمک می کند تا افکاری را که برانگیزنده ی نگرش مثبت به مواد مخدر است را باز شناسد و افکار غیر منطقی و باورهای غلط را تغییر دهد. بنابراین با توجه به چرخه ی اعتیاد و مداخلات مختلف درمانی، باید با استفاده از روش های آموزشی در نگرش های معتاد تغییر ایجاد شود تا او بتواند به مراحل مختلف که باعث تغییر نگرش وی می شود وارد شده و موفق به ترک مواد شود، زیرا بازگشت مجدد افراد به سمت اعتیاد به دلیل تأثیرات عوامل شناختی و موقعیتی است و در این میان نقش عوامل شناختی مهم تر است(شکوهی، امیرآبادی،صفوی، مهدی و وکیلی،1391). اعتقاد بر این است که گروه درمانی در بیشتر اختلالات روانی مؤثر است. زیرا فرد در گروه نحوه ی برخورد خود را با اجتماع می بیند و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او می شود، ضمن این که تجارب جدید برای برقراری ارتباط با دیگران را یاد می گیرد، با افراد جدید آشنا شده،احساس قدرت می کند و اعتماد به نفس وی بالا می رود(جنتی، عظیمی و محمودی،1382). امروزه گروه درمانی به عنوان درمان انتخابی وابستگی به مواد دارای توان بالقوه برای حمایت و مواجهه ی بیمار با اختلال و به چالش کشیدن بینش اعضا پیرامون مسایل فردی و شخصیتی است (خانتازیان[7]،1999).

درمان نگه دارنده ی متادون(MMT) یکی از درمان های طولانی مدت (حداقل یک دوره ی دو ساله) با هدف کاهش آسیب مواد مخدرمی باشد، به این معنی که بیمار مصرف مواد مخدر را متوقف کرده و داروی متادون را به جای آن مورد استفاده قرار می دهد. این دارو در اشکال قرص های 40، 20و 5 میلی گرمی به صورت محلول در هر سی سی موجود می باشد که متناوب با نوع ماده ی مصرفی و شرایط جسمی بیمار مقدار آن مشخص می شود و سپس روند بهبود بیمار در طول زمان بررسی می شود( فرهودیان و همکاران،1390).

به اعتقاد پژوهشگران با وجود نرخ بالای همبودی اختلالات افسردگی و مصرف مواد و تعامل آن ها با یکدیگر، نقش بازدارنده ی اختلال افسردگی در بهبود از مصرف مواد، روان درمانی های ارایه شده برای مصرف مواد اختلالات خلقی همراه را به ندرت در نظر گرفته اند و همین مسئله مداخله های انجام گرفته در حوزه ی اختلالات مصرف مواد را کم اثر ساخته عود مکرر را در این بیماران در پی داشته است. این مسئله در حالی است که شواهد نشان می دهند که درمان اختلالات خلقی همراه می تواند سوء مصرف مواد را کاهش دهد(کئلو، برادی و سونه،2005)

بدین سان مسئله ی اصلی در این پژوهش این است که گروه درمانی شناختی- رفتاری تا چه حد می تواند از طریق تأثیر بر مؤلفه های شناختی از قبیل افکار خودآیند منفی و پذیره های ناکارآمد در کاهش وسوسه و بهبود افسردگی و ناامیدی در افراد وابسته به مواد افیونی تحت درمان MMT مؤثر باشد.

1-2      ضرورت مسئله

براساس جدیدترین اعلام نماینده ی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ایران، کشور ما دارای دومین مقام در شیوع مصرف مواد مخدر است و براین اساس مسئله اعتیاد را از مرحله ی هشدار و زنگ خطر گذرانده و ضرورت تلاش سریع تر برای درمان این پدیده ی اجتماعی را طلب می کند(دلئو[8]، 1390؛ به نقل از شکوهی، امیرآبادی، مهدی و وکیلی،1391). در بین افرادی که برای درمان وابستگی به مواد مخدر از جمله مواد شبه افیونی مراجعه می کنند، سایر اختلالات روانی شیوع بالایی دارند و در برخی مطالعات، میزان اختلالات روان پزشکی همزمان در بین معتادان، 50% گزارش شده است. در این میان، علایم افسردگی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد یا وابستگی به مواد شایع است.(سادوک،2008، ترجمه ی رضایی،1390)، اگر چه در مورد رابطه ی اعتیاد و افسردگی آچو و وینزیت[9](1996) معتقدند که در معتادان دارای نشانه های افسردگی، اغلب تعیین این که آیا حالت خلقی به عنوان پیامدی از مصرف دارو به شمار می رود و نشانه های محرومیت را بازنمایی می کند و یا این که یک بیماری روانی اولیه محسوب می شود، دشوار است. اما چیزی که مشهود است این نکته می باشد که ترکیب اعتیاد و افسردگی درمان را دشوار می سازد، چون وقتی فرد احساس درماندگی، ناامیدی یا غمگینی می کند، مقابله با اعتیاد او کار دشواری است که نیاز به مداخلات چند جانبه دارد(گودرزی،1380). افسردگی هم چنین می تواند نشان از درماندگی و ناامیدی در معتادان باشد که این امر می تواند به واسطه ی فعال کردن چرخه ی افکار ناکارآمد و معیوب در مصرف کنندگان مواد، مانعی برای انجام رفتارهای مؤثر برای مبارزه با اعتیاد و یا بهره گیری از منابع مقابله ای موجود در سوء مصرف کنندگان مواد محسوب شود.(آبرامز ویائورا[10]،1987؛به نقل از سارال و همکاران[11]،2008) تاکنون شیوه های درمانی متعددی از درمان های دارویی، درمان های روان کاوی، رفتاردرمانی و غیره برای بیماران مبتلا به اعتیاد صورت گرفته است اما هر یک از این شیوه ها تا حدی تأثیر گذار بوده اند و لغزش و بازگشت مجدد سوء مصرف مواد را به همراه داشته اند. به نظر می رسد که مشکل عمیق تر باشد و چیزی در جایی از درون فرد وی را در حالت مصرف مجدد قرار دهد. جانسون و همکاران (2004)  طی پژوهشی دریافتند که شواهدی در ارتباط با باورهای افراد مبتلا به اختلال در حوزه ی سوء مصرف الکل و داروها وجود دارد که آن ها را در چرخه ی مصرف مجدد و لغزش قرار می دهد(جانسون[12]،2004). پژوهش ها  نشان می دهد که گروه درمانی شناختی- رفتاری و درمان نگه دارنده ی متادون در درمان اختلالات افسردگی و اضطراب همبود با سوء مصرف مواد مؤثرند.(قدسی و ماکسول[13] ،1990؛ اتو، پاوزر و فیشمن[14]،2005؛ اسپادا، نیک و ویک، مونتا و ایرسون[15]،2006؛ پورنقاش تهرانی، 1378؛ رسولی آزاد، قنبری هاشم آبادی و طباطبایی،1388).

درمان نگه دارنده با متادون یک رویکرد شناخته شده جهت درمان وابستگی به مواد اپیوئیدی و به خصوص کاهش آسیب است (سادوک،2008؛رضایی، 1382).متادون با جلوگیری از بروز علایم محرومیت و کاهش اشتیاق(وسوسه[16]) برای مصرف و متوقف نمودن گیرنده های اوپیوئیدی در درمان اعتیاد به مواد افیونی مؤثر واقع می شود(فاگینو[17] و همکاران،2003) از آن جا که لغزش بیماران تحت درمان نگه دارنده با متادون موجب مشکلات عدیده ای از قبیل ادامه ی رفتارهای پرخطر و انتقال عفونت ها به جمعیت عمومی، مسمومیت، ارتباط با مواد فروشان، عدم ماندگاری در درمان و دست نیافتن به اهداف درمانی می گردد، توجه به لغزش و کاهش آن به وسیله ی مداخلات روان شناختی ضروری است.(اصلی نژاد، مشکی، علیمردانی وتوکلی زاده،1392).

درمیان رویکردهای روانی-اجتماعی که زمینه ی سوء مصرف مواد ارزشیابی شده اند درمان شناختی- رفتاری به خصوص به شیوه ی گروهی حمایت تجربی بسیار بالایی به دست آورده اند (شکوهی، امیرآبادی، صفوی، مهدی و وکیلی،1391).براساس نظریه ی شناختی- رفتاری وابستگی به مواد مخدر مانند سایر رفتارها، متشکل از یک رشته رفتارهای آموخته شده است که از طریق تقلید از الگوها در اثر پی بردن به نتایج ماده ی مخدر استفاده شده، مانند کاهش اضطراب و افسردگی، تسکین درد، کاهش خلق منفی و بالا بردن توانایی معاشرت اجتماعی آموخته می شود. بنابراین مهم ترین هدف درمان آن است که پیش آیند های مهم را شناسایی و روش های مؤثر تسلط بر آن ها را برای گسیختن رابطه با مواد به مراجع آموزش دهد. هم چنین، در این درمان بر شیوه های مدیریت خلق منفی و اضطراب و کنترل خشم تأکید می شود.(مارلات و اون[18]،2001).

بنابراین پژوهش حاضر با در نظر گرفتن این پیش فرض که گروه درمانی با رویکرد شناختی- رفتاری با تأثیر بر مؤلفه های شناختی از قبیل افکار خود آیند منفی ، پذیره های ناکارآمد و طرح واره های ناسازگارانه باعث کاهش معنی دار وسوسه و بهبود افسردگی  و ناامیدی در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل می شود، به بررسی تأثیر درمان گروهی شناختی- رفتاری در بین مصرف کنندگان مواد افیونی تحت درمان MMT پرداخته است.

1-3      اهداف پژوهش

1-3-1  هدف کلی پژوهش

هدف کلی این پژوهش دستیابی به شواهد تجربی در مورد اثر بخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر مؤلفه های شناختی وابستگی به مواد مخدر در کاهش وسوسه، افسردگی و ناامیدی در این افراد است.

1-3-2  اهداف ویژه ی پژوهش

برای نیل به هدف اصلی و کلی، پژوهش حاضر می کوشد تا جنبه های زیر را مشخص نماید:

  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش مؤلفه های شناختی افراد وابسته به مواد افیونی از جمله افکار خودآیند منفی، پذیره های ناکارآمد و طرح واره های ناسازگار.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش وسوسه در افراد وابسته به مواد افیونی.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی.
  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر کاهش نا امیدی در افراد وابسته به مواد افیونی.

1-4      اهداف کاربردی

هم چنین این پژوهش هدفهای کاربردی زیر را تعقیب می نماید:

  • تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری به منظور استفاده از آن در کاهش مؤلفه های شناختی افراد وابسته به مواد افیونی و از آن طریق کاهش وسوسه، افسردگی و ناامیدی در این افراد به منظور تعمیم این برنامه به سایر گروه ها از بیمارانی که مولفه های شناختی معیوب و آسیب رسان دارند.
  • آموزش درمان شناختی- رفتاری به افراد شرکت کننده در این پژوهش به منظور تسهیل در رفع تنش ناشی از حوادث احتمالی پیش آمده در آینده و یا افکار ناراحت کننده ی پردازش نشده در این پژوهش.
  • اقدام به گروه درمانی شناختی- رفتاری برای گروه کنترل که فقط مشاوره ی معمول کلینیک را دریافت کرده، بعد از انجام پس آزمون، در صورت وجود علایم.

1-5      فرضیه های پژوهش

پژوهش حاضر به بررسی فرضیه های زیر می پردازد:

فرضیه ی یکم : گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنادار افکار خودآیند منفی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی دوم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار پذیره های ناکارآمد در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی سوم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دارطرح واره های ناسازگار در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی چهارم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار افسردگی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی پنجم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار نا امیدی در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

فرضیه ی ششم: گروه درمانی شناختی- رفتاری موجب کاهش معنا دار وسوسه در افراد وابسته به مواد افیونی می شود.

1-6      تعریف نظری و عملی متغیرها

1-6-1  گروه درمانی شناختی- رفتاری

الف- تعریف نظری

عبارت است از مجموعه روش های گروهی حاصل از تکنیک های تلفیق شده از دو رویکرد شناخت درمانی و رفتار درمانی که عمدتاً بر اساس نظریه های بک و الیس پایه گذاری شده اند. این مدل درمانی یکی از کارآمدترین مدل ها درباره ی تغییر رفتار و برداشت فرد از رویدادهاست. مخصوصاً اهمیتی که در آن به جنبه های رفتاری و عملی به شکل تکلیف خانگی، یادداشت برداری، تمرین عملی، خودبازنگری، ذهن ورزی، سنجش و عینی سازی در ارزیابی و درمان داده می شود و سازمان بندی مناسبی که در طراحی و اجرای برنامه ی درمانی آن وجود دارد در گسترش قابلیت های کاربردی آن در افراد مختلف و متناسب با شرایط مختلف فرهنگی و اجتماعی تأثیر داشته است (قاسم زاده،1380).

ب- تعریف عملی

در این پژوهش منظور از گروه درمانی شناختی- رفتاری، پروتکل درمان شناختی- رفتاری مایکل فری به صورت گروهی است. که در طول ده جلسه ی یک ساعته (60 دقیقه ای) برای یک گروه 17 نفره (گروه آزمایش) اجرا می شود.

1-6-2  وابستگی به مواد افیونی

الف- تعریف نظری

وابستگی به مواد افیونی(اپیوئیدی) شایع ترین نوع گرایش به اعتیاد می باشد. مواد افیونی شامل طبقه ای از ترکیبات هستند که از ریشه ی گیاه خشخاش[19]به دست می آیند و از جمله ی آن ها می توان به تریاک، مرفین، هروئین اشاره نمود (رزنهان و سلیگمن، 1995؛سید محمدی، 1390)[20].

ب- تعریف عملی

در این پژوهش شامل کلیه ی افرادی است که از لحظه ی ورود به درمان، وابسته به مواد افیونی شامل تریاک، شیره، کراک، هروئین، متادون غیر قانونی تشخیص داده شده اند ( طبق تست مورفین و مصاحبه ی انفرادی).

1-6-3  MMT[21]

الف- تعریف نظری

از نظر لغوی به معنای درمان نگه دارنده با متادون است. این دارو اثراتی مشابه مورفین ولی با طول اثر بلندمدت تر دارد و یکی از برنامه های متداول برای درمان وابستگی به هروئین است که عبارت است از دادن جایگزین های هروئین، یعنی داروهایی که از لحاظ شیمیایی شبیه هروئین هستند(آگونیست[22] ) و می توانند جایگزین هوس بدن به آن ماده شوند (اشتراین و همکاران،[23]1994).

ب- تعریف عملی

در این پژوهش شامل مراکزی است که از درمان نگه دارنده ی متادون جهت درمان افراد وابسته به مواد مخدر استفاده می کنند.

1-6-4  وسوسه[24]

الف- تعریف نظری

وسوسه  یا اشتیاق به مصرف را می توان عامل ایجاد علایم ترک روانی و جسمانی دانست.وسوسه را می توان یک وضعیت روان شناختی طلب مواد دانست که انگیزه ی مصرف مواد را ایجاد می نماید (بادگر و همکاران، 2006).

ب- تعریف عملی

در این پژوهش  شامل نمراتی است که از اجرای پرسش نامه ی عقاید وسوسه انگیز (CBQ) رایت (2003) به دست می آید.

1-6-5  افسردگی

الف- تعریف نظری

حداقل 5مورد از علایم زیر همزمان در یک دوره ی دو هفته ای وجود داشته باشد و تغییری در کارکرد قبلی باشد؛ حداقل یکی از علایم یا 1. خلق افسرده یا 2.بی علاقگی و بی لذتی.

این علایم عبارت اند از خلق افسرده در اکثر اوقات روز تقریباً در تمام روزها، کاهش واضح علاقه مندی یا لذت بردن از همه ی فعالیت ها، کاهش یا افزایش وزن، کاهش یا افزایش اشتها، کم خوابی یا پرخوابی، سراسیمگی یا کندی روانی-حرکتی در تقریباً همه ی روزها، احساس خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً در تمام روزها، احساس بی ارزشی یا احساس گناه، کاهش قدرت تفکر و تمرکز، افکار عود کننده درباره ی مرگ. این علایم از نظر بالینی رنج و عذاب چشمگیری ایجاد کرده باشد  یک اختلال دیگر یا بیماری جسمی و یا مصرف مواد و یا داغ دیدگی توجیه بهتری برای این علائم نباشد.(سادوک و سادوک،2007)

بایستی توجه داشت که وابستگی به مواد مخدر طبق نتایجی که پژوهش ها به دست آورده اند، همایندی بسیار بالایی با افسردگی دارد. لذا در این پژوهش دارا بودن معیارهای تشخیص اختلال افسردگی بر اساس متن بازنگری شده ی چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی[25] است و صرفاً ممکن است خلق افسرده یا برخی علایم همراه را شامل باشد.

ب- تعریف عملی

منظور از افسردگی در این پژوهش نمره ای است که فرد در BDI-ɪɪ به دست می آورد.

1-6-6  ناامیدی

الف- تعریف نظری

ناامیدی عبارت است از این انتظار که اتفاقات مطلوبی نخواهد افتاد و پیامدهای بسیار ناراحت کننده ای رخ خواهند داد و این که این موقعیت را هم نمی توان تغییر داد که خود به تنهایی می تواند دلیلی برای علایم افسردگی باشد.(شمس، هاشمیان و شفیع آبادی، 1386)

تعداد صفحه :143

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش میل جنسی، افزایش احقاق جنسی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی‌

دانشکده روانشناسی و علوم‌تربیتی

جهت اخذ پایان‌نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی

عنوان:

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش میل جنسی، افزایش احقاق جنسی و کاهش تعارضات زناشویی زنان مبتلا به کم‌کاری میل جنسی

شهریور1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

مقدمه: رابطه‌ی جنسی مطلوب بخش مهمی از زندگی زناشویی است و مطالعات از همبستگی بالای نارضایتی جنسی و تعارضات زناشویی حکایت دارند؛ بنابراین اهمیت پرداختن به درمان اختلالات جنسی و به تبع آن بهبود رابطة زناشویی ریشه در بهداشت روانی، جسمانی و سلامت خانواده دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر میل جنسی، احقاق جنسی و تعارضات زناشویی در زنان مبتلابه اختلال کم‌کاری میل جنسی بود. پژوهش در چارچوب طرح‌های تجربی تک آزمودنی با استفاده از یک خط پایه انجام شد. سه زن با روش نمونه‌گیری در دسترس، از بین زنان مراجعه‌کننده به یکی از مراکز روانشناسی و مشاوره کرج، انتخاب شدند و یک پروتکل درمانی هشت جلسه‌ای اجرا شد. شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌های شاخص تمایل جنسی هالبرت، شاخص احقاق جنسی هالبرت، تعارضات زناشویی براتی و ثنایی و ذهن‌آگاهی بائر و همکاران و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تغییرات روند و شیب و ملاک‌های درصد بهبودی و درصد کاهش نمرات برای هر بیمار استفاده شد.

یافته‌ها: شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر افزایش متغیرهای میل جنسی، احقاق جنسی و ذهن‌آگاهی و کاهش متغیر تعارضات زناشویی و به‌طور معناداری اثربخش بود و با درصد بهبودی بالینی بالایی همراه بود؛ به‌علاوه این نتایج در یک نوبت پیگیری 1 ماهه دوام مناسبی داشت.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها، می‌توان نتیجه گرفت که شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش علائم اختلال کم‌کاری میل جنسی، افزایش احقاق جنسی و کاهش تعارضات زناشویی زنان مبتلا‌به اختلال کم‌کاری میل جنسی دارد معناداری بالینی دارد.

واژگان کلیدی: شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی، کم‌کاری میل جنسی، احقاق جنسی

فهرست مطالب

فصل اول..

1-1-مقدمه……………………………………………………………………………. 1

1-2-بیان مسئله  ………………………………………………………………………. … 2

1-3-اهمیت تحقیق…………….. 8

1-4– هداف……………………………………………………………………………. 10

1-5-فرضیات…………………………………………………………………………… 10

1-6- متغیرهای تحقیق. 10

1-6-1- میل جنسی.. 10

1-6-2- احقاق جنسی.. 10

1-6-3- تعارضات زوجی.. 11

فصل دوم

2-1 – مقدمه….. …. 14

2—2- رفتارها و تمایلات جنسی انسان. 14

2-2-1- رفتارها و تمایلات جنسی در کودکی.. 15

2-3- جنسیت و هویت جنسی.. 15

2-4- نقش جنسی.. 16

2-5- گرایش جنسی.. 17

2-6- هورمون‌ها، هورمون‌های عصبی و رفتار جنسی.. 17

2-7- تفاوت میل جنسی و محرک‌های شهوانی در زن و مرد. 17

2-8- خودارضایی.. 18

2-9- عشق و صمیمیت.. 19

2-10- مسائل جنسی و قانون. 20

2-11- تعریف میل جنسی.. 21

2-11-1-تعریف تجربی از میل جنسی.. 21

2-11-2- تعریف روان تحلیلی از میل جنسی.. 23

2-11-3- بازنمایی‌های درونی روابط والدین و ‌ایگوی بدن. 28

2-11-4- فاعلیت جنسی و عینیت‌بخشی به خود. 31

2-11-5- تصویر بدنی و تصویر تناسلی self در ادبیات تجربی.. 31

2-11-6- میل جنسی و هیجانات خاص… 33

2-11-7- جوانب شناختی میل جنسی.. 34

2-12- واسطه‌های غدد درون‌ریز عصبی و میل جنسی زن. 36

2-12-1- تستوسترون. 37

2-12-2- پرولاکتین. 38

2-12-3 – استروژن. 39

2-12-4- پروژسترون. 39

2-12-6- اʾکسیتوسین. 40

2-12-7- هورمون‌های تیروئید. 40

2-13- چرخة جنسی انسان. 40

2-13-1- دستگاه عصبی مرکزی و رفتار جنسی.. 40

2-13-2- پاسخ‌های فیزیولوژیک… 41

2-13-3- خلاصه‌ای از تاریخچۀ چرخۀ پاسخ جنسی زنان. 45

2-14- بررسی اختلالات جنسی زنان. 52

تاریخچه تقسیم‌بندی و مبحث شناسی اختلالات جنسی زنان. 52

2-15- اختلال میل جنسی.. 56

2-15-2- کژکاری‌های جنسی در DSM5. 56

2-15-4- شیوع 61

2-15-5- شکل‌گیری و روند. 63

2-15-6- عوامل خطر و پیش‌آگهی.. 63

2-15-7- تشخیص افتراقی.. 64

2-15-8- همزمانی اختلالات.. 65

2-16- ادراک نشانه‌های جنسی و HSDD.. 71

2-17- خیال‌پردازی‌های جنسی زنان. 72

2-17-1 محتوی خیال‌پردازی‌های جنسی.. 73

2-17-2- خیال‌پردازی‌های جنسی و HSDD.. 74

2-18- عوامل مؤثر در بروز اختلالات جنسی.. 75

2-18-1- عوامل بیولوژیکی.. 76

2-18-2- عوامل روان‌شناختی.. 77

2-18-2-1- تفرد و جدایی بین مادر و دختر. 83

2-18-2-2- همانندسازی با والدین و تمایلات جنسی زنان. 85

2-18-2-3- حواس‌پرتی شناختی.. 88

2-18-3- عوامل دارویی مؤثر در کژکاری جنسی.. 89

داروهای ضد اضطراب: 91

2-19- احقاق جنسی.. 92

2-20- تعارضات زناشویی.. 98

2-20-1- انواع تعارض و برخورد با تعارض… 101

2-20-2- عوامل مؤثر در بروز تعارض زناشویی.. 101

2-20-1- اثرات تعارض زناشویی.. 102

2-21- ذهن‌آگاهی.. 103

2-21-1- ذهن‌آگاهی چیست؟. 103

2-21-2- تأثیرات ذهن‌آگاهی.. 105

2-21-3- حالات ذهن‌آگاهی.. 107

2-21-3- شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBCT) 107

2-21-4- ذهن‌آگاهی همه‌روزه 108

2-21-5- استرس و شرایط انسانی.. 109

2-22- مروری بر پژوهش‌ها 110

2-22-1- تحقیقات خارجی.. 110

2-22-2- تحقیقات داخلی.. 116

فصل سوم.

3-1- طرح پژوهش… 122

3-2- جامعه آماری.. 122

3-3- حجم نمونه، روش نمونهگیری.. 123

3-4- گزارش بالینی بیماران. 124

3-5- ابزارهای پژوهش… 125

3-6- فرایند درمان. 127

3-7- روش تجزیه‌وتحلیل داده‌ها 130

فصل چهارم.

4-1- توصیف آماری متغیرهای پژوهشی.. 133

4-2- یافته‌های مربوط به سؤالات پژوهش… 143

فصل پنجم

5-1- سؤالات پژوهش… 149

5-2- نتیجه‌گیری…………………………………… 153

محدودیت‌های پژوهش… 155

پیشنهادهای پژوهش… 155

منابع فارسی.. 158

منابع انگلیسی.. 160

پیوست 1 پرسشنامه احقاق جنسی‌هالبرت.. 178

پیوست 2: پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی.. 179

پیوست 3: پرسشنامه ذهن‌آگاهی بائر و همکاران. 184

پیوست 4: پرسشنامه تمایل جنسی‌هالبرت.. 187

1-1           مقدمه

اساس خانواده كه محور و هسته اصلی كلیه اجتماعات بشری است، بر غریزه جنسی مبتنی است. این غریزه خود نوعی كشش دلپذیر است كه زن و مرد را به‌سوی ازدواج كشانیده، بقا و تداوم خانواده را تضمین می‌کند (نادسون-مارتین و هنوگرات[1]، 2015). بنابراین، مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائلِ درجه اول زندگی زناشویی قرار داشته، سازگاری در روابط جنسی از عوامل مؤثر در خوشبختی محسوب می‌شود در حقیقت، شواهد قابل‌توجهی برای توصیف ارتباط نزدیك بین فعالیت جنسی و رضایت زناشویی وجود دارد. این امر نشان‌دهنده وجود رابطه‌ای دوطرفه بین اختلافات زناشویی و اختلالات جنسی است. لذا می‌توان گفت افرادی كه رضایت جنسی بیشتری دارند، در زندگی زناشویی نیز از رضایت بیشتری برخوردارند (چو[2]، 2014). بر اساس بسیاری از مطالعات بخش مهمی از مبنای ازدواج و استمرار زندگی زوجی سالم به مسئله نیاز به برقراری یک رابطه‌ی جنسی مطلوب و رضایت‌بخش بازمی‌گردد (ون اوردن[3] و همکاران، 2012) و پرواضح است که هرگونه اخلال و مانع در مسیر صحیح و سالم حیات جنسی زوج مانند اختلال مثل کم‌کاری میل جنسی که اتفاقاً شایع‌ترین اختلال جنسی در زنان گزارش‌شده است می‌تواند سلامت جنسی افراد را تحت‌تاثیر بگذارد و بر نارضایتی جنسی و به تبع نارضایتی زناشویی آنها منجر شود (فینچام[4] و بیچ[5]، 2010)، به‌خصوص اینکه رابطه جنسی سالم و رضایت‌بخش یکی از اساسی‌ترین وجوه تمایز رابطه زناشویی از سایر روابط انسانی دیگر است که در صورت ایجاد خلل و یا فقدان آن در زندگی زوجی ممکن است منجر به جدایی عاطفی و حتی طلاق نیز گردد (چو[6]، 2014)؛ از سویی نیز وقتی افراد در احقاق جنسی خویشتن مشکل دارند و دارای عزت‌نفس پایینی هستند و برای آنان دشوار است که نیازهای خود را بیان کنند و یا استقلال فردی خود را در روابط زناشویی حفظ نمایند (قیصری و کریمیان، 1392). عوامل متعددی در هر جامعه، باعث شکل‌گیری و تشدید این وضعیت برای زوج می‌شود (ثنایی و شفیعی، 1384). یکی از معیارهای قابل‌سنجش برای بررسی میزان خوشبختی زوجین، میزان رضایت‌مندی آن‌ها از روابط جنسی است. اگر زن و شوهر بتوانند ازنظر جنسی یکدیگر را ارضا کنند، قادرند بسیاری از تنش‌های زندگی را هم مدیریت کنند؛ اما اگر رابطه‌ی جنسی خوبی با هم نداشته باشند، گاهی حتی کوچک‌ترین مسائل و مشکلات زندگی نیز تبدیل به بحران می‌شود (بارکر[7] و چانگ[8]، 2013).

مشکلات و اختلالات مربوط به میل جنسی از حیطه‌های نسبتاً جدید در حوزه زوج‌درمانی می‌باشد که اختلال میل جنسی کم‌کار[9] بر اساس [10]DSM-5با کمبود یا فقدان خیال‌پردازی‌های جنسی و میل برای فعالیت جنسی مشخص شده است که این اختلال باید به پریشانی فردی آشکار منجر شود این اختلال ناشی از اثرات فیزیولوژیک مصرف مواد یا دارودرمانی و یا بیماری جسمانی نمی‌باشد (انجمن روان‌پزشکی آمریکا[11]، 2013)؛ که در این راستا در مطالعه حاضر بررسی درمان‌های نوین و اثربخش این اختلال در زنان پرداخته شد زیرا زنانی که از این اختلال رنج می‌برند، دچار پریشانی فردی شده که منجر به تنش و مشکلات ارتباطی و میان فردی خواهد شد و مطالعات اندکی بر روی مؤلفه‌های درمانی این اختلال در زنان انجام شده است. مشکلات ارتباطی و میان فردی ناشی از اختلال میل جنسی کم‌کار به‌نوبه خود می‌تواند موجب بروز مشکلات زناشویی و خانوادگی گردد که در بیشتر این موارد زوجین بجای مشاوره زناشویی به مشاوران خانوادگی ارجاع داده می‌شوند که در این میان درمان شناختی رفتاری رایج‌ترین درمان این اختلال است، اما پژوهش‌ها حاکی از این است که 50-40 درصد افرادی که با CBT[12] درمان شده‌اند، بهبودی ‌اندک یا هیچ بهبودی نشان نداده‌اند (برادفورد و مزتون[13]، 2011). ازاین‌رو توجه به مشخصه‌های دیگر این اختلال (مانند بعد هیجانی) ضروری به نظر می‌رسد لذا در پژوهش حاضر از شیوه درمانی، شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی که به‌عنوان درمانی مفید و کم‌هزینه شناخته‌شده است (بروتو[14] و همکاران، 2013)، می‌گردد که سعی شد با توجه به اینکه میزان قابل‌توجهی از زنانی که از اختلال میل جنسی کم‌کار رنج می‌برند به کلینیک‌های روانشناسی مراجعه نمی‌کنند و آن‌ها به‌صورت نهفته از این اختلال رنج‌برده و با اثرات مخرب آن را در زندگی زناشویی درگیر هستند در یک مطالعه اولیه با نمونه‌هایی محدود از زنان اثربخشی و کارآیی درمانی آن بررسی و گزارش شود. این پژوهش سعی دارد که با شناخت عمیق این پدیده و با توجه به جامعیت درمان ذهن‌آگاهی و نیز امکان بررسی ریشه‌های عمیق روانی و باورهای هسته‌ای، خطاهای شناختی و سایر ابعاد ناسازگار شناختی که می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری اختلالات جنسی ازجمله اختلال کم‌کاری میل جنسی بشود همچنین تأثیرات ثابت‌شده روش ذهن‌آگاهی در کاهش علائم اضطراب گامی در راستای کاهش علائم و درمان زنان مبتلا‌به بی‌میلی جنسی و جلوگیری از تأثیرات منفی آن در زندگی شخص و روابط بین‌فردی افراد و زندگی زناشویی آنها دربردارد.

1-2          بیان مسئله

اختلال کم‌کاری میل جنسی شایعترین اختلال جنسی زنان است و با توجه به همبستگی بالای اختلالات جنسی و نارضایتی زناشویی وجود این اختلال می‌تواند ریسک طلاق را افزایش دهد فروتن و میلانی (1387) در مطالعه‌ای به بررسی شیوع اختلالات جنسی در متقاضیان طلاق مراجعه‌کننده به دادگاه‌های خانواده در تهران پرداختند و گزارش کردند که 7/66 درصد از مردان و 4/68 درصد از زنان از زندگی جنسی با همسرشان راضی نبودند و این نارضایتی را عامل اصلی تعارضات زناشویی خود بیان کردند. ابراهیمیان و همکاران (1388)، در مطالعه‌ای به مقایسه اختلالات جنسی زنان در زمان بارداری با قبل از آن پرداختند، نتایج مطالعه آن‌ها نشان داد ۷۸% زنان قبل و ۸۰% آنان حـین بـارداری حـداقل یكـی از اخـتلالات جنسـی را تجربـه كـرده بودنـد؛ این آمار تکان دهنده و همچنین وجود زمینه‌های فرهنگی و تابوهای اجتماعی در کشور ما، لزوم پرداختن به اختلالات جنسی از جمله اختلال کم‌کاری میل جنسی را بیش از پیش آشکار می‌کند. از سویی دیگر گسترش مرزهای دانش و تفکیک شیوه‌های تشخیصی و درمانی اثربخش و مداخلات جدید برای کاهش مشکلات مربوط به میل جنسی زنان همواره جز دغدغه‌های درمان‌گران است (APA، 2013). هرچند طبقه‌بندی و شرح اختلال و درمان مشکلات مربوط به میل جنسی کار دشواری است. نگرش‌ها راجع به مناسب بودن رفتار جنسی با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در هر دوره متفاوت است. به‌طور مثال، کلایتون و همکاران گزارش کردند که 100 سال قبل یک زن علاقه‌مند به رابطه جنسی و لذات جسمی، ازلحاظ روانی به‌هم‌ریخته بود و در حال حاضر، کمبود علاقه جنسی به‌عنوان نشانه‌ای کلینیکی که نیاز به مداخله دارد در نظر گرفته می‌شود.(کلایتون[15] و همکاران، 2006).

بر اساس گزارشات منتشر شده حدود 20 تا 30 درصد زنان و 5 تا 16 درصد از مردان از میل جنسی پایین برخوردار هستند البته شیوع اختلال کم‌کاری میل جنسی بسته به کشور مبدأ و روش ارزیابی، سن، فرهنگ و حتی آداب و قوانین اجتماعی تفاوت دارد به‌عنوان‌مثال تقریباً 6 درصد مردان جوان (18 تا 24 ساله) و 41 درصد مردان مسن‌تر (66 تا 74 ساله) مشکلاتی در رابطه با میل جنسی دارند لومن، (2006). اختلالات میل جنسی همچنین از مشکلات شایع در کلینیک‌های زناشویی درمانی گزارش‌شده است (بک[16]، 1995؛ مککیب[17]، 2001) و این اختلال می‌تواند تعارضات زوجی را شدت بخشد و رضایت زوجی را کاهش دهد (ترودل[18] و گلدفراب[19]، 2010). اختلالات مختلفی نظیر اختلالات خلقی و اضطرابی‌ می‌توانند با اختلال کم‌کاری میل جنسی همبود باشند افسردگی ازجمله اختلالات شایع همبود با این اختلال است که شیوع آن در زنان دو برابر مردان گزارش شده است (برومت[20] و همکاران، 2011). اضطراب عملکردی نیز از دیگر اختلالات همبود با اختلال کم‌کاری میل جنسی است که ممکن است در اثر ایجاد اختلال در نعوظ در مردان و یا داشتن تجربه مقاربت دردناک در زنان ایجاد شود که می‌تواند در درازمدت به اختلال کم‌کاری میل جنسی منجر شود (دنسترین[21] و همکاران، 2009). مطالعات زیادی همبستگی بین اختلال HSDD و اضطراب را نشان داده است، (بن‌آینزروث[22]، 2009)، همچنین تجارب دردناک هیجانی- عاطفی دوران کودکی مثل سوءاستفاده جنسی و یا مشاهده مشاجرات پدر و مادر هم از عواملی است که رد پای آن در اختلال HSDD دیده‌شده است، (گاتمن[23]، 2000) از طرفی مشکلات ارتباطی با همسر نیز ازجمله عواملی است که می‌تواند علائم HSDD را ایجاد کند، البته گاهی تعارضات زناشویی خود معلول HSDD است (هارتمن[24] و همکاران، 2002). تحقیقات نشان داده است که زنان مبتلا‌به اختلال کم‌کاری میل جنسی در مقایسه با زنان عادی از خطاهای شناختی بیشتری در مورد رابطه جنسی دارند مثلاً افکار اغراق‌آمیز و فاجعه‌آمیز از درد رابطه جنسی دارند که در درازمدت می‌تواند منجر به HSSD شود چراکه عمدتاً این افراد دارای سبک مقابله‌ای اجتناب می‌شوند که خود به شدت HSDD می‌افزاید و یک چرخه باطل شکل می‌گیرد (بوتزر[25] و کمپبل[26]، 2008) که بر اساس نظریۀ شناختی افراد درباره‌ی توانایی‌ها و نیازهای جنسی خود، باورهایی را شکل می‌دهند. کینگزبرگ[27] و آلتوف اظهار می‌کنند، باورها و طرح‌واره‌های شناختی[28] زیربنای رفتارها و پاسخ‌های جنسی (از قبیل آغازگری، ارگاسم و لذت جنسی) هستند. این باورها و طرح‌واره‌های زیربنایی آن‌ها، بر اساس تجربه‌های گذشته شکل می‌گیرند و چگونگی پردازش اطلاعات مرتبط با مسائل جنسی را تحت تأثیر قرار می‌دهند و رفتار جنسی فرد را در آینده هدایت می‌کنند (کینگزبرگ و آلتوف[29]، 2009). درواقع بر اساس تئوری شناختی به نظر می‌رسد، بین رفتارها و اختلالات جنسی با باورهای جنسی رابطه وجود دارد. باورهای جنسی به‌عنوان افکار و ایده‌های فرد در مورد رفتارهای جنسی تعریف می‌شود. مطالعات قبلی نشان داده است، باورهای جنسی متفاوت در شکل‌گیری بدکارکردی‌های جنسی متفاوت ازجمله HSDD نقش مهمی دارند (مارتین و همکاران[30]، 2012). این نتایج در پژوهش اسپکتور[31] (1996) نیز تأیید گشته است. هرچند باورهای بدکارکردی هم در زنان و هم در مردان نشان‌دهنده تأثیرپذیری عملکرد جنسی از باورهای بدکارکردی جنسی است، اما این تأثیر در زنان معنادارتر است. زنان دچار به بدکارکردی جنسی، به‌گونه‌ای معنادار، باورهای وابسته به خودپندارة جسمی بیشتری (مثل زنانی که ازلحاظ جسمی جذاب نیستند، نمی‌توانند ازنظر جنسی ارضا شوند) و باورهای مربوط به سن بیشتری (مثل زنان بعد از یائسگی میل جنسی‌شان را از دست می‌دهند) را نشان می‌دهند (مارتین و همکاران، 2012). مردان و زنانی که مبتلا‌به اختلال‌های جنسی هستند، نگرش‌های منفی‌تری نسبت به افراد سالم در مورد مسائل جنسی دارند (اسکانتز[32]، 2010). باورهای بدکارکردی جنسی، خواه توسط آموزش جنسی ناکافی، یا خواه توسط الگوهای فرهنگی متعارض تعیین شود، می‌تواند منجر به سکوتی رنج‌آور شود که به‌طور مخفیانه و بدون آگاهی صحیح از دلایل آن، شخص را ازلحاظ روانی تحلیل برده و از پای درمی‌آورد (بالانین[33]، 2012). با توجه به مطالب بیان شده، می‌توان گفت به علت وجود نگرش منفی، اسطوره‌ها و باورهای منفی که در میان زنان درباره‌ی تمایلات و روابط جنسی وجود دارد و مسلماً همان‌طور که گفته شد این باورها و اسطوره‌ها ریشه‌ای قوی در فرهنگ و اجتماع دارند- زنان در اجتماعات مردسالاری که چنین باورهای نادرستی را در زن نهادینه کرده‌اند، نمی‌توانند به‌گونه‌ای مناسب تمایلات جنسی مشروع خود را در روابط زناشویی بیان نموده و احقاق جنسی[34] پایینی در روابط جنسی و زناشویی خود خواهند داشت. این امر به دنبال خود پیامدهای ناگواری بخصوص در حیطه‌ی روابط زوج به‌جای خواهد گذاشت (دروگاتیس[35] و همکاران، 2008؛ گراهام[36]، 2009).

یکی دیگر از فاکتورهایی که در ارتباط مستقیم با کم‌کاری میل جنسی گزارش شده است، شاخص احقاق جنسی است. مطالعات نشان داده است که اختلال عملکرد جنسی در زنان با شاخص فوق رابطه مستقیم دارد (اوسلندر و همکاران، 2012). همچنین بین تصویر بدنی زنان و میل جنسی و احقاق جنسی آنها نیز رابطه مستقیم وجود دارد (اوسلندر و همکاران، 2007). اسدی و همکاران (1392)، گزارش کردند که شاخص احقاق جنسی در زنان با باورهای ارتباطی آنها و طبیعتاً نظام شناختی آنها مرتبط است بنابراین با استفاده از شناخت‌درمانی شانس تغییر این شاخص و به‌تبع آن افزایش عملکرد جنسی در زنان را می‌تواند در پی داشته باشد (پی‌فاس[37]، 2009). احقاق جنسی فاکتور مهمی در رضایت جنسی و زناشویی محسوب می‌شود (اسدی، سیاوشی، شیرعلی پور و همکاران، 2011). احقاق جنسی به‌منزله‌ی نوع فرعی ارتباط جنسی است و به‌عنوان توانایی فرد در جهت برقراری رابطه‌ی جنسی برای رفع نیازهای جنسی و آغاز کردن رفتار جنسی با شریک جنسی یا همسر قلمداد می‌شود (منارد و آفمن[38]، 2009). در جوامع پدرسالار، جایی که عطش جنسی زنان اغلب با اهانت و بدنامی مواجه می‌شود و در آن جامعه مردان با اعتقاد به اینکه زنان اشیاء جنسی هستند که نیاز یا حقوق جنسی ندارند، احقاق جنسی زنان اغلب با عکس‌العمل منفی از طرف آنان مواجه می‌شود. مزتون و ترانپل[39] (2005)، اظهار می‌دارد که فهم زنان و عطش مردان و رفتارهای زنانگی و مردانگی مقتضی و مناسب، احقاق جنسی را می‌سازد؛ منتهای مراتب برای یک زن مشکل است تا حقوق جنسی‌اش را حتی اگر از آن آگاه باشد اعاده کند؛ درنتیجه، فعل پذیری جنسی (غیرفعال بودن به لحاظ جنسی) یا فعل پذیری جنسی ادراک‌شده، خشم خود را برای ویرانی به سمت عامل جنسی و سلامت جنسی زنان آشکار می‌کند (باسون و همکاران[40]، 2007). عدم توازن در غلبه و احقاق خویشتن، غالباً با مسائل و مشکلات جنسی در ارتباط است. شکل‌های زیادی از مشکل جنسی در چنین موقعیت‌هایی مشاهده می‌شود، اما شایع‌ترین آن علاقۀ ‌اندك جنسی در فردی است که ویژگی جرأت‌ورزی و احقاق در وی کم است (شفیعی، 1384).

در خیلی اوقات زنان در احقاق جنسی خویشتن مشکل دارند و دارای عزت‌نفس پایینی هستند و برای آنان دشوار است که نیازهای خود را بیان کنند و یا استقلال فردی خود را در روابط زناشویی حفظ نمایند. عوامل متعددی در هر جامعه، باعث شکل‌گیری و تشدید این وضعیت برای زنان می‌شود. یکی از مسائلی که به‌صورت ناخودآگاه باعث پایمال شدن حقوق زنان و درماندگی آنان در جامعه شده، مربوط به افسانه‌ها و باورهای غلط جنسیتی و جنسی رایج در جامعه است (قیصری و کریمیان، 1392). علیرغم انقلاب جنسی این عصر، باز هم زنان در قیاس با مردان از این دیدگاه، فرودست و دنباله‌رو می‌باشند و باور غالبشان این است که در روابط جنسی باید مرد پیشگام شود. این نگرش سبب می‌شود که زنان نتوانند آگاهانه و آزادانه علائق روحی و جسمی خود را به اطلاع همسر خود رسانده و از او بخواهند که خواسته‌های جنسی آنها را برآورده سازد (فابر و اسمیت[41]، 2012). ریکرت (2002) اظهار می‌کند گرچه دانش ما در مورد روابط جنسی زناشویی بیش از گذشته است ولی در این مورد که روابط جنسی چگونه بر زندگی زناشویی اثر می‌گذارد و در مورد ماهیت تأثیر و تأثّر آن با دیگر پدیده‌های زناشویی دیدگاه محدودی داریم. مؤلفه‌های شناختی متعددی در تبیین اختلال HSDD مطرح‌شده‌اند. یکی از این مؤلفه‌ها، سوگیری توجه و خودوارسی افراطی است.) بارینستن[42]، 2006(بر نقش محوری این فرآیندهای شناختی در تداوم اختلال کم‌کاری تأکید کرده‌اند. بررسی‌ها نشان داده‌اند که در رابطه جنسی، توجه فرد می‌تواند بر”درون” یا جنبه‌هایی از خود نظیر برانگیختگی، رفتار، افکار، عواطف یا “بیرون”، نظیر نگرانی از قضاوت منفی همسر، ناتوانی دررسیدن به اوج لذت جنسی و یا ناتوانی در رساندن همسر به اوج لذت جنسی شود. توجه معطوف به خود مربوط به فرآیندی است که در آن توجه به‌سوی محرک‌های مربوط به خود هدایت می‌شود (باتزر و کمپبل، 2008). توجه معطوف به خود نقش مهمی در تداوم این اختلال بر عهده دارد. لورنزو[43] و همکاران، (2010) نشان دادند که صرف‌نظر از ویژگی‌های اختلال کم‌کاری میل جنسی و پیامدهای آن، توجه معطوف به خود و خودوارسی افراطی سبب افزایش اضطراب و به‌تبع آن کاهش میل جنسی می‌گردد. از دیگر مؤلفه‌های روان‌شناختی دخیل در ایجاد این اختلال وجود خطاهای شناختی نظیر تعمیم افراطی، ذهن‌خوانی، است که با بهره‌گیری از تکنیک‌های شناخت‌درمانی می‌توان آنها را اصلاح کرد و علائم بیماری را کاهش داد. از دیگر تبعات اختلالات جنسی مثل کم‌کاری میل جنسی و پایین بودن شاخص احقاق جنسی ایجاد تعارضات زناشویی است که مطالعات زیادی همبستگی بین این دو را نشان داده‌اند (دیلدار و همکاران، 2013). سلامت جنسی موضوع مهمی در روابط زناشویی است و به ثبات ازدواج و پایداری و رضایت زناشویی و جنسی زوجین کمک می‌کند. سلامت جنسی نیازمند رویکرد مثبت، عاری از اضطراب و قطعاً همراه با میل و رضایت طرفین برای ارتباط جنسی و به همان اندازه نیازمند امکان افزایش تجارب جنسی ایمن و لذت‌بخش و رهایی از تبعیض و خشونت در روابط زناشویی است (هیگینز[44] و همکاران، 2011) همسرانی که از نظر جنسی در ازدواج بیشتر راضی هستند در کل از ازدواج هم رضایت بیشتری دارند (باتزر و کمپبل، 2008). رضایت زناشویی به‌عنوان درجه‌ای که زوجین از برآورده شدن انتظارات و نیازهای خود و همسرانشان آگاه می‌شوند تعریف شده است (بارینتوز و پائز[45]، 2006) و به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به حفاظت از خانواده و کیفیت بهتر زندگی مرتبط است. درحالی‌که نارضایتی از ازدواج به استرس، اضطراب، فروپاشی خانواده منجر خواهد شد (آماتو[46]،1991؛ بوتزر و کمپ بل،2008؛ و برگنر[47]، 2009)؛ بنابراین توضیحات و مطالعات درمان و کاهش علائم HSDD می‌تواند در افزایش احقاق جنسی و به تبع آن کاهش تعارضات زوجی و افزایش استحکام بنیان خانواده مؤثر باشد. برای درمان این اختلال رویکردهای درمانی مختلفی ابداع شده است که از این میان درمان شناختی – رفتاری (CBT) به‌عنوان درمان انتخابی برای این اختلال می‌باشد (ریزوی[48] و همکاران، 2011). با توجه به آنچه در مورد اضطراب و مؤلفه‌های شناختی ناسازگار در مورد اختلال HSDD بیان گردید می‌توان نتیجه گرفت که کاربست تکنیک‌های آموزشی و درمانی CBT می‌تواند در بهبود این اختلال مؤثر واقع شود. از سویی دیگر شواهد اولیه از چندین مطالعه نشان می‌دهد که آموزش توجه باهدف تغییر توجه متمرکز در مورد افراد مبتلا HSDD مورداستفاده قرارگرفته است (بوری[49] و همکاران، 2013). آزمایش‌های بالینی نشان می‌دهد 40 تا 50 درصد بیمارانی که درمان شناختی رفتاری را دریافت کرده‌اند بهبود ‌اندکی یافته‌اند (برادفورد و مزتون، 2011). ازاین‌رو نیاز به توسعه و پیشرفت بیشتری برای درمان این اختلال در آینده وجود دارد. (بروتو، 2013).

بنابراین آموزش ذهن‌آگاهی نوعی مداخله آموزش توجه است که موجب افزایش اثر درمان شناختی – رفتاری می‌شود (هایس[50]، فولت[51] ذهن‌آگاهی ازجمله درمان‌های موج سوم است که در سال‌های اخیر موردتوجه درمانگران قرارگرفته است (کابات زین، 1982؛ لینهان[52]، 2004). درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (سگال، ویلیامز و تیزدل[53]،2002) یک برنامه مداخله بالینی است که بر پایه آموزش نظام‌مند ذهن‌آگاهی استوار است. آزمایش‌های بالینی صورت گرفته در مورد درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن‌آگاهی نشان می‌دهد که این درمان موجب کاهش قابل‌توجهی در علائم استرس، اضطراب و افسردگی در طیف گسترده‌ای از جمعیت بالینی و غیربالینی می‌گردد (بائر[54]، 2004). از لحاظ نظری پذیرفته‌شده است که درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی از طریق آموزش بیمار برای به دست آوردن کنترل توجه و افزایش تحمل در عواطف منفی، منجر به کاهش نگرانی، نشخوار فکری و جنبه‌های منفی توجه معطوف به خود می‌گردد (براون[55]و همکاران،2007). فرضیه اساسی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی آن است که ذهن دارای دو حالت گسترده است: حالت ذهنی در حال انجام و حالت ذهنی بودن.” حالت انجام دادن “شامل تفکر بسیار در مورد آینده یا گذشته و نبودن در لحظه حاضر است. حالت انجام شامل بازشناسی تفاوت بین اینکه چیزها چگونه‌اند و ما می‌خواهیم چگونه باشند می‌باشد. سپس تفاوت‌ها به‌صورت خودکار احساسات منفی را فعال خواهند کرد که می‌تواند الگوی فکری همیشگی را راه‌اندازی کند تا شخص را نسبت به حرکات و اعمالی سوق دهد تا درصدد رفع اختلاف بین حالت موجود و حالت مطلوب باشد. اگر اعمال به‌صورت موفقیت‌آمیزی این شکاف را کاهش دهد و حالت مطلوب حاصل شود، حالت انجام دادن از ذهن شخص خارج خواهد شد؛ اما اگر پس از اقدامات صورت گرفته، تفاوت‌ها باقی بماند ذهن در این حالت انجام دادن، پیرامون جستجوی اجباری برای راه‌های احتمالی نگه‌داشته خواهد شد تا این اختلافات را کاهش دهد.”حالت بودن” به‌جای تفکر در مورد مشکلات یا موقعیت‌ها، به مشاهده و پذیرش مستقیم هر آنچه در لحظه‌ی حاضر رخ می‌دهد، مانند افکار و احساساتی که اقدام فوری را برمی‌انگیزند مشخص می‌شود. به‌جای عمل کردن بر اساس چنین افکار و احساساتی، فرد صرفاً آنها را مشاهده و موردتوجه قرار می‌دهد. هیچ کوششی برای ارزیابی‌ منطق افکار مشاهده‌شده یا بررسی یا تغییر محتوای آنها صورت نمی‌گیرد. این رویکرد ذهن‌آگاهی نسبت به افکار و احساسات، واکنش‌پذیری نسبت به خلق را کُند می‌سازد و زمان و توانایی انتخاب پاسخ‌های جدید را افزایش می‌دهد. همچنین نشخوار را کاهش و پذیرش افکار و احساسات را تقویت می‌کند و گرایش به در نظر گرفتن افکار به‌عنوان بازنمایی‌هایی لزوماً دقیقی از حقیقت در مورد خود یا جهان را کاهش می‌دهد (بائر، 2006). تاکنون چند مطالعه، آموزش ذهن‌آگاهی را در درمان اختلالات جنسی به کار گرفته‌اند (فارب[56] و همکاران، 2010؛ هولزل[57]، 2011). در یک مطالعه، بروتو و همکاران 2010 درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی را در درمان این اختلال به‌کاربرده‌اند. در این مطالعه به ارزیابی اثر درمانی فردی با هدف آموزش تمرکز حواس و آموزش ذهن‌آگاهی در 9 بیمار مبتلا‌به اختلالات جنسی پرداخته‌شده است. نتیجه این مطالعه نشان داد که این درمان منجر به بهبود اضطراب، نشخوار فکری و اجتناب تجربه‌ای در این بیماران گردید و اثربخشی آن نزدیک به درمان شناختی – رفتاری است. تاکنون از ذهن‌آگاهی در درمان اختلالات مختلفی ازجمله اختلالات اضطرابی و خلقی استفاده‌های زیادی شده است همچنین در سال‌های اخیر ذهن‌آگاهی در درمان اختلالات جنسی موردتوجه قرارگرفته است. بروتو و باسون در سال 2014 از ذهن‌آگاهی برای درمان اختلالات انزال در مردان و ارگاسم در زنان استفاده کردند و اثربخش بودن این درمان را گزارش کردند. بروتو و باسون در سال 2008 موفق به درمان اختلال انگیختگی جنسی زنان با استفاده از روش ذهن‌آگاهی شدند. همین محققان در سال 2012 به مطالعه اثربخشی رفتاردرمانی شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در درمان اختلالات جنسی زنانی که تجربه سوءاستفاده در کودکی را داشتند پرداختند و مؤثر بودن درمان را اعلام کردند. (بروتو و باسون، 2012).

از طرفی عوامل روان‌شناختی که منجر به اختلال جنسی می‌شود، مانند اختلال میل جنسی کم‌کار، دلایل دور و نزدیک دارند (لامن[58] و همکاران، 1999). مثال‌هایی از دلایل نزدیک عبارت‌اند از:‌ ترس از شکست، اضطراب عملکرد، اضطراب پاسخ (مثلاً اضطراب برای فقدان برانگیختگی)، فقدان تحریک کافی، روابط مشکل‌دار. برای هدف قرار دادن دلایل دور، درمان بر باید بر نقش آسیب‌های جنسی، مسائل مربوط به هویت جنسی یا جهت‌گیری جنسی، غم فقدان همسر ازدست‌رفته یا وابستگی به والدین و همچنین جنبه‌های مذهبی، ‌فرهنگی و اجتماعی تکیه کند. وجود خطاهای شناختی، افکار خودآیند منفی، باورهای هسته‌ای ناکارآمد و سایر فاکتورهای شناختی ازجمله عوامل روان‌شناختی مؤثر در بروز اختلال میل جنسی کم‌کار در زنان است که این‌گونه مسائل باید در ابتدای درمان کشف شوند تا راهبرد درمانی شناختی تمهیدات درمانی خاصی برای آنها در نظر گرفته شوند. از شناخت‌درمانی در درمان برخی اختلالات جنسی استفاده شده است. درمان اختلال انزال زودرس مردان، (سبولا[59] و همکاران، 2013) اختلال نعوظ و اختلال ارگاسم در زنان (کاروالو، 2010)؛ اما ازآنجایی‌که برخی از افراد اساساً مفروضه‌های شناخت‌درمانی را ندارند (یانگ، 2003) و وجود برخی شناخت‌واره‌های داغ در افراد مانع از اثربخشی مناسب شناخت‌درمانی می‌شود (بروتو و باسون، 2012). لذا با توجه به مطالب عنوان شده در مورد عوامل نگه‌دارنده HSDD، همچون توجه معطوف به خود، خود وارسی افراطی، تعمیم افراطی و نشخوار فکری، در این تحقیق سعی شده با ترکیب روش ذهن‌آگاهی و کاهش اضطراب بیمار و نیز شناخت‌درمانی بتوان همزمان از مزایای هردو روش استفاده کرد و گامی در جهت درمان و یا کم کردن علائم اختلال کم‌کاری میل جنسی در زنان برداشت و هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسش می‌باشد که آیا در طی یک مطالعه پایلوت و طراحی چارچوب درمانی ترکیبی در یک نمونه محدود بالینی از زنان، شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش علائم HSDD، اثربخش می‌باشد یا خیر؟

1-3          اهمیت تحقیق:

رابطه‌ی جنسی مطلوب بخش مهمی از زندگی زناشویی است، اما کاملاً تحت تأثیر جو روانی و عاطفی زندگی است. امروزه یکی از معیارهای قابل‌سنجش برای بررسی میزان خوشبختی زوجین، میزان رضایت‌مندی آن‌ها از روابط جنسی است. اگر زن و شوهر بتوانند از نظر جنسی یکدیگر را ارضا کنند، قادرند بسیاری از تنش‌های زندگی را هم مدیریت کنند؛ اما اگر رابطه‌ی جنسی خوبی با هم نداشته باشند، گاهی حتی کوچک‌ترین مسائل و مشکلات زندگی نیز تبدیل به بحران می‌شود. مشکلات و اختلالات مربوط به میل جنسی از حیطه‌های نسبتاً جدید در حوزه زوج‌درمانی می‌باشد. اختلال میل جنسی کم‌کار از ابتدا به‌عنوان یک اختلال تعریف‌شده جداگانه در طبقه‌بندی اختلالات جنسی در منابع روانشناسی و روان‌پزشکی وجود نداشته است (کاپلان و سادوك، 2009)؛ زیرا تا پیش‌ازاین طبقه‌بندی اختلالات بیشتر بر روی پاسخ‌های زیستی متمرکز بوده است (اسکنراچ و همکاران، 2003). در نسخه‌های بعدی که توسط کاپلان منتشر شد، در طبقه‌بندی اختلالات به تجربیات ذهنی و عوامل روانی توجه نموده و امیال را در طبقه‌بندی مدنظر قرار داده است باسون (2000) بیان نمود که عوامل بافتی و زمینه‌ایی بیولوژیکی و عوامل روانی عاطفی در فعالیت جنسی زنان دخیل می‌باشند. باسون اعتقاد دارد که برانگیختگی جنسی زنان به زمینه بروز عواطف بستگی دارد؛ لذا زنان به‌منظور برانگیخته شدن برای فعالیت جنسی بایستی بتوانند ابتدا عواطف خود را ابراز نمایند. اختلالات میل جنسی بر اساس راهنمای آماری طبقه‌بندی اختلالات روانی و روان‌پزشکی انجمن روان‌پزشکی آمریکا نسخه تجدیدنظر شده پنجم[60] به دودسته اختلال میل جنسی کم‌کار و اختلال انزجار جنسی طبقه‌بندی‌شده است. ویژگی‌های اصلی اختلال میل جنسی کم‌کار کمبود یا فقدان خیال‌پردازی‌های جنسی و میل برای فعالیت جنسی است. این اختلال باید به پریشانی فردی آشکار منجر شود این اختلال ناشی از اثرات فیزیولوژیک مصرف مواد یا دارودرمانی و یا بیماری جسمانی نمی‌باشد (کاپلان[61] و سادوك[62]، 2009)؛ بنابراین زنانی که از این اختلال رنج می‌برند، دچار پریشانی فردی شده که منجر به تنش و مشکلات ارتباطی و میان فردی خواهد شد. مشکلات ارتباطی و میان فردی ناشی از اختلال میل جنسی کم‌کار به‌نوبه خود می‌تواند موجب بروز مشکلات زناشویی و خانوادگی گردد که در بیشتر این موارد زوجین بجای مشاوره زناشویی به مشاوران خانوادگی ارجاع داده می‌شوند. درمان شناختی رفتاری رایج‌ترین درمان این اختلال است، اما پژوهش‌ها حاکی از این است که 50-40 درصد افرادی که با CBT درمان شده‌اند، بهبودی ‌اندک یا هیچ بهبودی نشان نداده‌اند (هافمن و بوگل، 2006؛ به نقل از پیت[63] و همکاران، 2010). ازاین‌رو توجه به مشخصه‌های دیگر این اختلال (مانند بعد هیجانی) ضروری به نظر می‌رسد. لذا در پژوهش حاضر از شیوه درمانی، شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی که به‌عنوان درمانی مفید و کم‌هزینه شناخته‌شده است (پیت و همکاران، 2010)، می‌گردد. این پژوهش سعی دارد که با شناخت عمیق این پدیده و با توجه به جامعیت درمان ذهن‌آگاهی و نیز امکان بررسی ریشه‌های عمیق روانی و باورهای هسته‌ای، خطاهای شناختی و سایر ابعاد ناسازگار شناختی که می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری اختلالات جنسی ازجمله اختلال کم‌کاری میل جنسی بشود همچنین تأثیرات ثابت‌شده روش ذهن‌آگاهی در کاهش علائم اضطراب گامی در راستای کاهش علائم و درمان زنان مبتلا‌به بی‌میلی جنسی و جلوگیری از تأثیرات منفی آن در زندگی شخص و روابط بین‌فردی افراد و زندگی زناشویی آنها بردارد؛ چراکه اختلال کم‌کاری میل جنسی علاوه بر پریشانی فردی منجر به مشکلات ارتباطی و میان فردی در زندگی زناشویی افراد می‌شود که گاهی در زنان منجر به دلسردی نسبت به همسر و زندگی خانوادگی گردیده و طلاق عاطفی و گاهی قانونی را سبب می‌شود. میزان قابل‌توجهی از زنانی که از اختلال میل جنسی کم‌کار رنج می‌برند به کلینیک‌های روانشناسی مراجعه نمی‌کنند و آن‌ها به‌صورت نهفته از این اختلال رنج‌برده و با اثرات مخرب آن را در زندگی زناشویی درگیر هستند. با توجه به اقبال مردم در سال‌های اخیر نسبت به روانشناسان و درمانگران این مشکل نیز به مشکلاتی که زنان برای رفع آنان به روانشناسان مراجعه می‌کنند افزوده‌شده است اما مطالعات عمیق ‌اندکی در این خصوص تاکنون در داخل کشور انجام‌شده است و مطالعات خارجی نیز به دلیل تفاوت‌های فرهنگی موجود چندان مفید نمی‌باشند اهمیت نظری این پژوهش به دلیل مطالعه عمیق میل جنسی کم‌کار در زنان، طراحی یک پروتکل درمانی جامع توسعه مرزهای دانش و تولید علم در این زمینه می‌باشد؛ و علاوه بر آن به کاهش علائم و درمان این اختلال و نیز کاهش تبعات ناشی از این اختلال در روابط بین‌فردی و نارضایتی‌های زناشویی با توجه به فرهنگ بومی کمک می‌نماید. اهمیت عملی این پژوهش با توجه به آسیب‌های شناختی، هیجانی، عاطفی، همچنین مشکلات زناشویی و میان فردی که این اختلال در زندگی این افراد ایجاد می‌کند، مطرح می‌باشد. با رویکرد شناخت‌درمانی شناخت عمیق اختلال میل جنسی کم‌کار در زنان امکان‌پذیر می‌باشد و می‌تواند ما را به فهم بیشتر و روشن‌تری از آسیب‌شناسی روانی اختلال میل جنسی کم‌کار برساند و همچنین در ترکیب با ذهن‌آگاهی می‌تواند اثربخشی درمان این اختلال را بیشتر کند و همین‌طور در حوزه‌ی تولید علم، جنبه‌های نوآورانه‌تری را در اختیار جامعه متخصصان قرار دهد (بروتو، 2014).

1-4          اهداف

1- تعیین اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در افزایش میل جنسی، افزایش احقاق جنسی و کاهش تعارضات زناشویی در زنان مبتلا به اختلال کم‌کاری میل جنسی.

1-5           فرضیات

  • شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در افزایش میل جنسی زنان مبتلا به کم‌کاری میل جنسی مؤثر است.
  • شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در افزایش احقاق جنسی زنان مبتلا به کم‌کاری جنسی مؤثر است.
  • شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش تعارضات زناشویی زنان مبتلا به کم‌کاری میل جنسی مؤثر است.

-6- متغیرهای تحقیق:

1-6-1- میل جنسی:

الف: تعریف مفهومی: تمایل جنسی بهنجار تمایلی است که به‌موجب آن فرد مایل به برقراری رابطه جنسی با همسر می‌باشد و موجبات لذت خود و همسرش را فراهم می‌آورد؛ شامل تحریک اعضای جنسی اولیه، همراه با مقاربت است؛ احساس نامتناسب گناه یا اضطراب در آن وجود ندارد؛ و از سر اجبار نیست. (کاپلان و سادوک، 2009).

ب: تعریف عملیاتی: برای ارزیابی ‌میل جنسی از شاخص تمایل جنسی هالبرت استفاده می‌شود. آزمون شامل 25 سؤال است و در انتخاب گزینه‌های آن از مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شده است. گزینه‌ها از همیشه تا هرگز متغیر است و هر سؤال بین 0 تا 4 نمره می‌تواند داشته باشد.

1-6-2- احقاق جنسی:

الف: تعریف مفهومی: احقاق جنسی یا جرئت‌ورزی جنسی توانایی فرد در ابراز نیازها و خواسته‌های جنسی‌اش را می‌سنجد (منارد و آفمن، 2009).

ب: تعریف عملیاتی: برای ارزیابی این شاخص از احقاق جنسی هالبرت استفاده می‌شود. آزمون شامل 25 سؤال است و در انتخاب گزینه‌های آن از مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت استفاده شده است. گزینه‌ها از همیشه تا هرگز متغیر است و هر سؤال بین 0 تا 4 نمره می‌تواند داشته باشد

1-6-3- تعارضات زوجی:

الف: تعریف مفهومی: تعارض زناشویی به مخالفت‌های آشکار میان زوجین اطلاق می‌شود که توسط زوجین به‌عنوان عدم توافق و اختلاف‌نظر یا منشأ مشکلات در روابط شناخته می‌شود (ون اوردن و همکاران، 2012). تعارض زناشویی نوعی عدم توافق مداوم و معنادار بین دو همسر است که حداقل یکی از آنها آن را گزارش دهد (هالفورد[64] و همکاران، 2001) و می‌تواند دامنه گسترده‌ای از آزارهای کلامی و جسمانی تا رفتارها و ویژگی‌های شخصیتی داشته باشد (فینچام و بیچ، 2010).

ب: تعریف عملیاتی: پرسشنامه تعارضات زناشویی یک ابزار داخلی 54 سؤالی است (طراحی‌شده توسط ثنایی و همکاران) که برای سنجیدن تعارض‌های زناشویی به کار می‌رود و 8 بعد از تعارضات زناشویی را می‌سنجد که عبارت‌اند از کاهش همکاری، کاهش رابطه جنسی، افزایش واکنش‌های هیجانی، افزایش جلب حمایت فرزندان، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر، جدا کردن امور مالی از یکدیگر و کاهش ارتباط مؤثر.

تعداد صفحه :204

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی درمان شناختی – رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاداسلامی

واحد گرگان

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد A M.

گروه روان شناسی    گرایش عمومی

عنوان :

اثربخشی درمان شناختی – رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب ( صفت و حالت ) و استرس و بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید

 

  پاییز 13۹۲

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                               شماره صفحه         

فصل اول:  کلیات تحقیق

 1-1مقدمه. 3

2-1بیان مسئله. 6

3-1ضرورت انجام تحقیق.. 8

4-1اهداف پژوهش…. 11

1-4-1اهداف کلی.. 11

2-4-1اهداف جزئی.. 11

5-1فرضیه های پژوهش…. 12

1-5-1فرضیه های اصلی.. 12

2-5-1فرضیه های فرعی.. 12

6-1متغییرهای پژوهش…. 13

7-1تعاریف نظری و عملیاتی واژه ها 14

1-7-1تعاریف نظری.. 14

1-7-1تعاریف عملیاتی.. 15

فصل دوم:  مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق

1-2 تعریف آرتریت روماتوئید. 18

1-1-2سبب شناسی و پاتوفیزیولوژی.. 19

2-1-2عوامل خطرساز. 19

3-1-2تظاهر تیپیک… 20

2-2عوامل روانشناختی و استرس در آرتریت روماتوئید. 21

1-2-2استرس در آرتریت روماتوئید. 22

2-2-2استرس به عنوان عامل خطرساز در بیماری زایی آرتریت روماتیسمی.. 24

3-2-2سیستم پاسخ استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 26

4-2-2پاسخ های ایمنی و استرس در آرتریت روماتوئید. 28

5-2-2 استرس و آرتریت روماتوئید: عوامل محیطی.. 29

6-2-2استرس و آرتریت روماتوئید: رویکردهای روانشناختی.. 30

7-2-2مطالعات یکپارچه در مورد استرس و آرتریت روماتوئید. 32

3-2اضطراب در آرتریت روماتوئید. 34

1-3-2اضطراب تاریخچه، مفاهیم، رویکردها و درمان. 34

1-1-1-2تاریخچه اضطراب… 34

2-3-2اضطراب… 35

3-3-2مفهوم اضطراب… 36

4-3-2انواع اضطراب… 37

1-4-3-2اضطراب صفت و حالت… 38

5-3-2نشانه های بالینی اضطراب در سطوح مختلف… 39

6-3-2آسیب شناسی و موضع گیری های نظری درباره اضطراب… 40

7-3-2درمان. 42

1-7-3-2 روش های درمانگری کلی.. 42

2-7-3-2 درمانگری های متمرکز بر مشکل.. 43

1-2-7-3-2 شناخت درمانگریها 43

2-2-7-3-2 روش های مهار تنیدگی.. 44

3-2-7-3-2 روان درمانی حمایتی.. 45

4-2-7-3-2دارو درمانی.. 46

3-7-3-2درمان های شناختی.. 46

1-3-7-3-2درمان هیجانی- منطقی آلبرت الیس…. 47

2-3-7-3-2شناخت درمانی آیرون بک… 47

4-7-3-2دیدگاه رفتاری.. 48

1-4-7-3-2رفتار درمانی.. 49

5-7-3-2هدف درمان شناختی ـ رفتاری اضطراب… 50

1-5-7-3-2تشخیص افکار منفی.. 50

2-5-7-3-2ایجاد تغییر در اندیشه های منفی و رفتار های مربوط به آنها 52

3-5-7-3-2منطق درمان. 52

4-5-7-3-2دادن اطلاعات درباره اضطراب… 52

5-5-7-3-2برنامه های فعالیت… 53

6-5-7-3-2چالش کلامی با افکار خودآیند. 53

7-5-7-3-2خودگردانی.. 54

8-5-7-3-2آرمیدگی.. 55

1-8-5-7-3-2تاریخچه آموزش آرام سازی.. 55

2-8-5-7-3-2آرام سازی جکبسون. 56

2-8-5-7-3-2آرام سازی ژوژف ولپه. 57

9-5-7-3-2حساسیت زدایی منظم. 58

10-5-7-3-2خودکارآمدی و تندرستی.. 59

8-3-2ارتباط اختلالات اضطراب بر روی نشانه های بیماری آرتریت… 59

9-3-2تاریخچه اضطراب، استرس و درد در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 64

10-3-2تأثیر بهبود مراقبت از اضطراب بر درد و پیامدهای عملکردی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 66

11-3-2مقابله و آرتریت روماتیسمی.. 67

4-2کیفیت زندگی.. 68

1-4-2تاریخچه کیفیت زندگی.. 68

2-4-2کیفیت زندگی و رویکردها 70

1-2-4-2رویکرد نیازمندی.. 71

2-2-4-2رویکرد تقاضامندی.. 72

3-4-2کیفیت زندگی در موقعیت های بالینی.. 73

4-4-2مفهوم کیفیت زندگی.. 74

5-4-2ابعاد مختلف کیفیت زندگی از دیدگاه سازمان بهداشت جهانی.. 75

6-4-2کیفیت زندگی در بیماران آرتریت روماتوئید. 76

7-4-2ارزیابی کیفیت زندگی در بیماران آرتریت روماتوئید. 77

8-4-2برنامه های شناختی – رفتاری.. 79

9-4-2رویکردهای پسیکو فیزیولوژیکی.. 80

10-4-2کاهش استرس و عملکردهای ایمنی شناختی.. 81

5-2پژوهش های انجام گرفته در داخل کشور. 83

6-2پژوهش های انجام گرفته در خارج از کشور. 85

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

3-1 طرح کلی پژوهش…. 94

3-2 متغییرهای پژوهش…. 94

3-2-1 متغییر مستقل 94

3-2-2 متغییرهای وابسته. 95

3-2-3 متغییرهای همگام. 95

3-3 جامعه آماری.. 95

3-4 حجم نمونه و روش نمونه گیری.. 95

3-5 ابزار پژوهش…. 97

3-5-1 پرسشنامه اضطراب (صفت – حالت) اسپیلبرگر. 97

۳-5-2 مقیاس افسردگی،اضطراب و استرس(۴۲-DASS) 99

3-5-3 مقیاس اندازه گیری کیفیت زندگی تاثیر آرتریت۲- فرم کوتاه (AIMS2-SF) 102

3-6 روش اجرای پژوهش…. 104

3-7  جلسات آموزش… 106

3-71- محتوای جلسات گروه درمانی.. 107

1-1-7-3جلسه اول: اضطراب و نشانه های آن. 107

2-1-7-3جلسه دوم: آرمیدگی.. 109

3-1-7-3جلسه سوم : تاثیر نقش افکار ناسالم در فکر ـ رفتار. 110

4-1-7-3جلسه چهارم: آشنایی با روان شناسی ارتباط موثر. 116

6-1-7-3جلسه ششم : اعتماد به نفس و راهکاری هایی جهت افزایش آن. 119

7-1-7-3جلسه هفتم: شیوه های مقابله با افکار منفی.. 120

8-1-7-3جلسه هشتم: آموزش تکنیک های جرات ورزی وبرنامه ریزی فعالیتها 121

3-8 تحلیل آماری.. 123

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

4-1 یافته‌های پژوهش…. 125

4-2 یافته های توصیفی.. 126

4-2-1 ویژگی های جمعیت شناختی آزمودنی های گروه کنترل و آزمایش…. 126

4-2-2  ویژگی های توصیفی سه تغییر وابسته اضطراب صفت – اضطراب حالت – استرس به تفکیک گروه و در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 130

4-2-3 زیر مقیاس های متغیر کیفیت زندگی دو گروه و در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 133

4-2-4 تعیین رابطه بین متغیرهای جمعیت شناختی و متغیرهای وابسته، جهت تعیین متغیرهای کنترل. 139

4-3 بررسی پیش فرض های آماری.. 141

4-3-1 پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات… 141

4-3-2  پیش فرض برابری واریانس ها 143

4-4 بررسی استنباطی داده ها 146

4-4-1 فرضیه های اصلی.. 146

4-4-1-2 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  148

4-4-2 فرضیه های فرعی.. 150

4-4-2-1 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  150

4-4-2-2 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (حالت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  151

4-4-2-3 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  152

4-4-2-4  مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد جسمی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  153

4-4-2-5  مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عاطفه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 154

4-4-2-6 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود نشانگان بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 155

4-4-2-7 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  156

4-4-2-8 مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد در نقش بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  157

 

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

۵ – 1 بحث در یافته های پژوهش…. 159

۵-1-۱ فرضیه های اصلی پژوهش…. 159

۵-1-۱-1 فرض اصلی اول : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 159

۵-1-۱-2 فرض اصلی دوم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  162

۵-1-2 فرضیه های فرعی پژوهش…. 163

۵-1-2-1 فرض فرعی اول : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 163

۵-1-2-2 فرض فرعی دوم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (حالت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید. 164

۵-1-2-3 فرض فرعی سوم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید 166

۵-1-2-4 فرض فرعی چهارم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد جسمی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  168

۵-1-2-5 فرض فرعی پنجم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عاطفه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  170

۵-1-2-6 فرض فرعی ششم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود نشانگان بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  171

۵-1-2-7 فرض فرعی هفتم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید 171

۵-1-2-8 فرض فرعی هشتم : مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد در نقش بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید  172

۵ – 2 جمع بندی و نتیجه گیری.. 173

۵ – 3 محدودیت های پژوهش…. 175

۵ – 4 پیشنهادهای پژوهش…. 176

۵-4-1  پیشنهادهای پژوهشی.. 176

۵-4-2  پیشنهادهای کاربردی.. 177

چکیده انگلیسی.. 192

منابع و مآخذ

منابع. 178

 فهرست جداول

جدول 4-1 : توزیع فراوانی های گروه آزمایش و کنترل بر حسب گروه سنی.. 126

جدول 4-2 : آزمون خی دو تفاوت فراوانی های گروه آزمایش و کنترل بر حسب گروه سنی.. 126

جدول 4-3 : توزیع فراوانی های گروه آزمایش و کنترل به تفکیک تحصیلات… 127

جدول 4-4 : آزمون خی دو تفاوت فراوانی های گروه آزمایش و کنترل  از نظر میزان تحصیلات… 127

جدول 4-5 : توزیع فراوانی های گروه آزمایش و کنترل بر حسب طول مدت بیماری.. 128

جدول 4-6 : آزمون خی دو تفاوت فراوانی های گروه آزمایش و کنترل بر حسب طول مدت بیماری.. 129

جدول 4-7 : مشخصه های توصیفی متغیرهای وابسته به تفکیک گروه و دفعات آزمون. 130

جدول 4- 8 : مشخصه های توصیفی متغیرهای کیفیت زندگی به تفکیک گروه و دفعات آزمون. 134

جدول 4-9 ضرایب همبستگی ویژگی های جمعیت شناختی و نمرات اضطراب صفت، اضطراب حالت و استرس… 140

جدول 4-10 ضرایب همبستگی ویژگی های جمعیت شناختی و نمرات زیر مقیاس های کیفیت زندگی.. 140

جدول 4-۱۱ : نتایج آزمون شاپیرو- ویلک در بررسی پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات پیش آزمون اضطراب صفت، اضطراب حالت، استرس… 142

جدول 4-12 : نتایج آزمون شاپیرو- ویلک در بررسی پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات زیر مقیاس های کیفیت زندگی   143

جدول 4-13 : نتایج آزمون لوین در بررسی تساوی واریانس نمرات پس آزمون و پیگیری اضطراب صفت، اضطراب حالت، استرس گروه آزمایش و گروه کنترل. 144

جدول 4-14 : نتایج آزمون لوین در بررسی تساوی واریانس نمرات پس آزمون و پیگیری کیفیت زندگی گروه آزمایش و گروه کنترل  145

جدول 4-15:  نتایج تأثیر عضویت گروهی بر میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری مقیاس های اضطراب صفت، اضطراب حالت و استرس    146

جدول 4-16: نتایج تأثیر عضویت گروهی بر میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری زیر مقیاس های کیفیت زندگی.. 148

جدول 4-17:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری اضطراب (صفت) 150

جدول 4-18:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری اضطراب (حالت) 151

جدول 4-19:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری استرس… 152

جدول 4-20:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری عملکرد جسمی.. 153

جدول 4-21:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری عواطف… 154

جدول 4-22:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری نشانگان. 155

جدول 4-23:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری تعامل اجتماعی.. 156

جدول 4-24:  نتایج تحلیل کواریانس تفاوت بین گروه ها بر نمرات پس آزمون و پیگیری عملکرد در نقش(کار) 157

فهرست نمودارها

نمودار 4-1 : مقایسه میانگین نمرات اضطراب صفت دو گروه در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 131

نمودار 4-2 : مقایسه میانگین نمرات اضطراب حالت دو گروه در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 132

نمودار 4-3 : مقایسه میانگین نمرات استرس دو گروه در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری.. 133

نمودار 4-4 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس وضعیت جسمی دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   135

نمودار 4-5 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس نشانگان دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   136

نمودار 4- 6 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس عاطفه دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   137

نمودار 4- 7 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس تعامل اجتماعی دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   138

نمودار 4-8 : مقایسه میانگین نمرات زیر مقیاس عملکرد در نقش(کار) دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری   139

چکیده

آرتریت روماتوئید یک بیماری خودایمن و مزمن با علتی ناشناخته است و شایع ترین بیماری التهابی روماتیسمی­می باشد. به طور کلی شیوع آرتریت روماتوئید در زنان نسبت به مردان دو تا چهار برابر بیشتر است. بیماری آرتریت روماتوئید پیامدهای جسمانی­– روانی و اجتماعی بسیاری برای بیماران دارد و تأثیر قابل ملاحظه­ای بر روی كیفیت زندگی بیماران مبتلا دارد. هدف این پژوهش، تعیین میزان تأثیر درمان های شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت)، استرس و بهبود کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به آرتریت روماتوئید بوده است. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد انجام شده است. نمونه شامل 56 بیمار زن با تشخیص آرتریت روماتوئید بود كه به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. همه افراد پرسشنامه اضطراب (صفت – حالت) اشپیلبرگر، مقیاس استرسDASS-42)  ( و مقیاس اندازه گیری کیفیت زندگی تأثیر آرتریت-۲ فرم کوتاه (AIMS2-SF) را قبل و بعد از مداخله و همچنین در مرحله پیگیری دو ماهه تكمیل كردند. درمان شناختی- رفتاری طی هشت جلسه دو ساعته با ساختار بر روی گروه آزمایش انجام شد و در این فاصله، هر دو گروه، درمانهای معمول پزشكی را نیز دریافت كردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل كوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاكی از اثربخشی درمان با رویكرد شناختی-  رفتاری به شیوه گروهی بر كاهش میزان اضطراب (صفت – حالت) ، استرس و بهبود کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به آرتریت روماتوئید بوده است (P <0/0001) و می تواند به عنوان یک درمان الحاقی در کنار درمان های استاندارد آرتریت روماتوئید در زمینه کاهش اضطراب ( صفت – حالت) و استرس در این بیماران موثر واقع شود.

کلمات کلیدی: آرتریت روماتوئید، اضطراب (صفت- حالت)، استرس، کیفیت زندگی، درمان شناختی -رفتاری

 1-1مقدمه

امروزه علوم پزشکی دیگر بر علل جسمی بیماریهای بدنی محدود نیست، بلکه بر این رویکرد است که تقریباً هر نوع بیماری از سرماخوردگی معمولی گرفته تا بیماریهای قلبی می­تواند تحت تاثیر مثبت یا منفی عوامل و حالات روانی قرار بگیرد. بطوری که سازمان بهداشت جهانی[1]، “سلامتی” را صرفاً فقدان بیماری در نظر نمی گیرد بلکه وضعیت سالم بودن کامل جسمی، روانی و اجتماعی را به عنوان معیار اصلی سلامت بیان می­دارد. بنابراین، در راهبردهای درمانی نیز صرفاً بر درمانهای جسمی مثل دارو درمانی متکی نبوده و درمانهای روان شناختی به طور فزاینده ای مورد توجه و استفاده قرار می­گیرد (گلستان هاشمی، 1377). آرتریت روماتوئید[2] شایع ترین بیماری التهاب مفصلی مزمن است که 1% تا 5% جمعیت را تحت تاثیر قرار می­دهد (شیهی[3] و همکاران،2008). آرتریت روماتوئید یک بیماری سیستمیک است که موجب افزایش رطوبت مفصلی و تخریب غضروف و استخوان میشود. این بیماری که تقریبا همیشه چند علتی است، هم مفاصل بزرگ هم مفاصل کوچک را تحت تأثیر قرار می­دهد. به علت التهاب نظامدار، آرتریت روماتوئید با خستگی، کسالت و افسردگی مشخص می­شود. ناتوانی در نتیجه­ی درد و تخریب مفصلی رخ می­دهد (فایراشتاین[4] ،2003). آرتریت با مداخلات پزشکی و رفتاری نه قابل اجتناب است و نه قابل درمان آرتریت می تواند یک بیماری غیر قابل اجتناب با دوره هایی از عود و بهبود خود به خودی نشانه های بیماری باشد و اغلب سیر نامشخصی دارد (ترنر[5] و همکاران،2002)، به همین دلیل است که واینر[6](1998،ص90، به نقل از ترنر و همکاران،2002) بیماران مبتلا به آرتریت را به عنوان  افرادی اسیر تردید معرفی می کند که به دوره های گسترده تر بهبود امیدوارند در حالیکه نسبت به احتمال پسرفت و بدتر شدن علائم بیماری نیز آگاهی دارند. تشخیص آرتریت روماتوئید برای فرد دارای معانی ضمنی جسمی، روانشناختی و اجتماعی- اقتصادی است. انسان فعلی مجبور است تن به تصمیم گیری هایی بدهد که گاه در حکم مرگ و زندگی هستند. از آن مشکل تر، انسان زمانه ما باید شرایط به راستی خطرناک را از شرایط به ظاهر خطرناک تمیز دهد. باید میان تهدید واقعی و غیر واقعی تفاوت قایل گردد. اگر انسان نتواند با این کارآیی تحسین برانگیز، تفاوتها و اهمیت­ها را مشخص کند، زندگی آشفته ای پیدا می­کند و روزگارش در بحران سپری می شود. از آن گذشته، اگر نتواند با قوه ی تصور بالای خود برخورد منطقی داشته باشد، در حالتی از برزخ اسیر می شود و نمی­تواند میان حقیقت و تصاویر و معانی شخصی ناشی از آن تفاوت قایل شود (بک[7]،1988). اضطراب که نوعی احساس ترس و ناراحتی بی دلیل است، نشانه بسیاری از اختلالات روانشناختی محسوب می شود که اغلب بوسیله­ی رفتارهای دفاعی مانند فرار از یک موقعیت ناخوشایند یا انجام یک عمل طبق نظم و آیین معین کاهش می­یابد (آزاد،1374). اضطراب خواه به تنهایی به صورت علامتی بارز و خواه همراه سایر اختلالات، حالتی است که هسته مرکزی بیماریهای روان تنی است. وقتی اضطراب ظاهر می شود، مفهوم آن، این است که در درون شخص چیزی تعادل روانی را به هم می ریزد (کاپلان و سادوک[8]،۱۳۸۴). استرس نیز یکی از مفاهیم مهم در مطالعه روانشناسی و بهداشت روانی به شمار می آید و به عنوان علل بسیاری از درد ها، ناراحتی ها و بیماری ها و بیماری ها تلقی می­شود. مردم عادی آن را پدیده ای رنج آور و ناخوشایند ، پزشکان مسئله را از دید واکنش های فیزولوژیک روان پزشکان بنا را بر فشارهای عصبی و به کار بردن مکانسیم های سایکوفیزیولوژیک[9] و بالاخره روان شناسان آن را تغییر رفتار و حالات هیجانی و بحرانی می دانند (اتکینسون[10]، ترجمه براهنی، ۱۳۸۲). برخی تحقیقات، شواهدی مبنی بر ارتباط میان استرس و آرتریت روماتوئیدی یافته اند و اینکه بیماران اغلب پیش از شروع بیماری و به هنگام اوج آن، به وقوع اتفاقات استرس آور عمده ای اشاره می کردند (آختربرخ-لاولیس[11]،۱۹۸۸؛ اندرسن، برادلی، یانگ، دانیل و وییز[12] ،۱۹۸۵). بر اساس تخمین،۳۷میلیون آمریکایی به آرتریت دچارند (بنیاد آرتروز[13]،۱۹۹۴). هر نوعی از آرتریت با علل مربوط به خود، مشتمل بر عوامل ژنتیکی و عفونت های ویروسی، تظاهر پیدا می کند (مک اینون، آویسن، مک کین[14]،۱۹۹4). اگرچه بیماری در هر سنی می تواند تظاهر بیابد، با مسن تر شدن افراد، بسیار شایع تر می­شود. در جامعه پزشکی، کیفیت زندگی یا سلامتی و احساس خوب بودن در ارتباط با چگونگی زندگی با توصیف و تشریح اثرات بیماریها و یا مداخلات پیچیده تری که روی عملکرد و احساس خوب بودن فرد موثر می باشد، قابل جابجایی است. اما کیفیت زندگی فراتر از سلامتی است، اگرچه وابسته به آن می باشد. بیماران بسیاری ازجنبه های مرتبط و غیر مرتبط با سلامتی زندگی شان مانند: زندگی خانوادگی، مسائل مادی، سکونت و شغل و دیگر تجربیات روزمره زندگی که به بهداشت و درمان ارتباط ندارد، را احساس کرده و واکنش نشان می دهند (فرانز پاور[15]، 1985). به نظر می رسد یکی از رویکردهایی که بتوان از آن  در کاهش حالات اضطرابی (صفت – حالت[16]) و استرس در جهت ارتقاء سطح کیفیت زندگی و سلامت بیماران آرتریت روماتوئید از آن یاری گرفت رویکرد شناختی – رفتاری باشد . چرا که با بررسی اجمالی ، مشخص می شود هر یک از این مفاهیم به نوعی بستگی به حالات شخصیتی، عزت نفس، اعتماد به نفس و به آن نگرش ها، باورها و عقاید و تفکرات فرد در مورد نگرش او نسبت به بیماری خود دارد، پژوهش ها نشان داده که آگاهی دادن به بیماران از چگونگی وضعیت بیماریشان، شیوه نگرش آنها به درمان و عملکردشان و آرامش گام به گام ماهیچه ها در کاهش اضطراب و استرس بسیار موثر است . افراد با بهره گرفتن از تجارب خود ، مهارتهای کنار آمدن را شامل راهکارهایی که پیش از آن خودشان به کار برده با بکار گرفتن آنها را به وسیله دیگران دیده اند می آموزند، روان شناسان بر آموزش کنار آمدن با استرس و کاهش اضطراب، روش هایی تدوین کرده اند. بعضی از این روشها به طور عمده به رفتار فرد می پردازند و بعضی به فرایند تفکر (الهه میرزایی ، 1378). لذا با توجه به شیوع بیماری آرتریت روماتوئید و تظاهرات جسمانی – روانی این بیماریها و تاثیرات نامطلوب آن بر کیفیت زندگی این بیماران به خصوص در زنان که درصد قابل توجهی از بیماران مبتلا را تشکیل می دهند، به نظر می رسد که تأثیر درمان رفتاری – شناختی به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطرابی و استرس در بهبود کیفیت زندگی بیماران آرتریت روماتوئید مؤثر خواهد بود.

 2-1بیان مسئله

آرتریت روماتوئید یك بیماری خودایمنی پیشرونده با علائم بالینی متغیر می باشد. آرتریت روماتوئید با دوره های التهاب در مفاصل شروع می شود كه باعث ضخیم شدن و ایجاد درد در آن می شود. التهاب ایجاد شده در مفصل یا مفاصل باعث تورم، حساس شدن و سفت شدن آنها می شود كه می تواند همراه با خستگی، كاهش وزن، اضطراب و افسردگی باشد. این بیماری می تواند یك علت اصلی ناتوانی، ابتلا و مرگ و میر باشد (چن  و ونگ[17]، 2007). از منظر روانشناختی افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید دچار ترس از درد بلند مدت، خشکی و خستگی هستند. بسیاری از آنها نگران تغییر شکل های مفصلی به خصوص در ناحیه دست ها هستند. آنها نگران از دست دادن عملکرد، ناتوانی شغلی و تاثیرات احتمالی اجتماعی –  اقتصادی ناشی از بیماری هستند. مسمومیت بالقوه ناشی از درمان بلند مدت با داروها نیز یک نگرانی عمده است (شیهی و همکاران،2006). بررسی ها نشان می دهد که آرتریت روماتوئید با مشکلات روانشناختی اضطراب، استرس و افسردگی در ارتباط است و برآورد محافظه کارانه شیوع 13 تا 20% را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید گزارش شده است (دیکنز[18]و همکاران،2002). این بر آوردها همپوشی بین علائم اضطراب، استرس و افسردگی آرتریت را کنترل کرده اند (پیچینی[19]­و همکاران،2006). همچنین ولفه و هاولی[20] (1985) بیان می­کنند که اضطراب در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید معمول است و تقریبا 20%  افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید به میزان معناداری اضطراب دارند (وندن[21]و همکاران،2004).استرس،اضطراب و افسردگی  شایعترین پاسخهای روانشناختی بیماران به آرتریت روماتوئید است (فرشر[22]، 1991). سطوح اضطراب در بیماران روماتیسمی با كیفیت زندگی كمتر و ناخوشی های روان شناختی بیشتر مرتبط است (ساترلند، اندرسون و موریس[23]،2005). منشأ حالات اضطرابی به دو صورت بروز می­یابند، یکی به صورت اضطراب حالت[24] که هیجانی نامطلوبی است و معمولا با احساس دردناک و طولانی بیم و نگرانی همراه می­باشد (بیابانگرد،1378) در واقع قرار گرفتن در معرض فشار روانی ممکن است واکنشهای قابل مشاهده ای را موجب شود که به آن اضطراب حالت می­گوییم. این وضعیت یک حالت هیجانی نامطلوبی است که با نگرانی، تنش و تشویق همراه است و دیگری به صورت اضطراب صفت[25] که ویژگی شخصیتی است که فراوانی و شدت واکنش هیجانی شخص را نسبت به فشار منعکس می­کند و در بین مردم از این نظر تفاوت آشکاری وجود دارد. اضطراب صفت، در واقع خصیصه شخص است نه ویژگی موقعیتی که با آن روبروست. اضطراب حالت یک واکنش هیجانی است که از موقعیتی به موقعیت دیگر تفاوت می­کند (شریفی، 1376) هنگامی که مضطرب می شوید، نظام عصبی خود مختار شما فعال می شود، ضربان قلبتان بالا می رود، ضربان نبض افزایش می یابد، کف دستها عرق می­کند، مقدار اضطرابی که شخص تجربه می کند، به لحاظی، با شدت محرک ایجاد کننده فشار- آنگونه که شخص آن را درک می کند- بستگی دارد. شدت فشار به ارزشیابی فرد از موقعیت بستگی دارد (اسپیل برگر[26]،1972). اضطراب و استرس معمولاً در یک بیماری به طور همزمان وجود دارند به طوری که اغلب به عنوان یک اختلال منفرد در نظر گرفته می شوند (بلزر و شنیر[27] ، 2004). اضطراب، استرس و آرتریت روماتوئید همایند، به طور ناموزونی بسیاری از پیامدها را وخیم تر می­کنند. اضطراب، استرس با سطوح افزایش یافته درد در ارتباط است (دیکنز و همکاران، 2002) و به احتمال زیاد این ارتباط دو طرفه است (ناگا[28] و همکاران،2003). بنابراین با توجه به تاثیری که عوامل محیطی و همچنین شرایط روانشناختی بر روی ایجاد و پیشرفت علائم بیماری دارند، می توان اینطور پیش بینی کرد که کنترل این شرایط می تواند باعث بهبود وضعیت سلامت و کیفیت زندگی بیماران گردد. بررسی ها نشان می­دهند که اضطراب بیشتر با متغییرهای روانشناختی مثل استرس اجتماعی و فقدان حمایت اجتماعی، استرس روزانه و نگرش در مورد بیماری ارتباط دارد (راهی[29] و همکاران،2000). همچنین عواملی چون جنسیت زن، سن پایین تشخیص (رامجیت[30] و همکاران،2005). ویژگی­های شخصیتی چون عزت نفس پایین، بی پناهی و مقابله ی اجتنابی (فیتنیس و کورتیس[31]­، 2005) و تطابق ضعیف با تشخیص بیماری (گرورکه، رودی و مانزی[32] ،2004) در بروز علائم اضطرابی دخیل شناخته شده اند. با توجه به ارتباط متغییرهای شناختی – رفتاری و اضطراب و استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید، به نظر می رسد که درمانهای شناختی – رفتاری گزینه ی خوبی برای درمان اضطراب و استرس در این بیماران است (گلاسر و کیکولت[33] ،1985). با توجه به روابط متقابل دو عامل اضطراب و استرس و با توجه به نقشی که این عوامل در سلامت جسمی و روانی و کیفیت زندگی همه  افراد و بخصوص بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید ایفا می­کنند، به نظر می­رسد که اگر تأثیر این عوامل بر شدت و میزان بیماری با یکدیگر به درستی اندازه گیری، اثبات و کنترل شود می­توان با ارائه تمهیدات و درمان های روانشناختی، در کنار مداخلات معمول پزشکی، جهت ارتقاء سلامت روان و احتمالاً بهبود وضعیت جسمی این افراد کمک کننده باشد. فنون و روش هایی که درگروه درمانی به شیوه رفتاری- شناختی در این پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد شامل: ارائه اطلاعات در رابطه با اضطراب و استرس با تأکید بر الگوی رفتاری شناختی حالات اضطرابی، آموزش آرام سازی کاربردی، شناسائی و اصلاح نگرش های منفی و نامناسب می باشد. با توجه به مطالب عنوان شده، پژوهشگر به دنبال بررسی این مسئله است که آیا درمان رفتاری – شناختی به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس  در بهبود کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به آرتریت روماتوئید مؤثر است؟

 3-1ضرورت انجام تحقیق

مدیریت بیماری مزمن یکی از چالش های اصلی برای مراقبت سلامت جهانی در قرن 21 است (موری و لوپز[34]،1996). آرتریت روماتیسمی شایع ترین بیماری التهاب مفصلی مزمن است که 5 %- 1%  جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد. برآورد محافظه کارانه با کنترل همپوشی بین علائم شیوع افسردگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید را 13 تا 20 درصد می داند (دیکنز و همکاران،2002). از سوی دیگر استرس یکی از شایعترین عوامل ایجادکننده­ی اختلالات اضطرابی و عمدتا یکی از شایع ترین علل مراجعات به سرویس های درمانی در سطح جامعه می باشد (هویستر و پارکر[35]­،1998). 5% بیمارانی که به پزشکان عمومی درمانگاه های سرپایی مراجعه می کنند، علائم و نشانه هایی دارند که با علائم بیماری­های عضوی قابل توجیه نیست و در واقع جزء گروه اختلالات وابسته به استرس یا اختلال وحشتزدگی قرار می گیرند (زاترا ، همیلتون، پتر و اسمیت[36] ،1999). این موارد می توانند با زمینه ی مناسب فردی باعث بروزآرتریت روماتوئید شوند و با ادامه­ی استرس و اضطراب مداوم باعث تداوم بیماری گردند و تاثیر درمان های کلاسیک آرتریت را تحت الشعاع قرار می­دهند. از نظر روانپزشکی، تداوم اضطراب به اختلال افسردگی منجر می شود که سلامت روان و عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. این مرحله منجر به تداوم بیماری و کم اثر کردن داروهای تجویزی شده (رابین و هاکر[37]،1993) و درمان را پیچیده تر می کند به طوری که لازم است در بعضی موارد از آرام بخش­ها استفاده شود. بیماری های مزمن جسمی همایند با اختلالات اضطرابی و استرس، در مقایسه با علائم افسردگی تنها یا حالت غیر افسرده، با وضعیت سلامت منفی ارتباط، اختلالات خلقی با پیامدهای وخیم تر، کاهش کیفیت زندگی و استفاده ی بیشتر از خدمات مراقبت سلامت در ارتباط است (اسمار[38] و همکاران ،1997). در واقع بیشتر انواع آرتریت افراد را ملزم می کند که با درد، خستگی و محدودیت های جسمی سازگار شوند. روش افراد در مدیریت بیماری خود، توانایی آنها را با درگیری در فعالیت های مهم تحت تاثیر قرا می دهد که شامل حیطه های کار، زندگی خانوادگی و ارتباطات اجتماعی می شود (بکمن[39]،2006). به عنوان موجودات اجتماعی، با نقش ها و مسئولیت ها انسانها درگیر طیف خاصی از فعالیت های زندگی هستند که درد به همراه دیگر نشانه های آرتریت توانایی در این فعالیت ها را تهدید می کند و ممکن است سلامت یا بهداشت روانی و اجتماعی را به خطر اندازد (کاتز[40] و همکاران،2006). مطالعات در مورد مداخلات روانشناختی مثل درمان رفتاری– شناختی نشان داده اند که این مداخلات می تواند به عنوان یک درمان الحاقی نقش مهمی در درمان آرتریت مزمن و در آرتریتی که به تازگی تشخیص داده شده داشته باشد (پارکر و همکاران،2003، شارپه[41] و همکاران ،2003). درمان شناختی و رفتاری[42] یک شکل بسیار مورد استفاده از روان درمانی است که هدف آن تشخیص و تغییر الگوهای ناسازگارانه ی تفکر و رفتار است (رایت[43]، 2010) و به طور خاص در رابطه با بیماری های جسمی،CBT نیز می تواند به بیماران کمک کند که با بیماریشان سازگاری پیدا کنند و مهارت هایی را کسب کنند که می تواند در زندگی روزمره مورد استفاده آنها قرار گیرد و احساس کنترل و قدرت آنها را بهبود بخشد.CBT که در دوره های اولیه­ی آرتریت روماتوئید ارائه می شود (شارپه و همکاران،2003) می­تواند از طریق جلوگیری از ایجاد ادراک منفی از بیماری و بهبود احساس کنترل بیمار بر روی بیماری خودش، فواید جسمی و روانشناختی طولانی مدتی ایجاد کند.CBT همچنین می تواند برای بیمارانی که به تازگی تشخیص آرتریت روماتوئید گرفته اند و بروندادهای روانشناختی پیش بینی شده ی ضعیفی از خود نشان می دهد آنطور که توسط نمرات ارزیابی شخصیت و سازگاری قضاوت شده است، فوایدی در بر داشته باشد. از این گذشته شواهد تحقیقاتی نشان می­دهند که مداخلات روانشناختی نه تنها می­تواند اضطراب و استرس را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش دهد بلکه همچنین بهبودی جسمی آنها را تسهیل می­کند (شارپه و همکاران،2003). درمان اضطراب و استرس به شیوه ی رفتاری– شناختی  یکی از انواع درمان های شناختی رفتاری است که شامل آموزش مهارت هایی می شود که افراد از طریق آنها می­توانند اضطراب های موقعیتی و خصیصه­ای و استرس خود را شناسایی و کنترل کنند. این مداخله، دستورها و تمرین های راهبردی را ارائه می دهد که به افراد کمک می­کند بر مهارت هایی چون: ارائه اطلاعات در رابطه با اضطراب با تأکید بر الگوی رفتاری شناختی حالات اضطرابی، آموزش آرام سازی کاربردی، شناسائی و اصلاح نگرش های منفی و نامناسب نظارت بر خود، حل مسئله و تعیین هدف و کنترل خشم تسلط پیدا کنند. هدف اصلی درمان اضطراب (صفت و حالت) و استرس کاهش اضطراب و استرس است که با توجه به نقش اضطراب و استرس در بیماری آرتریت روماتوئید، انتظار می رود به کنترل نشانگان (مثل درد) و بهبود پیامدهای عملکردی منجر شود (دیکسون ،کیفی، اسکیپپیو و پری[44] ،2007). به علاوه، تحقیقات گذشته به طور فزاینده­ای اهمیت عوامل روانشناختی را در آرتریت روماتوئید نشان می دهند که ممکن است با توجه به تسلط رویکرد زیست دارویی[45]مورد توجه قرار نگرفته باشد و این نیاز وجود دارد که از طریق تحقیقات بیشتر که نه تنها اثربخشی مراقبت و مداخلات روانشناختی بلکه امکان پذیری شمول آنها را در مدیریت آرتریت روماتیسمی نشان می دهند، این دیدگاه صرفاً زیستی تغییر یابد. با فهم تاثیر درمان های روانشناختی بر آرتریت، آگاهی رو به رشدی از نیاز به تلفیق رویکردهای رفتاری و روانشناختی با درمانهای زیست – دارویی[46] به وجود می آید.

 4-1اهداف پژوهش

 1-4-1اهداف کلی

1.تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش شدت علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

  1. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

 2-4-1اهداف جزئی

1 .تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر شدت علائم اضطراب (صفت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

2 .تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر شدت علائم اضطراب (حالت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

3 .تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر شدت علائم استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

  1. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود عملکرد جسمی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.
  2. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود عاطفه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.
  3. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود نشانگان بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.
  4. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.
  5. تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری به شیوه گروهی بر بهبود عملکرد در نقش بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید.

 5-1فرضیه های پژوهش

 1-5-1فرضیه های اصلی

  1. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت و حالت) و استرس در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  2. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.

 2-5-1فرضیه های فرعی

  1. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (صفت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  2. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم اضطراب (حالت) بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  3. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در کاهش علائم استرس بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  4. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد جسمی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  5. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عاطفه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  6. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود نشانگان بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  7. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.
  8. مداخله درمانی شناختی- رفتاری به شیوه گروهی در بهبود عملکرد در نقش بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر است.

تعداد صفحه :210

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی برنامه مداخله‌ای کودکان طلاق بر بهبود راهبردهای خودکنترلی و سازه‌های تاب‌آوری آنان

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

 دانشگاه آزاد اسلامی 

دانشگاه پیام نور

دانشکده علوم انسانی

مرکز تحصیلات تکمیلی

رساله برای دریافت مدرک دکتری تخصصی (p.h.D.)

رشته روانشناسی عمومی

عنوان:

اثربخشی برنامه مداخله‌ای کودکان طلاق بر بهبود راهبردهای خودکنترلی و سازه‌های تاب‌آوری آنان

خرداد 1394

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

عنوان                           صفحه

چکیـده 1

مقدمـه 2

فصل اول: کلیات پژوهش

1ـ1 بیان مساله 5

1ـ2 اهمیت و ضرورت پژوهش… 7

1ـ3 هدف‌ها، سوال و فرضیه‌ها 9

1-3-1 هدف‌ کلی. 9

1-3-2 هدف‌های ویژه 9

1-3-3 فرضیه‌های پژوهش… 10

1ـ4 متغیرها، مفاهیم و سازه‌ها 10

1ـ4ـ1 تعیین و نامگذاری متغیرها، نقش متغیرها 11

1ـ5 تعریف‌های مفهومی و عملیاتی متغیرها 13

1ـ5ـ1 تعریف‌های مفهومی. 13

1ـ5ـ2تعریف‌های عملیاتی. 14

فصل دوم: پیشینه و ادبیات پژوهش

مقدمه 16

بخش اول: پایگاه نظری موضوع( بنیادها، دیدگاه‌ها و مفاهیم) 18

2ـ1 تبیین پدیده طلاق. 18

2-1-1  مراحل شناختی-هیجانی بعد از طلاق. 19

2-1-2 طلاق در نگاه دین اسلام 20

2-1-3 مبانی نظری. 20

2-1-3-1  نظریه رشد روانی – اجتماعی اریکسون. 20

2-1-3-2  نظریه دلبستگی جان بالبی. 21

2-1-3-3 دیدگاه سلیگمن. 22

2ـ1ـ4 عوامل موثر در وقوع طلاق. 22

2ـ1ـ5 تغییرات پس از طلاق. 25

2-1-6  پیامدهای طلاق در بعد خانواده 29

2-1-7 طلاق از نظر کودکان. 30

2-1-8 واکنش کودکان نسبت به طلاق والدینشان. 34

2-1-8-1 نوزادان و کودکان پیش دبستانی. 35

2-1-8-2 کودکان سن مدرسه (6تا11سال ) 37

2-1-8-3 نوجوانی اول (12تا14سال) 39

2-1-8-4 نوجوانان (15تا 18سال) 40

2-1-8-5 جوانان (18سال به بالا ) 42

2-1-8-6 بزرگسالی. 43

2-1-9  اثرات طلاق بر کودکان. 44

2- 1- 10 تأثیرات متفاوت طلاق بر دختران و پسران. 55

2-1-11 تفاوتهای کودکان در پاسخ به طلاق  و مقوله سازگاری. 56

2-1-12 عوامل مرتبط با سازگاری پس از طلاق. 58

2-1-12-1 عوامل قابل تغییر مرتبط با سازگاری کودکان پس از طلاق. 60

2-1-12-2 عوامل قابل تغییر مرتبط با سازگاری کودکان پس از طلاق. 62

2-1-13 تعامل والد- کودک و تاثیرات پدیده طلاق برآن. 65

2-1-14  پایان‌دادن به فرایند طلاق. 66

2-2  خودکنترلی و سازه‌های شناختی آن. 67

2ـ2ـ1 تعریف‌های متنوعی از خود کنترلی. 67

2-2-2 ابعاد شناختی – هیجانی خودکنترلی. 68

2-2-3 نقش و ضرورت خود کنترلی. 70

2-2-4 آموزش و تقویت خودکنترلی. 71

2-2-5  خودکنترلی از نگاه دین. 71

2-2-6 خودکنترلی در علوم گوناگون. 72

2-2-7 رابطه متقابل خودکنترلی با ابعاد دیگر شخصیت.. 74

2-2-8   پژوهش‌هایی در قلمرو طلاق و خودکنترلی. 82

2-3 تاب آوری. 85

2-3-1 تاب‌آوری خانواده و مدل‌های شناختی- رفتاری و مداخله‌ای. 88

2ـ3ـ2 عناصر عمده  و مشترک نظریه‌های تاب‌آوری خانواده در بحران. 89

2ـ3ـ3  مدل‌‌های تاب آوری. 92

2-3-4 سه موقعیت اصلی تاب‌آوری. 94

2-3-5 کانون تاب آوری. 95

2-3-6 ویژگی های تاب آوری. 96

2ـ3ـ7 چه تفاوتی بین کنار آمدن و تاب آوری وجود دارد ؟ 99

2-3-8 شش  زمینه  تاب‌آوری. 101

2-3-9 ویژگی های افراد تاب آور 101

2-3-10 زیرمقیاس‌های تاب‌آوری. 108

2-3-10-1  توانمندی اجتماعی. 108

2-3-10-2  خودتنظیمی هیجانی. 109

2-3-10-3   مسئولیت‌پذیری. 110

2-3-10-4  همدلی. 111

2-3-11 طلاق والدین و تاب‌آوری کودکان. 111

2-3-12  منابع تاب آوری در فرایند طلاق. 117

2-3-13  فاکتورهای حمایتی و تاب‌آوری کودکان طلاق. 118

2-3-14  سیستم‌های حمایت اجتماعی فراخانوادگی برای تاب‌آوری کودکان طلاق. 119

2-3-15 آموزش و افزایش تاب‌آوری و برنامه های افزایش آن. 121

2-3-16 نگاهی اجمالی به پژوهش‌هایی در قلمرو تاب‌آوری. 123

2-4 برنامه های مداخله ای برای کودکان طلاق. 125

2-4-1  هدف‌های برنامه CODIP. 131

2-4-2  ملاحظات کلی در رابطه با اجرای برنامه CODIP. 136

2-6-  مطالعات انجام شده پیرامون اثر بخشی برنامه CODIP. 139

2-6-1  پژوهش‌های داخلی. 139

فصل سوم: روش و طرح پژوهش

مقدمـه 145

3-1  روش پژوهش… 146

3-2  ابزار پژوهش… 148

3-3   تعیین اعتبار و روایی پرسشنامه تاب‌آوری. 152

3-4  شیوه اجرای پژوهش… 153

3-5  روش تجزیه و تحلیل داده‌ها در چهارچوب طرح پژوهش… 154

3-6  قلمرو تحقیق( زمانی، مکانی، موضوعی) 154

3-7  ملاحظات اخلاقی پژوهش… 155

3-8  تکمیلی. 155

3-8-1  مقیاس سنجش عقاید کودکان درباره طلاق (CIADS) 156

3-8-2  فرم ارزیابی والدین (PEF) 156

3-8-3 فرم ارزیابی رهبر گروه (GLEF) 156

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

مقدمـه 160

4-1  تعیین اعتبار و روایی پرسشنامه 161

4-2  آمار توصیفی و اطلاعات جمعیت‌شناختی. 169

مقدمـه 189

فصل پنجم: نتیجه گیری و بحث

5-1 مروری بر مساله، پیشینه، هدف‌ها، چارچوب پژوهش انجام‌شده 191

5-2 بیان مختصر یافته‌ها 192

5-3 نتیجه، بحث، تبیین و تفسیر یافته‌ها به تفکیک فرضیه‌ها 193

5ـ4 موانع و محدودیت‌ها 206

5ـ5 پیشنهادها 208

5-6 جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نهایی. 210

فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………. 213

پیوست ها ………………………………………………………………………………………………………….. 236

Abstract     285

چکیـده

هدف:  پژوهش حاضر با هدف مطالعه مدل مداخله‌ای ویژه کودکان طلاق و اندازه‌گیری اثربخشی آن بر بهبود راهبردهای خودکنترلی و سازه های تاب آوری آنان انجام شد.

روش: بدین منظور ابتدا پرسشنامه توانمندی‌های اجتماعی‌‌-‌هیجانی و تاب اوری مرل (2008) روی 130 دانش‌آموز مقطع ابتدایی با روش تحلیل عاملی، تعیین اعتبار و روایی شد. برای پژوهش اصلی از جامعه آماری 193 نفری کودکان 8 تا 12 ساله طلاق شهرستان کاشمر در سال 1393، گروه نمونه  40 نفری( 23 دختر و 17 پسر) به روش نمونه‌گیری در دسترس و با حفظ معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و در گروه‌های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه به پرسشنامه‌ خودکنترلی ادراک شده کودکان (هامفری، 2000) و پرسشنامه تاب اوری در پیش‌آزمون و پس‌آزمون و مرحله پیگیری  پاسخ دادند، در این میان 15 جلسه برنامه مداخله‌ای به میزان سه روز در هفته و هر جلسه 45 دقیقه به طور گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. در پایان، داده‌ها با فنون آماری در چارچوب یک طرح نیمه‌آزمایشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‌ها: این برنامه مداخله‌ای موجب افزایش معنادار نمرات خودکنترلی، خودکنترلی میان‌فردی، خودسنجی، تاب‌آوری، وخودتنظیمی کودکان طلاق شد، این افزایش برای توانمندی اجتماعی معنادارنشد، در مقابل، این مداخله باعث کاهش نمره همدلی شد.با پیگیری سه ماهه، مشخص شد اثرتمام تغییرات ماندگار است . همچنین جنسیت کودک در اثربخشی مداخله بی‌تاثیر شناخته‌شد ولی جنسیت والدسرپرست بشرط اینکه مادر باشد توانست بر بهبود نمره تاب‌آوری اثربگذارد.

نتیجه‌گیری:  زندگی‌های دور از معنویت، صنعتی و پردغدغه امروز، روزبروز بر تعداد خانواده‌های طلاق می‌افزاید، و خیل عظیمی از آنان از اثرات منفی ناشی از آن  بر کودکان‌شان واقف نبوده و شیوه‌های صحیح برخورد با آنها را نمی‌دانند. بدون شک چنان چه مداخلاتی از این نوع ارائه شود قطعا از بروز برخی مشکلات عاطفی و رفتاری در این دسته از کودکان پیشگیری به عمل
 خواهد آمد.

کلیدواژه‌ها: برنامه مداخله‌ای ویژه کودکان طلاق، تاب‌آوری، خودکنترلی.

مقدمـه

خانواده كاركردهای مختلفی برای اعضای خود، مخصوصا كودكان دارد؛ مثل احساس تعلق
 و دلبستگی، فرهنگ‌پذیری و اجتماعی‌شدن، تكوین شخصیت، ارضای نیازهای عاطفی، شكل‌گیری هویت شخصی و جمعی. فرو‌پاشی خانواده مخصوصا در شکل طلاق در همه این كاركردها اختلال ایجاد می­كند و از آن‌جا كه گروه كودكان، مهمترین مرحله تحولی را طی می‌كنند گزینه ‌های مناسب‌تری برای دریافت بیشترین آسیب‌های طلاق هستند(داهل[1]، هانسن[2] و ویگنس[3]، 2014).

ناكامی‌ها، نیازهای ارضا‌ نشده، تعارض‌های شناختی و رفتاری كودكان خانواده‌های گسسته، پریشان و ناسازگار، زمینه ‌های لازم بروز جرائم فردی و اجتماعی را مهیا می‌كند(حسینی نثار
و فیوضات، 1390). كمك به به­زیستی روانی و كیفیت بخشی به احساس و شناخت این كودكان
از گرفتار شدن آنان در چرخه معیوب تعاملات اجتماعی می‌كاهد.

بررسی مطالعات انجام شده درباره اثربخشی برنامه‌های گروهی برای کودکان طلاق نشان
 می­دهد که برخی مداخلات می‌توانند منجر به بهبودهای قابل توجهی در عملکرد کودکان
در زمینه‌های مختلف شوند. از بین همه مداخلات، برنامه مداخله‌ای ویژه كودكان طلاق[4]
توانسته است بیشترین پیشینه و حمایت تجربی را از آن خود کند(گریچ[5] و فینچام[6]، 2008). 

این برنامه یک برنامه مداخله‌ای 15 جلسه‌ای است که بر عوامل حمایتی مرتبط با به­زیستی
در کودکان بعد از طلاق تمرکز دارد و اساسا بر بهبود توانایی کودک برای مقابله با استرس­های مربوط به طلاق طراحی می­شود، به این صورت كه محیط گروهی حمایتگری را برای یادگیری و تمرین مهارت‌ها ایجاد می­کند. این برنامه که یکی از موفقترین برنامه‌های کودک محور در رابطه با طلاق برای کودکان سن دبستان است، به­صورت گروهی اجرا می‌شود و طراحی شده‌است تا توانایی کودکان را برای مقابله موثر با چالشها و تغییرات فراوانی که همراه طلاق هستند افزایش دهد، در واقع هدف نهایی و مهم برنامه، ارتقای تاب آوری و سازگاری کودکان است(لی‌کروی[7]، 2008). 

این پژوهش بر آن است تا تاثیر اجرای برنامه مداخله‌‌ای را بر خودکنترلی[8] و تاب آوری[9] کودکان طلاق و زیرمقیاس‌های آن بررسی کند.

1ـ1 بیان مساله

از دهه 1980، نرخ طلاق در همه کشورهای صنعتی و در بسیاری از کشورهای نیمه صنعتی، حتی در کشورهایی که موانع مذهبی و حقوقی محکمی دارند افزایش یافته است. در سالهای اخیر این معضل اجتماعی در کشور ما آمار رو به رشدی داشته است.

آماری که توسط مرکز آمار ایران منتشر می‌شود حاکی از رشد بیش از دو و نیم برابری میزان طلاق در یک فاصله ده ساله از سال 1380 تا 1390 بوده است.

آمارهای موجود در خصوص ازدواج و طلاق در دنیا حاکی است که بالاترین نرخ طلاق دنیا در سال 2007، مربوط به کشور سوئد با 9/54 درصد طلاق می‌باشد و کشور آمریکا رتبه دوم را به خود اختصاص داده است، کشور ایران در این رتبه بندی، رتبه سی‌ویکم را دارد. آمار طلاق چنان رو به گسترش است که برطبق آمارهای ارائه شده توسط سازمان ثبت احوال کشور، در سال 1389 میزان طلاق نسبت به سال گذشته خود، 1/9درصد رشد داشته و نسبت ازدواج به طلاق 5/6 بوده است؛ یعنی در مقابل هر 5/6 ازدواج ثبت شده، یک طلاق به ثبت رسیده است در حالی­که این نسبت درسال1390، 1/5 بوده است، یعنی در قبال هر پنج ویک دهم ازدواج ثبت شده، یک طلاق ثبت شده است(توکلی، 1391).  

 طلاق می‌تواند زمینه‌ساز بسیاری از معضلات دیگر نظیر خودکشی، اعتیاد و جرم و … شود. بدین ترتیب است که طلاق بعنوان یک معضل مهم اجتماع، محل توجه گسترده دارد.

طلاق علت دامنه وسیعی از مشکلات رفتاری و هیجانی جدی و پایدار کودکان و نوجوانان است. تعداد، شدت و طول مدت جدائی‌ها و استرسورهای ایجاد شده توسط طلاق از یک کودک
 به کودک دیگر و از خانواده‌ای به خانواده دیگر و در طی زمان متفاوت است.

ماهیت جدایی، سازگاری والدین، منابع دردسترس، تضادها و همکاری بین والدین بعد از طلاق، ازدواج مجدد والدین، ثبات منابع مالی، و منابع روانی خود کودک در اینکه چگونه این استرسها
 بر کودک تاثیر بگذارد نقش بسزایی دارد(کلی[10] و امری[11]، 2003). اکثریت کودکان آمادگی هیجانی کمی برای جدایی دارند و با پریشانی و عصبانیت و اضطراب به طلاق واکنش نشان می­دهند، حتی در کودکانی که در ابتدا مشکلات اندکی دارند یا زودتر با طلاق سازگار می­شوند، مشکلات رفتاری
و روانی ناشی از طلاق، ممکن است بعدا در زندگی و در مواجهه با چالش‌ها و تکالیف رشدی جدید عود پیدا کند (هترینگتون[12] و استنلی هاگان[13]، 2009).

 پژوهشها نشان می دهد که کودکان طلاق در معرض خطر بیشتر مشکلات روانی، رفتاری
 و اجتماعی و تحصیلی هستند (آماتو[14]، 2001).

بیشتر کودکان طلاق، دوره‌های پراسترسی را قبل از طلاق والدین تجربه کرده‌اند، زمانی
که والدین در روابط متقابل خود، سازگاری کافی ندارند، از نقش والدگری خود و تکالیف و وظایف آن غافل می‌شوند، لذا فرزندان این خانواده‌ها از حقوق اولیه رشدی خود مثل پذیرش نامشروط، مهرورزی، نظارت مناسب، تعامل صحیح با اعضای خانواده و نظایر آن، محروم می‌شوند.

لذا قابل انتظار است که نشانه‌های کودکان رشدیافته، تاب‌آور، سازگار، و خودکنترل را نداشته باشند یا کمتر درونی کرده باشند(اما[15]، کارلی[16]، میشل[17] و لورا[18]، 2015).

با توجه به آمار نگران‌کننده طلاق و کودکان بازمانده از طلاق کشورمان و آسیب‌های جدی
به پیکره جامعه و نسل آینده، پژوهش حاضر درصدد ارائه یک مدل نظری برای کاهش
 این آسیب‌هاست.

لذا پژوهشگر، با اجرای برنامه مداخله ای ویژه این کودکان، درنظر دارد اثربخشی آن را بر بهبود راهبردهای خودکنترلی و تقویت تاب‌آوری و سازه‌های چهارگانه آن(مسئولیت‌پذیری[19]، توانمندی اجتماعی[20]، خودتنظیمی هیجانی[21]، همدلی[22]) بسنجد و درصورت کار‌آمد بودن، این برنامه بتواند مورد استفاده خانواده‌ها، آموزش وپرورش، نهادهای مرتبط با طلاق و فرزندان طلاق قرار بگیرد.

1ـ2 اهمیت و ضرورت پژوهش

در دوران مدرن، ساختار اجتماعی در معرض تغییرات بی‌وقفه است، گرچه افراد سعی
در پایداری و ثبات دارند ولی رشد شتابان شهرنشینی، رشدجمعیت، رشد تکنولوژی و فناوری، تغییر نهاد آموزش و پرورش، پیدایش ارتباط همگانی(تلویزیون، اینترنت و ….) و بسیاری از تغییرات کوچک و بزرگی که در اطرافمان در حال رخ دادن هستند از پیامدهای موثر در نهاد خانواده دوران مدرن‌اند. در نتیجه زندگی شهری امروزی نوعی از زندگی است که گویا در بستر تغییرات اجتماعی عظیم طراحی شده‌است و نه تنها به­طور کلی در زندگی اجتماعی انسان‌ها اثر می‌گذارد، بلکه به­صورت مشخص خانواده به­عنوان یکی از نقاط استراتژیک و گلوگاه مواجهه با این حجم انبوه تغییرات اجتماعی محسوب می‌شود(کلانتری، 1393).

شواهد موجود در جامعه حاکی از این واقعیت است که

 ساختار خانواده در کشور دستخوش تحولاتی شده، بسیاری از کار ویژه های سنتی خانواده کم‌رنگ شده و تنش‌های زیادی در روابط خانوادگی بوجود‌ آمده است، به­حدی که خانواده به­عنوان ضربه‌گیر مهم جامعه، در معرض ضربه های بسیاری قرارگرفته است. هرچند که بخش اعظم ضربه های وارد شده بر خانواده را می‌توان به سیل تازگی و تجدد، تنوع و کثرت جامعه امروز و نیز نوعی همگرایی در کنش‌های فرهنگی ناشی از تحولات تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی نسبت داد، اما به­هرحال از این هجوم گریزی نیست و زحمت نهاد خانواده برای مقاومت و پایداری در برابر تندبادها، بیشتر از دو چندان شده است(افسری و اسماعیل‌نیا، 1393).

آثار و عوارض طلاق فقط به افراد خانواده منتهی نمی­شود، بلکه از عوارض اجتماعی آن هم نباید غافل بود که در برخی موارد هزینه­هایی را به جامعه تحمیل می­کند، از جمله هزینه هایی که برای کنترل و پیشگیری جرایم و بزه های اجتماعی ناشی از طلاق توسط جامعه پرداخته می­­شود. بارزترین پیامد طلاق از نظر کمی و کیفی بر روی کودکان و زنان است.

برخی از مسائل و آسیب­های اجتماعی که از هم گسیختگی خانواده و نزاع درون آن برای کودکان به همراه دارد، گسترش بزه­کاری کودکان، فرار کودکان، خودکشی، کار خیابانی و مصرف مواد و الکل است. برخی از بزه­کاران جوان متعلق به خانواده هایی هستند که دچار تعارض و کشمکش های خانوادگی
و اختلالات روانی هستند. وجود این گونه تنش ها در خانواده می­تواند آن ها را وادار به فرار از خانه کند تا با گروه بزه­کاران همکاری کنند. در روانشناسی جنایی، بروز انحرافات اجتماعی یا جامعه زدگی
و تشکیل گروه آسیب دیدگان اجتماعی ثمره­ی جراحت عاطفی کودکان در خانواده های طلاق تشخیص داده می­شود. آمارها مؤید این نکته است که بیشتر جرم و بزه­کاری کودکان و نوجوانان ریشه در مسائل
و مشکلات خانوادگی و طلاق دارد. میزان جرایم و خودکشی در اطفال باقی مانده در طلاق به­نحو بارزی افزایش می­یابد. از این اطفال خیلی بیشتر از دیگر همسالان آنها سوء استفاده جنسی می­شوند
و اعتیاد نیز در میان آنان شیوع بیشتری دارد. تحقیقات انجام شده درباه علل بزه­کاری کودکان نشان
می­دهد که کودکان طلاق از امنیت روانی و عاطفی برخوردار نبوده و وجود جانشین مادر در محیط خانواده منجر به ناسازگاری، انحراف و فرار کودک از محیط خانواده می شود. برابر اظهارات مدیر کل امور آسیب‌دیدگان بهزیستی، 95 درصد دختران فراری از فرزندان خانواده­های طلاق هستند.(کاملی، 1389). مطالعه‌های متعددی مثل یافته انجسین(2014)، کروی(2008)، حسینی یزدی(1392) و گزارش مرکز امور مددکاری زندان‌های کل کشور(1393) نشان می‌دهند اختلال‌های فردی، و تعاملی نامناسب که زمینه‌ساز افت تحصیلی، ترک تحصیل، گرایش به جرم، معیارهای نادرست انتخاب همسر، مشکلات رفتاری درونی و برونی‌سازی شده، استفاده از مکانیزم‌های جبرانی مخرب و نظایر آن حاصل خودپنداره پایین، خودکنترلی ضعیف، و سطح کم تاب‌آوری در کودکان آسیب‌دیده از خانواده‌های نابسامان است، لذا هر برنامه و مداخله و آموزشی كه بتواند عوارض و پیامدهای درونی طلاق را بر این كودكان كم كند
و در مقابل، توانمندی‌های مقابله‌ای آنان مثل تاب‌آوری، خودكنترلی و خودپنداره آنان را بهبود ببخشد بالقوه از آسیب‌های بزرگتر فردی و اجتماعی پیشگیری خواهدكرد، امید است این پژوهش نیز با توجه
به ضرورتی که ذکر شد بتواند با افزایش سطح تاب‌آوری و خودکنترلی کودکان خانواده‌های طلاق،
از آسیب‌هایی که ذکر شد پیشگیری کند و خود کودکان، خانواده‌ها و جامعه، از آن بهره‌مند گردند. 

1ـ3 هدف‌ها، سوال و فرضیه‌ها

1-3-1 هدف‌ کلی

  1. بررسی اثربخشی برنامه مداخله‌ای ویژه کودکان طلاق بر بهبود راهبرد‌های خودکنترلی
    و سازه‌های تاب‌آوری آنان.

1-3-2 هدف‌های ویژه

  1. اندازه گیری میزان خودکنترلی و تاب‌آوری کودکان طلاق
  2. مقایسه تاب‌آوری و خودکنترلی دختران و پسران طلاق
  3. بررسی اثربخشی برنامه مداخله‌ای ویژه کودکان طلاق بر بهبود خودکنترلی آنان و زیرمقیاس‌های آن(خودکنترلی درون فردی[23]، خودکنترلی میان فردی[24]، خودسنجی[25])
  4. بررسی اثربخشی برنامه مداخله‌ای ویژه کودکان طلاق بر بهبود تاب‌آوری آنان و زیرمقیاس‌های آن(خودتنظیمی هیجانی، مسئولیت‌پذیری، توانمندی اجتماعی، همدلی).
  5. بررسی تاثیر جنسیت در اثربخشی برنامه مداخله‌ای ویژه بر خودکنترلی و تاب‌آوری کودکان طلاق.
  6. بررسی تاثیر جنسیت والد سرپرست بر نتایج حاصل از اجرای برنامه مداخله‌ای روی کودکان.
  7. مطالعه و اندازه‌گیری میزان ماندگاری تاثیر اجرای برنامه بر خودکنترلی و تاب‌آوری کودکان طلاق.
  8. بررسی تاثیر جنسیت والد سرپرست برمیزان ماندگاری نتایج حاصل از اجرای مداخله.

1-3-3 فرضیه‌های پژوهش

  1. اجرای برنامه مداخله‌ای ویژه کودکان طلاق باعث افزایش خودکنترلی و زیرمقیاس‌های آن
    ( خودکنترلی درون‌فردی،  خودکنترلی میان‌فردی، و خودسنجی) در این كودكان می­شود.
  2. اجرای برنامه مداخله‌ای کودکان طلاق باعث بهبود تاب‌آوری و زیرمقیاس‌های آن
    (  خودتنظیمی،  توانمندی اجتماعی،  همدلی، و مسئولیت‌پذیری) در این كودكان می‌شود.
  3. میان دختران و پسران در تغییر خودکنترلی وتاب‌آوری حاصل از اجرای برنامه مداخله‌ای کودکان طلاق تفاوت معنادار وجود دارد.
  4. نوع جنسیت والدسرپرست، در میزان اثربخشی اجرای برنامه مداخله‌ای بر خودکنترلی و تاب‌اوری کودکان طلاق و زیرمقیاس‌های ان دو تاثیری معنادار دارد.

1ـ4 متغیرها، مفاهیم و سازه‌ها

با توجه به اهمیت رشد شناختی در دوره تحولی کودکی دوم، و از آنجا که در این دوره، رشد شناختی کودک دچار تغییرات عمده‌ای می‌شود و تفکر کودک راهبردها و سازمان‌دهی بیشتری دارد
و از نظم و منطق بیشتری برخوردار می‌شود لذا توانایی استفاده از منابع شناختی خود در فرایند حل مساله[26] دارند(مایرز[27]، 2009). از این رو متغیرهای شناختی و هیجانی- اجتماعی خودکنترلی
و تاب‌آوری به همراه همبسته‌های شناختی آن و یک برنامه به­عنوان مداخله ‌جهت اجرای پژوهش حاضر به شکل زیر انتخاب شد.

1ـ4ـ1 تعیین و نامگذاری متغیرها، نقش متغیرها

در این قسمت به معرفی متغیرها، تعیین نقش آن‌ها  و مقیاس‌های اندازه‌گیری آن‌ها می‌پردازیم:

·   متغیر وابسته[28]: متغیر اصلی مورد توجه، متغیر پاسخ یا برون­داد است که مشاهده
یا اندازه­گیری می­شود تا تأثیر متغیر مستقل بر آن معلوم و مشخص شود. هدف محقق آن است
 که تغییرپذیری متغیر وابسته را تشریح و پیش­بینی کند. این متغیرها در این پژوهش عبارتنداز:

1.    خودکنترلی

2.    خودکنترلی درون‌فردی

3.    خودکنترلی میان‌فردی

4.    خودسنجی

5.    تاب‌آوری

6.    توانمندی اجتماعی

7.    خودتنظیمی هیجانی

8.    مسئولیت‌پذیری

9.    همدلی

·   متغیر آزمایشی و مستقل[29]: متغیر مستقل، متغیر محرک درون­داد است که به وسیلۀ پژوهشگر اندازه­گیری، دستکاری یا انتخاب می­شود تا تأثیر یا ارتباط آن با متغیر دیگری معین شود. متغیر مستقل پیش­فرض متغیر وابسته است. به عبارت دیگر این متغیر، مقدمه و متغیر وابسته، نتیجه است. در تحقیق آزمایشی، متغیر مستقل به وسیله آزمایش­کننده دستکاری می­شود تا تأثیر تغییرات آن بر متغیر دیگری که وابسته فرض شده است، مشاهده و اندازه­گیری شود. به عبارت دیگر، تغییرپذیری یا نوسان در متغیر وابسته به حساب متغیر مستقل گذاشته می­شود(دلاور، 1393). در این پزوهش، برنامه 15 جلسه‌ای مداخله‌ای ویژه کودکان طلاق، متغیر مستقل می‌باشد.

  • متغیر تعدیل­کننده:[30] متغیری است که بر رابطه متغیر مستقل و متغیر وابسته تأثیر اقتضایی دارد. یعنی حضور متغیر سوم (متغیر تعدیل­کننده) می‌تواند رابطۀ مورد انتظار اصلی بین متغیرهای مستقل و وابسته را تغییر ­دهد. در پژوهش حاضر متغیرهای تعدیل‌کننده عبارتند از:
  1. جنسیت
  2. سن
  3. جنسیت والد سرپرست
  • متغیر كنترل[31]: چون در یک پژوهش اثرات همه متغیرها قابل بررسی نیست، پژوهشگر اثرات برخی متغیرها را از طریق کنترل آماری یا کنترل‌های تحقیقی خنثی می‌کند، به عبارتی متغیری است که به­منظور حصول اطمینان از اینکه آیا روی روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته تأثیر دارد یا خیر، ثابت نگه داشته می­شود(هومن، 1387). در اینجا متغیرهای کنترل عبارتند از:
  1. طلاق قانونی والدین
  2. زندگی کودک با یک والد
  3. واقع ‌شدن در دو سال اول طلاق
  4. عدم ابتلا به بیماری مزمن و یا معلولیت جسمانی جدی
  5. عدم ابتلا به هیچ‌کدام از اختلالات عمده محورهای روانپزشکی

تعداد صفحه :289

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com

پایان نامه اثربخشی بازی درمانی در افزایش  مهارت‌های  شناختی، اجتماعی و حركتی دانش‌آموزان كم توان ذهنی

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد رشت

دانشکده علوم انسانی

گروه آموزشی روانشناسی

پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد

رشته :روانشناسی                   گرایش:عمومی

عنوان:

اثربخشی بازی درمانی در افزایش  مهارت‌های  شناختی، اجتماعی و حركتی دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر

بهمن 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

موضوع صفحه
چكیده 1
فصل اول کلیات پژوهش 2
مقدمه 3
بیان مساله 5
اهمیت و ضرورت تحقیق 10
اهداف 13
فرضیات 14
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها 15
فصل دوم پیشینه پژوهش 19
گستره نظری 20
مقدمه 20
تاریخچه بازی 21
تعاریف بازی 22
دیدگاه‌های مربوط به بازی 25
بازی در فرهنگ، ادبیات و مذهب 32
ارزش‌های بازی 34
بازی و رشد اجتماعی 34
بازی و رشد شخصیت 37
بازی و رشد جسمی 39
بازی و رشد عاطفی 44
بازی و رشد اخلاقی و تربیتی 45
بازی و رشد ذهنی 46
بازی و ارزش درمانی 48
گذری بر تاریخچه بازی درمانی (از روسو تا راجرز) 49
روش آنا فروید و ملانی کلاین 52
تعاریف بازی درمانی 54
رویکردها و روش‌های رایج بازی درمانی 57
بازی درمانی آدلری 57
بازی درمانی رفتاری 59
بازی درمانی گشتالتی 60
بازی درمانی رفتاری- شناختی 61

 

 

 

فهرست مطالب

موضوع صفحه
بازی درمانی خانوادگی 62
اصول بازی درمانی و انتخاب وسایل 62
کودکان کم توان ذهنی 64
ویژگی های افراد کم توان ذهنی 68
آشنایی با نظام و تکنیک های ویژه در آموزش و پرورش کودکان کم توان ذهنی 70
ویژگی های یادگیری دانش آموزان کم توان ذهنی 75
فواید بازی های آموزشی 79
طرح‌ریزی برنامه بازی درمانی برای کودکان کم توان ذهنی 83
مهارت‌های حرکتی و جسمی در کودکان کم توان ذهنی 86
مهارت‌های اجتماعی 95
عوامل کلی موثر بر قابلیت اجتماعی 97
مهارت‌های اجتماعی در کودکان کم توان ذهنی 103
تعامل اجتماعی و روابط با همسالان 106
درک بین فردی 109
مداخلات اجتماعی 111
مهارت‌های شناختی در کودکان کم توان ذهنی 120
گستره پژوهش 128
الف: پژوهش‌های انجام گرفته در ایران 128
ب) پژوهش‌های انجام در خارج 132
فصل سوم روش شناسی 139
روش تحقیق 140
طرح تحقیق 140
جامعه آماری 141
حجم نمونه تحقیق و روش نمونه گیری 141
روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها 141
روش‌های آماری 160
فصل چهارم یافته های پژوهش 161
یافته های توصیفی 162
یافته های استنباطی 165
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری 184
یافته های پژوهش به تفكیك فرضیات 185
محدودیتهای تحقیق 191

فهرست مطالب

موضوع صفحه
پیشنهاد ات 192
منابع 193
پیوست ها 206
چكیده انگلیسی 248

چکیده

بازی همانند سایر پدیده‌ها ابعاد و جنبه‌های وسیعی را در بر می‌گیرد كه در این پژوهش به ابعاد شناختی، اجتماعی و حركتی توجه شده است . هدف كلی این پژوهش بررسی اثر بازی درمانی در رشد مهارت‌های مربوط به حیطه‌های شناختی، اجتماعی و حركتی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر می‌باشد .

تحقیق حاضر از نوع تحقیقات شبه آزمایشی (نیمه تجربی) ، طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه كنترل است. جامعه آماری این پژوهش دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر دختر و پسر  شاغل به تحصیل در مدارس استثنایی استان گیلان می‌باشند. روش نمونه گیری ، روش تصادفی ساده می باشد.حجم نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر دانش‌آموزان كم توان ذهنی (14 نفر پسر و 16 نفر دختر) می‌باشند.دانش اموزان مورد مطالعه بصورت تصادفی ساده به دو گروه (15 نفره) آزمایش و گواه تقسیم شدند.ابزار تحقیق عبارتند از:1- تست پیشرفته ادراكی- بینایی فراستیگ 2-آزمون نقاشی آدمك گودانیاف3- مقیاس بالیدگی (بلوغ اجتماعی) واینلند 4-آزمون‌های رشد شناختی پیاژه.

یافته های این تحقیق نشان داد که:بازی درمانی بر پیشرفت نگهداری ذهنی مفاهیم” طول، وزن و حجم” ، پیشرفت هماهنگی چشم و دست ، پیشرفت اجتماعی شدن ، پیشرفت تحصیلی و رشد مهارت های حرکتی در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر مؤثر می باشد.

کلید واژه ها: دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر، بازی درمانی، مهارت های شناختی، اجتماعی و حرکتی.

دراین فصل به کلیات پژوهش پرداخته می شود. بنابراین به ترتیب، موضوعاتی مانند مقدمه، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت پژوهش، هدف های پژوهش و تعریف های مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد.

مقدمه

کودکانی که از لحاظ جسمی، شناختی، روانی اجتماعی -و احساسی با فراگیر ان عادی متفاوتند و نمی توانند چندان از خدماتی که در اختیار دیگران است بهره ببرند کودکان با نیازهای ویژه[1] نامیده می شوند. کودکان کم توان ذهنی،کودکانی با نقایص شنیداری، بینایی، گفتاری، ارتوپدی وهمچنین کودکانی که مشکلات عاطفی دارند و آن دسته ازکودکانی که بهره هوشی بالا دارند و فوق العاده با استعداد هستند نیز در این دسته قرار می گیرند )آتمان[2]،2005).

در میان کودکان کم توان ذهنی،کودکان و دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر کودکانی هستند که علی رغم توانایی برای یادگیری خواندن، نوشتن و عملیات ساده ریاضی از طریق آموزش و تمرین، نسبت به کودکان عادی همسال خود دارای تفاوت هایی می باشند، احتمالا یکی از این تفاوت ها در مهارت های شناختی، اجتماعی و حرکتی می باشند )سیمین قلم وعلی بخشی، 1390 ؛ ملک پور،1391؛ یانگ و سو[3]، 2012 (این گونه کودکان بهره هوشی بین 55 تا 74 دارند و در زمینه مهارت های زبانی، قدرت ادراکی، ظرفیت حافظه، تخیل و خلاقیت ازتوانایی پایینی برخوردار هستند )افروز، 1389).  

موضوع بازی و تأثیر آن بر رشد شناختی، اجتماعی و حركتی دانش‌آموزان در حوزه روانشناسی، پیكره وسیعی از تحقیقات و پژوهش‌ها را به خود اختصاص داده است. در واقع شروع بازی را می‌توان به گذشته‌های دور حتی بدو پیدایش انسان نسبت داد. اولین مورد استفاده از بازی در درمان، به پسری پنج ساله به اسم هانس كوچولو مربوط است كه فروید طی آن به درمان ترس بیمارگونه كودك پرداخت.

به این ترتیب بهترین كارهای اولیه با كودكان براساس روش‌های فروید[4] انجام گرفت. بنابراین روانكاوان سهم زیادی در پیشرفت ادبیات درمانی بازی داشتند و از جمله فروید به خاطر ارائه نظریه تداعی آزاد و استفاده از آن در تبیین بازی كودكان به عنوان پدر بازی درمانی شناخته شده است. در اوایل قرن بیستم درمانگری به نام «هلموت» برای نخستین بار بازی درمانی را به كار گرفت «آنا فروید[5]» و «ملانی كلاین[6]» كار «هلموت» را ادامه دادند و بازی درمانی را وارد كار روانكاوی خویش كردند (حسین نژاد، 1389).

در دهه 1920 درمانگاه‌های راهنمایی كودك فنون بازی سازمان‌یافته را ابداع كردند. «دیوید لوی[7]» (1939) به منظور كمك به كودكانی كه به علت تخلیه هیجانی و دستیابی به بینش مشكلاتی داشتند «درمان راه اندازی ساخت دار» را به وجود آورد.

در بازی درمانی ، طرح‌ریزی مجموعه‌ای از موقعیت های ویژه مد نظر می‌باشد كه می‌تواند از نقطه‌نظر بالینی چارچوب وسیع‌تری از روان‌درمانی با كودكان فراهم آورد، لذا پرداختن به امر بازی ضروری است لندرث[8]( به نقل از آرین، 1388) اظهار می‌دارد در تجربه بازی درمانی محوطه امنی به كودك داده می‌شود. تا خود را امتحان كند از طریق بازی خود را اظهار دارد و با انجام این كار یاد بگیرد كه خود را بهتر بشناسد تا بدان جا كه دانش خود را در مورد به‌کارگیری ظرفیت‌های خود در راه‌های مناسب تر بالا ببرد.

 بیان مسأله

بازی جزیی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است. انسان از نظر فیزیولوژیك نیاز به جنبش و حركت دارد و بازی جزء مهم این جنبش و حركت است.انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفكر دارد و بازی خمیرمایه تفكر است (مهجور، 1390).

 به نظر دیل لبو[9] (1967) اولین مدافع مطالعه بازی كودكان جهت درك و آموزش آن‌ها «روسو» بود. او در كتاب امیل[10] عقایدش را در مورد اهداف آموزش كودك بیان نمود. روسو بر اهمیت بازی برای درك كودكان تاكید و توصیه می‌کند كه معلم باید برای ملحق شدن به بازی شاگردانش با ایفای نقش كودك، معاشری مناسب برای آن‌ها باشد. البته تعاریف روسو در مورد بازی و تفریح‌های كودكان بیشتر در جهت اهداف تربیتی بوده است تا اینكه بر كاربردهای تحقیقاتی و درمانی مدرن بازی منطبق باشد (احمدوند، 1389). «لاندرت[11] » (1982) اظهار داشت بازی درمانی را می‌توان در تمام رویكردهای مشاوره‌ای به كار گرفت. از نظر او این شیوه درمانی روش اصلی كار با كودكان 2 تا 12 ساله است. زیرا رشد شناختی آن‌ها محدود است و نمی‌توانند افكار و احساسات خود را به زمان بیاورند. او بازی را جزء جدانشدنی زندگی كودكان و شیوه طبیعی یادگیری و ارتباط برقرار كردن آن‌ها با دیگران معرفی می‌کند و «شافر[12]» (2007) اظهار می‌دارد كه در دهه اخیر علاقه شدیدی به موضوع و حرفه بازی درمانی به وجود آمده است (به نقل از حسین نژاد، 1389).

براساس مراحل رشد ذهنی، همكاران پیاژه به بررسی رشد ذهنی كودكان عقب‌مانده ذهنی در چارچوب نظام پیاژه پرداختند و به این نتیجه رسیدند كه عقب‌ماندگان متوسط[13] از مرحله پیش عملیاتی (7-2) سالگی و عقب‌ماندگان سطحی از مرحله عملیات عینی (12-7) سالگی جلوتر نمی روند و این كودكان از نظر تحول ذهنی 2/1 تا 4/3 یك كودك عادی می‌باشند (جوادیان، 1388).

نظریه‌ها و پژوهش‌های مربوط به رشد كودك نشان می‌دهد كه كودكان در آغاز تا بلوغ از مراحل مختلف رشد می‌گذرند. در مرحله حسی- حركتی[14] آنان به مدد حس و جنبش و در حیطه حركتی[15] درباره محیط اطراف خود به تجربه می‌پردازند و به تدریج به سوی مرحله ادراكی[16] پیشرفت می‌کنند. هر دو مرحله فوق پایه و اساس پیشرفت و ارتقا آنان به سطح شناختی[17] است برخورداری كودكان از یك زمینه غنی و استوار از تجربیات حركتی- ادراكی موجب رشد خودپنداره[18] و تصور بدنی[19] و حس اعتمادبه‌نفس در آنان می‌شود بنابراین غنی‌سازی رشد این فرایند در كودكان ضروری است و كودكانی كه در پاسخ‌دهی مناسب در این فرایند فرو می مانند در یادگیری نیز با دشواری‌هایی مواجه خواهند گشت (سازمند، طباطبایی، 1389). تحقیقات نشان می‌دهد كه كودكان كم توان ذهنی معمولاً در این فرآیند با تأخیرهایی مواجه‌اند بنابراین با توجه به نقشی كه بازی می‌تواند در غنی‌سازی این فرآیند ایجاد نماید لازم است به آن پرداخته شود. به طوری كه «هارلوك» به نقش بازی در ارتباط‌های اجتماعی تاكید دارد. «استرانگ» بازی را بهترین چراغ هدایت برای درمان بلوغ اجتماعی كودك می‌داند «اسپنسر» اظهار می‌دارد بازی وسیله سلامت جسم و پرورش حواس است. پیاژه با مشاهده بازی كودكان خود موفق به كشف قوانین رشد ذهنی گردید و نظریه «رشد مراحل ذهنی» را ارائه نمود (احمدوند، 1389).

روانشناسان معتقدند كه بازی به كودكان فرصت می‌دهد كه توانایی‌های جسمانی‌شان را در مقایسه با معیارهای خود و دیگران آزمایش كنند و از طریق بازی حس بینایی، شنوایی و لامسه آنان پرورش می‌یابد. لذا با توجه به اثرات و نقش بازی در كلیه ابعاد زندگی كودكان و بهره‌گیری از بازی در قالب بازی درمانی كه درمانگر بر جنبه‌ها و رابطه هیجانی بین خود و كودك تاكید و توجه دارد و امروزه نیز رویكردها و روش‌های متفاوت و رایج بازی درمانی شامل بازی درمانی آدلری، بازی درمانی گشتالتی، بازی درمانی رفتاری- شناختی و بازی درمانی راجرزی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نگارنده در این پژوهش توجه خود را به كودكان عقب‌مانده ذهنی آموزش پذیر جلب كرده است، تا با توجه به نقش درمانی بازی و ویژگی‌های این كودكان فرصت‌هایی را برای آنان فراهم آورد تا به طور عمیق و در مكانی امن بتوانند توانایی‌های خود را برای انسان بودن (كه حق آن‌ها است) تجربه كنند. این تجربه می‌تواند از طریق یك رابطه امن و در قالب بازی‌های آموزشی، حركتی و اجتماعی كه بین درمانگر و كودك برقرار می‌گردد حاصل شود. زیرا تحول اجتماعی یكی از حیطه‌هایی است كه در این كودكان دچار آسیب شده است. كودكان عقب‌مانده ذهنی در توانایی برقراری، حفظ و تداوم یك رابطه منطقی اجتماعی ضعف‌هایی آشكار دارند. ظرفیت و كشش پایین ذهنی آنان منجر به عدم درك صحیح آن‌ها از روابط اجتماعی می‌گردد. براساس مراحل رشد ذهنی، همكاران پیاژه به بررسی رشد ذهنی كودكان عقب‌مانده ذهنی در چارچوب نظام پیاژه پرداختند و به این نتیجه رسیدند كه عقب‌ماندگان متوسط[20] از مرحله پیش عملیاتی (7-2) سالگی و عقب‌ماندگان سطحی از مرحله عملیات عینی (12-7) سالگی جلوتر نمی روند و این كودكان از نظر تحول ذهنی 2/1 تا 4/3 یك كودك عادی می‌باشند (جوادیان، 1388).

از آنجا كه در كودكان كم توان ذهنی اختلال حركتی مشاهده می‌شود و فعل‌وانفعالات فیزیكی آنان در رابطه با محیط و سایر افراد عموماً در سطح نازل‌تری از هنجارهای طبیعی جامعه انجام می‌شود و به نقل از (منصور دادستان، 1386) كودكان معلول ذهنی عموماً دچار «كودنی حركتی» می‌باشند. (فیت به نقل از شریفی درآمدی، 1386) اظهار می‌دارد كه كودكان عقب‌مانده ذهنی در انجام امور حركتی بین دو تا چهار سال از كودكان عادی عقب‌ترند. كودر[21] (2006 به نقل از شاكریان، 1390) با اجرای یك برنامه بازی و تربیت بدنی و حركتی برای عقب‌ماندگان ذهنی نتایجی را به دست آورد. به طوری كه افراد شرکت‌کننده در تحقیق وی از نظر هماهنگی، چابكی و آناستقامت پیشرفت كرده بودند. رشد و تحول اجتماعی نیز یكی از حیطه‌هایی است كه كودكان عقب‌مانده ذهنی در توانایی برقراری ارتباط، حفظ و تداوم یك رابطه منطقی اجتماعی صفت‌های آشكار دارند (منشی طوسی، 1387) به لحاظ اهدافی كه این پژوهش دنبال می‌کرد یعنی تأثیر بازی درمانی در رشد مهارت‌های حركتی، شناختی، اجتماعی كودكان كم توان ذهنی در شهركرد.

 لذا برای اعمال متغیر مستقل بازی‌هایی را كه مبتنی بر افكار و دیدگاه‌های پژوهش گران است انتخاب و طراحی نموده است به نوعی كه با این سه حیطه پیوند داشته باشد هرچند كه نتایج حاصل از تحقیقات در این زمینه محدود بوده است اما قبل از اجرای بازی‌ها لازم است مربی نكات زیر را مورد توجه قرار دهد.

1- چون هدف از ارائه بازی‌ها تنها گذاشتن كودكان در یك اتاق یا مكان با مقداری وسایل بازی و اسباب‌بازی كه احتمالاً كودك نیز با آن‌ها آشنایی دارد نیست لذا مربی (درمانگر) پس از برقراری ارتباط با كودك باید ضمن اینكه احساس اطمینان به خود را به كودكان القا می‌کند عمیقاً به درك كامل از آنچه كه انجام می‌دهد باشد. چون مفاهیمی كه در این بازی‌ها نهفته است بسیار فراتر از تفریح و سرگرمی است و آموزش‌دهنده مفاهیم اساسی به كودك می‌باشد تا سبب بالا رفتن مهارت در او گردد، در واقع بهره‌گیری از روش‌ها و فنونی است كه صاحب‌نظران پیشنهاد کرده‌اند. بدین معنا كه زبان شفاهی در بازی‌ها به ویژه بازی گروهی كاربردی ندارد. زبان غیركلامی مشروط بر آنكه همراه آموزش باشد مفیدترین وسیله در ایجاد ارتباط با كودكان دارای معلولیت به شمار می‌آید (نظری نژاد، 1387).

2- چون این بازی‌ها بیانگر رابطه مشخص میان مربی و كودك است لذا مربی باید سعی كند بازی‌ها  طوری اجرا شوند تا برای كودك خوشایند باشند و نشاط و شادی را در او برانگیزاند و ضمن لذت بردن كودك از بازی اهداف درمانی نیز تحقق یابد.

3- برای حفظ علاقه كودكان به بازی باید از وسایل مختلفی كه برای این منظور در نظر گرفته شده است به تناوب استفاده شود.

4- بازی‌ها براساس سطح توانایی كودك ارائه می‌گردند و هدف آن است كه كودك عقب‌مانده ذهنی از نظر مهارت مورد نظر پیشرفت كند.

5- به هر بازی 15 الی 20 دقیقه اختصاصی داده می‌شود البته مربی و درمانگر می‌تواند تا زمانی كه كودك اشتیاق به بازی را از دست نداده است بازی را متوقف نكند.

6- اتاق بازی شبیه یك كلاس نیست بلكه همانند آزمایشگاهی است كه وسایل، ابزار و اسباب‌بازی‌های متنوعی وجود دارد كه متناسب با اهداف بازی در اختیار كودك قرار می‌گیرد. استرین (2007) اظهار می‌دارد كه آماده سازی محیط می‌تواند فعالیت بازی كودكان را افزایش دهد. (نظری نژاد، 1387).

7- در یك جلسه بازی درمانی مربی (درمانگر كودك) می‌تواند با انتخاب بازی‌هایی كه ارائه شده است یك یا دو بازی را از هر حیطه انتخاب و پس فراهم آوری شرایط و مكان بازی اقدام به بازی كرد.

8- به‌کارگیری متغیر بازی در این پژوهش همراه با مداخلات و همراهی مربی و درمانگر است زیرا هدف از به‌کارگیری بازی‌ها توجه به جنبه‌های اصلاحی و درمانی آن نیز می‌باشد. به همین دلیل از اصطلاح بازی درمانی كه در ارزش‌های بازی جنبه درمانی نیز دارد بهره گرفته شده است.

در واقع در این تحقیق در صدد آن هستیم تا به مطالعه اثربخشی بازی درمانی در رشد مهارت های شناختی، اجتماعی و حرکتی دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بپردازیم.

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

طبق آمارهای بین‌المللی در هر جامعه‌ای حدود 10% كودكان به دلایل مختلف قادر نیستند همسان با هنجارهای گروه سنی خود در حیطه‌های شناختی و اجتماعی و حركتی عمل نمایند.

و به نوعی تأخیر در این فرایندها دارند و از آنجا كه بازی به عنوان یك هدف كلی و بازی درمانی به عنوان یكی از اهداف ویژه بازی می‌تواند زمینه لازم را برای برقراری ارتباط با كودكان و به ویژه كودكان كم توان ذهنی فراهم آورد تا از طریق طرح‌ریزی‌های موقعیتی بتوانیم فرآیند رشد و یادگیری آنان را تسهیل نماییم و تاكنون این فرصت به صورت عملی فراهم نشده است تا بتوانیم اثرات آن را به صورت علمی و تجربی بررسی نماییم. لذا برای فراهم آوری این فرصت جهت كودكان كم توان ذهنی ضرورت‌های زیر به نظر می‌رسد:

1- فراهم آوری روش جدید و مفید برای آموزش كودكان كم توان ذهنی

2- فراهم آوری زمینه جهت رشد مهارت‌های شناختی كودكان كم توان ذهنی از طریق بازی در مدارس

3- بررسی و آزمایش متدهای بازی در جهت رشد مهارت‌های حركتی و اجتماعی كودكان كم توان ذهنی

4- جلب توجه مسئولان به اهمیت بازی و بازی درمانی به عنوان یك راهكار در آموزش و پرورش كودكان كم توان ذهنی

5- یافتن راه‌های جدید برای كمك به مشاوران، مربیان و معلمان در زمینه كار با كودكان كم توان ذهنی

6- یافتن راه‌های جدید تا ضمن ایجاد نشاط در كودكان كم توان ذهنی از طریق بازی بتوانیم اهداف درمانی را نیز در برنامه‌ها لحاظ كنیم.

7- وجود امكانات و وسایل لازم در مدارس استثنایی و عدم استفاده بهینه از این امكانات در جهت رشد مهارت‌های كم توان ذهنی

8- ضرورت افزایش اطلاعات نظری و كاربردی مربیان در به‌کارگیری و استفاده از روش‌های بازی درمانی در كار با كودكان كم توان ذهنی به صورت سازمان‌یافته

9- ضرورت طراحی بازی‌هایی متناسب با توان رشدی كودكان كم توان ذهنی كه مبتنی بر بررسی و پژوهش باشد.

10- در بیشتر مدارس مشاوران اذعان کرده‌اند كه استفاده از بازی درمانی در موقعیت‌های آموزشگاهی می‌تواند برای كودكان كم توان ذهنی مفید و موثر باشد كه پرداختن به این مسئله می‌تواند موید نظرات آن‌ها باشد.

11- انجام این پژوهش امكان و زمینه را برای پژوهش‌های دیگر فراهم می‌آورد.

12- ضرورت دارد مربیان و كاركنان مدارس استثنایی از متدهای آموزشی جدید در جهت رشد مهارت‌های شناختی، اجتماعی و حركتی كودكان كم توان ذهنی بهره گیرند.

13- این مسئله می‌تواند اهمیت بازی برای این كودكان را نشان دهد تا از حالت تكراری بودن، وقت‌گذرانی، کسل‌کنندگی به طرف ایجاد نشاط و شادابی و غالباً باهدف آموزشی از پیش طراحی‌شده برنامه‌ریزی و اجرا گردند.

«لاندرت[22] » (1982) اظهار داشت. بازی درمانی را می‌توان در تمام رویكردهای مشاوره‌ای به كار گرفت. از نظر او این شیوه درمانی روش اصلی كار با كودكان 2 تا 12 ساله است. زیرا رشد شناختی آن‌ها محدود است و نمی‌توانند افكار و احساسات خود را به زمان بیاورند. او بازی را جزء جدانشدنی زندگی كودكان و شیوه طبیعی یادگیری و ارتباط برقرار كردن آن‌ها با دیگران معرفی می‌کند و «شافر[23]» (2007) اظهار می‌دارد كه در دهه اخیر علاقه شدیدی به موضوع و حرفه بازی درمانی به وجود آمده است (به نقل از حسین نژاد، 1389).

با توجه به سالها سابقه تدریس در دوره ابتدایی ، همواره علاقمند به استفاده از روش های فعال تدریس خصوصا از طریق بازی بوده ام.لیکن هیچ روش مبتنی بر بازی در آموزش و پرورش رایج نیست.یافته های این تحقیق به طور محسوسی می تواند از سوی معلمان مورد استفاده قرار گیرد.

 اهداف تحقیق

هدف كلی این پژوهش بررسی اثر بازی درمانی در رشد مهارت‌های مربوط به حیطه‌های شناختی، اجتماعی و حركتی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر می‌باشد .

اهداف جزئی

– بررسی اثر بازی درمانی بر پیشرفت نگهداری ذهنی مفاهیم” طول؛ وزن ؛ حجم” در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر

 – بررسی اثر بازی درمانی بر رشد ترسیم آدمك در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر.

– بررسی اثر بازی درمانی بر پیشرفت هماهنگی چشم و دست در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر.

– بررسی اثر بازی درمانی بر پیشرفت اجتماعی شدن در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر.

– بررسی اثر بازی درمانی بر پیشرفت تحصیلی در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر.

– بررسی اثر بازی درمانی بر رشد مهارتهای حرکتی دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر.

هدف كاربردی

یافته های این تحقیق بطور مستقیم در آموزش و پرورش عادی و بطور تخصصی در آموزش و پرورش استثنایی کاریرد داشته و برای اولیا و مشاوران تربیتی نیز مفید خواهد بود همچنین یافته های این پژوهش می تواند  برای برنامه ریزان درسی مورد استفاده باشد

فرضیه‏های تحقیق

–  بازی درمانی بر پیشرفت نگهداری ذهنی مفاهیم” طول؛ وزن ؛ حجم” در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر موثر می باشد.

 – بازی درمانی بر رشد ترسیم آدمك در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر موثرمی باشد.

– بازی درمانی بر پیشرفت هماهنگی چشم و دست در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر موثر می باشد.

-بازی درمانی بر پیشرفت اجتماعی شدن دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر موثرمی باشد.

–  بازی درمانی بر پیشرفت تحصیلی در دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر موثر می باشد.

– بازی درمانی بررشد مهارتهای حرکتی دانش‌آموزان كم توان ذهنی آموزش پذیر موثر می باشد.

تعریف مفهومی و عملیاتی واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی

تعداد صفحه :260

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  serderehi@gmail.com